کوثر ولایت
مدرسه علمیه کوثر اصفهان
 
  خانه آخرین مطالب لینک دوستان تماس با ما  

   




جستجو





 << < تیر 1397 > >>
شن یک دو سه چهار پنج جم
            1
2 3 4 5 6 7 8
9 10 11 12 13 14 15
16 17 18 19 20 21 22
23 24 25 26 27 28 29
30 31          




کاربران آنلاین

  • عبدالعظیم حسنی (ع)
  • حُسنِ حَسَن
  • انــــتـــــــظاری
  • مفرد مونث غایب


  •   ای آدم..   ...

    ای فرزند آدم بنگر چه بودی و چه شدی؟؟؟

    موضوعات: متفرقه, اخلاقی وتربیتی  لینک ثابت



    [سه شنبه 1397-04-12] [ 11:54:00 ق.ظ ]





      احمد الحسن (مدعی یمانی) کیست؟   ...

    «احمد بن الحسن» اسم واقعیش «احمد بن اسماعیل بصری» است. وی در سال 1968 میلادی در بصره عراق متولد شد، و در سال 2003 میلادی ادعا کرد که یکی از فرزندان امام مهدی (علیه السلام) است و با پنج واسطه به حضرت مهدی (علیه السلام) منتسب می‌شود. احمد الحسن بدون هیچ دلیل و مدرکی ادعا کرده که وصی امام مهدی (علیه السلام) است. تنها دلیل وی خوابی است که از وی نقل شده که در عالم خواب به دیدار امام مهدی (علیه السلام) مشرف شده است.
    احمد الحسن در سال 1999 مدت بسیار کوتاهی در حوزه علمیه نجف درس خواند و پس از مدتی به علل نامعلوم تا سال 2001 میلادی در زندان ابوغریب زندانی شد، ولی به درخواست صلیب سرخ جهانی آزاد شد و به این ترتیب در سال 2003 میلادی خود را فرزند امام مهدی (علیه السلام) معرفی کرد. (پرسش‌هاو پاسخ‌ها پیرامون دعوت انحرافی احمد اسماعیل گاطع، ص9-10)
    با توجه به زندانی شدن مرموز و آزادی غیر عادی وی، به‌نظر می‌رسد که وی از طریق کشورهای استبدادی مورد توجه قرار گرفته است، تا در میان مسلمین اختلاف ایجاد کند.

    پی‌نوشت:

    محمدی هوشیار،علی، پرسش هاو پاسخ ها پیرامون دعوت انحرافی احمد اسماعیل گاطع، انتشارات تولی، قم، 1396
     
    اسلام ناب
    بدعتها و جریانهای انحرافی

    موضوعات: شبهات و مناظرات  لینک ثابت



     [ 11:47:00 ق.ظ ]





      در برابر یمانی دروغین چه کنیم؟   ...

    مدتی است فردی در عراق مدعی شده که سید یمانی و نایب امام زمان (عج) است و کراماتی از او نقل شده است بالاخص از لحاظ علمی و تأویل قرآن، پیشگویی آینده و خواندن اندیشه افراد و درمان بیماریهای سرطانی…
     

    در این مختصر بر آن هستیم شخصیت یمانی را از نظر روایات بررسی کرده و برخی از ادعاهای مدعیان را پاسخ دهیم.

    روایات متعددی از اهل بیت(علیهم السلام) درباره انقلاب اسلامی و زمینه ساز ظهور حضرت مهدی(عج) در یمن وارد شده است که برخی از آنها صحیح السند می‌باشد، حتمی بودن وقوع این انقلاب را تصریح می‌کند، حتی برخی از روایات انقلاب اسلامی یمن را در زمان ظهور، هدایت بخش‌ترین درخشش‌ها بطور مطلق به حساب می‌آورد و وقت آن را، هم زمان با خروج سفیانی در ماه رجب یعنی چند ماه قبل از ظهور حضرت مهدی(عج) و پایتخت آن را صنعا معرفی می‌کند.

