کوثر ولایت
 
 




جستجو



 << < مهر 1396 > >>
شن یک دو سه چهار پنج جم
1 2 3 4 5 6 7
8 9 10 11 12 13 14
15 16 17 18 19 20 21
22 23 24 25 26 27 28
29 30          


کاربران آنلاین
  • بهرام نژاد
  • زینب یوسفی
 



شخصی کفشش را برای تعمیر نزد کفاش برد. کفاش نگاهی به کفش کرد وگفت: این کفش سه کوک می خواهد واجرت هر کوک ده تومان می شود

که در مجموع خرج کفش می شود سی تومان.مشتری قبول کرد وپول را داد ورفت تا ساعتی دیگربرگردد وکفش تعمیرشده راتحویل بگیرد.

کفاش دست به کارشد ؛ کوک اول, کوک دوم و در نهایت کوک سوم و تمام. اما با یک نگاه دریافت که اگرچه کارتمام است, ولی یک کوک دیگر اگر

بزند ,عمر کفش بیشتر می شود وبه اصطلاح کفش کفش تر خواهد شد! از یک سو قرار مالی راگذاشته و نمی شود طلب اضافه کند؛ و از سوی دیگر

دودل است که کوک چهارم رابزند یا نزند؟ اومیان نفع واخلاق ومیان دل و قائده توافق مانده است یک دوراهی ساده که هیچ کدام خلاف عقل نیست

اگرکوک چهارم رانزند هیچ خلافی نکرده؛ اما اگر بزند به انسانیت تعظیم کرده .اگر کوک چهارم رانزند, روی خط توافق وقانون جلو رفته ؛ اما اگر بزند

صدای عشق او آسمان اخلاق راپر خواهد کرد .

دنیا پر از فرصت کوک چهارم است؛ من وتو, کفاش های دو دل…!

خوانده شده از روزنامه افق خانواده

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: متفرقه  لینک ثابت
[چهارشنبه 1395-08-26] [ 09:49:00 ق.ظ ]




صداي اذان ظهرمی آمد. همراه دوستم از ساختمان هلال احمر بیرون می آمدیم که ناگهان دوستم گفت: بیا با هم به امام زاده ستی برویم. جواب دادم من عجله دارم شما برو.گفت بیا و مرا هم به دنبال خود کشید.

سر کوچه تابلو امام زاده زده شده بود. داخل کوچه سفگفرش بود.باعجله از سنگفرش گذشتیم وپا به درون امام زاده گذاشتیم .حیاطی بزرگ که دور تادور آن اتاق هایی قرار گرفته بود.همین که پا به درون امام زاده گذاشتم حس عجیبی وجودم را گرفت, حس آشنایی نزدیک اما دور. نمی دانستم چه حسی است ولی مرا به رفتن درون امام زاده ترغیب می کرد. وضوگرفتیم ونماز ظهر را به جماعت خواندیم. بین دونماز دوستم گفت :            

می دانستی امام زاده ستی خواهر حضرت معصومه (ع) است. آنوقت بود که فهمیدم این حس آشنایی برای چیست. هیچ وقت آرامشی که درحرم حضرت معصومه داشتم را هیچ جای دیگرنداشتم .این همان حس آشنایی بود.نماز دوم را که خواندیم مردم متفرق شدند ومن به زیارت حرم رفتم. حرم چوبی قدیمی که درون آن قبری قرار داشت همراه با قرآن و لاله هایی بسیار زیبا و سقفی گردو نقاشی شده.دور حرم چرخیدم می دانستم که دیگرنمی توانم این حرم رارهاکنم.

 نذر کرده بودم که به زیارتت بیایم, نذر کرده بودم که روایتت رابنویسم ,شاید روایت خوبی نشده باشد از من بپذیر

(السلام علیک یا امام زاده ستی ورحمت الله وبرکاته)

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: متفرقه  لینک ثابت
[سه شنبه 1395-07-06] [ 09:22:00 ق.ظ ]




روز دختر بود وجشن دختر

ادامه »

صفحات: 1 · 2

موضوعات: متفرقه  لینک ثابت
[یکشنبه 1395-05-31] [ 12:35:00 ب.ظ ]




اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: متفرقه  لینک ثابت
[سه شنبه 1394-11-20] [ 10:19:00 ق.ظ ]




اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: متفرقه  لینک ثابت
[شنبه 1394-10-12] [ 01:22:00 ب.ظ ]




اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: متفرقه, مناسبتها  لینک ثابت
[پنجشنبه 1394-09-05] [ 01:09:00 ب.ظ ]




اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: متفرقه  لینک ثابت
 [ 01:08:00 ب.ظ ]




اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: متفرقه  لینک ثابت
[پنجشنبه 1394-07-09] [ 08:23:00 ق.ظ ]




 

برادر وخواهرداغدارم….

 

بازگشت حاجی مظلومت را از کوچه باز کن….
او دیگر برنمی گردد….
او مظلومانه قربانی شد….
عیدمان امروز عزا شد….
حاجی! دیروز دعای عرفه رو که میخواندی… دستانت را که بالابردی چه خواستی….

آرزویت برنگشتن و چشم انتظاری خانواده ات بود؟؟؟؟
نگران رزرو تالار ولیمه ات نباش برای مراسم ختمت مهیا میشود….
بنر سر در خانه ات دیگر سبز رنگ و خیرمقدم به آمدنت نیست….
سیاه رنگ و تسلیت به آمدن جنازه ات است….
خودت نمی آیی اما سوغاتت چرا؟؟؟
به دست عزیزانت میرسند اما با ذوق باز نمی شوند…. با چشمان گریان و خون جگر بخاطر خریدت تشکر میکنند….
ما که نمیتوانیم انتقامت را از آل سعود لعنتی بگیریم….
اما….
آقایی داریم که عاجزانه از خدا میخواهیم که درظهورش تعجیل نماید و علاوه بر انتقام کوچه انتقام خون پایمال شده شما رو هم بگیرد….
اللهم عجل لولیک الفرج….

مرگ بر آل سعود 

 

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: متفرقه  لینک ثابت
[یکشنبه 1394-07-05] [ 01:25:00 ب.ظ ]




اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: متفرقه  لینک ثابت
 [ 12:38:00 ب.ظ ]





طبع رنگها در طب سنتی :

اشتراک گذاری این مطلب!

صفحات: 1 · 2

موضوعات: متفرقه  لینک ثابت
[دوشنبه 1394-03-11] [ 12:51:00 ب.ظ ]


...


74.jpg
موضوعات: متفرقه  لینک ثابت
[شنبه 1394-02-19] [ 01:30:00 ب.ظ ]




افزایش جمعیت

اشتراک گذاری این مطلب!

صفحات: 1 · 2

موضوعات: متفرقه  لینک ثابت
[سه شنبه 1394-02-08] [ 08:08:00 ق.ظ ]




سرآغاز


دلنوشته نیست


دست نوشته نیست

گفته ها و نا گفته هایم نیست

خط خطی های دلم است

عجب هنریست

شهادت را می گویم

تقدیم به سردار بی سر

منبع : وبلاگ شهید همت

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: متفرقه  لینک ثابت
[چهارشنبه 1393-09-12] [ 12:19:00 ب.ظ ]





زندگینامه

محمود حسابی در سال ۳ اسفند ۱۲۸۱(۱۳۲۱ ه. ق) در تهران از پدر و مادر تفرشی زاده شد. پدرش سید عباس معزالسلطنه و مادرش گوهرشاد حسابی هر دو اهلتفرش و از سادات تفرش بودند.

او چهار سال اول دوران کودکی‌اش را در تهران سپری نمود. در هفت سالگی تحصیلات ابتدایی خود را در بیروت با تنگدستی و مرارت‌های دوری از میهن، در مدرسه کشیش‌های فرانسوی آغاز کرد. در همان زمان تعلیمات مذهبی و ادبیات فارسی را نزد مادرش فرا می‌گرفت. او قرآن و دیوان حافظ را از حفظ می‌دانست. او همچنین بر کتب بوستان، گلستان سعدی، شاهنامه فردوسی، مثنوی مولوی و منشات قائم مقام فراهانی اشراف کامل داشت. حسابی با شعر و موسیقی سنتی ایران و موسیقی کلاسیک غرب به خوبی آشنا بود. او در نواختن ویولن و پیانو مهارت داشت. وی در چند رشته ورزشی نیز موفقیت‌هایی کسب کرد، از جمله کسب مدرک نجات غریق در رشته شنا در دوران نوجوانی در بیروت. محمود حسابی در ۱۲ شهریور سال ۱۳۷۱هجری شمسی در بیمارستان دانشگاه ژنو درگذشت. آرامگاه (خانوادگی) وی در شهرتفرش قرار دارد. همچنین وزارت راه و ترابری جمهوری اسلامی ایران یکی از کشتی‌های ناوگان ایران را به نام دکتر حسابی نام گذاری کرده است.

تحصیلات

شروع تحصیلات متوسطه او همزمان با آغاز جنگ جهانی اول و تعطیلی مدارس فرانسوی زبان بیروت بود. از این رو به مدت دو سال در منزل به تحصیل پرداخت. پس از آن در کالج آمریکایی بیروت به تحصیلات خود ادامه داد. در سن 17 سالگی لیسانس ادبیات، و در سن 19 سالگی لیسانس بیولوژی را اخذ نمود. پس از آن در رشته مهندسی راه و ساختمان از دانشکده فرانسوی مهندسی در بیروت فارغ‌التحصیل شد. در آن دوران با اشتغال در نقشه کشی و راهسازی، به امرار معاش خانواده کمک می‌کرد. او همچنین در رشته‌های پزشکی، ریاضیات و ستاره‌شناسی به تحصیلات دانشگاهی پرداخت.

حسابی در دانشگاه سوربن فرانسه، در رشتهٔ فیزیک به تحصیل و تحقیق پرداخت. در سن 25 سالگی دانشنامه دکترای فیزیک خود را، با ارائهٔ رساله‌ای تحت عنوان «حساسیت سلول‌های فتوالکتریک»، با درجه عالی دریافت نمود.

1.    لیسانس ادبیات از دانشگاه آمریکایی بیروت (۱۲۹۹ ه. ش)

2.    لیسانس مهندسی راه و ساختمان از دانشگاه فرانسوی بیروت (۱۳۰۱ ه. ش)

3.    لیسانس ریاضیات، ستاره‌شناسی و زیست‌شناسی از دانشگاه آمریکایی بیروت (۱۳۰۳ ه. ش)

4.    لیسانس مهندسی برق از دانشکده برق پاریس (۱۳۰۴ ه. ش)

5.    لیسانس مهندسی معدن از مدرسه عالی معدن پاریس (۱۳۰۵ ه. ش)

6.    دکتری فیزیک از دانشگاه سوربن فرانسه (۱۳۰۵ ه. ش)

کتاب استاد عشق از ایرج حسابی

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: متفرقه  لینک ثابت
[سه شنبه 1393-09-11] [ 11:06:00 ق.ظ ]




یک جمله زیبا از طرف خدا : “قبل از خواب دیگران را ببخش ، من قبل از اینکه بیدار شوید ، شما را بخشیده ام” . . …………

اشتراک گذاری این مطلب!

صفحات: 1 · 2

موضوعات: متفرقه  لینک ثابت
[دوشنبه 1393-09-10] [ 12:23:00 ب.ظ ]




اتفاقاتی که در واکنش به گفته‌های دو بازیگر زن ایران در تلویزیون رخ داده و تلاش شده تا بیان چنین مواضع قابل تحسینی را توسط بازیگران پرهزینه سازد، این پرسش را پیش کشیده که آیا آزادیِ بیانِ عقیده، تنها هنگامی صادق است که اظهارنظر بازیگران در راستای مواضع ‌پذیرفته شده عده‌ای باشد، در غیر این صورت، آزادیِ بیان ‌ارزش‌های بنیادینش را از دست می‌دهد!

ادامه »

موضوعات: متفرقه, فرهنگی  لینک ثابت
[سه شنبه 1393-09-04] [ 01:20:00 ب.ظ ]




 

از حضرت امام رضا ع نقل است : هر كه تسبيحى كه از تربت امام حسين عليه السلام درست شده را بچرخاند و بگويد:

سبحان الله و الحمد لله و لا اله الا الله و الله اكبر.

اشتراک گذاری این مطلب!

صفحات: 1 · 2

موضوعات: متفرقه  لینک ثابت
[چهارشنبه 1393-08-28] [ 12:17:00 ق.ظ ]





داستان جالب بهلول و شکستن سر استاد داستان روزی بهلول در حالی که داشت از کوچه ای می گذشت شنید که استادی به شاگردانش می گوید :
من امام صادق (ع) را قبول دارم اما در سه مورد با او کاملا مخالفم !
یک اینکه می گوید :خداوند دیده نمی شود پس اگر دیده نمی شود وجود هم ندارد.
دوم می گوید :خدا شیطان را در آتش جهنم می سوزاند در حالی که شیطان خود از جنس آتش است و آتش تاثیری در او ندارد.
سوم هم می گوید : انسان کارهایش را از روی اختیار انجام می دهد در حالی که چنین نیست و از روی اجبار انجام می دهد.
بهلول تا این سخنان را از استاد شنید فورا کلوخ بزرگی به دست گرفت و به طرف او پرتاب کرد اتفاقا کلوخ به وسط پیشانی استاد خورد و آنرا شکافت !استاد و شاگردان در پی او افتادند و او را به نزد خلیفه آوردند.خلیفه گفت : ماجرا چیست؟استاد گفت : داشتم به  دانش آموزان درس می دادم که بهلول با کلوخ به سرم زد و آنرا شکست بهلول پرسید : آیا تو درد را می بینی؟
گفت : نه بهلول گفت : پس دردی وجود ندارد. ثانیا مگر تو از جنس خاک نیستی و این کلوخ هم از جنس خاک پس در تو تاثیری ندارد.ثالثا : مگر نمی گویی انسانها از خود اختیار ندارند ؟پس من مجبور بودم و سزاوار مجازات نیستم
استاد دلایل بهلول دیوانه را شنید و خجل شد و از جای برخاست و رفت !!!                                                                            منبع-mastory.mihanblog.com

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: متفرقه  لینک ثابت
[دوشنبه 1393-08-26] [ 06:25:00 ب.ظ ]




 


بررسی های اخیر محققان نشان می دهد که دلیل اصلی خمیازه، تنظیم حرارت مغز و خنک شدن آن است.


محققان تا امروز بر این باور بودند که علت اصلی خمیازه، اکسیژن رسانی به مغز یا خون است، ولی تحقیقات اخیر نشان می دهد که خمیازه باعث تنظیم حرارت مغز می شود.

دمای مغز تابع عواملی مانند چرخه خواب، استرس و تحریک غشای مغز است.

زمانی که دمای مغز افزایش می یابد، نیاز به خمیازه احساس می شود تا هوای خنک جایگزین هوای گرم ناحیه مغز شود.

در خمیازه معمولا دیواره نازک خلفی سینوس فک بالا مانند پمپ دم عمل می کند و مانند یک سیستم خنک کننده، دمای مغز را کاهش می دهد.

سیستمی مشابه این سیستم خنک کننده در پرندگان نیز گزارش شده است.

در هنگام خمیازه، جریان خون در ناحیه گردن، سر و صورت افزایش پیدا می کند و هوای خنک وارد شده به بدن باعث کاهش دمای مایع مغزی-نخاعی و خون می شود.

کاهش دمای مغز باعث افزایش کارایی این سیستم پیچیده و بهبود خلق و خو می شود.

در ادامه تحقیقات آمده است که فرکانس خمیازه در فصل های مختلف سال متفاوت است.

نتایج این تحقیقات نه تنها در دانش فیزیولوژی کاربرد دارد، بلکه در درک بهتر بیماری های صرع و ام اس نیز موثر است.

علاوه بر این، خمیازه های ممتد می تواند نشانه ای بر وجود نوعی اختلال در مغز باشد.

تحقیقات حاکی از آن است که بین سن و خمیازه کشیدن یک رابطه قوی وجود دارد و این خمیازه کشیدن ربطی به خستگی یا میزان سطح انرژی فرد ندارد

خمیازه با افزایش سن کاهش می یابد

مطالعات جدید نشان می دهد خمیازه کشیدن با افزایش سن، کاهش می یابد.

تحقیقات حاکی از آن است که بین سن و خمیازه کشیدن یک رابطه قوی وجود دارد و این خمیازه کشیدن ربطی به خستگی یا میزان سطح انرژی فرد ندارد.

محققان اکنون در حال بررسی این موضوع هستند که آیا خمیازه کشیدن در اثر مشاهده خمیازه دیگران، ارثی است یا خیر. هدف آنها این است که با کشف این امر بتوانند به درمان اختلالات سلامت ذهنی کمک کنند.

مبتلایان به اوتیسم و اسکیزوفرنی توانایی اندکی برای خمیازه کشیدن دارند و از این رو محققان می گویند شناخت ژن های دخیل در کدگذاری سرایت خمیازه می تواند مسیرهای نوینی را برای درمان این بیماران فراهم آورد.

در

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: متفرقه  لینک ثابت
 [ 12:55:00 ب.ظ ]





باهمه دانايي ات، فراموشت کرده ايم

با همه بزرگي ات، با همه صداقت و مهرباني ات و با همه دانايي ات، تو را فراموش کرده ايم. 
تو مستأجر مبهوت قفسه ها شده اي؛ قفسه هايي چوبي، شيشه اي و فلزي . تو مهمان بي صدا و بي آزار هميشگي اتاق هايي! مثل وسيله اي که بايد باشد، اما هيچ وقت از آن استفاده نمي شود و مثل چراغي هستي که مي درخشد، اما پرده اي از غبار فراموشي، جلوي روشنايي اش را گرفته باشد. ما قدر تو را نشناخته ايم و براي همين، با تو احساس غربت مي کنيم و هر روز از تو دورتر مي شويم؛ آن قدر که حضورت، برايمان سنگين شده است. انگار همه دست به دست هم داده اند تا بينمان جدايي بيندازند، اما با اين حال، هر کس تو را بشناسد و بخواهد، مي تواند زماني را براي خلوت با تو ايجاد کند؛ هر کجا که باشد. 

با تو مي شود سفر کرد

با تو مي شود سفر کرد. با تو مي شود مهمان دقايق روشن و تاريک تاريخ شد. 
با تو مي شود در شهر ذهن ارسطو و افلاطون، خانه اي گرفت، مي شود کنار شب زنده داري هاي بوعلي نشست و به نغمه هاي غيبي لسان الغيب، دل داد. 
مي شود پا به پاي ناصر خسرو، از اين ديار به آن ديار گذر کرد. مي شود با سهراب، به گلستانه رفت و از بوي علف، مست شد. مي شود به سرزمين هاي دور، هجرت کرد. مي شود کنار سجاده مرطوب سيد ساجدين، به لهجه ملکوتي فرشتگان عادت کرد. 
مي شود کنار خندق، نظاره گر نبرد مقام حق در برابر باطل شد. 
مي شود زير آفتاب سوزان شعب، کنار رسول صبور نشست و دانه دانه هاي تحمل را در سبوي تکامل ريخت. 
مي شود چهل منزل، با دست خالي جنگيد؛ پس حالا که مي شود با تو، به همه جا سر زد، بايد چشم ها را باز کرد و انتخاب کرد. با تو به بهترين مکان ها سفر کرد.

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: متفرقه  لینک ثابت
[شنبه 1393-08-24] [ 01:36:00 ب.ظ ]





دين مبين اسلام و کلام‌­الله مجيد برای مطالعه و کتابخوانی و کسب علم ارزش و اعتبار خاصی قائل شده است

اشتراک گذاری این مطلب!

صفحات: 1 · 2

موضوعات: متفرقه  لینک ثابت
[پنجشنبه 1393-08-22] [ 01:29:00 ب.ظ ]




اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: متفرقه  لینک ثابت
[سه شنبه 1393-08-20] [ 12:29:00 ب.ظ ]




 

حرم امام حسین(ع) چگونه ساخته شد؟

حرم امام حسین(ع) چگونه ساخته شد؟
نخستین نشانه‌ی محل دفن پیکر امام حسین (ع) یک درخت سدره بود و امروز معماری باشکوه حرم این امام، یکی از پرازدحام‌ترین مکان‌های مقدس شیعیان است؛ بنایی که بارها مورد هجوم دشمنان قرار گرفت، اما امروز با نشانه‌هایی از هنر هنرمندان ایرانی، مانند یک نگین در کربلا می‌درخشد.

اشتراک گذاری این مطلب!

صفحات: 1 · 2

موضوعات: متفرقه  لینک ثابت
 [ 11:15:00 ق.ظ ]




راز بیماری امام سجاد (علیه السلام) در کربلا

اشتراک گذاری این مطلب!

صفحات: 1 · 2

موضوعات: متفرقه  لینک ثابت
[پنجشنبه 1393-08-15] [ 09:52:00 ق.ظ ]




-سوره ی مبارکه الصافات: آيه 10

وَفَدَيْنَاهُ بِذِبْحٍ عَظِيمٍ(107)

ما ذبح عظيمى را فداى او كرديم، (107)

و” فديناه بذبح عظيم.”

«و ما قرباني بزرگي را فداي او ساختيم.»

امام رضا عليه‌السلام فرمود:

چون خداي عزيز و شکوهمند ابراهيم عليه‌السلام را امر نمود که جاي فرزندش اسماعيل گوسفندي را که خدا برايش فرو فرستاده بود قرباني نمايد، ابراهيم درخواست نمود که فرزندش اسماعيل را با دستش ذبح نمايد و اگر او به کشتن گوسفند امر نمي‌شد همين کار را مي‌کرد تا آن داغي را که به قلب پدري که عزيزترين فرزندانش را با دست خود قرباني نموده وارد شده به دل او هم وارد شود، و به اين ترتيب سزاوار بلندترين درجات اهل ثواب بر بلاها گردد.

