کوثر ولایت
مدرسه علمیه کوثر اصفهان
 
  خانه آخرین مطالب لینک دوستان تماس با ما  

   




جستجو





 << < مهر 1397 > >>
شن یک دو سه چهار پنج جم
  1 2 3 4 5 6
7 8 9 10 11 12 13
14 15 16 17 18 19 20
21 22 23 24 25 26 27
28 29 30        




کاربران آنلاین

  • نرجس دولت آباد
  • زكي زاده
  • حيدري
  • جمشيديان
  • بهار
  • تســـنیم
  • زهرا حسینی
  • یار مهـــدی
  • Nasrin
  • رها
  • شهید هادی



  •   شرایط نگهداری روغن در خانه:   ...

    نوشته شده توسط نویسنده وبلاگ کوثر ولایت:

    سرکار خانم کوثر محمدیان

    1. از جمله مواردی که باعث فساد روغن می شود حرارت و دمای بالاست. اگر روغن در دمای بالا نگهداری شود اکسید شده و غیر قابل استفاده می شود. ( فاسد می شود )، بنابراین هرگز شیشه ی روغن را در کنار اجاق گاز قرار ندهید .  بهترین دما برای نگهداری روغن بین ۱۵ تا ۲۵ درجه سانتی گراد می باشد.

    ۲ . شیشه روغن نباید در معرض نور قرار گیرد چون نور به شدت باعث تغییر رنگ و طعم روغن می شود . بهتر است روغن را داخل کابینت آشپزخانه نگهداری کنید .

    ۳ . روغن را در جای خشک و به دور از رطوبت نگهداری کنید .

    ۴ . در هنگام آشپزی از حرارت بسیار زیاد استفاده نکنید . قطعا غذایی که با حرارت ملایم طبخ شود سالم تر و ماندگارتر است. ۵. هرگز از روغن سوخته استفاده نکنید

    6. در هنگام خرید حتما به تاریخ تولید و انقضای روغن توجه کنید و از نگه داری طولانی مدت روغن در منزل خودداری کنید.

    ۷. به نوع روغن مصرفی توجه کنید و متناسب با مقاومت آن در برابر حرارت، نوع طبخ را انتخاب کنید

     ۸. در زمان نگهداری طولانی مدت، روغن های مختلف را با هم مخلوط نکنید.

    ۹. اگر برای برداشتن روغن از قاشق استفاده می کنید توجه داشته باشید که تمیز باشد، چون قاشق آلوده به مواد غذایی روغن را مستعد به فساد می کند. 

    ۱۰ . پس از هر بار مصرف در شیشه روغن را محکم ببندید.

    موضوعات: وبلاگ علمی  لینک ثابت



    [جمعه 1397-07-06] [ 10:39:00 ب.ظ ]





      تلاطم های دل من   ...

    نوشته شده توسط نویسنده وبلاگ:

    سرکار خانم فریبا حقیقی

    شانه در میان موهای دخترم بالا و پایین می رفت و موج رقصان موهایش در هوا می تابید. دخترم ناز می کرد و می گفت: _ موهایم را آهسته تر شانه بزن و بعد برایم بباف . بوسه ای بر پیچ و شکن موهایش کردم و گفتم:  چشم هرچی تو بگویی. آهسته تر شانه می کشیدم و در فکر بودم که رقیه برای پدر و عمو چه نازهایی که نمی کرده و نازدانه خیمه امام بعداز غروب عاشورا چه حال و روزی داشته. تصورم را با خیال همراه کردم و آشفتگی دل و دیده و موهایش را می دیدم اما چه سود و چه حاصل؟  قدم به قدم همراهش تا سرزمین شام روان شدم و همان جا در میان خرابه بیتوته کردم و خون می گریستم, ازغریبی و مظلومانه بودن. اگر زبان شامیان غیر از زبان عرب بود که التماس های دختران را نمی فهمیدند؟  اگر دین شامیان غیر از اسلام بود که بر قبله اسیران  می خندیدند؟  آری, شاید زبانشان فقط به شایعه و دروغ معنا شده بود و قبله شان به خود خواهی و نادانی چرخیده, که در کوچه های شام تنهایی و غربت جای گرفته و اشک و حزن بر در و دیوارش نشسته. تصور این که دختر، غم بر چهره ببیند برای پدر و مادر سخت و غیرقابل تصور است; پس حتما فراتر از غم و اندوه دختر و عزیزتر از دختر برای پدر بوده که زنان و کودکانش را فدای آن کرده. به کنار دختر برگشتم؛ درحالی که امان چشمانم از اشک بریده شده بود. عجبا بر حال زینب کبری(س) و امام سجاد( ع). من در کربلا و در کنار مردان و زنان تاریخ ساز نبودم اما چشم و دلم با شانه کردن موهای دختر سه ساله ام به تلاطم افتاد و آنان که حضور داشته اند چگونه تحمل و باور بر حادثه بزرگ داشته اند؟

    موضوعات: روایت تولیدی, #به قلم خودم  لینک ثابت



     [ 09:50:00 ق.ظ ]






      خانه آخرین مطالب لینک دوستان تماس با ما  

     
     
    اللهم اجعلنا من المتمسكين بولایه اميرالمومنين و ائمه المعصومین علیهم السلام هدف ما در این فضا, تولید محتوای دینی و علمی و آموزشی می باشد. مطالب وبلاگ ما همه تولید اند و حاصل دسترنج گروهی از طلاب مدرسه علمیه کوثر می باشند.