کوثر ولایت
مدرسه علمیه کوثر اصفهان
 
  خانه آخرین مطالب لینک دوستان تماس با ما  

   




جستجو





 << < مهر 1397 > >>
شن یک دو سه چهار پنج جم
  1 2 3 4 5 6
7 8 9 10 11 12 13
14 15 16 17 18 19 20
21 22 23 24 25 26 27
28 29 30        




کاربران آنلاین

  • زكي زاده
  • ربیع الانام
  • سمیه
  • مجنون
  • S.Fatemeh.mirahmadi



  •   عدم اجرای صیغه طلاق در صیغه 99 ساله   ...

    نوشته شده توسط حقوقدان:

    جناب حجت الاسلام دکتر رسول مظاهری

    خانمي با ارائه مدارك مبني بر صيغه 99 ساله تقاضاي طلاق از اين مرجع قضايي نموده است.

    اما با عنايت به ماده 1075 قانون مدني و اختلاف نظر مراجع عظام در باب تلقي اين موضوع به عنوان عقد دائم يا موقت مقتضي است نسبت به ارشاد اين دادگاه در نحوه رسيدگي خواسته مزبور اقدام شايسته فرماييد.

    نظريه مشورتي اداره كل حقوقي قوه قضائيه:

    ✅با عنایت به ماده 1075 قانون مدنی مبنی بر اینکه «نکاح وقتی موقت است که برای مدت معینی واقع شده باشد» 

    چنانچه در عقد ازدواج «مدت» ذکر شده ولو طولانی باشد «متعه» است.

     از طرفی به موجب ماده 1139 قانون مدنی، «طلاق مخصوص عقد دائم است و زن موقت با تمام شدن مدت یا بخشیدن بقیه مدت آن از طرف شوهر از زوجیت خارج می شود»

     در عین حال چنان چه در مواردی زوجه موقت با عسر و حرج(سختی زیاد) روبرو شود و این موضوع بر دادگاه ثابت گردد، در این صورت دادگاه می تواند با توجه به ملاک ماده 1130 قانون مدنی حکم به اجبار زوج به بخشیدن بقیه مدت ازدواج موقت صادر نماید.

    موضوعات: مباحث حقوقی  لینک ثابت



    [جمعه 1397-07-27] [ 02:45:00 ب.ظ ]





      اسباب خدا   ...

    نوشته شده توسط نویسنده وبلاگ کوثر ولایت:

    ریحانه علی عسکری

    به محض اینکه نماز مغرب و عشا را خواندم از خستگی روی زمین دراز کشیدم.

    تازه اول شب بود; هنوز مراسم دعا شروع نشده بود ; ولی من انرژیم ته کشیده بود.

    یک هفته ای بود که به شدت درگیر کارهای مربوط به مراسم امشب بودم; اما دیگر توانی در خود نمی دیدم که تا آخر شب صرف کنم.

    کم کم مهمان ها آمدند. 

    عمویم مسئولیت چایی را به عهده گرفت، عروس خاله تجهیزات سفره را آماده می کرد. هرکس مسئولیتی را بر عهده گرفته بود؛ درحالی که من به جای خوشحالی، به یاد انبوه ظرف های بعد از شام، ماتم گرفته بودم.

    بلاخره ساعت ده شب شد و شام را آوردند. 

    بعد از انداختن سفره و پخش غذا، مشغول خوردن شام شدم.

     درحالی که با ماتم، به خالی شدن ظرف های غذا نگاه می کردم؛ صدای کار نکرده ترین فرد فامیل که دختری بیست ساله بود به گوشم رسید:

    _ هیچ کس حق نداره دست به ظرف ها بزنه، همه را خودم می خوام بشورم.

    لبخند از سر رضایتم را هیچ طوری نمی توانستم جمع کنم، با نیش باز، بقیه شامم را خوردم.

    شام تمام شد ظرف ها جمع، و شسته می شد بلندشدم تا دستمالی آورده ظرف ها را خشک و جمع کنم. 

