کوثر ولایت
مدرسه علمیه کوثر اصفهان
 
  خانه آخرین مطالب لینک دوستان تماس با ما  

   




جستجو





 << < اسفند 1396 > >>
شن یک دو سه چهار پنج جم
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29      




کاربران آنلاین

  • رحیمی
  • نرجس دولت آباد
  • زكي زاده
  • جمشيديان
  • بهار
  • زهرا حسینی
  • حوزه علمیه باقرالعلوم علیه السلام
  • یار مهـــدی
  • Nasrin
  • رها
  • شهید هادی
  • فاطمه صادقی کنار مرگی



  •   ام البنینی شدن   ...

    نوشته شده توسط نویسنده وبلاگ کوثر ولایت:

    سرکار خانم زینب زمانی

    اول هفته و اول صبح و بدرقه راه همسر جان شدن چه زیباست

    هنوز منزل پدرم بودم به همسرم گفتم:

    (اگه بیام خونه دلم می گیره بعد از رفتنت)

    وسایلش را آماده کردم …با همه خداحافظی کرد.

    آرام آرام از پله ها پایین می رفتیم وقتی توی حیاط رسیدیم دست هایش را گرفتم و گفتم:

    این ها قرار است ضریح مطهر حضرت زینب (س) را لمس کنند

    . مرا هم در زیارت سهیم کن. ان شاالله به زودی قسمت من هم بشود.

    او هم چنان می رفت و دل من در پی اش.

    همسر عزیزم برو… خداپشت و پناهت…دست حق به همراهت…

    او رفت و من بازگشتم…

    بازگشت پیش خانواده و باز تنهایی، کوله باری از مسولیت…شما برو… من هیچ گاه مانعت نمی شوم وقتی

    می دانم تو می روی و رفتنت کمکی است بر حفظ حریم اهل بیتم…خودم هم یاری گرت می شوم و روانه میدانت می کنم،

    همانطور که دیگران این کار را کردند: ام وهب، ام البنین، هرچند که خود را با آن ها قیاس کردن اشتباهی بس بزرگ است،

    بزرگ نیستم اما می توانم خودم را به بزرگی بزنم، شاید فقط کمی مانند  آن ها بشوم.

    خدای من هم بزرگ است، همیشه کمکم کرده و لطفش را از من دریغ نمی کند.

    می دانم سایه اهل بیت بر اهل خانه من نیز گسترده است.

    اما نمی دانم راز فاصله چیست؟

    آخر هرچه فاصله مکانی من و همسرم بیشتر می شود دل تنگی هایم فزونی می یابند…

    راز فاصله ها چیست؟ نمی دانم…هیچ نمی دانم…راز اسرار هستی چنان زیبا و پیچیده هست که تفکر در مورد آن هم زیباست.

    برای من با زیاد شدن فاصله ها،

    دلتنگی هایم دوچندان می شود.

    در هر حال هرجای دنیا باشد…

    دلم با اوست.

    چه زیبا می گوید شاعر زیبا سخنمان:

    شیرینی وصال فراق کم از شور وصل نیست

    گر عشق مقصد است خوشا لذت مسیر

    موضوعات: اخلاقی وتربیتی  لینک ثابت



    [جمعه 1396-12-11] [ 06:54:00 ق.ظ ]





      ام الشهدا   ...

    مادری و حس آن را، شاعران و ادیبان بسیار سروده. 

    مادری را باید مادر شد و تعریف کرد اما مادرانه شدن، فقط با عاشقی معنا می شود و رنگ می گیرد.

    روی سخنم با آن مادری است که مادری کرد و مادر شد. 

    ام البنین را می گویم، بهتر است او را

    ام الشهدا نامید.

    شبانه های علی را هم نوا می شد و توفیق همسر شهید شدن را با

    ام الشهید شدن همراه می دید. 

    مویه های وداع با حسن(ع) آن سید جوانان بهشتی را چنان سر داد که زهرا (س) به دلداریش شتافت. ادب ولایت مداری را قطره قطره در کام پسرانش می ریخت و ذره ذره وجودشان را خالص تر و عاشق تر می کرد.

    آمده بود برای پروراندن ماه و ستاره، فلسفه وجودش روان ساختن ماه در پی خورشید بود. 

    آنجا که آفتاب آمد دلیل آفتاب را در قاموس خود دگرگون و ماه در پی آفتاب را دلیل آفتاب معنا کرد.

    ماه و خورشید را با هم بر سر نیزه فرستاد و ستارگان را بر مدار آن ها نهاد. 

    آسمان تاریک روزگاران را با ماه و ستارگانش به یاری خورشید، نورافشان کرد تا مگر دل های تاریک جرعه ای از نور بیابند و رفع عطش کنند.

    شهید بودن لطف بیکران خداوندی را در پی دارد،

    اما مادر شهید بودن بی کرانگی را درمی نوردد و به ابدیت می رساند. آنجا که نام و نشان از فرزندان نمی جوید و فقط در پی حسین فاطمه روان می شود،

    مُهر تایید ولایت را بر شناسنامه عبودیت می زند.

    شرمساری ام اشهدا در مقابل زهرا (س) بر ضجه ها و ناله هایش می افزود.

    اگر چون ام البنین نبود امروز هم مادران عاشق را نمی یافتی،

    آن مادرانی که گلهای خود را از قُنداق به کام شهادت گرفته و شهد ولایت نوشانده اند،

    مادرانه هایشان را با عشق معنا کرده و با سرسپردگی همراه.

    موضوعات: نویسنده: فریبا حقیقی  لینک ثابت



     [ 06:43:00 ق.ظ ]






      خانه آخرین مطالب لینک دوستان تماس با ما  

     
     
    اللهم اجعلنا من المتمسكين بولایه اميرالمومنين و ائمه المعصومین علیهم السلام هدف ما در این فضا, تولید محتوای دینی و علمی و آموزشی می باشد. مطالب وبلاگ ما همه تولید اند و حاصل دسترنج گروهی از طلاب مدرسه علمیه کوثر می باشند.