پس خداي بزرگ و بلندمرتبه به او وحي نمود:

اي ابراهيم چه کسي از آفريدگانم را بيشتر دوست داري؟ گفت: پروردگارا تو کسي را نيافريدي که از دوستت محمد صلي‌الله‌عليه‌و‌آله محبوبتر باشد. خدا بدو وحي نمود: آيا او را بيشتر دوست داري يا نفس خود را؟ گفت: بلکه من او را بيشتر از خود دوست دارم. فرمود: فرزندش نزد تو محبوبتر است يا فرزند خودت؟ گفت:

بلکه فرزند او. فرمود: کشته شدن فرزند او به ستم و ظلم به دست دشمنانش دل تو را بيشتر به درد مي‌آورد يا کشته شدن فرزندت به دست خودت در راه اطاعت از من؟

پروردگارا بلکه کشته شدن او به دست دشمنانش قلب مرا بيشتر به درد مي‌آورد. فرمود:

اي ابراهيم، پس همانا گروهي که گمان مي‌کنند که از امت محمد صلي‌الله‌عليه‌و‌آله هستند بزودي بعد از او دست به خون فرزندش آغشته مي‌سازند و او را به ظلم و ستم همچون گوسفندي مي‌کشند، و بدين واسطه مستوجب خشم من خواهند شد.

پس ابراهيم بخاطر آن بي‌تاب شد و دلش به درد آمد و به گريستن پرداخت. خداي بزرگ و بلند مرتبه بدو وحي فرمود:

اي ابراهيم به تحقيق فدية بي‌تابي بر فرزندت اسماعيل يعني اگر او را ذبح مي‌کرديبه اندوهگيني‌ات بر حسين عليه‌السلام و کشته شدنش برابر گشت، و براي تو بلندترين درجات اهل ثواب بر مصيبتها خواهد بود، و آن سخن خداي عزوجل است .

که فرمود: «ما قرباني بزرگي را فداي او ساختيم.»

 

-سوره ی مبارکه مريم: آيه 7

يَا زَكَرِيَّا إِنَّا نُبَشِّرُكَ بِغُلَامٍ اسْمُهُ يَحْيَى لَمْ نَجْعَل لَّهُ مِن قَبْلُ سَمِيًّا(7)

اى زكريا! ما تو را به فرزندى بشارت مى‏دهيم كه نامش «يحيى‏» است و پيش از اين، همنامى براى او قرار نداده‏ايم! (7)

امام صادق عليه‌السلام فرمود:

ما از قبل براي او همنامي قرار نداديم، حسين‌بن‌علي‌ عليهما السلام و يحيي‌بن زکريا است که از قبل همنامي نداشتند و آسمان فقط بر آن دو چهل روز گريست. گفته شد: گريستنش چگونه بود؟ فرمود:

به سرخي طلوع مي‌کرد و به سرخي نيز غروب مي‌نمود.

 

-سوره ی مبارکه الانبياء: آيه 90

فَاسْتَجَبْنَا لَهُ وَوَهَبْنَا لَهُ يَحْيَى وَأَصْلَحْنَا لَهُ زَوْجَهُ إِنَّهُمْ كَانُوا يُسَارِعُونَ فِي الْخَيْرَاتِ وَيَدْعُونَنَا رَغَبًا وَرَهَبًا وَكَانُوا لَنَا خَاشِعِينَ(90)

ما هم دعاى او را پذيرفتيم، و يحيى را به او بخشيديم و همسرش را (كه نازا بود) برايش آماده (باردارى) كرديم چرا كه آنان (خاندانى بودند كه) همواره در كارهاى خير بسرعت اقدام مى‏كردند و در حال بيم و اميد ما را مى‏خواندند و پيوسته براى ما (خاضع و) خاشع بودند. (90)

«فاستجبنا له و وهبنا له يحيي.»

«ما هم دعاي او (زکريا) را پذيرفتيم و به او يحيي را بخشيديم.»

امام عصر عليه‌السلام در ضمن بيان داستان زکرياي پيامبر فرمودند:

… بعد از آن زکريا مي‌گفت: خدايا مرا فرزندي بخش که به هنگام پيري روشنايي بخش چشمم باشد و پس از آنکه وي را به من ارزاني داشتي مرا به محبت او مبتلا ساز و از آن پس داغ او را بر دلم گذار همانگونه که محمد صلي‌الله‌عليه‌و‌آله حبيبت را در فراق فرزندش مي‌گذاري.

پس خداوند يحيي را به او بخشيد و او را به مصيبتش گرفتار ساخت. دوران بارداري (مادر) يحيي شش ماه بود، همانگونه که دوران حمل حسين عليه‌السلام هم‌چنين بود.

 

-سوره ی مبارکه النور: آيه 52

وَمَن يُطِعِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَيَخْشَ اللَّهَ وَيَتَّقْهِ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الْفَائِزُونَ(52)

و هر كس خدا و پيامبرش را اطاعت كند، و از خدا بترسد و از مخالفت فرمانش بپرهيزد، چنين كسانى همان پيروزمندان واقعى هستند! (52)

پيامبر اکرم صلي‌الله‌عليه‌و‌آله‌ در حديثي فرمود:

سعادتمند آنان که از دوستان و پيروان حسين عليه‌السلام هستند. بخدا سوگند ايشان در قيامت پيروز و نيکبخت هستند.

 

-‏ سوره ی مبارکه النساء: آيه 73

وَلَئِنْ أَصَابَكُمْ فَضْلٌ مِّنَ الله لَيَقُولَنَّ كَأَن لَّمْ تَكُن بَيْنَكُمْ وَبَيْنَهُ مَوَدَّةٌ يَا لَيتَنِي كُنتُ مَعَهُمْ فَأَفُوزَ فَوْزًا عَظِيمًا(73)

و اگر غنيمتى از جانب خدا به شما برسد، درست مثل اينكه هرگز ميان شما و آنها دوستى و مودتى نبوده، مى‏گويند: «اى كاش ما هم با آنها بوديم، و به رستگارى (و پيروزى) بزرگى مى‏رسيديم!» (73)

امام رضا عليه‌السلام فرمود:

اي پسر شبيب، اگر دوست داري که در مکانهاي ‏بنا شده در بهشت با پيامبر و خاندانش جاي گيري، پس کشندگان حسين ‏عليه‌السلام را لعنت نما.

اي پسر شبيب، اگر دوست داري که تو برخوردار از ‏ثواب کساني باشي که همراه حسين عليه‌السلام شهيد شده‌اند، هر زمان که او را ‏يادکني بگو:

اي کاش با آنان بودم و به فيروزي و کاميابي (جاوداني) ره ‏مي‌يافتم.

 

-سوره ی مبارکه الاعراف:آيه 46

وَبَيْنَهُمَا حِجَابٌ وَعَلَى الأَعْرَافِ رِجَالٌ يَعْرِفُونَ كُلاًّ بِسِيمَاهُمْ وَنَادَوْاْ أَصْحَابَ الْجَنَّةِ أَن سَلاَمٌ عَلَيْكُمْ لَمْ يَدْخُلُوهَا وَهُمْ يَطْمَعُونَ(46)

و در ميان آن دو ( بهشتيان و دوزخيان)، حجابى است و بر «اعراف‏» مردانى هستند كه هر يك از آن دو را از چهره‏شان مى‏شناسند و به بهشتيان صدا مى‏زنند كه: «درود بر شما باد!» اما داخل بهشت نمى‏شوند، در حالى كه اميد آن را دارند. (46)

از امام صادق عليه السلام درباره قول خداي عزوجل: « و بينهما حجابُ و علي الاعراف رجال يعرفون کلاً بسيماهم » سؤال شد. حضرت فرمودند:

« بينهما حجاب » ديواري است بين بهشت و جهنم که محمد و علي و فاطمه و حسن و حسين و خديجه عليهم السلام بر آن ايستاده اند، و ندا مي کنند: دوستان ما کجايند؟ شيعيان ما کجايند؟ در اين هنگام دوستان و شيعيان به سوي آنها روي مي آورند،

و آنان دوستان و شيعيان را به اسم خود و پدرانشان مي شناسند و اين همان قول خداست که فرمود: « يعرفون کلاً بسيماهم » پس دست دوستان و شيعيانشان را مي گيرند و از صراط عبور مي دهند و آنها را وارد بهشت مي کنند.

در روايتي ديگر آمده است که دوستانشان را به سفيدي صورتشان و دشمنانشان رابه سياهي چهره مي شناسند.

و در ميان بهشتيان و دوزخيان حجابي است و بر اعراف مرداني هستند که هر يک از بهشتيان و دوزخيان را از چهرشان مي شناسند « سوره اعراف، آيه 46 »

منابع

بحار الانوار، ج 24، ص 255، حديث 18 و 19 - کنز جوامع الفوائد، ص 89.

 

-سوره ی مبارکه الاعراف:آيه 46

وَبَيْنَهُمَا حِجَابٌ وَعَلَى الأَعْرَافِ رِجَالٌ يَعْرِفُونَ كُلاًّ بِسِيمَاهُمْ وَنَادَوْاْ أَصْحَابَ الْجَنَّةِ أَن سَلاَمٌ عَلَيْكُمْ لَمْ يَدْخُلُوهَا وَهُمْ يَطْمَعُونَ(46)

و در ميان آن دو ( بهشتيان و دوزخيان)، حجابى است و بر «اعراف‏» مردانى هستند كه هر يك از آن دو را از چهره‏شان مى‏شناسند و به بهشتيان صدا مى‏زنند كه: «درود بر شما باد!» اما داخل بهشت نمى‏شوند، در حالى كه اميد آن را دارند. (46)

از امام صادق عليه السلام درباره قول خداي عزوجل: « و بينهما حجابُ و علي الاعراف رجال يعرفون کلاً بسيماهم » سؤال شد. حضرت فرمودند:

« بينهما حجاب » ديواري است بين بهشت و جهنم که محمد و علي و فاطمه و حسن و حسين و خديجه عليهم السلام بر آن ايستاده اند، و ندا مي کنند: دوستان ما کجايند؟ شيعيان ما کجايند؟ در اين هنگام دوستان و شيعيان به سوي آنها روي مي آورند،

و آنان دوستان و شيعيان را به اسم خود و پدرانشان مي شناسند و اين همان قول خداست که فرمود: « يعرفون کلاً بسيماهم » پس دست دوستان و شيعيانشان را مي گيرند و از صراط عبور مي دهند و آنها را وارد بهشت مي کنند.

در روايتي ديگر آمده است که دوستانشان را به سفيدي صورتشان و دشمنانشان رابه سياهي چهره مي شناسند.

و در ميان بهشتيان و دوزخيان حجابي است و بر اعراف مرداني هستند که هر يک از بهشتيان و دوزخيان را از چهرشان مي شناسند « سوره اعراف، آيه 46 »

منابع

بحار الانوار، ج 24، ص 255، حديث 18 و 19 - کنز جوامع الفوائد، ص 89.

 

-سوره ی مبارکه طور :آيه 21

وَالَّذِينَ آمَنُوا وَاتَّبَعَتْهُمْ ذُرِّيَّتُهُم بِإِيمَانٍ أَلْحَقْنَا بِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَمَا أَلَتْنَاهُم مِّنْ عَمَلِهِم مِّن شَيْءٍ كُلُّ امْرِئٍ بِمَا كَسَبَ رَهِينٌ(21)

كسانى كه ايمان آوردند و فرزندانشان به پيروى از آنان ايمان اختيار كردند، فرزندانشان را (در بهشت) به آنان ملحق مى‏كنيم و از (پاداش) عملشان چيزى نمى‏كاهيم و هر كس در گرو اعمال خويش است! (21)

از ابن عباس درباره قول خداي تعالي: « والذين امنوا و اتٌبعتهم ذٌريٌتهم بايمان الحقنابهم ذٌريٌتهم » روايت شده است که اين آيه درباره پيامبر و علي و فاطمه و حسن و حسين عليهم السلام نازل شده است.

منابع

بحار الانوار، ج 25، ص 241، حديث 23 - کنز جوامع الفوائد، ص 355.

 

-سوره ی مبارکه المؤمنون : آيه 111

إِنِّي جَزَيْتُهُمُ الْيَوْمَ بِمَا صَبَرُوا أَنَّهُمْ هُمُ الْفَائِزُونَ(111)

ولى من امروز آنها را بخاطر صبر و استقامتشان پاداش دادم آنها پيروز و رستگارند!» (111)

از ابن مسعود روايت شده است که قول خداوند که فرموده است: « انٌي جزيتهم اليوم بما صبروا »؛ يعني صبر علي بن ابي طالب و فاطمه و حسن و حسين عليهم السلام در دنيا بر طاعات و گرسنگي و فقر. آنها براي خدا در دنيا بر بلاها صبر کردند« انهم هم الفائزون »  (سوره مؤمنون، آيه 111. )« من امروز آنها را به خاطر صبر و استقامتشان پاداش دادم؛ آنها پيروز و رستگارند! ».

منابع

بحار الانوار، ج 41، ص 4، حديث 4 - مناقب آل ابي طالب، ج 1، ص 321.

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: متفرقه  لینک ثابت
[یکشنبه 1393-08-11] [ 11:03:00 ب.ظ ]




 

آيا جنيان به ياري امام حسين ـ عليه السّلام ـ آمدند، در چه زماني آمدند و اگر نيامدند پس داستان علامه مجلسي چيست؟

امام حسين ـ عليه السّلام ـ از آن جهت كه امام معصوم و حجت حق و انسان كامل است و تمام موجودات از حيث بقاء و وجود در محور وجود او بوده و وابستگي كامل وجودي به وجود او دارند.[1]

جنيان نيز يكي از موجودات هستي بوده و مانند ساير موجودات وابسته به وجود انسان كامل و حجت حق مي‌باشند و اطاعت و درك آنها از مقام انسان كامل (مؤمنين از جنّ) به مراتب قوي‌تر است. اگر چه گروهي از انسان‌ها جايگاه حجت الهي را چنان كه بايد نشناختند و از آن غافل شدند و در ظلمات وحشتناكي گرفتار گرديدند، امّا برخي از موجودات چنين جايگاهي را شناختند.

امام حسين ـ عليه السّلام ـ براي مؤمنان جن شناخته شده بود و آنها نيز چون انسانها شاهد قضاياي تاريخي بوده و تمام جرم و جنايات حكام جور اموي را مشاهده مي‌نمودند. و از حركت امام حسين ـ عليه السّلام ـ آگاه شدند. چنان كه در منابع معتبر آمده است آنها بعد از اطلاع از حركت امام حسين از مدينه به سوي مكه به سوي آن حضرت شتافتند و به قصد ياري حضرت به محضرش رسيدند.[2]

بر اين اساس ارتباط جنّ با امام معصوم به عنوان حجّت حقّ و مقتداي خلق و خليفه الهي در روي زمين كاملاً امري عادي است.

بزرگاني چون شيخ مفيد و علامه مجلسي[3] و پيش از آنها علماي ديگر درباره ياري جنّ به امام حسين ـ عليه السّلام ـ نوشته‌اند: «گروهي از مسلمانان جن به حضور امام حسين ـ عليه السّلام ـ (در حين خروج از مدينه) رسيدند و عرض كردند: ما شيعيان تو و فرمانبردار تو هستيم، اجازه فرمائيد كه همه دشمنان تو را به قتل برسانيم، امام در جواب آنها دعايشان كردند و فرمودند: اين آيه از قرآن را مگر از جدم رسول خدا نشنيده‌ايد كه مي‌فرمايد: « أَيْنَما تَكُونُوا يُدْرِكْكُمُ الْمَوْتُ وَ لَوْ كُنْتُمْ فِي بُرُوجٍ مُشَيَّدَةٍ»؛ هر جا باشيد مرگ شما را در خواهد يافت هر چند در برجهاي استوار باشيد.[4]

بنابراين مي‌توان نتيجه گرفت كه جنيان به طور جدي به ياري امام حسين ـ عليه السّلام ـ اقدام كردند ولي حضرتش آنها را از اقدام عملي و همراهي كردن منع نمود و برايشان دعا كرد، امّا آنچه را كه بين مردم شايع شده و از طريق شبيه خوانان در ايام محرم چنين تعزيه‌اي برگزار مي‌كنند چندان روشن نيست، در تاريخ اشاره نشده است. امّا بر اساس همين گزارش معتبر شيخ مفيد و علامه مجلسي هيچ بعيد نيست كه آنها همراه حضرت بوده‌اند و شاهد شهادت ياران آن حضرت بوده باشند، ولي چون از طرف امام ـ عليه السّلام ـ ماذون به اقدام عملي و دخالت در جنگ نبودند، هيچ دخالتي و درگيريي با نيروهاي مقابل امام نداشته‌اند، ولي از شهادت امام حسين ـ عليه السّلام ـ با خبر بودند، چنان كه در عزاداري و نوحه‌سرايي حضرت شركت نمودند و بسيار گريستند و همه ساله ماه محرم عزاداري مي‌نمايند.[5]

بنابراين داستان مجلسي تا اين حدّ كه گفته شده باشد واقعيت دارد در غير اينصورت واقعيت ندارد. چنانكه شهيد مطهري در حماسه حسيني اينگونه داستانها را ساختگي دانسته‌اند.[6]

براي مطالعه بيشتر مراجعه كنيد به كتاب دانستني‌هايي درباره حسين، نوشته ابوعلي خداكرمي، و كتاب حماسه حسيني، شهيد مطهري.

لولا الحجة لساخت الارض علي اهلها؛ اگر حجت خدا بر روي زمين نباشد زمين اهلش را مي‌بلعد.

——————————————————————————–

[1] . ر.ك: شيخ صدوق، اكمال الدين، ج اول، غفاري، جامعه مدرسين، 1363، از ص 221 ـ 241.

[2] . علامه طباطبايي، الميزان، ج 20، تفسير سوره جن، چ چهارم، اميركبير، 1370، ص 185 ـ 190.

[3] . شيخ مفيد، الارشاد، ج 1، چ اول، قم، جامعه مدرسين، 1413، ج اول، ص 349 ـ 350؛ و مجلسي، بحارالانوار، ج 44، چ دوم، تهران،‌اسلاميه، ص 330.

[4] . سوره نساء، 78.

[5] . مجلسي، بحار، پيشين، ج 45، ص 235.

[6] . ر.ك: شهيد‌ مطهري، حماسه حسيني، سخنرانيها، چ چهل و دوم، تهران، صدرا، 81، ج اول، ص 80 ـ 86.

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: متفرقه, شبهات و مناظرات  لینک ثابت
 [ 10:50:00 ب.ظ ]




 

بوی پیراهن یوسف

آیا بوی عرق خواص درمانی دارد؟

اشتراک گذاری این مطلب!

صفحات: 1 · 2

موضوعات: متفرقه  لینک ثابت
 [ 11:45:00 ق.ظ ]





اثرات طبی سینه زنی در ماه محرم

اشتراک گذاری این مطلب!

صفحات: 1 · 2

موضوعات: متفرقه  لینک ثابت
[شنبه 1393-08-10] [ 12:25:00 ب.ظ ]




 

آيا امام حسين ـ عليه‌السّلام ـ از شهادتش در كربلا آگاهي داشت؟

اشتراک گذاری این مطلب!

صفحات: 1 · 2 · 3

موضوعات: متفرقه  لینک ثابت
 [ 09:56:00 ق.ظ ]





ای حیات باتووداع می کنم .باهمه زیبایی هایت ،باهمه مظاهرجلال وجبروت ،باهمه وادع می کنم

باقلبی سوزان وغم آلودبه سوی خدامی روم.وازهمه چشم می پوشم ….

ای پاهای من می دانم شماچابکید.

می دانم که درهمه مسابقه هاگوی سبقت راازرقیبان ربوده اید.

می دانم فداکارید.می دانم که به فرمان من،مشتاقانه بسوی شهادت ،صاعقه واربه حرکت درمی آئیداما من آرزوئی دارم

من می خواهم که شمابه بلندی طبع بلندم به حرکت درآئید

به قدرت اراده آهنینم محکم باشید.به سرعت تصمیمات وطرح هایم سریع باشید.

این پیکرکوچک،ولی سنگین ازآرزوهاونقشه هاوامیدهاومسئولیت هارا

به سرعت مطلوب ،به هرنقطه دلخواه برسانید.

دراین لحظات آخرعمرآبروی مراحفظ کنید.

من چندلحظه بعد به شماآرامش می دهم .آرامش ابدی

دیگرشمارا زحمت نخواهم داد.دیگرشب وروزشمارااستثمارنخواهم کرد.

دیگرشمابی خوابی نخواهم دادوشمادیگرازخستگی فریادنخواهیدکرد.

ازدردوشکنجه ضبحه نخواهیدکرد.

ازبی غذائی ،ازگرماوسرماشکوه نخواهیدکرد

آرام وآسوده ،برای همیشه ،دربسترنرم خاک ،آسوده خواهیدبوداما…..امااین لحظات حساس،

لحظات وداع بازندگی وعالم ،لحظات لقاءپروردگار،

لحظات رقص من دربرابرمرگ بایدزیباباشد

منبع:چشم به راه ،تهیه وتنظیم :واحدسیره شهدا،بسیج دانشجویی دانشگاه اصفهان

 

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: متفرقه  لینک ثابت
[جمعه 1393-08-09] [ 12:43:00 ب.ظ ]




عوامل و زمينه هاي انحراف جامعه در زمان امام حسين ـ عليه السّلام ـ چه بوده و در زمان ظهور چه مي تواند باشد؟

اشتراک گذاری این مطلب!

صفحات: 1 · 2

موضوعات: متفرقه  لینک ثابت
 [ 09:25:00 ق.ظ ]





بسم الله
salam
چگونه موفق شویم؟
How to succeed

PLAN while others are playing
(برنامه ریزی کن وقتی که دیگران مشغول بازی کردنند)

STUDY while others are sleeping
(مطالعه کن وقتی که دیگران در خوابند)

DECIDE while others are delaying
(تصمیم بگیر وقتی که دیگران مرددند)

PREPARE while others are daydreaming
(خود را آماده کن وقتی که دیگران درخیال پردازیند)

BEGIN while others are procrastinating
(شروع کن وقتی که دیگران در حال تعللند)

WORK while others are wishing
(کار کن وقتی که دیگران در حال دعا کردنند)

SAVE while others are wasting
(صرفه جویی کن وقتی که دیگران در حال تلف کردنند)

LISTEN while others are talking
(گوش کن وقتی که دیگران در حال صحبت کردنند)

SMILE while others are frowning
(لبخند بزن وقتی که دیگران خشمگینند)

PERSIST while others are quitting
(پافشاری کن وقتی که دیگران در حال رها کردنند)


http://harfhayetazeyeman.blogfa.com/

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: متفرقه  لینک ثابت
[سه شنبه 1393-08-06] [ 01:32:00 ب.ظ ]




مستندترين مقاتل حضرت اباعبدالله(ع) چيست؟

اشتراک گذاری این مطلب!

