کوثر ولایت
مدرسه علمیه کوثر اصفهان
 
  خانه آخرین مطالب لینک دوستان تماس با ما  

   




جستجو





 << < اسفند 1396 > >>
شن یک دو سه چهار پنج جم
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29      




کاربران آنلاین

  • رضوانی
  • حدیث عشق
  • زكي زاده
  • جمشيديان
  • صبا ملکوتی
  • حضرت مادر (س)
  • رها
  • امید



  •   اشک هایت را بر چادر من بریز   ...

    سلام میکنم به لطافت روحت،

    خانم چرخنده.

    آری، سلامی از روی ادب و برای بازکردن آغوشم تا در پناهش گریه کنی و شانه ای برایت می گذارم تا اشکهایت را میهمان باشد.

    چرخنده به حکم تقدیر و رسیدن به نقطه پرگار و آغاز.

    می دانی!! همانجا که خود را یافتی

     می گویم.

    شنیدم گفتی وقتی اهانتت می کردند مادر را در کنار داشتی ؟ خوشا بر سعادتت؛ می دانی چرا؟

    آنجا که به بانویت سیلی زدند و اهانت کردند، مادری در کنار نداشت تا به آغوشش پناه گیرد.

    برایت از آنجا بگویم که زینب؛ نه مادری داشت، نه برادری و نه مریدی. 

    آه خدایا، آنجا که در کوچه های شام اهانت می دید و آنجا که چادرش آرامگاهی برای رقیه اش شد را

    می گویم.

    گفتی چادرت را به حکم عقل بر سر نهادی؟ 

    مرحبا بر تو و هزاران درود بر روحت.

    از انتخابت برای رفتن از کشور شیعه و نهادن چادر بر سر گفتی؟!!!!

    خبر داری، خداوند امر بر چادر بانویت داد؟

    امرالهی را گریزی نیست و بانویت در میان قومی چادر بر سر می نهاد که خاکروبه بر سر پدرش می ریختند و ناسزا به همسرش می گفتند.

    سختی های بانویت را.

     هرچه بگویم باز حق مطلب ادا نمی شود.

    اما!! اشکهایت را نثار آن بانویی کن که الگوی رهایی و آزادیت شده،

     نه برای آنانی که پشیزی عشق و ولایت را درک نکرده اند.

    اشکهایت را با شانه های من قسمت کن، شاید سنگینی چشمانت بر شانه های خسته ام آرامشی به ارمغان آورند.

    بیا و بنشین از نرخ نان بگو، اگر نرخی باشد حتما چرتکه اش در دست خداست. آری نانت را در تنور دلت بگذار و قیمتش را به خداوند بسپار.

    آن بینای عادل، چرتکه ای می زند و حساب را به روزش می دهد و پرداختش به وقتش می ماند. چادرت را بر سر بکش و همراه ناله های زینب دلت را به کوچه های غم روان.

    آنجا که زینب کوچه های شهر را پیموده و تو هنوز در خم یک کوچه مانده ای!!!!

    بزرگی روحت را به کوته بینان مشغول مکن. آنها را به حال خود واگذار و به چرتکه قیمت خداوندی.

    موضوعات: نویسنده: فریبا حقیقی  لینک ثابت



    [سه شنبه 1396-12-01] [ 11:14:00 ق.ظ ]





      غربت عاشقانه   ...

    نوشته شده توسط نویسنده وبلاگ

    سرکار خانم الهام ملمعی

     

    خدايا دل كه ميسوزد ز جور اين 

    زمانه

    به ياد فاطمه مي افتم و بين در و ديوار خانه 

    به هنگامي كه غم گيرد درون سينه ام را

    روايت ميكنم از ياد زهرا 

    عاشقانه

    شنيدم قصه مولا علي و

    همسرش را

    كه بسپارد به خاكي، عشق عالم را شبانه

    ملائك گريه كردند غربت آن 

    لحظه ها را

    كه گويي حق شده در خاطر شب جاودانه

    به وقت قصه و لالايي شب اشك زهرا

    كند ياد حسين و زينب و خار مغانه

    بزرگي را فقط بايد از او الگوگرفتن

    به آتش ميكشد مهرش جهان را بي بهانه

    موضوعات: روایت تولیدی  لینک ثابت



     [ 09:48:00 ق.ظ ]





      چاه   ...

    کوچه…سیلی…آتش…در…میخ… پهلو…صورت نیلی…و اما،

    فاطمه

    راستی ؟!؟ خیبرشکن. صاحب شمشیر ذولفقار..دست خدا..

    بعد از فاطمه

    چقدر به من سخت گذشت آقا!

    حیران شدم که چرا هنوز ویران    

     نشده ام!!

