سرم توی جزوها و درسم بود،

طبق معمول دخترکم هم به تقلید من برگه ای برداشته و مثلا مشق

 می نوشت ، بعدهم آهسته کنار من آمد و مشغول زمزمه درسش شد.

گوش هایم به سمت زیر لبی هایش تیز شد؛ با تعجب بیشتری گوش کردم.

هم زمان نگاهش خندید و گفت:

راست میگم مامان مگه نه؟

یاخدا!!!!!!این چه سوالی است دیگر؟!!

با لبخند شیرینش دوباره تکرار کرد؛

مگه نه مامان؟

گیج و مبهوت از سوالش، و درمانده، در جوابش.

دخترکم با زبان شیرینش می گفت :  در مصرف خدا صرفه جویی نکن.

اصلا تا به حال این سوال به ذهنم خطور نکرده بود.

آیا واقعا می توان صرفه جویی در مصرف خداوند داشت؟

یا اصلا می توان در مصرف خدا امساک نداشت؟

هنوز گیج و مبهوتم چگونه می توان خدا را در جایی نادیده گرفت؟

موضوعات: نویسنده: فریبا حقیقی  لینک ثابت



[سه شنبه 1396-12-08] [ 06:20:00 ق.ظ ]