کوثر ولایت
مدرسه علمیه کوثر اصفهان
 
  خانه آخرین مطالب لینک دوستان تماس با ما  

   




جستجو





 << < مهر 1397 > >>
شن یک دو سه چهار پنج جم
  1 2 3 4 5 6
7 8 9 10 11 12 13
14 15 16 17 18 19 20
21 22 23 24 25 26 27
28 29 30        




کاربران آنلاین

  • رضوانی
  • حدیث عشق
  • زكي زاده
  • حيدري
  • جمشيديان
  • تســـنیم
  • حضرت مادر (س)
  • یگانه خانوم گل
  • مهدی اصغری



  •   هرچه باید افسارش، ذهن بیشترش   ...

    نوشته شده توسط نویسنده وبلاگ کوثرولایت:

    سرکارخانم نوشین تقی زاده

    طبیعت صدایم می کند، نگاهم به سمت بالاست.

     تصویر پهنای نیلی رنگ را در مردمک چشمانم منعکس کرده و تابش گرمایش جسمم را نوازش می دهد.

     غارغار پرنده نوک سیاه از پس زمینه آهنگین مسافران درختان بهاری زمین کم‌ نمی کند.

     جیک جیکشان می چربد به غارغار های گاه و بیگاه و منقطعشان.

    همینجور که سر در آسمان و زمین می چرخانم و به گوش هایم رهایی می دهم تا همراه با سرم دوری در این منطقه بزند; از مرز بین دو کوچه می گذرم.

     جوی کوچکی که در آن تنه های درختان بی سر ایستاده اند و صدای پای چون منی را در گذر از این مرز پل می شوند، شاید با آواز گنجشکان به خاطرات گذشته ی نگذشته ی خود پناه می برند.

     درخت ها ریشه در خاک دارند هنوز نگذشته، فقط سرش را زده اند؛ اما باورهاشان را نه.

    هرگاه زور کندن ریشه را بر خود هموار کنند می توانند زمان را برای این درختان مرده تعریف کنند؛ وگرنه در نظرم فقط از زیباتر دیدن چشمان ما کاسته اند نه از ایستادگیشان.

    آه که چقدر حرف داشت این تنه ی پل مانند که در دهن من بجا گذاشت.

     خدایا! چه می شنوم‌؟

    دعوای آوازوار گنجشکک ها؟ بر سر چه؟ نکند صدای ذهنم را شنیده اند و هم ذات پنداری می کنند با پل عابر پیاده ی متفاوت من؟!

    شاید هم محل اسکان کم دارند و بر سر اندک جای نشستن زور آوازی می کنند؟!

    نمیدانم!

     رسم طبیعت در آموزش من چگونه است که همه را به یک باره به حلقوم ذهنم می چپاند تا شاید از یکی چیزی بیاموزم.

     حال گربه پلنگ نژاد محله مان بماند که با غرور در مقابل من راه می رود و از قد من که هیچ، حتی از چخه گفتنم هم واهمه نمی کند.

     دراین مورد حکمأ، خود طبیعت هم مستاصل شده. بلاخره گوشه ای روی نیمکتی می نشینم، نیمکتی که در مینی پارکی بینابین دو مرز دو کوچه مستقر است و از بس بر او تکیه نداده اند رنگش با خاک یکسان شده است.

     نفس عمیقی می کشم تا ذهنم را از صدای طبیعت خالی کنم و به ندای قلبم گوش سپارم؛ اما مگر این خانم قلاده بدست با آن سگ پاکوتاه شیری رنگش می گذارند.

     آن چنان با هیکل کوچک و بامزه اش با قدرت صاحبش را به سمت علایق خود می کشاند که شک می کنم صاحب کدام یکی است؟!

    آخر افسار کدام، دست کدام است؟!

    کی با داشتن کی قرار است لذت ببرد؟

    آه، که به قدرت طبیعت فکر نکرده بودم که در لعاب زیر پوستی بشر، او را همه کاره اعلام کند و در اصل خود پادشاهی کند.

     اصلا قرار نیست از بلاهایی که موجود دو پای سر بر تن، بر سر این طبیعت مظلوم آورده حرف بزنم؛ قراری نبوده و نیست.

     فقط ذهنم را آزاد گذاشتم تا از قفس تن برهد و بر سر هر که می خواهد بنشیند و بخواند. 

    از حیوان مظلوم نمایی گوید که در واقع او افسار صاحبش را گرفته و هاپ هاپ کنان به لگد کردن سبزه ها می نازد و انتظار لبخند صاحب نمایش در ادامه کارش را لازم دارد.

    ای خدا!

     هر موجودی اگر رها شود همین گونه عاصی می شود؟!

    حیوان و انسان و زمین و آسمان هم ندارد؟!

    چه توله سگ شیری رنگی که تا شیره زمین را نکشد و صبر صاحب نمایش را لبریز دست بردار نیست؛ چه درخت بی سری که هنوز ریشه در خاک دارد و ابراز وجود می کند و به پاهای من مظلوم نمایی

     و چه منی که در پی توجیه پل کردن آن درخت هستم و دستم به سگ نمی رسد پیف پیف صاحبش کنم!

    آه که هرچه باید افسار داشته باشد. ذهن من ببشترش 

    و هرچه باید آزادی داشته باشد ذهن من کمترش.