    خاله که از سر شب درمورد پا دردی که یه هفته زمین گیرش کرده بود، صحبت می کرد; زودتر از من مسئولیت جمع کردن ظرف ها را به عهده گرفت 

    من هم دستمال به دست کنار ظرف ها نشستم که نوه های خاله به طرفم دویدند و خواستند کمک کنند.

     حالا پسر بچه های پنج شش ساله که همه ی هم و غمشان بازی و شیطنت بود، آرام نشسته بودند؛ با دستمالی  به دقت ظرف ها را خشک می کردند.

    می گویند خدا دوست دارد حاجت بنده گانش را بوسیله اسبابش بدهد; شاید اسباب خدا، همان دختر عموی کار نکرده و نوه خاله های آتش پاره، و خاله ای بود که از شدت پا درد یک هفته ای را در خانه مانده بود؛

    ولی حالا به خاطر، عشق امامشان تنبلی و شیطنت و پادردشان را فراموش کرده و اسباب خدا، برای انجام مجلس امام حسین(ع) به بهترین نحو می شوند.

    موضوعات: اخلاقی وتربیتی, فرهنگی, مناسبتها, روایت تولیدی, روایت تولیدی  لینک ثابت



    [پنجشنبه 1397-07-26] [ 02:28:00 ب.ظ ]





      دشمن خانگی   ...

    نوشته شده توسط نویسنده وبلاگ کوثر ولایت:

    سرکارخانم فریبا حقیقی

    مراسم اهدای جایزه به مدال آوران در حال پخش بود.

    زنان ایرانی در مسابقات پارا المپیک کسب مدال کرده و افتخارآفرینی نموده بودند.

    سرم به کارهایم گرم بود و دخترم مشغول نقاشی کشیدن بود.

    بعد از اهدای جوایز، خبرنگار سراغ بانوان رفت؛ با آن ها مصاحبه کرد، تقدیر و تشکر از قهرمانان ورزشی چاشنی این مصاحبه شد. 

    دخترکم جامدادی اش را برداشت و دفتر را بست و رو به من گفت:

    _مامان من می خوام آماده بشم و برم بَرَنده بشم.

    گفتم: آفرین گُل مامان. حالا کجا بَرَنده می شی؟

    جواب داد: بذار اول آماده بشم.

     مداد رنگی قرمزش را از جا مدادی درآورد و درحالی که آئینه برسش را جلوی صورتش گرفته بود، آن را به لب هایش می مالید و از من پرسید:

    _دیگه قرمز شدند، برم بَرَنده شم؟ 

    چشمانم از تعجب گِرد شده بود؛ نمی دانستم چه بگویم و اصلا چرا چنین کاری انجام داد.

    گفتم: 

    _مگه بَرَنده شده به رژ مالیدن و آرایش کردنه؟ 

    – آره مامان، الان تلوزیون نشون داد.

    به تلوزیون نگاه کردم؛ خطرناک ترین دشمن را مقابلم می دیدم.

     با یک دقت کودکانه و جمع بندی دو دو تا چهار تایی می شد فهمید آب از کجا گِل آلود شده.

     بچه من با دیدن قیافه زنانی که کسب مدال کرده و کاسب دیده شدن هستند؛ آن هم با نسخه ای رنگی و پُر لعاب، تصور همراهی آرایش و آوازه در کنار هم را پیدا کرده بود.

    پرسشی عمیق در ذهنم به صدا درآمد؛ که چرا به چنین جایی رسیده ایم و کجای معادله اسلامی بودنمان غلط بوده است؟

    موضوعات: اخلاقی وتربیتی, فرهنگی, روایت تولیدی, حجاب وعفاف, روایت تولیدی  لینک ثابت



     [ 07:20:00 ق.ظ ]





      در چه موارد ی مستاجر می تواند اجاره را فسخ نماید؟   ...

    نوشته شده توسط حقوقدان:

    جناب حجت الاسلام دکتر رسول مظاهری

    1-در صورتی که عین مستاجره با اوصافی که در اجاره نامه قید شده منطبق نباشد. (با رعایت ماده 415 قانونی مدنی) 

    2-در مواردی که مطابق شرایط اجاره حق فسخ مستاجر تحقق یابد. 

