نوشته شده توسط نویسنده وبلاگ:

مهربان

ای خدا می شود بر گنه کار روسیاه نگاه کنی؟ یا به سوی او نظر رحمتی عطا کنی؟

ای خدا می شود کمی آهسته تر، ندای لبیکان را بر دل و روح این عمر سیه، نشان کنی؟

ای خدا گرچه دورم از نور علی نور تو، ولی جز تو نیست بویی در این حوالی ای خدا گرچه هستم غرق گناه ،

ولی جز تو کیست منجی و ماوای ازلی؟

ای خدا، مرا به خود وامگذار بیش ازین که غم دوریت،چه ها کند با نفس ابدی

ای خدا خدا خدا، خدایی کن،

همچو هربار مرا بسپار این بار، به در خانه ی علی

به علی گو که او را نذر تو کردم ای علی تو نیز او را نذر ولدت کن همان، همای علی همو را گویم که دستش دست من است؛

و زبانش زبان تو ای علی همو را گویم که زمان، بدنبال اوست و

او بدنبال مقتدای مرتضایش، علی آری اوست منجی تو ای، سیه کار و سیه رو همه ی جانت در دستان پسر زهرای علی تو خود بخوان حدیث مفصل ازین مجمل که چه ها برآید از پسر زهرا و علی؟

حسین هرچه دارد در پی امید اوست در پی امید مولای حالت، صاحبت، مهدی

موضوعات: روایت تولیدی, #به قلم خودم  لینک ثابت



[پنجشنبه 1397-06-15] [ 10:16:00 ب.ظ ]