صفحات: 1 · 2

موضوعات: متفرقه  لینک ثابت
[دوشنبه 1393-08-05] [ 01:13:00 ب.ظ ]




شبیه خوانی

تعزیه خوانی و شبیه خوانی ، نمایشی است که در یک محوطه ، با حضور مردم توسط چند نفر انجام می گیرد که در نقش قهرمانان کربلا و با لباسهای مخصوص و ابزار جنگی و همراه با دُهل و شیپور ، نیزه ، شمشیر ، سپر ، سنج ، کرنا ، سُرنا ، خنجر ، زره ، مشک آب و اسب ، ایفای نقش می کنند . صحنه و نمایش ، بر مبنای حوادث کربلا و مقتلها تنظیم می شود . تعزیه ، اگر بصورت صحیح و با حفظ موازین و شئون معصومین انجام شود ، تأثیر مهم می گذارد و وسیله انتقال فرهنگ شهادت به نسلهای آینده است .

« در فرهنگ شیعه ، به معنای نوحه بر امامان شهید ، نزدیک قبورشان یا در خانه سوگواران است که برای امام حسین (ع) نوحه می خوانند . در فرهنگ مردم ، نمونه هایی از تابوتهای سمبلیک برای کشته های کربلاست . در شهرهای مختلف شیعه نشین ، روز عاشورا مراسم خاصی برپا می کنند و هودجها و اسبهایی را راه می اندازند . برپایی اینگونه مراسم که در اماکن عمومی و مساجد و … به صورت تحریک کننده حزن مردم است ، « تعزیه » نام دارد و با لباسها و … برخی حوادث کربلا را به صورت نمایش ارائه می کنند . در این مراسم ، روضه خوانی و نوحه خوانی هم انجام می گیرد و کودکانی هم بعنوان « پیشخوان » برنامه اجرا می کنند و متنهای اجرایی اغلب به صورت شعر است . شکل تکامل یافته تعزیه ، جدید است . »

اشتراک گذاری این مطلب!

صفحات: 1 · 2

موضوعات: متفرقه  لینک ثابت
[یکشنبه 1393-08-04] [ 11:02:00 ب.ظ ]




سلام دوستان

محرمتان پر معرفت

یک حدیث از معصو م هست که می فرمایند:

بدانيد هر کس در عصر غيبت ، آزار و تکذيب دشمنان را تحمل کند ، مانند کسي است که در کنار رسول خدا(ص) با شمشير جنگ نموده است.

اين حديث از کدام بزرگوار معصوم است؟و نظرتان چیست؟

لطفا در قسمت نظرات پاسخ صحیح و نظراتتان را قید کنید

یا علی

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: متفرقه, فرهنگی  لینک ثابت
 [ 01:26:00 ب.ظ ]




به گزارش رجانیوز، در حالی که سه روز از خبر صدور حکم اعدام آیت الله النمر می‌گذرد با این حال واکنش‌ها به حکم سیاسی دادگاه پادشاهی عربستان ادامه دارد.

امروز نیز برخی از مراجع عظام تقلید شیعه، الحوثی‌های یمن، حزب الله عراق و گروه‌های فعال شیعی عربستان به صدور این حکم اعتراض کردند.

دادگاه جنایی ریاض پایتخت عربستان چهارشنبه گذشته حکم اعدام تعزیری شیخ نمر باقر النمر را به اتهام آنچه “توهین به نظام آل سعود، تحریک مردم علیه نظام، شرکت در اعتراضات و حمایت از انقلاب مردم بحرین” دانسته است، صادر کرد.

 

اشتراک گذاری این مطلب!

صفحات: 1 · 2

موضوعات: متفرقه  لینک ثابت
[شنبه 1393-08-03] [ 10:54:00 ق.ظ ]





درمان سرما خوردگي

سرماخوردگی در فصل پائیز و زمستان از شایع ترین بیماریهاست و با نامهای مختلف شناخته می شود. البته زکام نوعی لطف الهی است برای تخلیه اخلاط زائد از بدن و نباید جلوی نزله های زکام را گرفت. براي درمان سرماخوردگي راهكار هایی پيشنهاد مي شود

توصیه می شود بیمار روز اول از خوردن هر داوریی خودداری کند، از روز دوم برای درمان اقدام کند. بهتر است صبحانه را با غذای گرمی مثل حلوا و ناهار با آش رشته و شام را شوریا(سوپ) میل کند و استراحت را فراموش نکند. و نیز در صورت امکان دمر یا نشسته(سر به زیر) بخوابد تا نزله ها خارج شود، از خوردن آنتی هیستامین(ضذ آب ریزش بینی) خودداری کند تا اخلاط از بدن خارج شود. سعی شود اخلاط را بیرون بریزد و از قورت دادن آن خودداری کند.

1- خوردن شلغم خام و آب پز.

2- خوردن ليمو شيرين،آب ليمو عماني، جوشانده پوست ليمو هندي.

3- دم كرده ي آويشن و گشنيز، نعناع، گلپوره(مريم گلي)، وج(ريشه سوسن)، فراسيون سفيد، سوسنبر(آويشن وحشي، لاله عباسي، گل گندم(گل عنبر)، برگ درخت فندق، ريشه ياس زرد، برگ انبه، برگ توس، پنج انگشت(فلفل بري)، 40 گرم گل اسطوخودوس، پنچ گرم گل بنفشه.

4- مغز و هسته انبه. گردو. تخم آفتابگردان.توت.

5-  آب سيب، آب پرتقال، آب گريپ فروت.

6- شربت عسل و آب ليمو در يك ليوان آب.

7- كيوي، فلفل دلمه اي، فلفل سياه، فلفل سفيد، فلفل بري سه برگه(ميوه).

8- بخور كاه جو، برگ اكاليپتوس، تخمه گرمك، سندروس با عود، شاخه هاي اسطوخودوس.

9- روغن اوكاليپتوس

10- سيب زميني خام را چرخ كرده و براي ترك سرماخوردگي استفاده شود.

11- در زمستان، صبحانه يك ليوان شير كه با «ترنجبين» شيرين شده باشد بنوشيد تا از سرماخوردگي در امان باشيد.

12- «لوبيا ها» داراي مقدار زيادي ويتامين A هستند كه از سرماخوردگي جلوگيري مي نمايند.

13- با انجير شربت ژله و مارمالاد درست كنيد و در زمستان براي جلوگيري از سرماخوردگي ميل كنيد.

14- بولاغ اوتي، شاه پسند وحشي، گيلاس، گل كلم، علف هفت بند، شيرين بيان، شقايق بولاغ اوتي، سير، سنبل ختاني، خشخاش، كوكناز، تره فرنگي، گل تلفوني، بنفشه، برگ بو، كاكوتي، آقطي، سيب شيرين. سه بار در روز شيرين بيان.

15- جوشانده سرشاخه هاي اسطوخودوس، پوست پرتقال.

16- خواب و استراحت زياد.

17- مصرف مايعات زياد و دم كرده هاي گياهي.

منبع : وبلاگ طب اسلامی و ایرانی

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: متفرقه  لینک ثابت
[چهارشنبه 1393-07-30] [ 02:43:00 ب.ظ ]




 

سخن علامه طباطبایی كه خیلی ها را گریاند:

.

.

.

كسی چه میداند..؟

‌شاید سوره ی یاسین , همان یا حسین است , كه بی سر شده است…

السلام علیك یا ابا عبد الله الحسین (ع)

 

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: متفرقه, فرهنگی  لینک ثابت
[دوشنبه 1393-07-28] [ 09:43:00 ب.ظ ]




 

مباهله چیست ؟

مباهله را تعريف و شرايط آن را در اسلام بيان فرماييد.

آيه 61، سوره آل عمران را آيه مباهله گويند که از اين قرار است:
«فَمَنْ حَاجَّكَ فيهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَكُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَكُمْ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللّهِ عَلَى الْكاذِبينَ؛ هر گاه بعد از علم و دانشي که (درباره مسيح) به تو رسيده (باز) کساني با تو به بحث و ستيز برخيزند به آنها بگو: بيائيد ما فرزندان خود را دعوت مي کنيم و شما هم فرزندان خود را، ما زنان خويش را فرا مي خوانيم، شما هم زنان خود را، ما از نفوس خود دعوت مي کنيم، شما هم از نفوس خود، آنگاه مباهله کنيم و لعنت خدا را بر دروغگويان قرار مي دهيم».
شأن نزول آيه:
آيه فوق به ضميمه آياتي که قبل و بعد از آن نازل شده در مورد ماجرا و گفتگوهايي که ميان پيامبر اکرم و مسيحيان نجران بوده، نازل شده است که آنها با يک هيئت شصت نفري به اتفاق چند نفر از روسا و بزرگان خود به عنوان نمايندگي براي گفتگو با پيامبر اسلام وارد مدينه شدند، از جمله مسائلي که در اين گفتگو مطرح شد اين بود که آنها از پيامبر پرسيدند ما را به چه چيزي دعوت مي کني؟ پيامبر فرمودند: «به سوي خداوند يگانه و اين که از طرف او رسالت هدايت خلق را دارم و مسيح بنده اي از بندگان اوست، و حالات بشري داشت و مانند ديگران غذا مي خورد …» آنها اين سخن را نپذيرفتند و به تولد عيسي بدون پدر اشاره کردند و آن را دليل بر الوهيت او خواندند اما پيامبر با استناد به آياتي که پيش از آيه مذکور نازل گرديد به آنها پاسخ دادآل عمران 59.: مثل عيسي در نزد خدا، هم چون مثل آدم است که او را از خاک آفريد و سپس به امر فرمود موجود باش و او هم فورا موجود شد [بنابراين ولادت مسيح بدون پدر هرگز دليل بر الوهيت او نيست].) اما آنها حاضر به پذيرش سخنان پيامبر نشدند و از اين رو پيامبر را دعوت به مباهله کردند.
مباهله در اصل از ماده «بهل» به معني رها کردن است، به همين جهت هنگامي که حيوان را به حال خود واگذارند و پستان آن را براي جلوگيري از نوشيدن نوازدش در کيسه قرار ندهند به آن حيوان «باهل» مي گويند، و «ابتهال» در دعا به معني تضرع و واگذاري کار به خداوند است. و گاه اين واژه را به معني «هلاکت و لعن و دوري از خداوند» معني کرده اند که آن نيز به خاطر رها کردن و واگذاري نمودن بنده به حال خويش و خروج از سايه لطف خداوند است. اين از نظر ريشه لغوي، اما از نظر مفهوم متداول که در آيه بدان اشاره شد، مباهله به معني نفرين کردن دو نفر به يکديگر است، به اين ترتيب که وقتي استدلال هاي منطقي سود نداشت، افرادي که با هم درباره يک مسأله مهم ديني گفتگو دارند در يک جا جمع مي شوند و به درگاه خدا تضرع مي کنند و از او مي خواهند که دروغگو را رسوا سازد و مجازات کند.
توضيح واقعه:
در روايات اسلامي که مفسران و محدثان نقل کرده اند آمده است هنگامي که آيه فوق نازل شد، پيامبر به مسيحيان نجران پيشنهاد مباهله داد، بزرگان مسيحي از پيامبر يک روز مهلت خواستند، تا دراين باره با يکديگر مشورت کنند. اسقف اعظم به آنها گفت: نگاه کنيد اگر فردا محمد با فرزند و خانواده اش براي مباهله آمد از مباهله با او بپرهيزيد، و اگر اصحاب و يارانش را همراه آورد و هياهو و سر و صدا به راه انداخت با او مباهله کنيد که ادعاي او بي پايه و اساس است.
فرداي آن روز، پيامبر در حالي آمد که دست علي عليه السلام را گرفته بود و حسن و حسين پيش روي او حرکت مي کردند، و فاطمه (س) پشت سر او، مسيحيان و در پيشاپيش آنان، اسقف اعظم آنان بيرون آمدند هنگامي که پيامبر را با همراهان مشاهده کردند، اسقف آنان پرسيد: اينان کيانند؟ گفتند: اين يکي پسر عمو و داماد اوست، و اين دو دخترزاده هاي او هستند، و اين بانو، دختر اوست که از همه نزدش گرامي تر است. اسقف نگاهي کرد و گفت: من مردي را مي بينم که مصمم و باجرأت در مباهله است، و مي ترسم او راستگو باشد، و اگر راستگو باشد بلاي عظيمي بر ما وارد خواهد شد، سپس گفت: اي ابوالقاسم ما با تو مباهله نخواهيم کرد، بيا با هم صلح کنيم، و پس از آن، آنان حاضر شدند به شرايط ذمه تن در دهند.
مباهله در کلمات محدثان:
روايات فراواني در منابع معروف و دست اول اهل سنت و منابع اهل بيت آمده است که با صراحت مي گويد: آيه مباهله درباره علي، فاطمه حسن و حسين نازل شده است. از جمله: در صحيح مسلم در کتاب «فضائل الصحابه» در باب فضائل علي بن ابيطالب از سعد بن ابي وقاص نقل شده(صحيح مسلم، ج 4، ص 1871، ح 32، باب 4)که معاويه به سعد گفت: چرا به ابوتراب (علي عليه السلام) دشنام مي دهي؟ گفت: من سه سخن از پيامبر اکرم بياد دارم که به خاطر آنها نمي توانم علي را دشنام دهم! و اگر يکي از آنها درباره من بود از هر نعمت گرانبهايي محبوب ترش مي داشتم. اول اين که از رسول خدا در روزي که به بعضي از جنگ هايش مي رفت و علي را جانشين خود در مدينه کرده بود. و علي (به خاطر پاره اي زخم زبان هاي دشمنان) عرضه داشت زيرا در ميان زنان و کودکان جانشين کردي؟ شنيدم که فرمود: آيا راضي نمي شوي به اين که نسبت به من به منزله هارون نسبت به موسي با اين تفاوت که بعد از من ديگر هيچ پيغمبري نيايد و نبوتي نخواهد بود. دومش اين که در روز جنگ خيبر شنيدم مي فرمود: به زودي پرچم جنگ را به دست مردي مي دهم که خدا و رسولش را دوست مي دارد و خدا و رسول او نيز او را دوست مي دارند، فردا همه گردن کشيديم تا شايد آن شخص ما باشيم ولي به هيچ يک از ما نداد و فرمود: علي را برايم صدا بزنيد، رفتند علي را در حالي که درد چشم داشت آوردند، پس آب دهان در چشمان او انداخت و پرچم جنگ را به دستش سپرد و خداي تعالي قلعه خيبر را به دست او فتح کرد، سوم اين که وقتي اين آيه(آل عمران، 61) نازل شد، رسول خدا علي و فاطمه و حسن و حسين را احضار نموده، آن گاه فرمود: «بار الها اينهايند اهل بيت من».
اين حديث را کسان ديگري نيز نقل کرده اند مانند: ترمذي در صحيح خود(صحيح ترمذي، ج 5، ص 638، ح 3724)، احمد حنبلي در مسند (مسند احمد، ج 1، ص 185)، بيهقي در السنن الکبري;(السنن الکبري، مطابق نقل فضائل الخمسه، ج 1، ص 291)، سيوطي در المنثور (الدر المنثور، ذيل آيه 61، آل عمران)
ر.ک: پيام قرآن، ج 9، مکارم شيرازي، س 241-249
اهميت اين آيه:
نخستين چيزي که در اين آيه جلب توجه مي کند اين است که مسأله مباهله را مي توان به عنوان نشانه روشني بر حقانيت و صدق پيامبر اکرم در مسأله دعوي رسالت مطرح کرد، زيرا ممکن نيست کسي که به ارتباط خود با پروردگار ايمان قطعي نداشته باشد وارد چنين ميداني گردد، يعني از مخالفان خود دعوت کند که بيائيد و با هم به درگاه خدا برويم و از خدا بخواهيم دروغگو را رسوا سازد. به طور مسلم ورود به چنين ميداني بسيار خطرناک است، زيرا اگر نفرين به اجابت نرسد و اثري از مجازات مخالفان ظاهر نشود، نتيجه جز رسوايي دعوت کننده نخواهد داشت، و هيچ انسان عاقلي بدون اطمينان به نتيجه، قدم در اين ميدان نمي گذارد.
به همين دليل در روايات اسلامي مي خوانيم: هنگامي که پاي مباهله به ميان مي آيد،‌مسيحيان نجران از پيامبر مهلت خواستند تا در اين باره بينديشند، و هنگامي که ديدند پيامبر اکرم تنها کساني را با خود براي مباهله آورد که دعاي آنها مي تواند مستجاب باشد، و خالي از هر گونه جار و جنجال، و تشريفات به صحنه مباهله وارد شده، آن را دليل بر صدق دعوت او دانستند و از مباهله سر باز زدند، که مبادا گرفتار عذاب الهي شوند. انها چون ديدند پيامبر اکرم با افراد محدودي از خاصان نزديک خود و فرزندان خردسال و دخترش فاطمه زهرا به ميعادگاه آمده، سخت به وحشت افتادند و حاضر به مصالحه شدند. از سوي ديگر اين آيه سند روشني بر مقام بسيار والايي اهل بيت پيامبر يعني علي، فاطمه و حسن و حسين مي باشد. (لوح فشرده پرسمان، اداره مشاوره نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاه ها، كد: 2/100101083)

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: متفرقه  لینک ثابت
[شنبه 1393-07-26] [ 08:41:00 ق.ظ ]





خدایا
عذر میخواهم از این که بخود اجازه میدهم که با تو راز و نیاز کنم
عذر میخواهم که ادعا های زیاد دارم در مقابل تو اظهار وجود میکنم
در حالی که خوب میدانم وجود من ضائیده ی اراده من نیست و بدون خواسته ی تو هیچ و پوچم ,
عجیب آنکه
از خود میگویم
منم میزنم
خواهش دارم و آرزو میکنم
خدایا…
تو مرا عشق کردی که در قلب عشاق بسوزم
تو مرا اشک کردی که در چشم یتیمان بجوشم
تو مرا آه کردی که از سینه ی بیوه زنان و دردمندان به آسمان صعود کنم
تو مرا فریاد کردی که کلمه ی حق را هر چه رسا تر برابره جباران اعلام نمایم
تو تار و پود وجود مرا با غم و درد سرشتی
تو مرا به آتش عشق سوختی
تو مرا در توفان حوادث پرداختی , در کوره ی غم و درد گداختی
تو مرا در دریای مصیبتو بلا غرق کردی
و در کویره فقر و هرمان و تنهائی سوزاندی.
خدایا …
تو به من
پوچی لذات زود گذر را نمودی
ناپایداری روزگار را نشان دادی
لذت مبارزه را چشاندی
ارزش شهادت را آموختی
خدایا
تو را شکر میکنم
که از پوچی ها و ناپایداریها و خوشیها و قید و بندها آزادم نمودی
و مرا در توفانهای خطرناک حوادث رها کردی و در غوغای حیات در مبارزه ی با ظلم و کفر غرقم
نمودی و مفهوم واقعی حیات را به من فهماندی.
فهمیدم : سعادت حیات در خوشی و آرامش و آسایش نیست
بلکه در درد و رنج و مصیبت و مبارزه با کفر و ظلم
و بالاخره شهادت است.

” منبع : از کتاب عشق و عرفان شهید مصطفی چمران “

” نویسنده : سمیه حقیقی “

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: متفرقه  لینک ثابت
[چهارشنبه 1393-07-23] [ 11:01:00 ق.ظ ]





بيداري اسلامي از منظر روايات اهل بيت (علیه السلام)

لازم است ابتدا عناصر و عواملي كه به عنوان ريشه هاي بيداري اسلامي تلقي مي گردد را شناسايي كرده و آنگاه روايات اهل بيت را در باره آن عناصر و عوامل مورد دقت نظر قرار دهيم كه بر اين اساس چند عامل را به عنوان مباني بيداري اسلامي مي توانيم مطرح نماييم :

1 - وجوب خروج بر حاكم ظالم و عدم جواز خضوع براي ولايت جائر :

« عدم خضوع براي ولايت جائر كه يك مرتبه كار است و افزون بر اين، وجوب خروج بر ظالم يك اصل يا دو اصلي از اصول بنيادين فقه جعفري است و در ساير مذاهب اين دو اصل هر دو وجود ندارد، بلكه عكسِ اين دو اصل وجود دارد، ولايت جائر را تجويز مي‌كند. غالب مذاهب اسلامي ولايت جائر را تجويز مي‌كنند و مشروع مي‌دانند و خضوع براي ولايت جائر را جائز مي‌دانند و بعضي خروج بر ولايت جائر رو تحريم مي‌كنند و رواياتي را از رسول خدا نقل مي‌كنند كه ما معتقديم بعضي از انها بد فهميده شده و بعضي نيز جعلي است كه به رسول خدا نسبت مي‌دهند و احاديث مجعول عمدتاً در اوايل دوران خلافت امويان آغاز شده و اين فعال ترين دوره ي جعل است كه همان آغاز حكومت امويان كه دوره معاويه و آل مروان است.

اشتراک گذاری این مطلب!

صفحات: 1 · 2

موضوعات: متفرقه  لینک ثابت
[یکشنبه 1393-07-20] [ 09:30:00 ب.ظ ]





واقعه غدیر خم و اهمیت آن:

سرتاسر حیات طیبه رسول ‌اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) و لحظه به لحظه آن در نزد مسلمانان دارای اهمیتی بس شگرف و والاست؛ چرا که نه تنها کلام رسول‌ اکرم به نص صریح آیات قرآن، عاری از هرگونه هوا و هوس و متصل به سرچشمه وحی است، بلکه عمل و فعل آن بزرگوار نیز بر تک تک مسلمانان حجت است و صراط مستقیم را به عالمیان می‌نمایاند. اما در این میان، مقاطعی خاص از زندگی آن بزرگوار، به جهات گوناگون از اهمیتی ویژه برخوردار می‌باشد که یکی از بارزترین آنها، واقعه غدیر خم است. واقعه غدیر از ابعاد مختلف و از جهات متفاوت، دارای درخشندگی و تلألؤ خاصی در تاریخ اسلام است. کمتر مقطع تاریخی را می‌توان در جهان اسلام یافت که از لحاظ سند، اطمینان از اصل وقوع، کثرت راویان و اعتماد بزرگان و علمای مسلمین، قوت و استحکامی نظیر این رویداد مهم داشته باشد.