    آخر وقتی کسی که خیلی درد داشته باشه میگویند سنگ را آب کرده!

    این دروغ است، پس چرا من آب نشدم!

    ای کاش ویران شده بودم و این حرف ها را از شما نمی شنیدم آقاجان!

    حالا بماند حرف های دو نفریمان؛

    جواب سلام ندادن ها؛

     رو برگرداندن هایشان؛

    آخ الهی که کسی

     دشمن به شاد نشود…

    ولی دیگر این را نمی توانم تحمل کنم مولاجان!همه اش تا ته اعماق قلبم هی صدایتان میپیچد؛ شما را به خدا کمتر زمزمه لب هایتان کنید آقا:

    الا ای  چاه زهرایم جوان بود.

    ولی لیکن قدش از غم کمان بود.

    سال هاست شما رفتی و من ماندم و این غمها که مرا پیرکرد.

    ولی این عشق شماست که مرا زنده نگه داشته.

    آقاجان شما را به زهرایت قسم،

    دعا کن ویرانه نشوم.

    التماس دعا

    موضوعات: متفرقه  لینک ثابت



     [ 09:22:00 ق.ظ ]





      داعش وطنی   ...

    نوشته شده توسط نویسنده وبلاگ:

    سرکار خانم رعنا اسماعیلی

    دیده ایم و شنیده ایم که داعش به اسم محب محمد رسول الله بودن آدم می کشد و دیشب دیدیم دراویش به اسم محب علی ولی الله بودن آدم کشتند.

    چقدر مظلومند محمد صلی الله و علی علیه السلام.

    تا زنده بودند آنگونه به آن ها ظلم روا می داشتند و اکنون نیز این ظلم ها ادامه دارد.

    داعش ریش می گذاشت و دراویش فقط ظاهرشان عوض شده سیبیل می گذارند وگرنه ذات یکیست.

    حتی می توان گفت فرمان هدایت هم یکیست.

    کیست که از کشتن آدم های بی گناه خوشحال شود جز مشتی دیوانه از خدا بی خبر آن هم در شب شهادت بانوی دوعالم.

    در شب شهادت همسر کسی که ادعای دوستی اش را دارند و به نامش مست می کنند و آواز می خوانند.

    علی تو چقدر مظلومی، هرچقدر بیشتر می گذرد مظلومیت تو بیشتر نمایان می شود.

    مطمئنا حضرت زهرا دیگر تاب و توان دیدن اینهمه مورد ظلم واقع شدن تو را نداشت که شهادت را برگزید.

    به قول دوستی از این به بعد به جای دراویش باید بگوییم دعاویش.

    موضوعات: روایت تولیدی  لینک ثابت



     [ 09:13:00 ق.ظ ]





      گلي كه هرگز پژمرده نمي شود!   ...

     چه كنم؟نمي توانم دست به قلم نشوم
    اين بار جوهر قلم من،عطري است،عطري اشنا!

    اري عطر ياس است!

    عطرش به مشامت مي رسد
    استشمام كه كردي آسمان وجودت ابري ميشود

     كم كم

    قطره هاي باران از چشمانت جاري ميشود

    بگذار خوب ببارد!!!
    حال خوب نگاه كن
    بذر محبت او در دلت در حال جوانه زدن است

    حواست را جمع كن
    بايد پرورشش بدهي
    بگذار انقدر چشمانت ببارد در اين مصيبت
    تا همان جوانه ي كوچك، گلي شود شكفته!

    حال به حصاري براي مراقبت از آن احتياج داري

    حصاري را  انتخاب كن تا هر نگاه ناپاكي به گلت نيفتد،
    انتخاب خوبي است!
    بلندتر بگووو اري فرياد بزن چادرت را
    فرياد بزن بانوي مسلمان
    دور گلت را بگير

    و اما

    حال نياز داري گلت را جاودانه كني
    مبادا كه پژمرده شود

    نياز به يك نور داري
    نوري كه خود جاودانه باشد تا گلت را نيز جادوانه كند
    به آسمان نگاه كن نامش در حال درخشيدن است! زهرا!!!

    راستي؟كِي گل تو انقدر رشد كرد؟


    فائزه محمدي، ٢٩بهمن ٩٦

    موضوعات: دل نوشته  لینک ثابت



     [ 12:45:00 ق.ظ ]






      خانه آخرین مطالب لینک دوستان تماس با ما  

     
     
    اللهم اجعلنا من المتمسكين بولایه اميرالمومنين و ائمه المعصومین علیهم السلام هدف ما در این فضا, تولید محتوای دینی و علمی و آموزشی می باشد. مطالب وبلاگ ما همه تولید اند و حاصل دسترنج گروهی از طلاب مدرسه علمیه کوثر می باشند.