نوشته شده توسط نویسنده وبلاگ

سرکار خانم فریبا حقیقی

از طریق شبکه های تلویزیون اعلام عید شد و من خوشحال از سحر بیدار نشدن و خوابی بدون دغدغه ی سحری، و همچنین از آمدن عید و آزمونی دیگر.

اصولا من سر ساعت پنج صبح بدنم بیدار باش میزند و احتیاجی به ساعت نداشتم، به همین دلیل ساعتی برای صبح تنظیم نکردم و بعد از کلی قصه و شعر گفتن برای دخترم، خوابیدم.

اما سر ساعت یک ربع به چهار از دل ضعفه و گرسنگی بیدار شدم. بله، ساعت شکم من هنوز به وقت ماه رمضان تنظیم بود و بیدار باش غذا، از دو خواب آسوده من را نابود کرد.

موضوعات: روایت تولیدی, #به قلم خودم  لینک ثابت



[جمعه 1397-03-25] [ 12:41:00 ب.ظ ]