کوثر ولایت
مدرسه علمیه کوثر اصفهان
 
  خانه آخرین مطالب لینک دوستان تماس با ما  

   




جستجو





 << < آبان 1397 > >>
شن یک دو سه چهار پنج جم
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29 30    




کاربران آنلاین

  • مدرسه علميه الزهرا(سلام الله علیها) یزد
  • رضوانی
  • مدرسه علميه حضرت فاطمه الزهراء سلام الله عليها آمل
  • مظلومی
  • طلبگي ام مرا افتخار است
  • حوزه علمیه الزهرا(س) گلدشت
  • توازئی
  • مدرسه علمیه زینب کبری س اردستان
  • نرجس دولت آباد
  • زارع
  • امور اجرایی کوثر بلاگ
  • رستمي
  • حضرت زهرا سلام الله علیها-نرجسیه سابق
  • ماه بانو جان
  • مدرسه حضرت زینب امیدیه
  • خديجه نورعلي
  • سعيده رجبي
  • نرگس بختياري
  • حرمان هور
  • somayye java
  • پاییز
  • طاهره كاظمي
  • vaporl
  • درنا
  • پروانه معظمي
  • یا زهرا ادرکنی
  • زهرا عبدالهي تبار
  • عطر ظهور
  • زهرا عزيزي
  • زهرا محمودی



  •   سکوت یا اعتراض؟   ...

    آفتاب از هر طرف به صورتم می خورد و عرق ها هم شُرشُر از پیشونیم پایین می ریخت و شوری اش چشمهایم را می سوزاند.

    به ساعت نگاه کردم، بیست دقیقه شده بود و حرکتی از اتوبوس ندیده بودم.

     پایین رفتم و اعتراض کنان شماره تلفنی برای شکایت از مسئول خط خواستم.

    جواب شنیدم برو دروازه تهران، مامور خطوط را پیدا کن. 

    تا دروازه تهران دل تو دلم نبود به محض پیاده شدن علی رغم نداشتن وقت، دنبال مامور گشتم.

    مردی میان سال لاغر اندامِ گندمگون را نشانم دادند که صورت مهربانش کمی آرامم کرد.

    سلام و خسته نباشید گویان شروع به گلایه و درد دل از وضع بد اتوبوس ها، نداشتن ساعت منظم و کولر و پرده، کردم که با تایید و درست می گویید.

    دل گرم تر شدم. بعد که آرام شدم ایشان شماره ای دادند و گفتند:

    _ با این شماره تماس بگیر تا مسئولین اصلی را با خبر کنی و بعد ادامه داد:

     از وقتی بخش خصوصی وارد کار شده، کار بدتر از قبل شده و هرکی به هرکی شده.

     شما پیگیر باش انشاالله درست میشه

    شماره را نوشتم و گفتم:

     این هم مثل بقیه چیزها فرمالیته است و تشکر کردم و به مسیر اصلی رفتم.

    به محض برگشت به خانه تلفن را برداشتم و شماره که مامور خط داده بود را با ناامیدی گرفتم؛ اما واقعا کسی پاسخگو بود و چه خوب جواب دادند و قول مساعدت.

    دو هفته بعد…

    وقتی به ایستگاه رسیدم اتوبوس یورو جدید را دیدم که کولر روشن منتظر مسافر بود و الحق و الانصاف سرعتش نسبت به قبل بهتر بود و این که مادری با بچه دو ماهه بدون دغدغه گرما زدگی نوزادش راحت روی صندلی آرام گرفت و من خوشحال از خواب راحت نوزاد.

    وقتی به دروازه تهران رسیدم همان مامور مهربان را دیدم. 

    جلو رفتم و تشکر کنان از ایشان و مسئول رسیدگی دعاگوی سلامتی برای همگی شدم.

    وقتی فکر می کنم می بینم سکوت به معنای رضایت است و اگر پیگیری برای حق نباشد به معنای رضایت از حق از دست رفته، است و گاهی در جایی به حق و با راهنمایی بزرگان، سکوت را باید شکست تا به حق رسید.

    موضوعات: نویسنده: فریبا حقیقی  لینک ثابت



    [یکشنبه 1397-04-17] [ 01:54:00 ب.ظ ]





      مسیر   ...

    در حالی که منتظر اتوبوس بودم، چهره های مردم را نگاه می کردم، بعضی با دقت به شماره مسیر نگاه می کردند و بعد سوار می شدند تا مبادا مسیرشان دور و اشتباه شود.

    بعضی هم فقط دنبال وسیله ای بودند برای گذر از آن ایستادن و انتظار،

    بدون دغدغه شماره مسیر و اتوبوس.

    شباهتی که میان انتخاب مسیر اتوبوسی و انتخاب مسیر زندگی داشت، من را به تعجب واداشت.

    موضوعات: نویسنده: فریبا حقیقی  لینک ثابت



    [سه شنبه 1397-03-08] [ 05:54:00 ب.ظ ]





      زنگ تفریح   ...

    سوار اتوبوس احمد آباد -میدان جمهوری بودم. 

    اتوبوس نو، با صندلی های پارچه ای و نرم و مجهز به کولر بود.

    آن قدر فضا خوب بود که خواب سراغم آمد.

    هرطور بود مقاومت کردم و نخوابیدم. ایستگاه آخر که می خواستم از اتوبوس پیاده شوم، دختری را دیدم که روی صندلی جلو به خواب عمیقی فرو رفته بود.

    خانمی که جلوتر از من بود اشاره کرد که او را بیدار کنم.

    دستم را به طرف دختر دراز کردم و آرام به شانه اش زدم.

    چشمانش را باز کرد و در حالی که سرش را به معنای چی شده، تکان می داد با چشمان خواب آلود و منتظرش به من نگاه کرد.

    لبخندی به صورتش زدم و گفتم:

    _ بیدار شو سحره

    موضوعات: نویسنده: ریحانه علی عسکری  لینک ثابت



    [چهارشنبه 1397-03-02] [ 06:52:00 ب.ظ ]






      خانه آخرین مطالب لینک دوستان تماس با ما  

     
     
    اللهم اجعلنا من المتمسكين بولایه اميرالمومنين و ائمه المعصومین علیهم السلام هدف ما در این فضا, تولید محتوای دینی و علمی و آموزشی می باشد. مطالب وبلاگ ما همه تولید اند و حاصل دسترنج گروهی از طلاب مدرسه علمیه کوثر می باشند.