تا حالا شده دادت از چیزی در اومده باشه? 

تا حالا شده به هر دری بزنی ولی نتیجه ای نده?

 من یه بچه دارم از دستش خیلی عصبانی ام

 خیلی سرکشه 

اصلا گوش به حرفم نمی ده کار خودشو می کنه 

چند تا کتاب براش خواندم

 کلاس های مختلف بردمش تا بتونه کاراش را عاقلانه انجام بده

 دست از این شیطنت هاش برداره بعد از اینکه کتاب تموم میشه یا کلاس، میگه از این به بعد دیگه بچه خوبی می شم اینکارو نمیکنم اما همین که چند روزی از این قولاش میگذره انگار نه انگار

 که اون قولا را او داده

کار خودشو می کنه

 تو خیلی مواقع هم وقتی بچه هامون شیطونی می کنن می گیم مقصر بچه شر محله که اگه اون نبود همه جا گلستان بود و همه جا گل و بلبل.

 نه آقا تویی که بچه تو درست تربیت کنی بچه شر محل خودش را هم که بکشه نمیتونه اونو از راه به در کنه

 وقتی به این چیزا فکر می کنم دادم در میاد

 دلم می خواد از دست این بچه سر به بیابون بزارم

 این حکایت نقل ما و شیطونه

 اگه این بچه سرکش نفس درست تربیت بشه دیگه شیطون کاری از دستش بر نمی آد که انجام بده  

 البته این موضوع هم هست یکی نمی دونه خوب خطا هم بکنه خیلی نمی شه بهش خورده گرفت 

البته برای اون هم راه های آگاهی هست

 کوتاهی از خودش و جاهل قاصر

 ولی یکی می دونه و همچنان خطا می کنه و جاهل مقصره 

حالا دقیقا مشکل ما همین جاست که روز به روز آگاهی مون بیشتر و علممون …

قضاوت با خودمون

  خداییش چقدر می دونیم چقدر عمل می‌کنیم

 من یه مثل می زنم می گم علم مثل غذاست

 به بدن قوت می ده و عمل مثل تحرک و ورزشه

 چون مواد مغذی رو می گیره و سموم غذا را دفع می کنه و جذب آن را چند برابر می کنه

 حالا شما هی غذا بخور ولی تحرک نداشته باش یا ورزش نکن چی میشه?

 می شی یه آدم چاق که اون غذاهایی که قرار بود برای بدنت مفید باشند حالا دارند ضرر می رسونند

 بعد می گیم چرا نفس ما این قدر سرگشته

 چون کفه ترازوی علم و عمل مناسب نیست

 فقط می دونیم که چی؟

 ولی با عملمون این نفس را قوی نکردیم تا بتونه به 

 موقع عمل کنه و جلوی کوچکترین چیز وا نده

 فقط داریم بهش آگاهی می دیم و ازش پس نمی گیریم

 خب معلومه پررو می شه هر کاری می خواد می کنه حالا هی بشینیم  بگیم اعوذ بالله من الشیطان الرجیم 

نه آقا باید گفت اعوذبالله من نفسی                 

ببین،

نفس و السلام.

   یکشنبه 28 مرداد 13971 نظر »

شهادت امام باقر (ع) تسلیت باد.

   یکشنبه 28 مرداد 1397نظر دهید »

ندانسته پر غرور سر به کدام بارگاه گذاشتم

 و به چه تاوانی سفره مهر دلم را تکاندم.

با کدامین لبخند سر به سر می جنگم،

 ز هوای کوچه ی تنهایی،

به نگاهی لرزان در بر هر کوی و گذر؛

دل من می گوید: ز چه? از کجا ?سرگردان شده بر عین لبانم تشنه.

نبود هر لحظه، هوشم ز خودی و نه از بهر خدا موهبتی.

 ز چه درگیری؟ به کجا لرزانی ؟

با دلم تو دم سازی باز تو رفتی بازی.

نگو طنازی تو، همدم و نشناسی،

غصه قصه ی تنهایی ها، 

دلبر خفته به امید فرداها، 

من کجا و دل پر خون به کجا؟

مادرم نیست به امید تنم 

و نگاهش ترسان بر صبح نوید سحرم ،

 گو چه من می جویم بر چه مهری؟

به کجا می پویم، 

بگو ارزش دارد و خدا درین نزدیکی ها منزل دارد. نروم جز ره تو راه دگر.

نه بنوشم جز تمنای تو شرب دگر.

   شنبه 27 مرداد 1397نظر دهید »

صدای سرفه های خش دارش در فضای گرم خانه می پیچد.

گاهی نفسش می رفت .

گاهی صدای اسپری که سرفه هایش را به آرامش دعوت می کرد.

دخترک جوانش با هر سرفه پدر‘جان از بدنش خارج می شد; آخر دختر ها بابایی هستند.

تن پدر را می بیند که پر از تاول هایی است که بمب های شیمیایی بر بدن پدر قهرمانش کاشته اند.

دخترک هی می بیند و جگرش می سوزد ولی بغض می خورد‘

تا پدر نبیند اشک های ریزانش را.

به بهانه های جورواجور به بیرون اتاق می رود‘ و اشک هایش را از پشت سد چشمانش آزاد می کند.

اشک نرم‌نرمک از کنج چشم پدر به پایین می افتد .

اشک می ریزد برای دختری که در سنی که همه دغدغه ای جز درس ندارند، باید غصه پدر را بخورد؛

برای دختر کوچولویش که می داند تاب و تحمل دیدن تن پر تاولش را ندارد.

تاب ندارد گوش کند صدای سرفه های خشک و سینه سوز پدر را.

جانبازی که دردهای طاقت فرسا تحمل می کند و همه مردم فریاد می زنند: پولش را می گیرد!

مفت می خورد و می خوابد ولی میلیون ها میلیون پول می گیرد !

این اشک های دخترک سیری چند؟!

   جمعه 26 مرداد 13971 نظر »

1 3 4 5 ...6 ...7 8 9 10 11 12 ... 157

جستجو
 << < مرداد 1397 > >>
شن یک دو سه چهار پنج جم
    1 2 3 4 5
6 7 8 9 10 11 12
13 14 15 16 17 18 19
20 21 22 23 24 25 26
27 28 29 30 31    
کاربران آنلاین
  • فاطمه الزهرا ایلام
  • حوزه علمیه الزهرا(س) گلدشت
  • راضیه پاكدامن ناييني
  • ميرزايي
  • ریحانه الرسول ساوه
  • پشتیبانی کوثر بلاگ
  • سیده مهتا میراحمدی
  • مدرسه علمیه الزهرا تبریز
  • عشق در هر گوشه ای افسانه ای خواند زمن
  • بهار
  • بهاره شیرخانی
  • maryam.r
  • سرباز کوچک امام(عج)
 
ایده های درآمد زا