هنگامی که به راویان حدیث غدیر می‌نگریم، در مرتبه نخست نام اهل‌ بیت گرامی رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) یعنی امام ‌علی (علیه السلام)، فاطمه زهرا (سلام الله علیها)، امام حسن (علیه السلام) و امام حسین (علیه السلام) دیده می‌شود و در مرتبه بعدی نام حدود 110 تن از صحابه پیامبر اسلام به چشم می‌خورد که در این میان، نام افرادی شاخص از میان صحابه همچون:

1- ابوبکر بن ابی­‌قحافه

2- عمر بن ‌الخطاب

3- عثمان بن عفان

4- عایشه بنت ابی‌بکر

5- سلمان فارسی

6- ابوذر غفاری

7- عمار یاسر

8- زبیر بن‌ عوام

9- عباس بن عبدالمطلب

10- ام سلمه

11- زید بن ‌ارقم

12- جابر بن عبدالله‌ انصاری

13- ابوهریره

14- عبدالله ‌بن ‌عمر بن ‌الخطاب


و… توجه آدمی را به خود جلب می‌کند که تمامی آنان در محل غدیر حاضر بوده‌اند و حدیث غدیر را بدون واسطه نقل نموده‌اند. سپس در میان تابعین حدیث غدیر از 83 تن از تابعین نقل شده است که از جمله آنان می‌توان به:

1- اصبغ بن‌ نباته

2- سالم‌ بن ‌عبدالله ‌بن عمر بن الخطاب

3- سعید بن‌ جبیر

4- سلیم‌ بن قیس

5- عمر بن عبدالعزیز(خلیفه اموی)

و… اشاره نمود.

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: متفرقه  لینک ثابت
[شنبه 1393-07-19] [ 12:12:00 ب.ظ ]




ازحفص که گفت:شنیدم موسی بن جعفرعلیه السلام به کسی می فرماید:آیادوست داری همیشه دردنیاباقی بمانی؟گفت:آری . فرمود:برای چه ؟برای خواندن قل هوالله احد.پس مدتی امام علیه السلام به حفص فرمود:ای حفص!هرکه ازدوستان وپیروان ماکه بمیردوقرآن رانیک نیاموخته باشد،درقبرش به اوبیاموزندتابه واسطه آن خداوندمرتبه اش رابلندگرداند،چراکه مقامات بهشت به تناسب آیات قرآن است.به شخص می گویند:«بخوان وبالابرو»پس می خواندوبالامی رود.

حفص گوید:کسی راندیدم که مثل موسی بن جعفربرخویشتن ازهمه بیم ناک ترباشدوامیدوارترازاوهم ندیدم .قرائت قرآنش باحزن واندوه بودوهرگاه قرآن می خواند،گویاکسی رامخاطب قرارداده است.

منبع:گزیده اصول کافی،ترجمه :محمدمهدی رضایی

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: متفرقه  لینک ثابت
[یکشنبه 1393-05-19] [ 09:06:00 ق.ظ ]




درموردپوشش زنان ایران باستان ،مطالب زیادی درتاریخ وجوددارد.ویل دورانت درباره پوشش زنان ایران باستان واینکه حجاب بسیارسختی دربین آنان رایج بوده است،می گوید:«زنان طبقات بالای اجتماع جرأت آن رانداشتندکه جزدرتخت روان روپوش دارازخانه بیرون بیایند.به طورکلی درنقش هایی که درایران باستان برجای مانده،هیچ صورت زن دیده نمی شودونامی ازایشان به نظرنمی رسد.»

درادوارمختلف درایران ،انواع حجاب وجودداشت که به بعضی ازآن هااشاره می کنیم:

مادها: پوششی برسرداشتندکه اززیرآن گیسوهای بلندشان نمایان بود.

هخامنشیان:چادری برسرداشتندکه درزیرآن،یک پیراهن بادامن بلندودرزیرآن نیزپیراهن بلنددیگری که تامچ پارا می پوشانید

اشکانیان:پیراهنی بلندتاروی زمین ،گشاد،پرچین ،آستین دار و یقه راست بوده وپیراهن دیگری داشته اندکه روی اولی می پوشیدندوقداین یکی نسبت به اولی کوتاه وضمنایقه بازبوده است .روی این دوپیراهن چادری سرمی کردند

ساسانیان:چادربرسرداشتندحتی لباس هنرپیشگان هم مانندلباس های بلندسایربانوان ،تاپشت پاکشیده می شد.

 

منابع:تاریخ تمدن ،ویل دورانت،ج2ص343

پاسخ به شبهات اینترنتی 4،هادی کردان

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: متفرقه  لینک ثابت
[شنبه 1393-05-04] [ 12:41:00 ب.ظ ]




و از جمله شواهد در اینکه درجه خلوص در باب انتظار فرج لازم و بر آن تأکید شده و با آن همه فضائل انتظار حاصل مى شود ، روایتى است در «کافى» ، و در «نجم الثاقب» از «کمال الدین» از عمّار ساباطى از حضرت صادق (علیه السلام)نقل شده ، که ما در اینجا روایت را از «نجم الثاقب » نقل مى کنیم  ، و به بعضى از اختلاف عباراتى که در حدیث «کافى» در بعضى موارد است اشاره مى کنیم .(۱)

عمّار ساباطى گوید: به خدمت حضرت صادق (علیه السلام)عرض کردم: عبادت کردن با امامى از شما که ظاهر نبوده و در زمان دولت باطل باشد افضل است ، یا عبادت کردن در زمان ظهور دولت حقّ با امام ظاهر از شما ؟

حضرت فرمودند: اى عمّار ! (به خدا قسم ) صدقه در پنهانى افضل است از صدقه در آشکار و علانیه ، و (به خدا قسم ) چنین است ; عبادت شما در پنهان با امام غیر ظاهر در دولت باطل افضل ــ بخاطر ترسیدن شما از دشمنان در زمان دولت باطل ــ و بهتر است از اینکه خدا را در زمان ظهور حقّ با امام ظاهر عبادت کنید ، (و عبادت با خوف در دولت باطل مثل عبادت در حال رضا در دولت حقّ نیست.)

بدانید که هر که از شما نماز بخواند (یک نماز فریضه با جماعت در وقت آن در حال پنهانى از دشمن خود و تمام کند آن را  ، خدا از براى او ثواب پنجاه نماز واجب در جماعت بنویسد ، و هرکه بجا آورد از شما) یک نماز واجب را (به صورت انفرادى ) در پنهانى از دشمن خود و آن نماز را در وقت آن بجا آورد و تمام کند حقّ تعالى از براى او ثواب بیست و پنج نماز ( به صورت انفرادى ) بنویسد ، و اگر یک نافله در زمان او بجا آورد ( و تمام کند آن را ) حقّ تعالى از براى آن ثواب ده نافله بنویسد.

و هرکه از شما عمل خوبى بجاى آورد حقّ تعالى از براى او بیست و پنج حسنه بنویسد ، و مؤمنى از شما ; وقتى که عمل را نیکو بجا آورد و با تقیّه دین دارى کند بخاطر ترس بر امام خود و بر جان خود ; زبان خود را نگاه دارد ; حقّ تعالى حسنات او را چندین برابر مى کند ، بدرستیکه خداىعزّوجلّ ; کریم است .

عرض کردم که: جان من به فداى تو  ، مرا راغب به عمل گردانیدى و تحریص بر آن نمودى ، و لکن مى خواهم بدانم که چگونه اعمال ما از اعمال اصحاب امام ظاهر در دولت حقّ افضل است ، با آنکه ما و ایشان همه بر یک دین مى باشیم؟

فرمود : شما بر آنان در ادا نماز و روزه و حجّ و به دانستن سایر امور دین و به عبادت نمودن خدا را در پنهانى از براى خوف دشمن خودتان پیشى گرفته اید ، و اطاعت خدا را در پنهانى مى کنید ، و با امام (علیه السلام)خود را در صبر کردن در دولت باطل شریک کرده اید (در حالتیکه انتظار دولت حقّ را دارید) و از پادشاهان بر امام خود و بر جانهاى خود مى ترسید ، و حقّ امام خود را در دست ظالمان مى بینید که شما را از حقّ خود منع کرده اند و بر مشقّت و سختى کشیدن در دنیا و طلب معاش کردن ناچاراند ، و بر دین خود ; در عبادت خود و طاعت کردن پروردگار خود و ترسیدن از دشمنان خود ; صبر مى کنند ، پس به این اسباب حقّ تعالى اعمال شما را چندین برابر کرده است ، پس گوارا باد این از براى شما.

عرض کردم: جان من به فداى تو باد ، هر گاه چنین است پس ما چرا آرزو کنیم که با ظاهر بودن حقّ از اصحاب حضرت قائم (علیه السلام)باشیم ، با آنکه ما امروز در زمان امامت تو و مشغول طاعت تو هستیم و اعمال ما بهتر از اعمال اصحاب دولت حق است؟

حضرت فرمود : سبحان الله ; آیا نمى خواهى که خداى عزّوجلّ حقّ و عدل را در بلاد خود ظاهر گرداند ، و حال همه نیکو گردد ، و کلمه خدا جمع گردد ، و مردم همه بر دین حقّ اجتماع نمایند ، و الفت و التیام در میان قلوب مختلفه بهم رسد ، و کسى در زمین خدا معصیت نکند ، و حدود خدا در میان خلق جارى گردد ، و حقّ به سوى اهلش رسیده و آن را اظهار نمایند ، و چیزى از حقّ به جهت خوف از مردم پنهان نگردد؟

بدان ، والله اى عمّار! کسى از شما نمى میرد (بر این حالى که شما بر آن مى باشید ـ یعنى از امور مزبوره از صبر و انتظار و خوف و سختى در معاش با دوستى اهلبیت (علیهم السلام) ـ) به این حالت دوستى ما ; مگر آنکه او نزد خداى عزّوجلّ از بسیارى از آنهائى که در جنگ بدر و اُحد حاضر شدند افضل است ، پس بشارت باد شما را.(۲)

پس از قسمت آخر این حدیث شریف واضح شد که مؤمن ولو به ملاحظه آنکه اعمال او قبل از زمان ظهور امر فرج و دولت حقّ افضل از زمان ظهور باشد ، و لکن باید انتظار ظهور فرج حضرت قائم (علیه السلام)و دولت حقّ را داشته باشد ، و به کمال خلوص و اشتیاق همان ظهور امر حقّ و احکام دین و ظهور امر اولیاء الهى و رجوع حقوق آنها به سوى خودشان و برطرف شدن خوف از آنها و امثال این امور را داشته باشد.

منبع:  کتاب شیوه های یاری قائم آل محمد (ع)، آیة الله میزرامحمّدباقر فقیه ایمانى«ره»

——————————-
پی نوشتها:

۱ ــ توضیح اینکه اضافاتى که در روایت کافى نقل شده داخل پرانتز قرار داده شده .

۲ ــ کافى ج۱ ص۲۳۳ حدیث ۲ ، کمال الدین ص۶۴۵ .

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: متفرقه  لینک ثابت
[پنجشنبه 1393-03-08] [ 08:34:00 ق.ظ ]




یکی از مهمترین و سرنوشت سازترین حرکت ها و وقایع جهان بشری،انقلاب حضرت مهدی علیه السلام است.لذا سزاوار است بدانیم زنان در این قضیه مهم،چه نقشی ایفا می کند و چه مسئولیتی بر عهده دارند.بر اساس برخی از روایات حضور و نقش این زنان از نظر زمان و موقعیت چند صورت دارد:

1-حضور پنجاه زن در بین یاران امام

2-رجعت زنان

1-حضور پنجاه زن در بین یاران امام:

امام باقر علیه السلام در بیان برخی از نشانه های ظهور،می فرماید:به خدا سوگند313 نفر می آیند که پنجاه تن از این عده زن هستند و بدون هیچ قرار قبلی،در مکه کنار یکدیگر جمع خواهند شد.این است معنای آیه شریفه:هرجا باشید خداوند هم شما را حاضر می کند<زیرا او بر هر کاری تواناست

نکته شگفت در این روایت این است که این افراد جزءهمان 313 یار اصلی هستند..

2-رجعت زنان:

این اعتقاد مسلم شیعه است که همزمان با ظهور مهدی آل محمد علیهم السلام،برخی از مومنان حقیقی و پیروان اهل البیت علیهم السلام به اذن پروردگار زنده خواهند شد و بار دیگر به دنیا بازخواهند گشت.بازگشت این عده نه تنها غیر ممکن نیست بلکه از نظر قرآن کریم،این پدیده،امری مسلم قلمداد شده و در آیات متعددی،به آن سخن اشاره شده است(آیات243و259سوره مبارک بقره)….در میان کسانی که به دنیا رجعت خواهند کرد،گروهی از زنان با ایمان نیز هستند.در منابع معتبر اسلامی،نام سیزده زن ذکر شده که به هنگام ظهور قائم آل محمد عجل الله زنده خواهند شد و در لشگر امام زمان عجل الله به مداوای مجروحان جنگی و سرپرستی بیماران،خواهند پرداخت.

طبری در دلائل الامامه،از مفضل بن عمر نقل کرده که او گفت:امام صادق علیه السلام فرمود:همراه قائم آل محمد علیهم السلام سیزده زن خواهند بود.من پرسیدم:آنان را برای چه کاری می خواهد؟فرمود:به مداوای مجروحان پرداخته و سرپرستی بیماران را به عهده خواهند گرفت.عرض کردم نام آنان را بیان فرمایید.فرمود:قنواء دختر رشیدهجری،ام ایمن،حبابه والبیه،سمیه مادر عمار یاسر،زبیده ام خالد احمسیه،ام سعید حنفیه،صیانه ماشاطه،ام خالد جهنیه.

نکته مهم اینجاست که در معارف شیعی،رجعت،برای مومنان،یک مقام ممتاز و ویژه است و لذا،شامل هرکسی نمی شود،مگر اینکه لیاقت این سعادت عظیم را به دست آورده باشد.این گروه نیز بهای این توفیق بزرگ را پرداخته اند…پس زنان نیز همچون مردان در صف منتظران حضرت حجت قرار دارند.آنچه از روایات و معارف دینی استفاده می شود<آن است که انقلاب حضرت حجت با حضور یاران و سربازان مومن و عاشق صورت می پذیرد و با در نظر گرفتن نقش تربیت در امر پرورش نیروهای انسانی،روشن می شود که اگر بر فرض،هیچ زنی هم در نهضت و قیام حضرت حجت عجل الله حضور نداشته باشد،تمام مردان آن صحنه،با تلاش و تربیت زنان،لیاقت حضور پیدا کرده اند و این را می توان علاوه بر نقش حضور شخصی،یک حضور فعال برای تمتمی زنان لحاظ کرد.

جای دارد در اینجا سخن امام خمینی رحمه الله را زینت بخش کلام خود کنیم که:زن<نقش بزرگی در اجتماع دارد.زن،مظهر تحقق آمال بشر است.زن،پرورش دهنده زنان و مردان ارجمند است.از دامن زن،مرد به معراج می رود.امن زن،محل تربیت بزرگ زنان و بزرگ مردان است.

[منبع:از فرات تا فرات دفتر دوم از مرکز تخصصی مهدویت]

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: متفرقه  لینک ثابت
[پنجشنبه 1393-03-01] [ 08:30:00 ق.ظ ]




تمام مشکلات ما ناشی از این است که از امام زمان عجل الله دور شده ایم.

 

نجات یک ملت به امام زمان وابسته است,کافی است نظر مبارکشان بر جان ما بیفتد تا…مبادی میلمون اصلاح شود…هرکس به اندازه ی نزدیکی به نظر او بقا و واقعیت می یابد و معنی دار می شود(رجوع شود به مطالب قبلی وبلاگ در خصوص احادیث و روایات تا عمق فاجعه دوری از اماممان برایمان روشن شود )

علت عدم بهره برداری از فیض آن حضرت خودمان هستیم امام غایب نیست ما غایبیم.مایم که دنیایی شده ایم اگر یک زندگی دینی را آغاز کنیم مس وجودمان کیمیا می گردد.مزه آدم شدن را اگر بچشیم چیز دیگری برای ما مزه دار نخواهد بود.

هرکس به هرجا رسید از دریچه نظر آن حضرت رسید

مبانی معرفتی مهدویت از آقای طاهرزاده

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: متفرقه  لینک ثابت
[پنجشنبه 1393-02-11] [ 09:26:00 ق.ظ ]




تمام مشکلات ما ناشی از این است که از امام زمان عجل الله دور شده ایم.

 

نجات یک ملت به امام زمان وابسته است,کافی است نظر مبارکشان بر جان ما بیفتد تا…مبادی میلمون اصلاح شود…هرکس به اندازه ی نزدیکی به نظر او بقا و واقعیت می یابد و معنی دار می شود(رجوع شود به مطالب قبلی وبلاگ در خصوص احادیث و روایات تا عمق فاجعه دوری از اماممان برایمان روشن شود )

علت عدم بهره برداری از فیض آن حضرت خودمان هستیم امام غایب نیست ما غایبیم.مایم که دنیایی شده ایم اگر یک زندگی دینی را آغاز کنیم مس وجودمان کیمیا می گردد.مزه آدم شدن را اگر بچشیم چیز دیگری برای ما مزه دار نخواهد بود.

هرکس به هرجا رسید از دریچه نظر آن حضرت رسید

مبانی معرفتی مهدویت از آقای طاهرزاده

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: متفرقه  لینک ثابت
 [ 09:25:00 ق.ظ ]




…انسان یعنی قلب.قلب یعنی آن حقیقتی از شما که تمام احوالات و اراده ها ومیلها و عواطف را به آن نسبت می دهید،…مثلا میگویید:خواستم معرفت خود را نسبت به امام زیاد کنم لذا تعقل و تفکر کردم، پس مرکز اراده ها و خواستنی ها یک چیزی است به نام قلب….

از طرفی  چو ن انسان کامل ،حقیقت انسان و اصل انسانیت  هر انسانی است پس او قلب کل است،یعنی قلب حقیقی در هستی امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف است.هرکس به هر اندازه که در قلب امام زمان جا دارد حقیقت دارد و خودش است و باخیالات و غرایزش که حقیقت او نیست ،به سر نمی برد یعنی واقعیت هرکس به اندازه ایست که با قلب عالم هستی ارتباط دارد چون هرکس به اندازه ای که در قلبش حاضر است واقعیت دارد و هرکس هم به اندازه ای قلب دارد که از قلب کل بهره گرفته است پس هرکس با قلب امام زمان ارتباط ندارد با خود واقعی اش در ارتباط نیست و با خود وهمی و خیالی به سر می برد.

اگر انسانیت بخواهیم باید اولا به امام زمان نزدیک شویم و ثانیا کارهایمان را مطابق امام زمان انجام دهیم پس تو هرچه در قلب امام زمان هستی هستی و هرچه در قلبشان نیستی نیستی..

…روایت از شیعه و سنی داریم(بحجارالانوار ج 84) که خداوند به ظاهر شما و به اعمال شما نمی نگرد بلکه به قلب شما می نگرد.از طرفی قلب کل،امام زمان است پس هرقدر به امام شبیه تر هستید خدا به شما نظر میکند چون خدا فقط به انمام نظر میکند و هرکس به اندازه ای که از قلب بهره دارد مورد نظر حضرت حق قرار می گیرد…

منز صاحب دل کنم در تو نظر             نه به نقش سجده و ایثار زر

( مبانی معرفتی مهدویت از طاهرزاده)

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: متفرقه  لینک ثابت
[پنجشنبه 1393-02-04] [ 10:43:00 ق.ظ ]




مهدی جان دردهای زیادی است که به آنها وعده داده ام با آمدنت علاج می یابد…

اماممان غایبند؟ حاضرند؟ حاضری غایب اند؟ یا غایبی حاضرند؟

برای پاسخ به این سوال مثالی میزنیم:

به عنوان مثال خورشید در صورتی می تواند همه جا را روشنی ببخشد که بالا باشد اما اگر پایین بود دیگر نمی توانست همه جا را روشن کند امام نیز همین گونه اند وقتی متوجه باشیم مرتبه ی وجودی شان بالاست پس تمام مرتبه ی پایین در قبضه اوست و به مرتبه پایین محدود نیست

همانگونه که خورشید با روشن کردن شهر ما از روشن کردن شهر دیگری باز نمی ماند در مورد حضور و نقش امام نیز چنین است که امام را کاری از کار دیگر باز نمی دارد.مقام امام مقام عظمایی است که همه عالم را تدبیر می کند و همه جا در قبضه اوست بدون اینکه از ان مقام اعلای خود خارج شوند اصلا اگر پایین بودند و در عرض سایر موجودات بودند که نمی توانستند عالم را تدبیر نمایند.

برگرفته از مبانی معرفتی/طاهرزاده

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: متفرقه, شبهات و مناظرات  لینک ثابت
[پنجشنبه 1392-12-22] [ 08:56:00 ق.ظ ]




کمکم کن مولا که سنگینی دوریت مرا از پای در خواهد آورد…….

……………………………………………………………………

…………………………………………………………………………..

یا مرا از ناپاکی برهانید،

یا…

.

.

نه راه دیگری نیست،

چون تمام راهها برایم بیراهه است…

کمک کن.

العجل مولا

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: متفرقه  لینک ثابت
[دوشنبه 1392-12-19] [ 01:22:00 ب.ظ ]





اعجاز نجومي قرآن

حجت‌الاسلام دکتر سيد عيسي مسترحمه*

عضو هيئت‌ علمي جامعة المصطفي9 العالميه

چکيده

يکي از ابعاد اعجاز قرآن، اعجاز علمي است؛ برخي از مسائل علمي تا زمان نزول قرآن و حتي قرن‌ها بعد از آن، براي مردم ناشناخته بود و قرآن آن را با ظرافت خاصي بيان کرد. از جمله اين مسائل، گزاره‌هايي نجومي است؛ مانند: آغاز آفرينش، اجرام آسماني و پايان جهان كه در قرآن به آن‌ها اشاره شده است. مفسران و نويسندگان در بسياري از اين موارد، ادعاي اعجاز کرده‌اند؛ در حالي که شرايط و ضوابط معتبر در اعجاز در آن‌ها وجود ندارد. در اين مقاله پس از بيان معيارهاي اعجاز علمي، موارد ادعاي اعجاز نجومي مطرح و بررسي شده است.

