کوثر ولایت
مدرسه علمیه کوثر اصفهان
 
  خانه آخرین مطالب لینک دوستان تماس با ما  

   




جستجو





 << < اردیبهشت 1397 > >>
شن یک دو سه چهار پنج جم
1 2 3 4 5 6 7
8 9 10 11 12 13 14
15 16 17 18 19 20 21
22 23 24 25 26 27 28
29 30 31        




کاربران آنلاین

  • زكي زاده
  • گل نرگس
  • سمیه
  • مجنون
  • S.Fatemeh.mirahmadi



  •   غربت امام زمان(عج)   ...

    #غربت_امام_زمان(عج)

     

    میخوای برات از غربت امام زمان بگم؟؟

    بگم چقدر غریبه!!!؟؟؟؟

     

    من کیم ؟من چرا بگم ؟

    مولا امیرالمومنین درغربت امام زمان می فرماید : و صَاحِبُ‏ هَذَا الْأَمْر ِهو الشَّرِيدُ الطَّرِيدُ الْفَرِيدُ الْوَحِيدُ.

     

    وحید یعنی چه ؟؟ تنها !!فرید یعنی چه ؟ از فرد میاد. طرید یعنی چه ؟؟ از طرد میاد یعنی طرد شده است !! آقا امیرالمومنین میگوید : امام زمان  طرد شده است

     

    حالا می دونید شرید یعنی چه ؟طاقتشو داری بگم یا نه ؟

    شرید یعنی آواره !!

    بلرز به خودت !!! بلرزز

    امام زمان ما آواره است!!! آواره !!

     

    از دست کی ؟؟ از دست چی ؟؟

    از دست گناهان من و شما ،، آواره !!! تو خلوت های خودت

    فکر کن !! فکرکن!!  فکر کن !! 

    که چرا امام زمان باید لقبش آواره باشه چرا ؟؟

     

    چرا نباید ما شیعیان  همدل بشیم برای تعجیل در ظهورش ، ما می بایست تا حالا ظهورش را فراهم می کردیم !! چرا نکردیم؟؟  

     

     پدرمون بیفته زندان صدتا سند جور میکنیم آزادش میکنیم چطور امام زمان که از پدر ما هم مهمتره هزار وصد و خورده ای سال در غیبته عین خیالمون نیست

     

    چهارتا شعر؛ چهارتا مطلب می نویسیم انگار شق القمر کردیم انگار بهترین منتظر روی کره ی زمینیم انتظار داریم از حضرت ؛ آقا من برات کار کردم یه کاری واسه من بکن، خیری به من برسون، ما اینجوری شدیم…

     آواره ؛ لقب حضرته!! 

    چرا بیکار نشستیم؟؟

    چرا تو این فضاهای اجتماعی این ور،اون ور می چرخیم  ، تو تلگرام؛ وایبر ؛ واتساپ ، الکی این ور اون ور می چرخیم لایک می کنیم و…..همین!!! 

     

    خب چهارتا مطلب مهدوی بزار، چهارتا حرف در مورد امام زمان بزار؛؛ 

     

    همین حدیث امیرالمومنین(وصاحب ……) همین رابنویس

     

     

    برگرفته از سخنرانی

    (غریبی امام زمان)

     

    ألـلَّـھُـمَــ عجِّلْ لِوَلـیِـڪْ ألفَـرَج

    موضوعات: نویسنده: فاطمه سلیمیان  لینک ثابت



    [یکشنبه 1397-02-16] [ 08:12:00 ب.ظ ]





      رفیق   ...

    در خانه را بهم‌ می زنم و به سمت مسجد روانه می شوم.

    در مسیر جمعی از دانش آموز را می بینم که با شوخی و خنده در حال گذر از مسجد هستند.

    به ناگاه خاطره ای از سال ها پیش‌ برایم تداعی می شود،

    در دبیرستان که بودم همیشه صدای قهقهه  بچه ها پس زمینه ی نمازم می شد؛

    بماند که کمبود توپ ورزشی را هم با مهر من جبران می کردند، و گاهی هم پا از مهرم

    می کشیدند،

    و من به خیال اینکه خسته شده اند آسوده سر بر مهر می گذاشتم، اما به یکباره هوس سواری می کردند.

    توهین و تمسخرهایشان حتی با گذر زمان هم برایم‌ عادی نمی شد؛

    گاهی با خود می گفتم: این همه اذیت شدنم ناشی از کشمکش های منه خوب، با منه سرکشم است؟

    یا کارها و حرفهایشان واقعا نیش دار است؟

    هرچه که بود الان با گذشت سال ها،

    از آن روزها فقط خاطره اش مانده هر چند تلخ. 

    به در مسجد رسیدم، خم شدم کفش هایم را بردارم، که کسی صدایم کرد و جمله ای گفت که، تمام درد و رنج آن سالها برایم محو شد و قلبم‌ آرام گرفت.

    آن شخص از همکلاسی های همان دوران مدرسه ام بود.

    یکی از همان دو آتیشه ها که زخم زبان هایش هنوز در گوشم زنگ‌ می زند. خدای من چقدر باوقار شده است.

    درحالیکه کفش هایش را برمی داشت این را گفت:

     _خدا خیرت دهد، صبرکردن را مثل تو از نمازخواندن یادگرفتم رفیق.

    موضوعات: نویسنده: مهربان  لینک ثابت



     [ 07:34:00 ق.ظ ]






      خانه آخرین مطالب لینک دوستان تماس با ما  

     
     
    اللهم اجعلنا من المتمسكين بولایه اميرالمومنين و ائمه المعصومین علیهم السلام هدف ما در این فضا, تولید محتوای دینی و علمی و آموزشی می باشد. مطالب وبلاگ ما همه تولید اند و حاصل دسترنج گروهی از طلاب مدرسه علمیه کوثر می باشند.
     
     
    ساخت وبلاگ در کوثربلاگ