    اما نام رهبر آن در روایات معروف به یمنی می‌باشد و روایتی نام وی را “حسن” و یا “حسین” و از نسل زید بن علی علیهما السلام یاد می‌کند. ولی این روایت از نظر متن و سند قابل بحث است. از مهم‌ترین روایات مربوط به انقلاب یمنی روایتی است که از امام صادق (علیه السلام) نقل شده که فرمود: (قبل از قیام قائم وقوع پنج علامت حتمی است: یمنی، سفیانی، صیحه آسمانی، کشته شدن نفس زکیه و فرو رفتن در بیابان)[1]

    و در روایت دیگر از امام صادق(علیه السلام) روایت شده است که فرمود: (خروج این سه تن، خراسانی، سفیانی و یمنی در یک سال و یک ماه و یک روز اتفاق می‌افتد….)[2]

    روایات می‌گویند: یمنی در پی نبرد با سفیانی وارد عراق می‌شود و نیروهای ایرانی و یمنی جهت رویارویی با سفیانی وارد عمل می‌شوند. نکته دیگر در این‌باره این که ممکن است “یمنی” متعدد باشد و یمنی وعده داده شده و مورد نظر دومین یمنی باشد. زیرا روایات گذشته خروج یمنی موعود را با صراحت هم‌ زمان با ظاهر شدن سفیانی، یعنی سال ظهور حضرت مهدی(عج) بیان کرده است و روایات دیگری با سند صحیح از امام صادق(علیه السلام) وجود دارد که می‌گوید: (مصری و یمنی قبل از سفیانی قیام می‌کنند)[3].

    بنا به این روایت، بایستی شخصی که در این روایت آمده یمنی اول باشد که زمینه ساز یمنی دوم و موعود خواهد بود.[4]

    خلاصه این که: ما وقتی این روایات را ملاحظه می‌کنیم به نکات ذیل دست می‌یابیم:

    خروج او در یمن است نه عراق و همراه و هم زمان با خروج خراسانی و سفیانی است. او فردی قیام نمی‌کند بلکه قیام جمعی داشته و دارای لشگر مسلحی هست که در مقابل سفیانی قرار می‌گیرد.

    روایات می‌گویند: یمنی در پی نبرد با سفیانی وارد عراق می‌شود و نیروهای ایرانی و یمنی جهت رویارویی با سفیانی وارد عمل می‌شوند. نکته دیگر در این‌باره این که ممکن است “یمنی” متعدد باشد و یمنی وعده داده شده و مورد نظر دومین یمنی باشد. زیرا روایات گذشته خروج یمنی موعود را با صراحت هم‌ زمان با ظاهر شدن سفیانی، یعنی سال ظهور حضرت مهدی(عج) بیان کرده است و روایات دیگری با سند صحیح از امام صادق(علیه السلام) وجود دارد که می‌گوید: (مصری و یمنی قبل از سفیانی قیام می‌کنند
     

    روایتی هم که از یمانی اول بحث کرده است، ظاهرش این است که عراقی نیست بلکه آماده کننده لشگر برای یمانی در یمن است.

    وقتی تاریخ را ملاحظه می‌کنیم می‌بینیم که بسیاری از افراد بوده‌اند که ادعای مهدویت داشته و خود را امام عصر(عج) معرفی کرده‌اند یا خود را باب آن حضرت یا از سفیران آن حضرت شمرده‌اند و همین مسأله ما را به بیداری و احتیاط در این مسائل فرا می‌خواند.

    ما نفهمیدیم که در این مسأله چه حاجتی به مباهله و امثال آن هست؟ بالأخره این آقا در محضر علماء و متفکرین و بزرگان دین هست. اگر علماء از وضعیت او خبر ندارند پس چرا طلب مباهله می‌کند و چرا وضعیت خود را با آنان در میان نمی‌گذارد تا تأییدش کنند و اگر علماء هم مخالفت کردند ما بدانیم چرا مخالفت کردند.

    در این موقعیت ویژه و حساس که عراق آن را تجربه می‌کند و تشیع آن را از سر می‌گذراند و خطری که در کمین آنان است، چه شده است که این فرد با کفر مواجهه و درگیر نمی‌شود و چرا نقشی در مقابله با متجاوزان ایفاء نمی‌کند و اشکالات دیگر که جای پرداختن به آنها نیست و مجموعاً معلوم است که این ادعا نادرست و ناپذیرفتنی است. 

     

    پی نوشت ها :

    [1]- بحارالانوار جلد 52 صفحه 204.

    [2]- بحارالانوار جلد52 صفحه 210.