با بررسي موارد ادعايي اعجاز نجومي مي‌توان به اين نتيجه رسيد که اعجاز علمي در سه مورد (جاذبه عمومي، سختي تنفس و کمبود اکسيژن در آسمان و حرکت‌هاي خورشيد) هست و در برخي موارد اگر معيارهاي اعجاز علمي فراهم آيد، مي‌توان آن‌ها را به عنوان مواردي از اعجاز مطرح کرد، مانند: گرچه امروزه مي‌توان اين موارد را از شگفتي‌هاي علمي قرآن شمرد، مانند، وجود موجودات زنده در خارج از زمين (شوري/29؛ نحل/49؛ انبيا/4)، گسترش آسمان (ذاريات/ 47) و نقش کوه‌ها در حفظ زمين (نبأ/ 7).

واژه‌هاي‌ اصلي: قرآن، اعجاز علمي، اعجاز نجومي، تفسير، کيهان‌شناسي، آسمان، زمين.


مقدمه

قرآن‌کريم معجزه جاويدان پيامبر گرامي اسلام است که براي تربيت و هدايت انسان‌ها از طرف خداوند متعال نازل شده است. اين کتاب عزيز از جهات متعددي اعجاز گونه است و فصاحت و بلاغت، قوانين متعالي، برهان‌هاي محکم، نبود اختلاف و برخورداري از نظم، موسيقي و آهنگ آن داراي اعجاز است.

يکي ديگر از ابعاد اعجاز قرآن، نکات علمي آن است؛ موضوع‌ها و مسائل علمي که تا آن زمان ناشناخته بود و حتي در برخي موارد تا قرن‌ها بعد هم ناشناخته ماند. رهاورد اعجاز علمي، علاوه بر اثبات صدق نبوت پيامبر اعظم اسلام9، اثبات تعارض نداشتن علم و دين و خودباوري مسلمانان است و موجب کنجکاوي و تفکر انسان‌ها در طبيعت مي‌گردد. در اين مقاله معيارهاي اعجاز علمي بيان و آياتي که درباره آن ادعاي اعجاز نجومي شده است، ذكر و بررسي مي‌شود.

پيشينه

اعجاز علمي در قرن اخير و در پي گسترش تفسير علمي مطرح شد و اعجاز نجومي از زير شاخه‌هاي آن است و برخي از دانشمندان و مفسران در کتاب‌هاي تفسيري يا تک‌نگاري‌ها به آن توجه و مواردي را به عنوان إعجاز نجومي قرآن مطرح كرده‌اند. در زير به مواردي از آن‌ها اشاره مي‌شود.

1ـ ابوالعينين، حسن، من الاعجاز العلمي في القرآن الکريم.

2ـ احمدي، محمود، معجزات قرآن در عصر فضا و کامپيوتر.

3ـ پاک‌نژاد، سيد رضا، اولين دانشگاه و آخرين پيامبر.

4ـ جبالية، احمد، القرآن وعلم الفلک.

5 ـ حجازي، سيد عبد الرضا، رسالت قرآن در عصر فضا.

6 ـ حلمي الغوري، ابراهيم، العلوم الفلکية في القرآن الکريم.

7ـ حنفي، احمد، التفسير العلمي للآيات الکونية في القرآن.

8 ـ خوئي، سيد ابوالقاسم، ترجمه جعفر سبحاني، اعجاز قرآن.

9ـ رضايي اصفهاني، محمد علي، پژوهشي در اعجاز علمي قرآن.

10ـ زماني، مصطفي، پيشگويي‌هاي علمي قرآن.

11ـ زغلول راغب محمد نجار، السماء في القرآن الکريم.

12ـ الزنداني، عبدالمجيد، آيات الله في الافاق.

13ـ سادات، محمد علي، زنده جاويد و اعجاز جاويدان.

14ـ سعدي، داوود سلمان، اسرا الکون في القرآن.

15ـ سيد ارناووط، محمد، الاعجاز العلمي في القرآن الکريم.

16ـ سيد جميلي، الاعجاز الکوني في القرآن.

17ـ الشريف، عدنان، من علم الفلک القرآني.

18ـ شهرستاني، سيد هبة الدين، ترجمه سيدهادي شهرستاني، اسلام و هيئت.

19ـ صادقي، محمد، زمين و آسمان و ستارگان از نظر قرآن.

20ـ طنطاوي جوهري، الجواهر في تفسير القرآن.

21ـ لبيب بيضون، الاعجاز العلمي في القرآن.

22ـ مارديني، عبد الرحيم، موسوعة الاعجاز العلمي في القرآن الکريم.

23ـ ماهر احمد الصوفي، اعجاز القرآن من آيات الله في السماء.

24ـ محمد راتب النابلسي، موسوعة الاعجاز العلمي في القرآن والسنة.

25ـ محمد سامي، محمد علي، الاعجاز العلمي في القرآن الکريم.

26ـ محمود ابن عبد الرؤوف القاسم، في مسيرة الاعجاز العلمي في القرآن.

27ـ مخلص، عبدالرؤوف، جلوه هايي جديد از اعجاز علمي قرآن کريم.

28ـ مکارم شيرازي، ناصر، تفسير نمونه.

29ـ منصور حسب النبي، الکون والاعجاز العلمي للقرآن الکريم.

30ـ نجفي، گودرز، مطالب شگفت‌انگيز قرآن.

31ـ نوفل، عبد‌الرزاق، القرآن و العلم الحديث.

32ـ نيازمند شيرازي، يدالله، اعجاز قرآن از نظر علوم امروزي.

33ـ هميمي، زکريا، الاعجاز العلمي في القرآن الکريم.

34ـ يوسف الحاج احمد، موسوعة الاعجاز العلمي في القرآن والسنة المطهرة.

35ـ يحيي شامي، علم الفلک، نشر دارالفکر العربي.

اشتراک گذاری این مطلب!

صفحات: 1 · 2

موضوعات: متفرقه  لینک ثابت
[شنبه 1392-12-17] [ 09:49:00 ق.ظ ]




آفرينش جنين از عناصر خاك(مؤمنون/12)،(روم/20)و(حج/5)،تبديل موادخاكي به نطفه ورشد تدريجي جنين(مؤمنون/14-12)،اشاره به بافتهاي كامل و ناقص در جنين (حج/5)،تخمك


وسلول تخم(انسان/2)، تشكيل توده ي سلولي(قيامت/38)،وجود پرده هاي سه گانه ي آمينوس،كوريون و آلانتوئيد و يا پرده ي شكمي،پرده ي رحمي و پرده ي آلانتوكوريون در اطراف


جنين(زمر/6)،آب  در ساختمان جنين(فرقان/54)،دوران شيرخوارگي (بقره/233)،نقش مرد در تعيين جنس جنين(نجم/46-45)، (قيامت /39-37) و(بقره/233) ،به كار افتادن حس


شنوايي قبل از بينايي(نحل/78)، و.. .



نظرات علمي قرآن در مورد بهداشت ودانش پزشكي و حشره شناسي:

توجه به خوردن ميوه و مواد غذايي پروتئين دار(واقعه/21-20)و(طور/22)، اعجاز اثر انگشت(قيامت/4)،تسهيل درد زايمان(مريم/25)،شدت احساس درد توسط پوست(نساء/56)،درمان


موضعي بسياري از بيماريهاي پوستي در سرما(ص/42)،اندوه ورابطه ي آن با كوري(يوسف/84)،اشاره به زخمهاي ناشي از عدم تحرك(كهف/18)، تأثير رواني رنگ سبز(رحمن/76) ،


(انسان/21)و (كهف/31)،اشاره به بيماري پيري زودرس در كودكان(مزمل/17)، عدم شناخت روح ازنظر علمي(اسراء/85)، وضو وپاكيزگي قسمتهايي از بدن كه باميكروبها در تماس است


(مائده/6)،پرهيز از پرخوري(اعراف/31)،پرهيز از خوردن خون،مردار و گوشت خوك(بقره/173)،پاكيزگي لباس و پوشاك(مدثر/4)، غير بهداشتي بودن تماس جنسي در حالت قاعدگي


(بقره/222)، اشاره به بيماري فراموشي در پيري(نحل/70)،) خاصيت شفا بخشي عسل و گرد آوري شهد و ساختن عسل توسط زنبور ماده (نحل/69)،تناسب رنگ عسل با رنگ گلها


(نحل/69)، تنيدن تار توسط عنكبوت ماده(عنكبوت/41)،ارتباطات در ميان حشرات(نمل/18) ، تركيب آنزيم با غذا خارج از بدن مگس(حج/73) و …



نظرات علمي قرآن در مورد فضا ومسافرت به فضا:

تفاوت ستاره و سياره (يونس/5)و (فرقان/61)، گردش خورشيد،ماه،زمين وسيارگان در مدارهاي مشخص(يس/40-38)،(انبياء/33) و(تكوير/16-15)، پيش بيني مسافرت به فضا و عبور از


جو(رحمن/33)و(انعام/125)،سقوط سنگهاي آسماني (رحمن/35)،شهابها(جن/8)،فقدان اكسيژن و هوا در ارتفاعات بالاي جو(انعام/125)تسخير كره ي ماه و احتمالاً خورشيد


(ابراهيم/33)،مطالبي در مورد سياره ي زهره (طارق/3-1) وجود ساكنين ديگر در كرات آسماني(شوري/29) و …


برگرفته از سایت:انبیا وائمه اطهار

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: متفرقه  لینک ثابت
 [ 09:32:00 ق.ظ ]




منظور از غیبت امام زمان این نیست که حضرت جایی مخفی شده باشتد،بلکه باید متوجه  بود که حضرت غایب شده اند نه مخفی.

باید در مورد  این دو مفهوم تامل کنیم و مفهوم غایب را بفهمیم.متاسفانه بعضیها مقام غیب امام را با مخفی کردن یکی گرفته اند

و در معرفت نسبت به امام به اشتباهی گرفتار شده ند…

مخفی شدن یعنی کسی اینجا هست و در عرض ما هست اما مثلا پشت دیوار پنهان شده است،

ولی غایب بودن یعنی کسی فوق هستی مادی است مثل ملائکه که در غیب هستند و در مقامی بالاتراز عالم ماده جای دارند.

مقام غیب امام زمان به جهت واسطه فیض بودن حضرت است و هستی در قبضه ی مقام غیبی حضرت است

و اساسا هرمرحله و مرتبه ی پایینی در قبضه ی بالاتر غیبی اش قرار دارد…

منبع:مبانی معرفتی مهدویت از اصغر طاهرزاده

 

برای کسب معرفت صاحبمون باید در درجه ی اول موانعی که مانع درک اماممان میشود را زدود

از جمله ی مهم این موانع شناخت خود عریان(خود راستین) است و سپس شناخت امام.

باید توجه کرد که شناخت امام زمان از زدودن مفاهیم و شبهات غلطی شروع می شود که با آن خو گرفته ایم

باید شبهات و سوالات ذهنی را برطرف کرد.

یا علی گفتیم و عشق آغاز شد

یا حق

 

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: متفرقه  لینک ثابت
[پنجشنبه 1392-12-08] [ 09:33:00 ق.ظ ]




 


1. پوشش زن در یونان و روم باستان

دایره المعارف لاروس درباره پوشش زنان یونان باستان می گوید: زنان یونانی در دوره های گذشته، صورت و اندامشان را تا روی پا می پوشاندند. این پوشش که شفاف و بسیار زیبا بود، در جزایر کورس و اِمِرجوس و دیگر جزایر ساخته می شد. زنان فنیقی نیز دارای پوششی قرمز بودند. سخن درباره حجاب، در لابلای کلمات قدیمی ترین موءلفین یونانی نیز به چشم می خورد؛ حتی «بنیلوب» (همسر پادشاه «عولیس» فرمانروای ایتاک) نیز با حجاب بوده است. زنان شهر «ثیب» دارای حجاب خاصی بوده اند، بدین صورت که حتی صورتشان را نیز با پارچه می پوشاندند. این پارچه دارای دو منفذ بود که جلوی چشمان قرار می گرفت تا بتوانند ببینند. در «اسپارته» دختران تا موقع ازدواج آزاد بودند، ولی بعد از ازدواج خود را از چشم مردان می پوشاندند. نقش هایی که بر جای مانده، حکایت می کند که زنان سر را می پوشانده، ولی صورت هایشان باز بوده است، و وقتی به بازار می رفتند، بر آنان واجب بوده است که صورت هایشان را بپوشانند؛ خواه باکره و خواه دارای همسر باشند. حجاب در بین زنان سیبری و ساکنان آسیای صغیر و زنان شهر ماد (و فارس و عرب) نیز وجود داشته است. زنان رومانی از حجاب شدیدتری برخوردار بوده اند، به طوری که وقتی از خانه خارج می شدند، با چادری بلند تمام بدن را تا روی پاها می پوشاندند و چیزی از برآمدگی های بدن مشخص نمی شد.2

یکی از تاریخ نویسان غربی نیز شواهد زیادی دال بر وجود حجاب در بین زنان یونان و روم باستان آورده است. او درباره «الهه عفت» که یکی از خدایان یونان باستان است، می گوید: «آرتمیس»، الهه عفت است و عالی ترین نمونه (و الگو برای) دختران جوان به شمار می آید. دارای بدنی نیرومند و ورزیده و چابک و به زیور عفّت و تقوا آراسته است.»3

همچنین درباره مردم یکی از قبائلی که نهصد سال قبل از میلاد زندگی می کرده اند، آمده است : «بالاتر از ارمینان و در کنار دریای سیاه، «سکّاها» بیابانگردی می کردند. آنها مردم وحشی و درشت اندام قبائل جنگی نیمه مغول و نیمه اروپایی بسیار نیرومندی بودند که در ارابه به سرمی بردند و زنان خود را سخت در پرده نگاه می داشتند.»4

این مورّخ در جای دیگر می گوید: «زنان فقط در صورتی می توانند خویشان و دوستان خود را ملاقات کنند و در جشن های مذهبی و تماشاخانه ها حضور یابند که کاملاً در حجاب باشند. 5

همچنین از قول یکی از فلاسفه یونان باستان، درباره شدت پوشش زن، نقل می کند: نام یک زن پاک دامن را نیز چون شخص او باید در خانه پنهان داشت.6

2. پوشش زن در ایران باستان

در مورد پوشش زنان ایران باستان، مطالب زیادی در تاریخ وجود دارد. ویل دورانت درباره پوشش زنان ایران باستان و اینکه حجاب بسیار سختی در بین آنان رایج بوده است، می گوید: «زنان طبقات بالای اجتماع جرأت آن را نداشتند که جز در تخت روان روپوش دار از خانه بیرون بیایند. هرگز به آنان اجازه داده نمی شد که آشکارا با مردان آمیزش (اختلاط) کنند. زنان شوهر دار حق نداشتند هیچ مردی را، ولو پدر یا برادرشان باشد، ببینند. در نقش هایی که در ایران باستان بر جای مانده، هیچ صورت زن دیده نمی شود و نامی از ایشان به نظر نمی رسد.»7

از دائره المعارف لاروس نیز به دست می آید که حجاب در بین مادها و پارس ها وجود داشته است.8 همچنین در تفسیر اثنی عشری9 آمده است: «تاریخ نشان می دهد که حجاب در فرس قدیم وجود داشته است». در کیش «مازدیسنی» نامه شت مهاباد، آیه 90 گوید: زن خواهید و جفت گیرید و هم خوابه دیگری را نبینید و بر او منگرید و با او میامیزید.»

نصوصی که بیانگر حجاب زنان ایران باستان است، نشان می دهد که زنان در دوره های مختلفی چون دوره مادها، پارسی ها (هخامنشیان)، اشکانیان و سامانیان دارای حجاب و پوشش بوده اند، که به چند نمونه آن اشاره می شود:

ادامه »

موضوعات: متفرقه  لینک ثابت
[چهارشنبه 1392-12-07] [ 11:46:00 ق.ظ ]




نداشته ها و تنهایی های کوچک با چیزها و آدمهای کوچک پر میشوند
نداشته ها و تنهایی های خیلی خیلی خیلی بزرگ ، فقط با خدا …
مهم نیست در این زمین خاکی چقدر تنها باشیم و چقدر حرفهایمان برای دیگران غیر قابل فهم باشد و وقت انسانها برایمان کم …
شکر که خدا هست و او جبران تمام دلتنگی ها و مرهم تمام زخمهاست …
هر وقت دلت خواست ، مهمانش کن در بهترین جایی که او می پسندد ، در قلبت …
و به دستان خالی ات نگاه نکن ، تو فقط خانه ی دلت را برایش نگهدار ، اسباب پذیرایی با اوست …

.
.
از خدا پروا کنید تا پـَـــــــــر وا کنید …
“شهید چمران”
.
.
یادم باشد که امید خوشبختانه از دست دادنی نیست…
آنهم امیدی که رو به سمت خدا باشد…!!

.
.
“خاص” فقط “خداس” !
.
.
خدایا درسته خیلی گناه دارم ولی خب گناه دارم !

.
.
در بی کسی ها گم شده بودم
خدا را دیدم که میوه ی امید تعارف می کرد !
.
.
خدایا دل و زبانم را یکی کن تا فرشتگانت به چشم منافق نگاهم نکنند !

.
.
هنگامی که افسرده ای بدان جایی در اعماق وجودت حضور “خدا” را فراموش کرده ای !

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: متفرقه  لینک ثابت
[شنبه 1392-12-03] [ 11:47:00 ق.ظ ]




تنها چند روز پس از انفجار بی سابقه مقابل سفارت کشورمان در بیروت از هویت دو عامل این انفجار پرده برداشته شد اما سوالی که پیش می آید که چگونه هویت این دو فرد کشف شد چرا که کارت های شناسایی ارائه شده به هتل 4 ستاره شرایتون بیروت که آنها در آن سکونت داشتند، همگی جعلی بوده است؛ در واقع پلیس لبنان دو خط موبایل را پیدا کرد که دو تروریست این عملیات هیچ گاه از آنان استفاده نکردند اما شماره موجود بر روی جعبه این تلفن ها در هتل، پلیس را به محلی که آنها این دو خط را خریداری کرده بودند، رساند.


صاحب مغازه می گوید که شب قبل از انفجار دو جوان که گویا یکی از آنها تازه از سفر آمده بود وارد مغازه شدند و درخواست  سیم کارت کردند اما من به آنها گفتم که هر نفر بیش از دو خط نمی تواند بخرد لذا یکی از آنها اعلام کرد که سیم کارت نمی خواهد و فرد دیگر دو خط را خریداری کرده و همانجا فعال کرد؛ بعد هم طبق قوانین لبنان مقابل دوربین کوچک مغازه قرار گرفت تا تصویری از وی به عنوان مدارک احراز هویت نگهداری کنم؛ زمانی که مقابل دوربین قرار گرفت؛ لبخند تلخ و عجیبی زد؛ گویی که می دانست این عکس فردا در همه رسانه ها پخش خواهد شد و همه را به نقش شیخ احمد الاسیر (شیخ سلفی تندروی جنوب لبنان که چند ماه است که فراری است) و شاگردان وی در این عملیات آگاه خواهد ساخت. وی فرد اولی است که با انفجار خود توانست در سفارت را منفجر کند.

اما شناسایی عامل دوم عملیات که با منفجر کردن خودروی خود باعث کشتار 24 تن شده هم کار سختی نبود چراکه ارتش تصویر الصاق شده بر روی کارت شناسایی جعلی وی که در هتل وجود داشت را منتشر کرد و موسی المحمد در عدنان فورا با شناسایی پسرش لب به اعتراف گشود.

ادامه »

موضوعات: متفرقه  لینک ثابت
[شنبه 1392-09-09] [ 11:10:00 ق.ظ ]






۱۳۸۷/۰۱/۰۱۱۳۸۷/۰۱/۰۱

نگاهی گذرا به زندگینامه‌ی حضرت آيت‌الله‌العظمی سيد علی حسینی خامنه‌ای


رهبرانقلاب اسلامی ایران

سيد علی حسینی خامنه‌اى فرزند مرحوم حجت‌الاسلام‌والمسلمين حاج سيد جواد حسينى خامنه‌اى، درفروردین‌ماه سال ۱۳۱۸ شمسی برابر با ۱۳۵۸قمرى در مشهد مقدس چشم به دنيا گشود. او دومين پسر خانواده بود و زندگى مرحوم سيدجواد خامنه‌اى هم مانند بيشتر روحانيون و مدرسان علوم دينى، بسيار ساده: «پدرمروحانى معروفى بود، اما خيلى پارسا و گوشه‌گير[…]زندگى ما به‌سختى مى‌گذشت. من يادم هست شب‌هايى اتفاق مى‌افتاد كه در منزل ما شام نبود. مادرم با زحمت براى ما شام تهيه مى‌كرد. […]آن شام هم نان و كشمش بود.»رهبرانقلاب اسلامی ایران

سيد علی حسینی خامنه‌اى فرزند مرحوم حجت‌الاسلام‌والمسلمين حاج سيد جواد حسينى خامنه‌اى، درفروردین‌ماه سال ۱۳۱۸ شمسی برابر با ۱۳۵۸قمرى در مشهد مقدس چشم به دنيا گشود. او دومين پسر خانواده بود و زندگى مرحوم سيدجواد خامنه‌اى هم مانند بيشتر روحانيون و مدرسان علوم دينى، بسيار ساده: «پدرمروحانى معروفى بود، اما خيلى پارسا و گوشه‌گير[…]زندگى ما به‌سختى مى‌گذشت. من يادم هست شب‌هايى اتفاق مى‌افتاد كه در منزل ما شام نبود. مادرم با زحمت براى ما شام تهيه مى‌كرد. […]آن شام هم نان و كشمش بود.»

 

خانه‌اى كه خانواده‌ی سيد جواد در آن زندگىمى‌كردند در یكی از محله‌های فقیرنشین مشهد بود: «منزل پدرى من كه در آن متولدشده‌ام، تا چهار پنج سالگى من، يك خانه‌ی  ۶۰ ـ ۷۰  مترى در محله‌ی فقيرنشين مشهدبود كه فقط يك اتاق داشت و يك زيرزمين تاريك و خفه‌اى! هنگامى كه براى پدرم ميهمانمى‌آمد -و معمولاً پدر بنا بر اين كه روحانى و محل مراجعه مردم بود، ميهمان داشت- همه‌ی ما بايد به زيرزمين مى‌رفتيم تا مهمان برود. بعد عده‌اى كه به پدر ارادتی داشتند، زمين كوچكى را كنار اين منزل خريده به آن اضافه كردند و ما داراى سه اتاقش کرديم.»

