نوشته شده توسط نویسنده وبلاگ:

سرکار خانم فاطمه سلیمیان

جهانم پر از دغدغه های فکری است. پر از چراهایی که به خط پایانی خود نمی رسند. جهانی را خواهانم که نگویند به خاطر پول رفته اند. با کوته فکری خود دل نسوزانند’ بعضی حرف هایشان درد دارد.

سوریه و عراق به ما ربطی ندارد!  آری خواهر و برادران سرزمینم، به تک تکتان ربطی ندارد  شما به فکر آرایش و بزک دوزک صورتتان باشید. تو فقط تمام ذکر و فکرت سلفی هایی باشد که به بهترین نحو بگیری تا کامنت و لایک هایت بی شمار شود.

هنوز جوان مرد هایی هستند که شلوار های پاره و ابرو برداشتن را کنار گذاشته اند و به سوی حرم پرواز کرده اند. به خاطر چه؟ به خاطر پول؟

خیر، به خاطر بی بی حضرت زینب(س). بیست و اندی ساله است ها! ولی گذشت از تمامی خوشی ها و هوسش. دل نداشت ببیند قصه خرابه ها باز آغاز شود و پتک شود بر سرش. دل نداشت ببیند دوباره بی بی طعم خرابه را بچشند. یکی سر می دهد’ یکی سر و تن می دهد.

یکی تکه تکه می شود و سرش را با خود می برند. یکی از دل بستگی نسبت به پدرش می گذرد. یکی هنوز طعم شیرین بابا گفتن فرزندش را نچشیده، پر زده است. به تو پول بدهند، حاضری؟

موضوعات: دل نوشته, روایت تولیدی, شهدا  لینک ثابت



[دوشنبه 1397-06-05] [ 06:38:00 ب.ظ ]