    روزم گذشت و در بند ذهنم بودم.

    هرچند کمی آموزنده و موشکافانه تر، اما همه لذت ها با دربند بودنش، بود شدند.

    هرکس لذت را مهم تر داند باید پی در بند بودن را بر خود بمالد 

    و 

    هرکس آزادی را محق تر می داند باید تعریفش را از لذت دگرباره از سر نویسد.

    لذت با آزادی میانه ندارد، لذت در محدودیت است؛ در آزادی با قید و شرط .

    وگرنه باعصای ایستادگی اش بدرود کند و به زمین نشستنش درود.

    همه را از طبیعت آموختم نه از کتب دینی و نه از فلاسفه و نه از نیاکان و نه حتی از دل و عقل بی پروایم.

    موضوعات: اخلاقی وتربیتی, فرهنگی, روایت تولیدی, روایت تولیدی  لینک ثابت



    [پنجشنبه 1397-07-19] [ 03:00:00 ب.ظ ]





      اسرار عدد چهل   ...

    جمع آوری توسط نویسنده وبلاگ کوثراصفهان:

    ریحانه علی عسکری

    عقل آدمی در چهل سالگی به بالاترین کمال خود در حد استعداد هر فرد می رسد،

    رشد انسان در چهل سالگی به کمال می رسد. «غوالی الئالی-۴۳۱»

    در سوره مبارکه (احقاف/ 15) از کمال رشد انسان تا چهل سالگی یاد می‌کند

    در روایات متعددی از پیامبر(ص) و معصومین آمده است هنگامی که عمر بنده به چهل سالگی می‌رسد خداوند به دو فرشته مراقب او می‌گوید: از این پس بر او سخت بگیرید و همه کارهای کوچک و بزرگ و زیاد و کم او را ثبت کنید. (الخصال ج2 ص 545) 

    در حدیث دیگر آمده است کسانی که به چهل سالگی می‌رسند و توبه نمی‌کنند، شیطان دستی به صورت آنها کشیده و می‌گوید:

     پدرم فدای رویی که رستگار نمی‌شود. (روح‌المعانی ج 26 ص 29) این روایات همه از این حقیقت خبر می‌دهد که شخصیت انسان تا چهل سالگی شکل گرفته و از آن پس تحولات درونی در او سخت‌تر می‌شود.

    یک دوره بارداری معمولی به طور معمول 40 هفته زمان می‌طلبد.

    نطفه انسان پس از 40 روز علقه می شود.

    حضرت رسول در سن چهل سالگی به رسالت مبعوث شدند ،

     اربعین یکی از نشانه های مومن است. «امالی شیخ صدوق-۲۵۱»

    چهل شب تعطیلی مساجد از نشانه های ظهور است. «صحیفه الرضا-۱۴»

    هر کس چهل حدیث حفظ کند، خداوند او را فقیه و عالم محشور کند. «بحارالانوار-۲-۲۵۳»

    حضرت موسی چهل روز در کوه معتکف بود تا الواح هفتگانه را دریافت داشت ،

    قوم بنی اسراییل به دلیل کفران نعمت و پرستش گوساله به سرگردانی چهل ساله محکوم شدند ،

    سید مهدى بحرالعلوم در زمینه جایگاه عدد چهل فرموده است :

    خاصیت اربعین در ظهور فعلیت و بروز استعداد و حصول صفات ملكه، امرى است که در آیات و اخبار بر آن تصریح شده است، و در سلوك و خودسازى ، براى جلب فیوضات و انوار الهى ، چنانچه در قرآن و گفتار معصومین(ع ) و سیره اولیاء آمده است ، عدد اربعین دارای جایگاه ویژه و بلنداست .” در حقیقت عدد چهل سمبل آغازین تکامل ، مظهر کمال ، جلوه پختگی ، اعلام پشت سر گذاشتن مرحله خامی و نادانی ، نخستین مرحله هوشیاری … می باشد 

    در عدد چهل چه سری نهفته است وبعد از گذشت این چهل روز چه روی می دهد و بایستی روی می داده است ؟ شاید پس از گذشت این مدت انسان به روشن بینی نسبت به آن رویداد دست می یابد ، غبار اندوه اندکی برخاسته وقدرت تحلیل سربرمی آورد وبه انسان مجال می دهد به بازبینی آنچه گذشته بپردازد . شاید برگزاری مراسم اربعین برای امام حسین برای بازبینی وتحلیل واقعه عاشورا و زنده نگاه داشتن آن معمول شده است تا با روشن بینی وقدرت تحلیل واقعه عاشورا بررسی و تشریح گردد ، واقعه ایی که اگر بگوییم همانند قرآن دارای لایه های متعدد وبیشمار است گزافه نگفته ایم و به بیراهه نرفته ایم.

    موضوعات: مناسبتها  لینک ثابت



     [ 11:49:00 ق.ظ ]






      خانه آخرین مطالب لینک دوستان تماس با ما  

     
     
    اللهم اجعلنا من المتمسكين بولایه اميرالمومنين و ائمه المعصومین علیهم السلام هدف ما در این فضا, تولید محتوای دینی و علمی و آموزشی می باشد. مطالب وبلاگ ما همه تولید اند و حاصل دسترنج گروهی از طلاب مدرسه علمیه کوثر می باشند.