رهبر انقلاب از دوران كودكى در خانواده‌اى فقير اما روحانى پرورش يافتند و از چهار سالگى به همراه برادر بزرگشان سيد محمد برای یادگیری الفبا و قرآن مجید، به مكتب‌خانه رفتند و پس از آن در مدرسه‌ی تازه‌تأسيس اسلامى «دارالتعليم ديانتى» ثبت نام كردند و دوران تحصيل ابتدايى را در آن مدرسه گذراندند.

ادامه »

موضوعات: متفرقه  لینک ثابت
[پنجشنبه 1392-09-07] [ 12:34:00 ب.ظ ]





سردار سر لشكر پاسدار شهيد مهدي زين الدين

فرمانده لشكر 17 علي بن ابي طالب (ع)

به سال 1338 ه.ش در كانون گرم خانواده اي مذهبي ، متدين و از پيروان مكتب سرخ تشيع ، در

تهران ديده به جهان گشود .

مادرش بانويي مانوس با قرآن و آشناي با دين و مذهب بود براي تربيت فرزندش كوشش فراواني

نمود . داشتن وضو ، مخصوصا هنگام شير دادن فرزندانش برايش فرضيه بود و با مهر و محبت مادري

، مسائل اسلامي را به آنها تعليم مي داد.

نبوغ و استعداد مهدي باعث شد كه او در اوان كودكي قرآن را بدون معلم و استاد ياد بگيرد و بر

قرائت مستمر آن تلاش نمايد . پس از ورود به دبستان در اوقات بيكاري به پدرش كه كتابفروشي

داشت ، كمك مي كرد .

فعاليتهاي سياسي - مذهبي

مهدي در دوران تحصيلات متوسطه اش به لحاظ زمينه هايي كه داشت با مسائل سياسي و

مذهبي آشنا شد و در اين مدت كه با شهيد محراب آيت الله مدني مانوس بود ، روح تشنه خود را با

نصايح ارزنده و هدايتگر آن شهيد بزرگوار سيراب نمود ودر واقع حساس ترين دوران جواني به هدايت

ويژه اي دست يافته بود به همين دليل از حضرت آيت الله مدني بسيار ياد مي كرد و رشد مذهبي

خود را مديون ايشان مي دانست

ادامه »

موضوعات: متفرقه  لینک ثابت
[سه شنبه 1392-09-05] [ 10:43:00 ق.ظ ]




 

فروزان‌ترین بعد اعجاز بیانی قرآن، همسازی با نغمه‌ای دلنشین، و آهنگ‌های وزین صوتی است، آن گاه كه با صدایی گرم و زیبا، و آوایی نرم و فریبا، دمساز گردد، آتشی بر خرمن دل‌ها افكند كه شعله‌های تابناكش جهانیان را به سوز و گداز وا دارد.

در دستور تلاوت آمده: قرآن را با آهنگی حزین و نغمه دلنشین، تلاوت كنید.

همان روزهای نخست، با همین شیوه‌ی شیوا، سنگدلان عرب را شیفته و شیدای خود نمود، و اندیشه مقاومت و ایستادگی را از آنان ربود.

اعراب، شگفت‌زده، در برابر قرآن،‌ زانوی تسلیم بر زمین زده و به عجز و ناتوانی خود اعتراف، و اعجاب و تحسین خود را در مقابل قرآن صریحاً ابراز داشتند.

این یك جاذبه و كشش روحانی بود، كه این مردم سخت دل و مغرور را به نرمی و گرایش واداشت. گو اینكه برخی آن را شعر، و پاره‌ای سحرش می‌پنداشتند، ولی خود نیك می‌دانستند كه قرآن نه شعر است و نه سحر، گر چه همچون شعر نافذ است و همچون سحر، افسونگر.

ان من البیان لسحرا….

قرآن و سخنوران عصر پیامبر

اصولاً، عبارت و جمله‌بندی‌های قرآن به گونه‌ای تنظیم شده كه روان، یكنواخت،‌ هماهنگ و همساز است. حروف و كلمات آن متناسب و هم آوا و پیوسته به یكدیگر پیوند خورده‌اند.

با اینكه قرآن كلام منثور است، ‌به كلام منظوم بیشتر می‌ماند . بدین وصف، سبك نوینی در لغت‌نامه عرب به ارمغان آورد، و نظم و تالیف جدیدی به جهانیان ارائه نمود،‌ اعراب و جهانیان را به حیرت و شگفتی واداشت.

ادامه »

صفحات: 1 · 2

موضوعات: متفرقه, اخلاقی وتربیتی  لینک ثابت
[یکشنبه 1392-09-03] [ 09:10:00 ق.ظ ]




خلاصه زندگی نامه شهید محمد رضا تورجی زاده

http://tooraji.hostraygan.com/%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D9%88%DB%8C%D8%B1%20%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C%20%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF/tooraji.blogfa.com%20%20%20%20shahid%20(9).jpg

شهید محمد رضا تورجی زاده در سال چهل و سه در شهر شهیدان اصفهان به دنیا آمد . در همان دوران کودکی عشق و ارادت به خاندان نبوت و امامت داشته و با شور وصف ناپذیر در مجالس عزا داری شرکت می نمود . در کودکی بسیار با وقار نظیف و تمیز بوده به گونه ای که در میان همگنان ممتاز بود.

ادامه »

موضوعات: متفرقه  لینک ثابت
[شنبه 1392-09-02] [ 12:03:00 ب.ظ ]




Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4 yles DefLockedState="false” DefUnhideWhenUsed="true” DefSemiHidden="true” DefQFormat="false” DefPriority="99″ LatentStyleCount="267″> ideWhenUsed="false” QFormat="true” Name="heading 1″ />

یاد خدا بیاندازد.

16-در غیابش شرط رفاقت را به جا آورد وکلام محرمانه او را بازگو نکند:مجلس ها امانت است وکسی حق ندارد کلام محرمانه رفیق خود را بدون اجازه او بازگو کند مگر در موردی که شنونده مورد وثوق و اطمینان باشد یا ذکر خیری از آن رفیق باشد.

17-حامی رفیق خود باشد:از رفیقش حمایت کند تا با رغبت در پناهش بیاید.

18-آبروی او را در گرفتاری,غیاب وپس از مرگ نگه دارد.آن دوستی که آبروی رفیقش را در گرفتاری,غیاب,وپس از مرگ نگه ندارد شایسته نام دوستی نیست.

19-در نظرش بالاترین مردم باشد.

ادامه »

موضوعات: متفرقه  لینک ثابت
[چهارشنبه 1392-08-29] [ 09:25:00 ق.ظ ]





در این مقاله به صورت فهرست وار ویژگی های رفیق خوب را در روایات بیان می نماییم:

1-با رفیق خود مواسات(همکاری وهمیاری) کند.

2-دروغگو نباشد.

3-اهل بدعت نباشد.

4-فاسق وتبهکار نباشد.

5-بخیل نباشد.

ادامه »

موضوعات: متفرقه  لینک ثابت
[سه شنبه 1392-08-28] [ 10:44:00 ق.ظ ]




جوانان و دورى از گناهان

جوانان عزيز! يكى از چيزهايى كه انسان را از خدا و ائمه و كارهاى نيك باز مى دارد (گناه ) است .
معنى گناه چيست ؟ گناه يعنى هر چيز كه نافرمانى خداوند و باعث شادمانى شيطان و بدكاران باشد. جوانان و نوجوانان عزيز! قلب هر انسانى مانند آيينه صاف و پاك و روشن مى باشد، امّا بر اثر يك گناه يك لكه سياه روى آن مى افتد و اگر همين طور ادامه پيدا كند سياهى تمام قلب را فرا مى گيرد، و اين گناه فرقى ندارد، كوچك باشد يا بزرگ . بعنوان مثال : شما اگر سنگى در زير ناودان بگذاريد و قطره قطره (گناهان كوچك ) از بالا، روى آن بچكد، در طول اين مدت شايد يك سطل بزرك آب نشود امّا بر اثر قطره هاى آب ، آن سنگ سوراخ مى شود، در صورتى كه اگر يك سطل آب را يك دفعه روى آن سنگ مى ريختيم آنرا سوراخ نمى كرد. پس گناهان كوچك هم در صورت تكرار همانند گناه كبيره مى شود. پس قلب انسان بر اثر تكرار گناه سياه مى شود، يعنى ديگر حرف حقّ را قبول نمى كند.

معنى ايمان چيست ؟ ايمان مانند نقطه سفيدى در قلب نهاده مى شود. هر چه ايمان بيشتر شود، سفيدى و نورانيت آن بيش تر مى شود. ما مى توانيم با تلاوت قرآن و دقّت در معناى آن ها، مطالعه كتاب هاى دينى ، شركت در مجالس ‍ مذهبى و كلاسهاى تربيتى ، پرسش از علماى دين و … شناخت و آگاهى خودمان را بيش تر كنيم و با دقت بيشتر در گفتار و كردار ايمانمان را تقويت نمائيم .

اقسام گناهان : 
گناهان به دو دسته كلّى تقسيم مى شوند: 1 - گناهان صغيره (كوچك ) 2 - گناهان كبيره (بزرگ )

گناهان صغيره : 

گناهان صغيره در موارد زير تبديل به گناهان كبيره مى شود:
1 اصرار بر گناه صغيره تبديل به گناه كبيره مى شود.
2  كوچك شمردن گناه صغيره تبديل به گناه كبيره مى شود.
3 - اظهار خوشحالى هنگام گناه صغيره تبديل به گناه كبيره مى شود.
4 - انجام گناه صغيره از روى طغيان تبديل به گناه كبيره مى شود.
5 - مغرور شدن بعد از گناه صغيره كه هنوز مجازات الهى نشده تبديل به گناه كبيره مى شود.
6 - آشكار نمودن گناه صغيره تبديل به گناهان كبيره مى شود.
7 - گناه شخصيتها (آنهائى كه داراى موقعيت خاص اجتماعى هستند، با گناه ديگران يكسان نيستند چه بسا، گناه صغيره آنها، حكم گناه كبيره را داشته باشد).

گناهان كبيره : 
گناهان كبيره موارد آن زياد است بعضى تعداد آن را 7 عدد، بعضى 10 عدد، بعضى 20 عدد، بعضى 34 عدد، بعضى نيز 40 عدد و بيشتر ذكر نموده اند، امام خمينى ؛ در تحريرالوسيله تعداى از گناهان كبيره را بر مى شمارد. عبارتند از: 1 - نااميدى از رحمت خدا 2 - ايمن شدن از مكر خدا 3 - دروغ بستن به خدا يا رسول صلّى اللّه عليه و آله و يا اوصياء خداصلّى اللّه عليه و آله 4 - كشتن نابجاه 5 - عاق والدين 6 - خوردن مال يتيم از روى ظلم 7 - نسبت زنا به زن باعفت 8 - فرار از جبهه جنگ با دشمن 9 - قطع رحم 10 - سحر و جادو 11 - زنا 12 - لواط 13 - دزدى 14 - سوگند دروغ 15 - كتمان در گواهى دادن 16 - گواهى به دروغ 17 - پيمان شكنى 18 - رفتار برخلاف وصيت 19 - شرابخوارى 20 - ربا خوارى 21 - قمار بازى 22 - خوردن مردار و خون 23 - خوردن گوشت خوك 24 - خوردن ذبح غيرشرعى مگر در صورت ناچارى 25 - كم فروشى 26 - تعرّب بعد از هجرت (يعنى انسان از محلى كه مى تواند دينش را حفظ كند به جايى برود كه دينش در خطر است ). 27 - كمك به ستمگر 28 - تكيه بر ظالم 29 - نگهدارى حقوق ديگران بدون عذر 30 - دروغگويى 31 - تكبّر 32 - اسراف و تبذير 33 - خيانت 34 - غيبت 35 - سخن چينى 36 - سرگرمى به امور لهو 37 - سبك شمردن فريضه حجّ 38 - ترك نماز 39 - ندادن زكات 40 - اصرار بر گناهان صغيره (كوچك ).

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: متفرقه  لینک ثابت
[شنبه 1392-08-25] [ 12:59:00 ب.ظ ]





وحدت در جهان اسلام

اگر در جامعه ی کنونی ما، بنگرید، جامعه ای می بینیدکه هر گوشه ای از آن برای خود حکومتی تشکیل داده و علم استقلالی افراشته و برای حقانیت و اثبات خود تلاش می کند ودر صدد نفی تشکیلات دیگر فرقه ها وگروه هاست وبرای رسیدن به مقاصد خود از هیچ اقدامی فروگذار نمی کند.

اما بنگرید آیا پیام آور خوبی هاچنین آینده ی اسفناکی را برای امت خویش پیش بینی کرد؟ آیا غیر از این است که هنگامی که فرمود من این پیام را گفتم برای هر سیاه وسفید و هر بنده ی آزاد…کنایه از این بود که تفاوت های فردی وقومی وقبیله ای واجتماعی وفرهنگی مطرح نیست وروی کلام من با همه ی مردم اعم از هر قبیله و نژاد وفرهنگی است؟!

آیا این فرمایش حضرت، کافی نبود برای اینکه آحاد مختلف بشری در قومیت های مختلف خود را بر سر یک مسئله هم پیمان ببینند وتاثیر یک پیمان حقیقی بین گروه های مختلف باآراء وسلیقه های مختلف .آیاجز وحدتی ناگسستنی خواهد بود؟!

بنگرید این کلام نورانی ودلنشین پیامبر(ص) را از خطبه ی غدیر:«بدانید که خدا علی (علیه السلام) را ولی و امام واجب الاطاعه قرار داده است برای  همه ی مهاجرین و انصار وتابعین آنها وبر روستانشین و شهر نشین وعجم وعرب وبنده وآزاد وکوچک وبزرگ وبر هر سفید وسیاه وبر هر یکتا پرستی…»

اگر در تمام دنیا جستجو کنید چنین وحدتی را در این گستره زمین نمی توانید پیاده کنید؛جز به این روش که مبلغ اعظم غدیر،تمام تفاوت های نژادی،فرهنگی،طبقاتی و…راحذف می کنند واز درجه ی اعتبار ساقط می دانند وفقط یک اصل را ارزش و اعتبار می دهند وهمه را بر سر این اصل هم پیمان می کنند.

منبع  برگرفته از مجله ی عرش بر دوش غدیر




اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: متفرقه  لینک ثابت
 [ 12:56:00 ب.ظ ]




Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4 yles DefLockedState="false” DefUnhideWhenUsed="true” DefSemiHidden="true” DefQFormat="false” DefPriority="99″ LatentStyleCount="267″> ideWhenUsed="false” QFormat="true” Name="heading 1″ /> Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4 yles DefLockedState="false” DefUnhideWhenUsed="true” DefSemiHidden="true” DefQFormat="false” DefPriority="99″ LatentStyleCount="267″> ideWhenUsed="false” QFormat="true” Name="heading 1″ /> ] Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4 yles DefLockedState="false” DefUnhideWhenUsed="true” DefSemiHidden="true” DefQFormat="false” DefPriority="99″ LatentStyleCount="267″> ideWhenUsed="false” QFormat="true” Name="heading 1″ />

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: متفرقه, مناسبتها  لینک ثابت
[سه شنبه 1392-08-21] [ 12:20:00 ب.ظ ]




Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4 yles DefLockedState="false” DefUnhideWhenUsed="true” DefSemiHidden="true” DefQFormat="false” DefPriority="99″ LatentStyleCount="267″> ideWhenUsed="false” QFormat="true” Name="heading 1″ /> شمر چه توجیهی برای کشتن امام حسین (ع) داشت؟ آیا در این باره، یعنی دفاعش از این که چرا دست به این کار زده، نکته ای از او نقل شده است؟

هنوز هم جستجو در منابع کهن تاریخ عاشورا، آدمی را با عبارات شگفتی آشنا می‌کند که در تحلیل این ماجرای هولناک تاریخی کارساز است. تصور این که چرا چنین اتفاقی افتاد، همچنان نیازمند تحلیل مستند است؟ امت محمد (ص) که مدعی پیروی از آن حضرت و به ظاهر مقید به شریعت بودند، چرا و با چه توجیهی دست به این جنایت زدند ؟‌ قومی که اسلام را در دنیا منتشر ساختند و آن همه جانبازی در فتوحات کردند، و اسلام را تا اقصا نقاط افریقا و خراسان بردند، چرا پسر پیامبر خود  را با این وضع فجیع کشتند؟ آیا این جماعت، آدم های نامتعادلی شده بودند یا آن که استنادی دینی یا سیاسی برای اقدام خود داشتند؟ به خصوص افرادی مثل شمر که از اشراف کوفه و با سابقه شرکت در جنگ صفین بود، وقتی با آن شدت و حدت علیه امام حسین و اصحابش جنگید و حرف می زد و امام را به جهنم بشارت می داد و هر سخن زشت و ناهنجاری از دهانش در می‌آمد، چه فکری می‌کرد؟ چگونه عمل خود را توجیه می نمود؟

ادامه »

موضوعات: متفرقه  لینک ثابت
 [ 10:52:00 ق.ظ ]




 

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: متفرقه, فرهنگی  لینک ثابت
[شنبه 1392-08-18] [ 10:31:00 ق.ظ ]




زندگاني حضرت عباس بن علي تا قبل از واقعه عاشورا کمتر مورد توجه مورخان قرار گرفته است. مطلبي هم که برخي نظير مورخ الدوله سپهر در ناسخ التواريخ و به تبع او ديگران در باب شجاعت عباس در جنگ صفين نقل کرده اند، کاملاً بي پايه و اساس است؛ چرا که وي هنگام جنگ صفين نوجواني چهارده ساله بود و در جنگ حضور نداشت. از سال 40 هجري يعني سال شهادت امام علي(ع) تا واقعه عاشورا هم در سال 61 هجري رويداد برجسته يي که حضور جنگاوري مثل عباس را ضروري کند، رخ نداد و دوران جواني عباس در صلح تحميلي طي شد.

تقريباً کليه مقاتل معتبر متقدم، بر اين نکته اتفاق دارند که امام حسين(ع) پس از تصميم به هجرت از مدينه به سوي مکه، همراه فرزندان، برادران، برادرزادگان و همه خاندانش به جز محمد بن حنيفه از مدينه بيرون آمد. عبدالله، جعفر و عثمان ديگر برادران کوچک تر عباس از نسل علي و ام البنين، او را در اين سفر همراهي مي کردند. از اين چهار برادر فقط عباس متاهل بود و دو فرزند به نام هاي فضل و عبيدالله داشت به همين دليل کنيه او «ابوالفضل» نام گرفت. اگر چه فضل در نوجواني درگذشت و عبيدالله تنها وارث عباس بود.

ادامه »

موضوعات: متفرقه, مناسبتها  لینک ثابت
 [ 10:07:00 ق.ظ ]





از اربعینیّات عالم فاضل و عارف کامل، [قاضی سعید قمّی] رَحمَةٌ اللهِ عَلیهِ نقل شده که فرموده : به ما رسیده ازکسی که ثقه و محلّ اعتماد است از استاد اساتید ما [شیخ بَهاءٌ المِلَةِ وَالدّین العامِلی ] که روزی رفت به زیارت بعض ارباب حال که در مقبره هایی از مقابر اصفهان ماوا گزیده بود .آن شخص عارف به شیخ گفت : من در این قبرستان قبل از این روز امر غریبی مشاهده کردم ! و آن امر این است که دیدم جماعتی جنازه ای را آوردند در این قبرستان دفن کردند در فلان موضع ورفتند؛ پس چون ساعتی گذشت بوی خوشی شنیدم که از بوهای این نشاَة نبود؛ متحیرم ماندم ! به راست وچپ خود نظر کردم  تا بدانم که این بوی خوش از کجا آمد؟! که ناگاه دیدم جوان خوش صورتی درلباس ملوک است می رود نزد آن قبر، پس جون نشست نزدآن قبردیدم مفقودشد ، گویاداخل در قبر شد .پس ازاین واقعه زمانی نگذشت که ناگاه بوی خبیثی شنیدم که از هر بوی بدی پلید تر بود، پس نگاه کردم دیدم سگی میرود بر اثر آن جوان تا رسید به آن قبر و پنهان شد ،پس من در تعجّب شدم و در حال تعجّب بودم که ناگاه آن جوان بیرون آمد بد حال و بد هیئت با بدن مجروح، و از همان راهی که آمده بود برگشت من عقب او رفتم و از او خواهش کردم که حقیقت حال را برای من بگوید، گفت: من عمل صالح این میت بودم و مامور بودم که در قبر با او باشم ،که ناگاه این سگی که دیدی آمد و او عمل غیر صالح او بود من خواستم او را از قبر بیرون کنم تا وفا کنم به حق صحبت او، آن سگ مرا دندان گرفت و گوشت مرا کند و مرا مجروح کرد چنانچه میبینی و مرا نگذاشت که با او باشم، دیگر نتوانستم در قبر با او بمانم، بیرون آمدم واو راواگذاشتم چون عارف مکاشف این حکایت را برای شیخ نقل کرد شیخ فرمود:راست گفتی(فَنَحنٌ قائِلونَ بِتَجَسٌدِ الاعمالِ و تَصَوٌرِها بِالصٌوره ِالمٌناسِبِه ِبِحَسَبِ الاحوالِ)



اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: متفرقه  لینک ثابت
[چهارشنبه 1392-08-15] [ 11:26:00 ق.ظ ]




آقای رضوی بازنشسته نیروی هوایی نقل کردند که همسرم سالیان سال دچار یکی از بیماری های زنانه بود و نمی توانست باردار شود.در زمان شاه برای مداوا ،ایشان را به آلمان بردیم ، اما هیچ افاقه ای نکرد.اوضاع بسیار بحرانی شده بود تا انکه سفر حج وزیارت خانه خدا نصیبمان شد و به همراهی همسرم به زیارت بیت الله رفتم . در طول زمانی که در مکه بودیم ، برای حل مشکلاتمان متوسل به بقیه الله شدمواز ایشان خواستم که همسرم را شفا دهند.

چند شب توسلاتمان طول کشید و در یکی از همان شب ها، قلبم شکست وخیلی اشک ریختم . در همان عین ودر اوج گریه وتضرع به درگاه اما م زمان «عجل الله تعالی» کنار خانه خدا ، پیر مردی قد کوتاه با صورتی سوخته پیش من آمد ونگاهی به سر وروی من انداخته وبالهجه اصفهانی غلیظی فرمودند:«شما فلانی هستید!»