    3-هر گاه مورد اجاره کلا یا جز در معرض خرابی واقع شود به نحوی که موجب نقض بهره برداری گردد و قابل تعمیر نباشد. 

    ماده 7 قانون، روابط موجر و مستاجر 

    - هر گاه مستاجر به علت انقضا مدت اجاره یا در موارد فسخ اجاره مورد اجاره را تخلیه کند و موجر از تحویل گرفتن آن امتناع کند مستاجر می تواند به دادگاه محل وقوع ملک مراجعه و تخلیه کامل مورد اجاره را تامین دلیل نماید و کلید آن را به دفتر دادگاه تسلیم کند. 

    از این تاریخ موجر حق مطالبه اجاره بها را نسبت به آینده ندارد و دفتر دادگاه ظرف 24 ساعت به موجر یا نماینده قانونی او اخطار می کند که برای تحویل گرفتن مورد اجاره و دریافت کلید حاضر شود.

    موضوعات: مباحث حقوقی  لینک ثابت



    [چهارشنبه 1397-07-25] [ 11:27:00 ب.ظ ]





      حکم نوشتن پایان‌ نامه برای دیگری   ...

    نوشته شده توسط نویسنده وبلاگ کوثر ولایت:

    ریحانه علی عسکری

    کتابخانه در سکوت دلچسبی فرورفته بود. سرگرم کار بودم که با صدای زنگ تلفن همراهم ترسیده بالا پریدم در حالی که یک دستم روی قلبم بود؛ به صفحه گوشی نگاه کردم، شماره ناشناس بود دکمه اتصال را زدم و گفتم:

     _بله?

    _سلام حالتون خوبه؟

    _سلام، ممنونم.

    _ شما خانم فلانی هستین؟

    _ بله شما؟

    _کسی به من گفته شما می تونین پایان نامه من را بنویسین؟

    با تعجب پرسیدم:

    _من؟؟؟

    _ بله مگه شما تو کتابخونه کار نمی کنین؟

    _بله

    _مگه پایان نامتون تموم نشده؟ 

    _بله

    پس می تونین این کار را برای من انجام بدین

    هزینه اش هم هرچه بشه قبول می کنم.

    با شنیدن پیشنهادش به فکر فرو رفتم 

    با خودم گفتم:

    یعنی چه؟

    خودم یک سالی را صرف نوشتن پایان نامه کردم حالا یک نفر به صرف این که پول دارد بدون زحمت پایان نامه اش نوشته شود؟

    با صدای الو الو گفتنش به خودم آمدم و جواب دادم:

    _این کار از من بر نمی آید.

    خداحافظی کردم درحالی که تمام فکر و ذکرم مشغول جواب سوالی که برایم پیش آمده بود شد. 

    اما، از آن جایی که جوینده یابنده است در کانالی که استادم مراعضو کرده بود جواب سوالم را پیدا کردم:

    حکم نوشتن پایان‌نامه برای دیگری

    نوشتن پایان نامه برای فرد دیگر چه حکمی دارد؟ 

    به طور کلی کیفیت تألیف پایان نامه،  تابع قوانین و مقررات مربوطه است؛ اگر طبق  قانون، پایان نامه باید توسط خود دانشجو تألیف شود، واگذاری آن به دیگری جایز نیست، همچنان که تألیف آن برای دیگری خواه برای کسب درآمد از آن و خواه مجانی، جایز نیست.

    موضوعات: اخلاقی وتربیتی, فرهنگی, روایت تولیدی, روایت تولیدی, مباحث حقوقی  لینک ثابت



     [ 07:05:00 ق.ظ ]






      خانه آخرین مطالب لینک دوستان تماس با ما  

     
     
    اللهم اجعلنا من المتمسكين بولایه اميرالمومنين و ائمه المعصومین علیهم السلام هدف ما در این فضا, تولید محتوای دینی و علمی و آموزشی می باشد. مطالب وبلاگ ما همه تولید اند و حاصل دسترنج گروهی از طلاب مدرسه علمیه کوثر می باشند.
     
     
    اربعین