همراه اقوام به مسافرت رفته بودیم.

 کم کم همه خانم ها چادر هایشان را درآوردند و من تنها شدم. 

از این که در یک جمع یکه افتاده بودم حس خوبی نداشتم؛

 اما به خاطر اعتقادم به راهی که پیش گرفته بودم سنگرم را حفظ کردم. 

کم کم با اصرار بقیه مبنی بر برداشتن چادرم مواجه شدم:

 _ بردار چادرتو

_ این چیه دور خودت پیچیدی؟

_ حالا اینو سرت کردی که چی؟

 _خسته نشدی؟

 صحبت ها و حتی متلک هایی که از بقیه می شنیدم روی من اثر نداشت اما خیلی مرا به فکر فرو برد.

 یاد حدیثی از پیامبر اکرم (ص) افتادم که فرمودنده بودند:

«روزی فرا می‌رسد که مردم امر به معروف و نهی از منکر را ترک می‌کنند، زمانی نیز می‌رسد که مردم به جای اینکه امر به معروف و نهی از منکر کنند، نهی از معروف و امر به منکر می‌کنند، در چنین روزگاری بلا و مصیبت همچون باران بر سر این ملت می‌بارد.»

مصداق عملی این حدیث را الان به عینه می دیدم،

و با خودم زمزمه کردم:

 از ماست که برماست 

   دوشنبه 29 مرداد 13972 نظر »

“با من ازدواج مى كنى؟" 

اين جمله ايست كه در فرهنگ ما معمولا از طرف آقايان به خانم ها گفته مى شود، اما در سريال هايى كه اين روزها از صدا و سيما در حال پخش است، از طرف خانم ها و خطاب به آقايان گفته مى شود! 

هر چند اوضاع جامعه ما روز به روز بدتر شده و اصلا درخور يك جامعه اسلامى نيست، اما به نظر مى رسد سريال ها و فيلم هاى اين روزها نيز، چندان حال خوشى ندارند.
علاوه بر ضعف هاى فراوان تكنيكى و فنى، از نظر محتوايى هم بسيار دچار ضعفند.
روابط بسيار آزاد دختر و پسر، سيلى زدن زنان به گوش مردان، قتل توسط زنان، ايجاد مزاحمت براى پسران از طرف دختران، پيشنهاد ازدواج و بدتر از آن دوستى از طرف دختران به پسران، كورس گذاشتن در رانندگى با پسران و … چيزهايى است كه قبح آن زودتر از اين كه در جامعه شكسته شود، در فيلم هاى ما در حال شكسته شدن است.
شايد به راستى سازندگان اين سريال ها نيت خير داشته و مى خواهند در قالب فيلمى امروزى و جوان پسند، زشتى و قبح بعضى كارها را نشان بدهند.

 شايد آن ها مى خواهند مخاطب، خود به اين نتيجه برسد كه اعمال ناشايست و خارج از چهارچوب دينى و عرفى، عاقبت خوبى ندارد.
اما هدف وسيله را توجيه نمى كند! مخاطب جوان و نوجوان در طول سريال آن قدر با صحنه هاى دور از اخلاق و دين و فرهنگ روبرو مى شود كه نتيجه اخلاقى پايان فيلم، عملا هيچ تاثيرى نداشته و رهاورد مثبتى براى مخاطب به همراه نخواهد داشت.

   دوشنبه 29 مرداد 13971 نظر »

تا حالا شده دادت از چیزی در اومده باشه? 

تا حالا شده به هر دری بزنی ولی نتیجه ای نده?

 من یه بچه دارم از دستش خیلی عصبانی ام

 خیلی سرکشه 

اصلا گوش به حرفم نمی ده کار خودشو می کنه 

چند تا کتاب براش خواندم

 کلاس های مختلف بردمش تا بتونه کاراش را عاقلانه انجام بده

 دست از این شیطنت هاش برداره بعد از اینکه کتاب تموم میشه یا کلاس، میگه از این به بعد دیگه بچه خوبی می شم اینکارو نمیکنم اما همین که چند روزی از این قولاش میگذره انگار نه انگار

 که اون قولا را او داده

کار خودشو می کنه

 تو خیلی مواقع هم وقتی بچه هامون شیطونی می کنن می گیم مقصر بچه شر محله که اگه اون نبود همه جا گلستان بود و همه جا گل و بلبل.