    [3]- بحارالانوار جلد 52 صفحه 210 بنقل از کتاب غیبت طوسی.

    [4]- عصر ظهور از صفحه 157 تا 163.

    بخش مهدویت تبیان

     


     

    منبع: مرکز مجازی مهدویت

    موضوعات: شبهات و مناظرات  لینک ثابت



     [ 11:45:00 ق.ظ ]





      فضولی موقوف   ...

    عادت داشتم روی تابلوهایی که در خیابان نصب کرده اند را بخوانم.

    امروز که از هشت بهشت به طرف مدرسه می رفتم تابلویی را دیدم که مضمونش این بود : شنونده غیبت مانند غیبت کننده است.

    گفتم خدایا قول می دهم تمام سعی ام را بکنم تا غیبت نکنم, اما این یک مورد را نمی توانم بپذیرم, آخر نمی شود که وقتی کسی صحبت می کند وسط حرفش بپرم یا بلند شوم بروم, ناراحت می شود.

    با این توجیه راهم را کشیدم و رفتم.

    مدت زیادی از آن زمان گذشت. عید فطر شد و دو روز تعطیلی که موقعیت خوبی برای بیرون رفتن بود. ما هم مثل همیشه با فامیل به روستای مادری ام رفتیم.

    دور هم نشسته بودیم که خاله کوچک ترم شروع به تعریف از عروس, که او نیز همراه ما آمده بود کرد.

    آن دو روز هم تمام شد.فردای آن روز که از سرکار به خانه آمدم خواهرم گفت: تلفنی به خاله بزن کارت دارد.

    نهارم را که خوردم زنگ زدم .خاله بعد از احوال پرسی, پرسید:

    _ تو به عروسم گفته ای که من پشت سرش بدگویی اش را می کردم.

     از تعجب نزدیک بود شاخ دربیاورم، با چشمانی گرد شده گفتم:

    _ من اصلا فرصت نکردم با الهام حرف بزنم, تازه شما که می دانید من از این اخلاق ها ندارم.

    خاله گفت:

    _می دانم اما او چنین ادعایی کرده و همه از دست من ناراحتند که چرا بدگویی اش را کردم. فقط زنگ زدم مطمئن شوم و خداحافظی کرد.

    تا دو روز بعد فکرم مشغول و ناراحت این موضوع بود, تا اینکه دو روز بعد الهام به تلفنم زنگ زد و بعد از معذرت خواهی از من گفت: من اسمی از شما نیاوردم فقط گفتم که شنیدم که چنین حرف هایی را به ریحانه می زدید.

    من هم جواب دادم:

    _خاله از شما بدگویی نمی کرد فقط داشت شما را با کس دیگری مقایسه می کرد که در نهایت هم از شما تعریف کرد .
    مثل اینکه دلش خیلی از خاله پر بود به هرحال عروس و مادر شوهر بودند، همین که اسمش را از زبان خاله ام شنیده بود فکر می کرد بدگویی اش را می کنند, چون هرچه می گفتم بدیتان را نمی گفت باور نمی کرد.

    در نهایت هم مجددا معذرت خواهی کرد و تلفن را قطع کرد.

    فردای آن روز هم خاله زنگ زد و معذرت خواهی کرد و گفت الهام حرفش را برگردانده است.
    آخر هم نفهمیدم خاله راست گفت یا عروسش و اگر دعوا دارند چرا پای مرا وسط می کشند، ولی یاد حدیث افتادم که آن روز روی تابلو خوانده بودم و به خودم گفتم : «وقتی خدا چیزی را از ما مي خواهد حتما مصلحتش را هم ميداند, پس یادت باشه که تو کارخدا فضولی موقوف»

    موضوعات: نویسنده: ریحانه علی عسکری  لینک ثابت



     [ 07:58:00 ق.ظ ]






      خانه آخرین مطالب لینک دوستان تماس با ما  

     
     
    اللهم اجعلنا من المتمسكين بولایه اميرالمومنين و ائمه المعصومین علیهم السلام هدف ما در این فضا, تولید محتوای دینی و علمی و آموزشی می باشد. مطالب وبلاگ ما همه تولید اند و حاصل دسترنج گروهی از طلاب مدرسه علمیه کوثر می باشند.
     
     
    مداحی های محرم