پیاده روی بعد از باد و باران بهاری، چقدر آرام بخش و دلنواز هست. وقتی در پیاده رو آهسته قدم می زدم و هوای بهاری را تا اعماق جان می سپردم، چشمم به شکوفه هایی افتاد که بر زمین ریخته بودند، شکوفه هایی که مغرورانه به گُل نشستند اما تاب باد و باران نیاورده و… بیشتر »
   سه شنبه 4 اردیبهشت 13974 نظر »
در تاراج زمان مدهوش عالم بودم به نحوی که صدای پای محب آشنای محبت را حس نکردم دوستدار تو در حیات دوش با خود گفت: چرا مهری بالاتر را با تو در میان نگذاشتم. مهری که از عشق جان گدازتر، از معشوق شیفته تر و از محبت دلرباتر و از وفا برتر و والاتر. سحر گاه… بیشتر »
کلیدواژه ها: بهار, شعر
   دوشنبه 6 فروردین 1397نظر دهید »
امروز پشت پنجره، بهار را دیدم که خرامان درکوچه ها قدم می زد، اما! رنگ رخساره اش خبر می داد از سر درونش. او بهار کودکی هایم نبود، چند تار مویش سپید گشته و غم در میان شکوفه هایش پنهان شده بود. با شتاب خود را به او رساندم تا بلکه او را مانند کودکی ها ببویم… بیشتر »
   جمعه 3 فروردین 1397نظر دهید »
چقدر خوب است که زمستان زود می گذرد وبهار باز می گردد. بهار گرم است و گرما بخش، بهار می آیدتا گنجشکان دیگر از سرما نلرزند‌. زمستان سرد، بار خود را بر بند و زودتر برو، من از سیاهی زغالت فهمیدم که می روی اما دلم را سیاه، نگاهم را سیاه کردی، زودتر برو، می… بیشتر »
کلیدواژه ها: بهار, زمستان
   یکشنبه 20 اسفند 1396نظر دهید »
 
مسابقه وبلاگ نویسی حمایت از کالای ایرانی