 نه آقا تویی که بچه تو درست تربیت کنی بچه شر محل خودش را هم که بکشه نمیتونه اونو از راه به در کنه

 وقتی به این چیزا فکر می کنم دادم در میاد

 دلم می خواد از دست این بچه سر به بیابون بزارم

 این حکایت نقل ما و شیطونه

 اگه این بچه سرکش نفس درست تربیت بشه دیگه شیطون کاری از دستش بر نمی آد که انجام بده  

 البته این موضوع هم هست یکی نمی دونه خوب خطا هم بکنه خیلی نمی شه بهش خورده گرفت 

البته برای اون هم راه های آگاهی هست

 کوتاهی از خودش و جاهل قاصر

 ولی یکی می دونه و همچنان خطا می کنه و جاهل مقصره 

حالا دقیقا مشکل ما همین جاست که روز به روز آگاهی مون بیشتر و علممون …

قضاوت با خودمون

  خداییش چقدر می دونیم چقدر عمل می‌کنیم

 من یه مثل می زنم می گم علم مثل غذاست

 به بدن قوت می ده و عمل مثل تحرک و ورزشه

 چون مواد مغذی رو می گیره و سموم غذا را دفع می کنه و جذب آن را چند برابر می کنه

 حالا شما هی غذا بخور ولی تحرک نداشته باش یا ورزش نکن چی میشه?

 می شی یه آدم چاق که اون غذاهایی که قرار بود برای بدنت مفید باشند حالا دارند ضرر می رسونند

 بعد می گیم چرا نفس ما این قدر سرگشته

 چون کفه ترازوی علم و عمل مناسب نیست

 فقط می دونیم که چی؟

 ولی با عملمون این نفس را قوی نکردیم تا بتونه به 

 موقع عمل کنه و جلوی کوچکترین چیز وا نده

 فقط داریم بهش آگاهی می دیم و ازش پس نمی گیریم

 خب معلومه پررو می شه هر کاری می خواد می کنه حالا هی بشینیم  بگیم اعوذ بالله من الشیطان الرجیم 

نه آقا باید گفت اعوذبالله من نفسی                 

ببین،

نفس و السلام.

   یکشنبه 28 مرداد 13971 نظر »

شهادت امام باقر (ع) تسلیت باد.

   یکشنبه 28 مرداد 1397نظر دهید »

ندانسته پر غرور سر به کدام بارگاه گذاشتم

 و به چه تاوانی سفره مهر دلم را تکاندم.

با کدامین لبخند سر به سر می جنگم،

 ز هوای کوچه ی تنهایی،

به نگاهی لرزان در بر هر کوی و گذر؛

دل من می گوید: ز چه? از کجا ?سرگردان شده بر عین لبانم تشنه.

نبود هر لحظه، هوشم ز خودی و نه از بهر خدا موهبتی.

 ز چه درگیری؟ به کجا لرزانی ؟

با دلم تو دم سازی باز تو رفتی بازی.

نگو طنازی تو، همدم و نشناسی،

غصه قصه ی تنهایی ها، 

دلبر خفته به امید فرداها، 

من کجا و دل پر خون به کجا؟

مادرم نیست به امید تنم 

و نگاهش ترسان بر صبح نوید سحرم ،

 گو چه من می جویم بر چه مهری؟

به کجا می پویم، 

بگو ارزش دارد و خدا درین نزدیکی ها منزل دارد. نروم جز ره تو راه دگر.

نه بنوشم جز تمنای تو شرب دگر.

   شنبه 27 مرداد 1397نظر دهید »

1 3 4 5 ...6 ...7 8 9 10 11 12 ... 157

جستجو
 << < مرداد 1397 > >>
شن یک دو سه چهار پنج جم
    1 2 3 4 5
6 7 8 9 10 11 12
13 14 15 16 17 18 19
20 21 22 23 24 25 26
27 28 29 30 31    
کاربران آنلاین
  • عبدالعظیم حسنی (ع)
  • سه شنبه ها
  • اسماءالحسنی
  • مفرد مونث غایب
  • آ.ن - ثقلین
  • مــ . رهــگـ ـذر
  • انانه
  • بهاره شیرخانی
  • mohammadbi
 
دانلود مجلات فناوري اطلاعات