گفتم :بله در خدمتم ودر همان حین ،اشک می ریختم ؛ واز اینکه شخصی با آمدنش حال معنوی مرا خراب کرده ،ناراحت بودم .پیرمرد در حالی که ریشهایش را میخاراند،با همان بیان شیرینش گفت:«آدم عاقل که به خاطر یک بچه اینقدر گریه نمیکند!اگر برای سلامتی امام زمان«عجل الله تعالی»یک خانواده فقیر را دائما آذوقه بدی بعدشم قول بدی که برای من یه زن بگیری خدا حاجتت رو میده!»من با تعجب به این پیرمرد عجیب نگاه کردموایشان هم چشم در چشم من انداخته وباز فرمودند(حالیت شد یا دوباره بگم؟)من  هم مات ومبهوت گفتم:بله ،چشم !وایشان هم رفتند این مسئله من را ساعتها حیرت زده کرده بودوواله مانده بودم که چه بگویم! وقتی به هتل برگشتم ،قصه را با همسرم مطرح کردم وایشان هم به شدت به گریه افتاد وهر دو در تعجب بودیم. ازطرفی ما با کسی این قصه را در میان نگذاشتیم وفقط این مسئله نازایی همسرم بین خودمون بود.از طرف دیگر حضور این پیرمرد اصفهانی با آن قیافه با نمک وژولیده ، بسیار ما را شگفت زده کرده بود وحیرت اصلی ما از این بود که این شخص که یقینا فرستاده امام زمان است چرا برای استجابت دعا دو شرط می گذارد  یکی تکفل خانواده یتیم و دیگری ازدواج خودش !

از آن واقعه گذشت و ما آن پیرمرد را پیدا نکردیم ،تااینکه وقتی به تهران رسیدیم ، نذر اول را ادا کردیم ولی چون پیرمرد رانشناختیم نذردوم بلاتکلیف مانده بوددرست بعد ازچندماه ،علایم حاملگی همسرم پدیدارشدوصاحب پسرشدیم ولی همیشه خاطره آن پیرمرددرذهن ماجاودانه بود تاوقتی پسرم شش ماهه شدبه اتفاق همسرم سفری به اصفهان کردیم .درحین گشت وگذاردراطراف شهرناگهان باناباوری دیدم که همان پیرمردالبته باعمامه ای سبزرنگ وسواربراسب کنارخیابان حرکت می کردبادیدن ایشان انگار دنیارابه داده بودندوبغض گلویم شکست بی اختیاربه سمت اودودیم .ان قدرسراسیمه وهیجان زده بودم که بایک ماشین هم برخوردکردم .دویدم به سوی پیرمردوافساراسبش راگرفتم وزدم زیرگریه شروع کردم به التماس وخواهش وازپیرمردتقاضامی کردم که به عنایتی کند آن پیرمردهم که چهره اش بسیارجاافتاده ودرهم کشیده بودباهمان لهجه ی اصفهانی گفت:امدی برام زن بستونی ؟ دیرشده قراره من بادختراعلیحضرت ازدواج کنم امشب قراره بیان داماد کشون .باخنده یک حرف تندی به من زد ورفت . من دنبال ایشان رفتم وبه خیال خودم می خواستم ایشان را به حرف بیاورم اماپیرمردغیرازشوخی وبذله چیزی تحویل من نمی دادودرآخرفرمود:«اسب حضرت صمصام امشب میخواهدپیش اسب اعلیحضرت قدم بزند برایش بایدجوبخرم .پولش رابده که می خوام برم  »وباچهره ی قاطع  به من نگاه کردوگفتند : یا الله ، بده که دیرم شد!من هم هر چه در جیبم داشتم به او دادم و ایشان گفتند :«اگر این دفعه نری دنبال زن وبچه ات می گم اسبم نفرینت کنه!» وبدون هیچ انعطافی رفت . من با خودم گلاویز شدم که این چه حکایتی است وچه بر سر من آمده وواقعا منگ شده بودم . از یکی از مغازه های انجا پرسیدم که آیا این شخص را می شناسند آن مرد هم با حالتی متغیر ومعنا دار گفت : ایشان آقای صمصام است . یک وقت فکر نکنی دیوانه است . اندازه صدتا ارسطو می فهمد خودش را به خلی می زند ! اگر نذرش کنی حاجت روامی شمی! ومن از آن موقع بود که جناب  صمصام را شناختم.

ای خوش آنان که قدم در ره میخانه زدند                                                                       بوسه دادند لب شاهد وپیمانه زدند

به حقارت منگر باده کشان را کاین قوم                                                                        پشت پا بر فلک از همت مردانه زدند

از کتاب غبار رویی از چهره صمصام  به کوشش:مجید هوشنگی

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: متفرقه, اخلاقی وتربیتی  لینک ثابت
[یکشنبه 1392-08-05] [ 12:11:00 ب.ظ ]




رسول اکرم (صلی الله علیه و آله):آیا شما را از چیزی خبر ندهم که اگر به آن عمل کنید شیطان از شما دور شود،چندان که مشرق از مغرب دور است؟

عرض کردند :چرا.

فرمودند :روزه روی شیطان را سیاه میکند و صدقه پشت او را میشکند، و استغفار شاهرگش را میزند.

آسمان و جهان(ترجمه ی کتاب السماء و العالم بحارالانوار )ج7.ص202.

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: متفرقه, اخلاقی وتربیتی  لینک ثابت
[شنبه 1392-08-04] [ 12:11:00 ب.ظ ]




رسول اکرم (صلی الله علیه و آله):شیطان تا آن گاه که بنده ، مراقب نمازهای پنج گانه اش می باشد از او میترسد و چون نمازهایش را تباه کرد بر او جرات پیدا میکند و او را در گناهان بزرگ فرو میبرد.

صحیفه  الرضا.ترجمه حجازی .ص 28.

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: متفرقه, اخلاقی وتربیتی  لینک ثابت
 [ 12:11:00 ب.ظ ]




اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: متفرقه, مناسبتها  لینک ثابت
[سه شنبه 1392-07-30] [ 09:53:00 ق.ظ ]




سبک شمردن مومن و ذلیل پنداشتن اوهمچون سبک شمردن معصوم علیهم السلام است چراکه ارزش مومن بسیاروالاست .وهمان گونه که خداوندلاشریک درقرآن کریم فرموده وخودرا ولی مومن خوانده نبایدبنده مسلمان رابه هردلیل چه دلایل مادی نظیروضع ظاهریاطبقات اجتماعی که به آن تعلق داردویابه هردلیل دیگرذلیل وخوارنمود.چه بسااین که بسیاری از مامردم رابه خاطرمال وثروت آن هاتکریم می کنیم ویااین که دارای فلان پست ومقام هستندبه آن هااحترام می گذاریم ویابه این دلیل که احتمال دارد روزی بدردمان بخورندویا…موردتکریم قرارمی دهیم درحالی که آنان درنزدخداوندبزرگ هیچ مقامی ندارندابوهارون گویددرمجلس حضرت امام صادق علیه السلام حاضربودم حضرت به حاضرین فرمودچراشماماراخوار می کنید.پس مردی خراسانی ایستادوگفت پناه برخداازاین که ما شما را یا چیزی که راجع به شما باشد راخوار کنیم . امام صادق علیه السلام فرمودند :بله جز این نیست که تو خود یکی از استخفاف کنندگان منی ،مرد خراسانی گفت پناه بر خدا که من شما را خوار کرده باشم .امام فرمود وای بر توآیادر وقتی که ما نزدیک جحفه بودیم فلان شخص از تو خواهش نکرد او را به مقدار یک فرسنگ سوار کنی و گفت به خدااز پیاده روی خسته وعاجز شده ام وتو سر بلند ننمودی واعتنا به او ننمودی وهر آینه او را سبک شمردی وسبک شمردن مؤمن ،ما را سبک کرده و حرمت خداوند را ضایع نموده است و باز حضرت امام صادق علیه السلام فرمودند:هر کس مؤمنی را به خاطر نداری وتهی دستی کوچک شمارد خداوند روز رستاخیز او را در برابر خلایق به رسوای شهره سازد.ودر حدیث دیگر فرمودند :هر کس م،من مستمند وغیر مستمندی را خوار شمارد خدای تعالی او را خوار ودشمن دارد تا از خوار شمردن آن مؤمن برگردد.انسان به مقام ومرتبه او درپیشگاه خداوند بر میگردد و نه به لباس وپست و مقام وطبقات اجتماعی. سعدی میفرماید :

تن آدمی شریف است به جان آدمیت        نه همین لباس زیباست نشان آدمیت

گناهان کبیره زبان/شهرام تاجانی

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: متفرقه  لینک ثابت
[یکشنبه 1392-06-31] [ 12:25:00 ب.ظ ]




درشرح احوال آخوندملامحمدکاشی ،استادآقانجفی قوچانی وحاج آقارحیم ارباب اصفهانی وبسیاری ازدیگراعاظم ،آورده اند:

هرنیم شب نمازی چنان به سوز و گدازمی خواندوبدنش به لرزه می افتادکه ازبیرون حجره صدای حرکت استخوانهایش احساس می شد.روزی پس ازختم درس ،یکی ازطلاب به مَدرس آن بزرگوارآمدوگفت :آقااین آقاشیخ می گویدکه دیشب به وقت سحردیدم که ازدرودیوارصدای«سبوح قدوس ربناورب الملائکه والروح »برمی آیدوچون درنگریستم دیدم که آقای آخوندبه سجده ،این ذکر می گوید.آخوندفرمود:این که درودیواربه من متذکرباشندامری نیست مهم آن است که اوازکجامحرم این رازکشته است.

تابه حاصل برسدکشت امیدی که تراست                  چاره ی کاربجزدیده ی بارانی نیست

کنون بایدخفتـــــــه بیــــــــــداربود                             چومرگ اندرآردزخوابت چه سود

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: متفرقه  لینک ثابت
[شنبه 1392-06-30] [ 12:39:00 ب.ظ ]




قرآن کریم درباره ی سایه می فرماید:خداوندازآنچه آفریده است ،سایه های برای شماقرارداد(سوره نحل/81)

سایه ها،اعم ازسایه درختان واشیاءدیگرویاسایه های درون غارهاوپناهگاهای کوهستانی ،به عنوان نعمت بسیار ارزشمند الهی بیان شده است .همان گونه که انسان درزندگی خودبه تابش نورنیازدارد،بسیاری وقت ها نیازمند سایه است. چراکه اگرنور،یکنواخت وپیوسته بتابد،زندگی غیرممکن خواهدبود.همچنین ،همه می دانیم بزرگترین سایه برای ما ساکنان زمین ،سایه کره زمین است که شب نام داردونیمی ازسطح زمین رامی پوشاند.نقش این سایه ی بزرگ در زندگی انسان ها،برهیچکس پوشیده نیست .همین طوراست نقش سایه های کوچک ترازآن به هنگام روز،درمناطق مختلف .وممکن است اهمیت سایه ی غارها وپناهگاهای کوهستانی ،برای شهر نشینهای آسوده خاطر هرگز آشکار نباشد،ولی برای بیابان گردها ،مسافران بی دفاع ،چوپان ها ومانندآن ها دریک آفتاب داغ تابستان ارزش این گونه سایه ها انکارنکردنی است وگاه حیاتی است .

درتوحید مفضل ازامام صادق علیه السلام درمورد نعمت شب ،این سایه ی کره زمین چنین آمده است: بایددرمنافع غروب آفتاب تأمل کنیم که اگرغروبی برای آفتاب وجودنداشت،برای مردم آسایش وقراری نبوددرحالی که انسان هابه آسایش وراحتی بسیاری احتیاج دارندتابدن آن هاآرام گیردوبرای برانگیخته شدن قوه هاضمه  ،جهت هضم غذا ونفوذ غذا به تمام اعضای بدن ،حواس آن ها متمرکز شود افزون براین ها،حرص وطمع ،انسان هارا به کارمدام وهمیشگی وادار می کند،تاجایی که بدن آدمی خسته ووامانده می شود،بسیاری ازمردم اگرظلمت شب برایشان نبود،هرگزبرای آنان آرام وقراری نمی بود،ازبس که برای ذخیره کردن مال ،علاقه ی بسیاردارند.گذشته ازاین زمین به واسطه ی حرارت ودوام تابش آفتاب بیش ازحدگرم وداغ می شد وهمه ی جنبندگان آن ازبین می رفتند ازاین روخداوند آفتاب رابه گونه ی به حکمت وتدبیرش مقدرفرمود که ساعت های راباطلوع بتابد وساعت های راباغروب پنهان بماند،تامردم درسایه غروب آفتاب ،آرام وقرار گیرند.پس نوروظلمت باتضادی که باهم دارند،مطیع فرمانند ودست به دست هم داده اندوبه صلاح وقوام جهان به کارگرفته می شوند.

مولانا چه نیکو سروده است : شب کند منسوخ ،شغل روز را       بین جمـــــــــــــادی خرد افروز را         

                                      گرچه ظلمت آمد آن نوم وسبات      نی درون ظلمت است آب حیات

شگفتی های آفرینش /حسین اسحاقی

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: متفرقه  لینک ثابت
[چهارشنبه 1392-06-06] [ 08:20:00 ق.ظ ]




یکی ازمواردعمده ای که دربرنامه ریزی اهمیت فراوان دارد،بحث انضباط است درطول تاریخ انسان های منضبط آدم هایی فوق العاده بودند.اریک فروم روان شناس وجامعه شناس شهیر می نویسداگرکاری راباانضباط انجام ندهیم هرگزنمی توانیم به آن درجه مهارت برسیم واگرتنهادرموردی که حوصله اش راداریم کاری راانجام دهیم ممکن است تفریح وسرگرمی خوبی باشدولی مارادرآن کارورزیده نمی کند پس دریچه حرکت به سمت مهارت ورزی انضباط فردی واجتماعی است .ورزیدگی دریک امرنخستین محصولش آرامش روانی است

ره آوردآرامش روح وروان

انسان های آرام کمتردچارمشکل می شوند:

کم تربیمارمی شوند

کم تردچاراضطراب می شوند

سیستم دفاعی بدنشان فعال تراست

خوش خلق ترند

دقیق ترند

درتعامل های رفتاری اجتماعی ترند

درابراز احساسات موفق ترند

اززندگی بیشترلذت می برند

به طورکلی تحصیل هرمهارتی شرایطی نیازدارد.انضباط ،تمرکز،بردباری وعلاقه پیش فرض های نخستین برای موفقیت هاو رشدها وتحولات است .انسان های منضبط درحسرت فرصت،دچارحیرت وسردرگمی وسرگردانی نمی شوندودرآرامش زندگی گام برمی دارند.

 

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: متفرقه  لینک ثابت
[شنبه 1392-05-26] [ 09:55:00 ق.ظ ]




هرکس که شیرینی دانش راچشیده باشد،برسختی های مسیرآن صبرمی کندوشب های طولانی ودرازرادرراه بدست آوردن آن بیدار می ماندزیرادانش به سرعت وباعجله بدست نمی آیدوهرکسی که به مختصری ازآن دست یابدازدرون احساس خوشحالی وشادی می کندوناخودآگاه وباتمام وجودخودتصورمی کندکه اودانش خارق العاده رابوجودآورده است واین امرعجیب وغریبی نیست زیراانسان شخصیت خودرابادانش بوجود می آوردوبواسطه ی آن چیز قابل ذکرمی شود.علم یکی ازقالب هاواشکال عمل است ولی به یک شرط وآن عبارت ازمداومت برپژوهش ومطالعه می باشدزیرااین تداوم باعث می شودکه آگاهی ودانش پژوهشگرباپشتکارزیادشود،درغیراین صورت آنچه که بدست آورده باکم کاری وفراموشی ازبین رفته وصاحب آن علم درتاریکی هاگمراه می شود.

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: متفرقه  لینک ثابت
[سه شنبه 1392-05-22] [ 12:55:00 ب.ظ ]




ازچه برایت بگویم که مرادردبسیاراست

کیست که برزخم های مامرهمی نهد؟

مرهم زخم های ماچیزی جزبهروزی محرومین نیست وآن گاه که آنان به حقوق خودبرسنددردهای مانیزالتیام خواهدیافت

امیدوارم که بایاری خداورهبری امام امت همان طورکه تابه امروز چهره ی بسیاری ازمنادیان دروغین  رهایی خلق روشن شده روزی برسدکه چره پلید

آنانی که برسرسفره های هزارویک شبی غذامی خورندواززهدعلی صحبت می کنند

آنانی که دست در دست معاویه هادارندوبه تثبیت نظام معاویه ای همت می گمارند

امابرای حسین می گریند:

آنانی که ازمحرمین می گوینداماازطرفی ندای شوم تجارت آزادراسرمی دهند

آنانی که ازکارگرمی گویند امااستثمارکارگران توسط سرمایه داران راقبول ندارند وبرسرش کلاه شرعی می نهندنیز

بارهبری امام امت روشن ومشخص بشودبه امیدآن روز

                                                                                                                                                                                                                            شهیداسماعیل اسلامی

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: متفرقه  لینک ثابت
[یکشنبه 1392-05-20] [ 12:48:00 ب.ظ ]




دگرباربهارمعنویت،عیدفطرازراه رسید،هدیه ای آسمانی ازسوی یکتای بی همتاکه به پاس یک ماه عبادت ونیایش به مسلمانان اعطامی شود،روزی که غنچه های فطرت انسان شکوفه می زندوروح اودرفضای معطرمعنویت به پروازدرمی آید.

رمضان نهمین ماه سال قمری است ،ماه مبارکی که درآن به اذن پروردگارروزه برمسلملنان واجب شداین ماه راماه میهمانی خدامی خوانند،موسمی که ایزدمنان درآن پاداش راافزون وگناهان راپاک می کند،روزهایی که پرازبرکت، خیرو نعمت است انسان دراین روزهابه دعوت یکتای بی همتا،دربزرگترین ضیافت الهی حضورمی یابدتاازسرچشمه زلال معنویت خودراسیراب کندرمضان بهارقرآن است ،لحظه های عرفانی که درآن پیوندقرآن وانسان عمیق ترازپیش می شودوفرصتی ناب ،برای پاک کردن دل اززنگارگناه وتوفیق برطاعت واطاعت است.

سرانجام درپایان این ماه ،عیدفطربه پاسداشت یک ماه بندگی وتسلیم دربرابرحکم خداازسوی اوبه زمینیان واهل ایمان هدیه داده می شود.عیدی که به حق ،عیدپاکیزگی وطهارت نفس انسان هاست روزی که پذیرش یک ماه عبادت ودعارا بشارت می دهدوپیام آورسعادت دنیوی واخروی است.

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: متفرقه  لینک ثابت
[چهارشنبه 1392-05-16] [ 10:46:00 ق.ظ ]




 

 

روابط مودت آمیزدرجامعه ی اسلامی ومیان برادران دینی وخانواده ها،بایددرسطحی باشدکه رفت وآمدهاگرم ومهمانی دادن هاصمیمی ،مهمانی رفتن هابی تکلف،وپذیرای هاخودمانی وبی گله باشد.این مطلوب نهایی است ،ولی رعایت آدابی خاص ،بویژه آنجاکه محبت هاوصمیمیت هادرحدی نیست که «هیچ آدابی والقایی مجوی »ضروری است .یکی ازاین نکات ،بی دعوت به مهمانی نرفتن است،یکی هم همراه دعوت شده راباخودنبردن گرچه میزبانان معمولاًمی گویند: خوب چه می شد مهمانتان راهم می آوریدغریبه که نیستندمی آوردیدودورهم بودیم و….

اما توصیه اسلام به پرهیزاز این مساله است حتی همراه بردن کودکان به مهمانی اگردعوت نشده اندگاهی اشکال شرعی هم پیدامی کندبویژه اگردردعوتنامه قیدشده باشدکه لطفاازآودن بچه …..

امام صادق علیه السلام ازرسول خدانقل می کندکه فرمود:«هرگاه یکی ازشمابه مهمانی دعوت شدیدفرزندخودراهمراه نبریداگرچنین کنیدکاری نارواوغاصبانه کرده اید.»این همان عادت ناپسندطفیلی وقفیلی بردن همراه است و….سومی راهم که صاحبخانه می شناسد.

درحدیث دیگری پیامبراسلام به حضرت علی علیه السلام درضمن وصایایی فرمود:یاعلی هشت گروهند که اگرمورداهانت قرارگرفتند،خودشان راسرزنش کنندنه دیگری را،یکی ازانان کسی است که به مهمانی ای که دعوت نشده برودوبرسرسفره ناخوانده بنشیند.

اخلاق معاشرت /جواد محدثی

 

 

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: متفرقه  لینک ثابت
[شنبه 1392-05-12] [ 09:21:00 ق.ظ ]




ماقرآن رادرشب قدرنازل کردیم و توچه دانی که شب قدرچیست ؟شب قدربهترازهزارماه است درآن شب فرشتگان وروح به فرمان پروردگارشان درپی هرکاری فرودمی آیندآن شب تادمیدن سپیده ایمن است.قدر1تا5

پیامبرخدافرمودند:ماه رمضان سرورماه هاست وشب قدرسرورشب ها

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: متفرقه  لینک ثابت
[چهارشنبه 1392-05-09] [ 01:07:00 ب.ظ ]




بسم الله الرحمن الرحیم

حادثه تروریستی حمله به مرقدمطهرومنورحضرت زینب سلام الله علیهاکه منجربه تخریب بخشی ازحرم مطهروشهادت تعدادی ازنمازگزان وزائران آن حضرت رامحکوم می نماید.

هتک حرمت بارگاه ملکوتی حضرت زینب سلام الله علیهاپیام آورقیام عاشورا،که توسط دشمنان کوردل اسلام واهل البیت علیه السلام که به دنبال محوارزش اسلامی ومقدس مسلمان هستندنه تنهامصیبتی عمیق بردل شیعیان گذاشت بلکه سبب خشم وانزجارتمامی مسلمانان گردید.

مدرسه علمیه کوثرضمن ابراز انزجاردرهتک حرمت بارگاه ملکوتی حضرت زینب سلام الله علیهاومحکوم کردن این اقدام وقیحانه به ساحت مقدس حضرت بقیه الله  الاعظم ومقام عظمای ولایت به مراجع تقلید وحوزه های علمیه تسلیت عرض می نماید.

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: متفرقه  لینک ثابت
[شنبه 1392-05-05] [ 11:35:00 ق.ظ ]




پیامبرخدامی فرمایند:روزه داردوخوشحالی دارد:خوشحالی اوبه هنگام افطارش ،وخوشحالی اودرروزقیامت (آنگاه که منادی ندا می دهدکجایندصاحبان جگرهای سوخته وتشنه …به عزتم سوگند امروز سیرابشان می کنم

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: متفرقه  لینک ثابت
 [ 11:35:00 ق.ظ ]




صلوات وسلام پاکان روزگاربرتوای سرپرست ماای ابامحمد،ای حسن بن علی ،ای حبیب خدا و دوست فرشتگان مقرب خداای برگزیده ی خاک وافلاک ،ای بنده ی صالح وفرنبردارخداای مظلوم وزاده ای مظلوم،سلام برتوای پسرفرستاده ی خدا وفرزندامیرالمومنان وفاطمه ی اطهر،ای دلیل خدای بزرگ ،ای سیدومولی ما،توجهات دائمیه ی مابه سوی توست ،طلب شفاعت ازساحت مقدس توداریم وتمامی توسلات مابه سوی خداازکانال حضرتت می باشدوتورامقدم داشته ایم پیشاپیش حاجاتمان …پس ای عنصرباوجاهت درپیشگاه خداوندی ،شفاعت نمامارانزدحضرت الوهیت

چون رفت نیمی ازماه مبارک پشت سر

تابیدچهره ی تابناک حسن درنیم دگر

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: متفرقه  لینک ثابت
[چهارشنبه 1392-05-02] [ 10:54:00 ق.ظ ]




روزه یکی ازاحکام انسان ساز اسلام است که آگاهی ازهمه ی فوایدوپی بردن به فلسفه کامل آن ،همچون سایراحکام الهی برای انسان عادی ممکن نیست ودانش محدودبشرنمی تواندراهگشای همه ی این اسرارنهفته باشد.اماعدم اطلاع ازفلسف ی احکام الهی نبایدماراازانجام آن هابازداردوموجب نافرمانی وعصیان شودچراکه این اطاعت کورکورانه نیست بلکه اطاعتی مبتنی برعلم ویقین است .مسلمانان می داندکه خدای جهان برهمه چیز دانا وازهمه چیز آگاه است ونقص ونیازی نیز درذات متعال اونیست که ازاعمال ماسودی بخواهدیااززیانی بهراسدخدای مهربن خیرمحض است وبرای بندگان خودجز خیروسعادت نمی خواهدپس اگربه چیزی فرمان می دهدخیروسعادت مادرآن است وکمال وتعالی مابدان بستگی داردوازهرچه نهی می فرمایدبه این دلیل است که برای ما زیانبخش است وبه مصالح مادی ومعنوی مالطمه می زند.

ره توشه راهیان نورویژه ماه مبارک رمضان /ص24

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: متفرقه  لینک ثابت
[دوشنبه 1392-04-31] [ 10:20:00 ق.ظ ]




ازازدحام افکارکی می شودرهاشم                    سوی حقیقت آیم آدم شوم جداشم

درقلب پرزدردم آیاامیدی آید                               آیانگاه خوبت سوی حقیرآید

مُردم زبی قراری دراین زمانه پست                     ایستاده درمقابل افکارپوچ وپرنقص

یارب ،نظربه ماکن دلهاستبرگشته                       قلب هامثال آهن مانندسنگ گشته

نوری بباربرآن شایدکه نرم گردد                           ازگرمی وجودت این خانه گرم گردد

سروده :روح انگیز مرادی

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: متفرقه  لینک ثابت
[شنبه 1392-04-22] [ 12:49:00 ب.ظ ]




امام علی علیه السلام :پیامبرصلی الله علیه وآله درشب معراج ازپروردگارپاکش پرسیدوگفت:ای پروردگارمن !میراث وثمره ی گرسنگی چیست؟

فرمود:حکمت،نگه داشتن دل،نزدیک شدن به من ،اندوه همیشگی داشتن ،کم خرج وزحت بودن برای مردم ،حقگویی وباک نداشتن ازاین که درآسانی زندگی کندیادرسختی…..

ای احمد!بنده،هرگاه شکمش گرسنه باشدوزبانش رانگه داردمن به اوحکمت می آموزم چنانچه کافرباشد،حکمتش حجتی براوووَبال اوخواهدبودواگرمومن باشدحکمتش برای اونوروبرهان وشفاورحمت است به طوری که آنچه رانمی دانسته است می داندوآنچه رانمی دیده است می بیندپس نخستین چیزی که به اومی نمایانم عیب های خوداوست تاباپرداختن به آن هاازپرداختن به عیب های دیگران بازبماندودیگرآن که دقایق ونکته های باریک دانش ومعرفت رابه نشان می دهم تااین که شیطان به اوراه نیابد

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: متفرقه  لینک ثابت
[یکشنبه 1392-04-16] [ 12:37:00 ب.ظ ]




ای هشام ! هرکه سه چیزرابرسه چیزمسلط سازدگویی که درنابودی خردخویش هوای نفسانی اش رایاری رسانده است:هرکه باآرزوی دراز،روشنی خردش راتاریک کندوباپرگویی ،نکات جالب حکمتش رامحونمایدوباشهوت های نفسانی روشنی عبرت راخاموش کنددرنتیجه هوای نفسانی اش رابرنابودی خردش یاری رسانده وآن کس که خردش رانابودکنددین ودنیای خویش راتباه کرده است.

تحف العقول /شیخ ابومحمدحرّانی

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: متفرقه, اخلاقی وتربیتی  لینک ثابت
[چهارشنبه 1392-04-12] [ 09:20:00 ق.ظ ]




شماکه امروز دراین حوزه هاتحصیل می کنیدومی خواهیدفردارهبری وهدایت جامعه رابه عهده بگیرید،خیال نکنیدتنهاوظیفه شمایادگرفتن مشتی اصطلاحات می باشد،وظیفه های دیگری نیزدارید.شمابایددراین حوزه هاخودراچنان بسازیدوتربیت کنیدکه وقتی به یک شهریاده رفتید،بتوانیداهالی آنجاراهدایت کنیدومهذب نمایید.ازشماتوقع است که وقتی ازمرکزفقه رفتید،خودمهذب وساخته شده باشیدتابتوانیدمردم رابسازیدوطبق آداب ودستورات اخلاقی اسلامی ،آنان راتربیت کنید.اما اگرخدای نخواسته درمرکز علم خودرااصلاح نکرید،معنویات کسب ننمودید،به هرجاکه برویدالعیاذبالله مردم رامنحرف ساخته ،به اسلام وروحانیت بدبین خواهیدکرد.

جهاداکبریامبارزه بانفس/امام خمینی رحمه الله علیه

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: متفرقه  لینک ثابت
[سه شنبه 1392-04-11] [ 11:23:00 ق.ظ ]




…انسان هاهمواره درجستجوی قهرمان ویاالگوبرای زندگی ورفتاراجتماعی خویش می باشدکه این انگیزه ذاتی وفطری است.برهمین اساس است که استعمارگران ودشمنان اسلام همواره درتلاش بوده اندتادرجوامع اسلامی الگوهای غیراسلامی وغربی خودرابه جوانان مطرح کنندتاآنان پیرامون آن شخصیت های قالبی وقلابی گردآمده وازآنان الهام بگیرند،درحالیکه تاریخ زندگی رهبران دینی ومذهبی اسلام انباشته ازافتخارات وویژگی هایی است که نشانگرروشن بینی وشخصیت سازنده آنان درجهت تحقق آرمان های حیات بخش وسعادت آفرین اسلام وسوق دادن انسان هابه سوی خودسازی وخودجوشی وآزادگی ورسیدن به مقام والای انسان به معنای واقعی آن وبرخاستن برمحورحق وعدالت وازغیرحق نترسیدن ودرهم کوبیدن اساس ظلم وزودون هرگونه مظاهربیدادگری وبی دینی واستعمارواستبدادوخودکامگی درجامعه بشری است…

هدایتگران راه نور/آیت الله سیدمحمدتقی مدرسی

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: متفرقه  لینک ثابت
[دوشنبه 1392-04-10] [ 10:58:00 ق.ظ ]




اهمیت و ارزش نیکی بر پدر و مادر بر کسی پوشیده نیست، شیخ حر عاملی« ره» در جواهر السنیه با سندش از حضرت امام صادق (ع) روایت کرده که فرمود: بین اوقاتی که موسی (ع) با پروردگارش مناجات می‌کرد، ناگهان مردی را زیر سایه عرش خدا دید و گفت: پروردگارا این کسی که عرش تو بر او سایه افکنده کیست؟ وحی آمد: ای موسی این جوان نیکی کننده و اطاعت کننده از پدر و مادرش می‌باشد و به سخن‌چینی نمی‌رود این دو خصلت باعث شده که عرش خدا بر او سایه افکنده.

همچنین در روضه الواعظین رسول خدا (ص) فرمود: خشنودی خدا با خشنودی پدر و مادر است و خشم خدا با خشم پدر و مادر است. و نیز فرمود: نیست فرزند نیکو و مطیعی که بنظر رحمت و مهربانی بر پدر و مادر بنگرد مگر برای او به هر نگاهی پاداش حج پذیرفته شده باشد.

در حدیثی بسیار تکان دهنده و در عین حال پندآموز از پیامبر خدا(ص) می‌خوانیم که فرمودند: سه گناه است که کیفرشان در همین دنیا می‏‌رسد و به آخرت نمی‏‌افتد: آزردن پدر و مادر، زورگویی و ستم به مردم و ناسپاسی نسبت به خوبی‌های دیگران۱٫

به همان اندازه که خداوند برای آزردن و ناراحت کردن پدر و مادر عقوبت و کیفر قرار داده برای خوشحال کردن آنان نیز بهره‌های معنوی فراوانی قرار داده است. امام صادق(ع) می‌فرمایند: اگر دوست داری خداوند بر عمرت بیفزاید، پدر و مادرت را خوشحال کن۲٫

همچنین پیامبر خدا(ص) درباره جایگاه نگاه محبت آمیز فرزند به پدر و مادرش، می‌فرمایند: نگاه مهرآمیز فرزند به‏ پدر و مادر عبادت است۳٫

امام صادق(ع) نیز با بیان توصیه‌هایی درباره فروتنی کردن در مقابل پدر و مادر فرمودند: نگاهت را جز از سر مهر و دلسوزی به آنان خیره مکن و صدایت را از صدای آنها بلندتر مگردان و رو دست آنها نیز بلند نشو و خود را از آنها جلو مینداز۴٫

منبع احادیث:

۱- أمالی المفید: ۲۳۷ / ۱ منتخب میزان الحکمة: ۲۲۲

۲- الزهد للحسین بن سعید: ۳۳ / ۸۷ منتخب میزان الحکمة: ۴۰۸

۳- تحف العقول: ۴۶ منتخب میزان الحکمة: ۳۵۴

۴- الکافی: ۲ / ۱۵۸ / ۱ منتخب میزان الحکمة

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: متفرقه  لینک ثابت
[یکشنبه 1392-04-09] [ 09:59:00 ق.ظ ]




درقرآن وروایات توصیه های فراوانی درباره توکل دیده می شودکه تاکیدمی کنندتوکل بایدتنهابرخداباشد:مومنان تنهابرخداتوکل می کنند(ابراهیم آیه 12)،بگوخدامرابس است مومنان تنهابرخداتوکل می کنند(زمرآیه 38).این گونه تعبیرات نشان می دهدکه اگرکسی تکیه اش درروزی هم برخداباشدوهم برنیروی کاریاسرمایه تجارت ،یا درپیروزی بردشمن ،هم پیروزی راازخدابداندوهم ازخودش ازمرحله توکل بسیارفاصله گرفته است.کسی هم که برغیرخدااعتمادکندناکام می ماندوپشیمانی نخواهدداشت.

نمونه ای ازمتوکلان

نمردآتشی برافروخت تاابراهیم علیه السلام رادرآن افکندابراهیم علیه السلام رابامنجنیق درآتش افکندندوی درحال افتادن میان شعله های آتش بودکه جبرئیل وسپس میکائیل وپس ازآن دوفرشته بادبه نزدایشان آمدندوپرسیدندآیاکاری داری؟می خواهی آتش راخاموش کنیم؟گفت:به تواحتیاجی ندارم خدامراکافی استووکیل خوبی است.خداهم اورانجات دادوآتش رابروی گلستان ساخت این همان مفهوم بلندقرآنی است:هرکس برخداتوکل کندخدابرای اوبس است.(طلاق آیه 3)

(درسنامه اخلاق /جوادمحدثی)

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: متفرقه  لینک ثابت
[شنبه 1392-04-08] [ 09:50:00 ق.ظ ]




از شیخ رجبعلی خیاط نقل شده ‌است كه:
 

«شبی حوالی غروب از نزدیك مسجدی در اوایل خیابان سیروس تهران عبور می‌كردم - برای درك فضیلت نماز اول وقت - وارد شبستان مسجد شدم، دیدم شخصی مشغول اقامه نماز است و هاله‌ای از نور اطراف سر او را گرفته، پیش خود فكر كردم كه بعد از نماز با او مأنوس شوم ببینم چه خصوصیاتی دارد كه چنین حالتی در نماز برای او پدیدار است. پس از پایان نماز همراه او از مسجد خارج شدم. نزدیك در مسجد، وی با خادم مسجد بگو مگویی پیدا كرد و به او پرخاش كرد و به راه خود ادامه داد، پس از عصبانیت دیدم آن هاله نور از روی سرش محو شد!»
 
“برگرفته از کتاب کیمیای محبت،‌ حجة الاسلام محمدی ری شهری،‌ با تصرف”

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: متفرقه  لینک ثابت
[پنجشنبه 1392-04-06] [ 12:39:00 ب.ظ ]




انتظار حضرت مهدى (عج) در قرآن

در پـرتـو قـرآن به انتظار مهدى عجل الله تعالـى فـرجه الشـريف
بيش از 120 آيه قرآن براساس روايات معتبر به وجود نازنيـن حضرت امـام مهدى(عجل الله تعالـى) و ويژگيهاى آن شخصـى(ع)بــاعظمت و همچنيـن قيام و انقلاب جهانـى آن حضرت, اشاره كرده است; و ما در ايـن مختصر برآنيـم تا نمـونه اى از آن آيات نورانى را همراه با ديدگاههاى معصوميـن(عليهم السلام) به عاشقان حضرتش تقديم داريـم:

2حكـومت مهدى, خواسته الهى 2 در قرآن مى خـوانيـم: اراده و مشيت ما بر اين قرار گرفته كه بر مستضعفان زميـن ـ كه بـر اثـر ستـم ستمكاران به ضعف كشيده شـده اند ـ منت نهيـم (و ايشان را مشمـول مواهب خويـش نماييـم.) و آنها را پيشوايان و وارثان زميـن قرار داده و نيرومنـد و صاحب قـدرت و حكـومت گردانيـم… (و نريد ان نمـن علـى الذيـن استضعفـوا فى الارض و نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثين و نمكـن لهم فى الارض…) آيات فوق بشارتى است در مورد پيـروزى حق بـر باطل و بـرچيـده شـدن بسـاط ظلـم و تبـاهـى. كه نمونه هاى آن را مى تـوان در پيروزى حضرت مـوسـى(ع) و بنى اسرائيل بر فرعونيان و همچنيـن پيروزى و حكومت حضرت محمد(ص) جستجـو كرد اما نمـونه كامل آن با ظهور حضـرت امام مهدى(ع) تحقق مـى يابـد.
حضـرت اميرالمومنين(ع) در ايـن زمينه فرمـوده انـد: دنيا پـس از سركشـى, به ما (اهل بيت(عليهم السلام)) روى مىآورد.ـ همچـون شترى كه از دادن شير به دوشنده اش خوددارى مـى كند و براى بچه خـود آن را نگه مـى دارد.ـ سپـس آيه ونريـد ان نمـن … را تلاوت فرمـود.
در روايت ديگرى نيز درباره همين آيه مـى فـرمايـد: ايـن گروه آل محمـد(ص) هستنـد, خـداونـد مهدى آنها را بعد از زحمتهايـــى كه بـرايشان تحميل مى گردد, مبعوث مى كنـد و به ايشان عزت مـى دهـد و دشمنان آنها را ذليل مـى گرداند. از امام سجاد(ع) نيز اين چنيـن نقل شده كه:
سـوگند به كسـى كه محمد(ص) را به حق, بشارت دهنده و بيـم دهنده قرار داد, نيكان از ما اهل بيت و پيروان آنها به منزله مـوسى(ع) و پيـروان او مـى بـاشنـد و دشمنان مـا و پيـروان آنها به منزله فـرعون و پيـروان او هستنـد. (سـرانجام, پيـروزى از آن ماست. ) امام مهدى(ع) نيز هنگام تـولـد, لب به سخـن مـى گشايـد و پـس از شهادت به وحـدانيت الهى و نثار درود و سلام بـر پيامبـر اكـرم و پـدران پـاك و معصـوم خـويـش چنيـن مـى فـرمـايد:
(بسـم الله الرحمن الرحيم و نريد ان نمـن على الذيـن استضعفوا فـى الارض و نجعلهم ائمه و نجعلهم الـوارثين و…)
ديو چو بيرون رود فرشته در آيد
در قرآن كريم مى خوانيم:
(و قل جـاء الحق و زهق البـاطل ان البـاطل كـان زهـوقا)
((بگـو: حق فرا رسيـد و باطل نابود گشت, (چـرا كه) باطل نابـود شدنى است.))
آرزوى بشر از ديرباز اجـراى عدالت و بـرچيـده شـدن بساط ظلـم و بى عدالتى بـوده است, قرآن كريـم نيز نويد بخـش تحقق ايـن آرزوى ديريـن بـوده و فرا رسيـدن روزى را مژده داده است كه در سرتاسر جهان حق حكـومت كنـد و بـاطل نـابـود گردد.
بر اساس روايات معتبر و فراوان, ايـن پيروزى نهايـى و حكمفرماى عدالت در سرتاسر گيتى مربـوط به قيام حضرت امام مهدى(ع) مى شود. حضـرت امـام بـاقـر(ع) در تـوضيح و تفسيـر ((جـــاء الحق و زهق الباطل)) فرمودند:
ايـن سخـن الهى مربوط به قيام قائم (آل محمد(ص)) مى شود كه دولت باطل برچيده خـواهـد شـد. و بـى جهت نيست كه هنگام تـولـد حضرت مهدى(ع) بر بازوى نازنينش ايـن آيه نقـش بسته بود كه (جاء الحق و زهق الباطل ان البـاطل كان زهـوقا) ايـن وعده الهى كه پيـروزى نهايـى حق در زمان حضرت مهدى(ع) به طـور كامل محقق خـواهد شـد, بـدان معنا نيست كه در زمـانهاى قبل از حضـرت مهدى(ع) هيچ نـوع پيروزى نصيب حق نمى گردد; به عنوان نمـونه حضرت رسـول خدا(ص) در هنگام فتح مكه پـس از ورود به مسجـدالحـرام در حالـى كه بتها را يكـى پـس از ديگرى سرنگـون مى ساخت, آيه (جاء الحق و زهق الباطل ان البـاطل كـان زهـوقـا) را تلاوت مـى فـرمود.
آرى ايـن يك سنت الهى است كه اگر اهل حق بر خدا تـوكل كنند و در برابر باطل و ظلـم ايستادگـى نمايند خـداوند آنها را پشتيبانـى مى كند و به پيـروزى و رستگارى نايل مـى گـردانـد. همچنان كه ملت شهيد پرور ايران تـوانستند با رهبرى حضرت امام خمينى(ره) حكومت ستمشـاهـى را سـرنگـون و حكـومت الله را بـرپـا نمـايند.

 

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: متفرقه  لینک ثابت
[شنبه 1392-04-01] [ 12:38:00 ب.ظ ]




امام صادق علیه السلام فرمود

کسی که ازامیال خودرهایی نیافته وازبندآفات وشهوات نفسی آزادنگشته ودرپناه خدای تعالی داخل نشده وازخطاواشتباه مصونیت نداردصلاحیت امربه معروف ونهی ازمنکررانخواهدداشت وهرگاه چنین نباشدامربه معروف ونهی ازمنکرحجتی است علیه خوداوکه درقیامت وی راباآن حجت محکوم کنندومردم رانتواندسودی رساندچراکه خودعامل بدان نبوده است

خداوندمتعال می فرماید

آیامردم رابه نیکوکاری امرمی کنیددرحالی که خودفراموش کرده ایدآن گاه به چنین واعظی گفته شودای خائن آیاخلق مراازآنچه خودبدان دست زده ایبازخواست می کنی

آمربه معروف بایدبه حلال وحرام آگاه باشدوبه آنچه که امرونهی می کندعامل،خیرخواه مردم باشدومهربان ورفیق آنان رابالطافت وزیبایی بیان به معروف دعوت کندوتفاوت خلق وخوی آنان رابداندتادرنتیجه باهرکس به فراخورحالش رفتارنماید.

منبع :ترجمه مصباح الشریعه ومفتاح الحقیقه ،عباس عزیزی

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: متفرقه  لینک ثابت
[چهارشنبه 1392-03-29] [ 10:45:00 ق.ظ ]




پنج جمله ی طلائی درباره مطالعه:

خوشبخت کسی است که به یکی ازاین دوچیزدسترسی دارد:کتابهای خوب ودوستانی اهل کتاب

به جای این که چندین کتاب بخوانی کتاب های خوب راچندین باربخوان

کسی که روش مطالعه رامی داندبه مشکل ترین مهارت ها دست یافته است

مطالعه کتاب های خوب مکالمه بامردمان شرافتمنداست

هرکتابی ارزش یک بارخواندن راندارد

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: متفرقه  لینک ثابت
[یکشنبه 1392-03-26] [ 10:25:00 ق.ظ ]




بسم الله الرحمن الرحیم 

السلام علیک یا اباعبدالله الحسین(ع)

                 السلام علیک یا اباالفضل العباس(ع)

                     السلام علیک یا علی بن حسین سید الساجدین(ع)

میلاد با سعادت آموزگار عشق حضرت حسین بن علی علیه السلام و معلم ایثار و فداکاری حضرت اباالفضل العباس و زینت عبادت کنندگان حضرت سجاد علیهم السلام را خدمت پدر و مادر بزرگوارشان حضرت علی علیه السلام و حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها و ام البنین سلام الله علیها و خاندان عصمت و طهارت و همچنین نور چشم عرشیان و فرشیان حضرت مهدی موعود علیهم السلام تبریک و تهنیت عرض می نمایم.

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: متفرقه  لینک ثابت
[چهارشنبه 1392-03-22] [ 09:56:00 ق.ظ ]
1 2
 
   
 
فراخوان یاوران حسینی