کوثر ولایت
مدرسه علمیه کوثر اصفهان
 
  خانه آخرین مطالب لینک دوستان تماس با ما  

   




جستجو





 << < آبان 1397 > >>
شن یک دو سه چهار پنج جم
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29 30    




کاربران آنلاین

  • مدرسه علميه الزهرا(سلام الله علیها) یزد
  • رضوانی
  • مظلومی
  • طلبگي ام مرا افتخار است
  • حوزه علمیه الزهرا(س) گلدشت
  • نرجس دولت آباد
  • الزهرا اراک
  • زارع
  • حضرت زهرا سلام الله علیها-نرجسیه سابق
  • ماه بانو جان
  • مدرسه حضرت زینب امیدیه
  • خديجه نورعلي
  • سعيده رجبي
  • نرگس بختياري
  • حرمان هور
  • somayye java
  • پاییز
  • طاهره كاظمي
  • vaporl
  • درنا
  • پروانه معظمي
  • یا زهرا ادرکنی
  • زهرا محمودی



  •   متن کامل «اعلامیه اسلامی حقوق بشر»(ماده سیزده،چهارده،پانزده)   ...

    نوشته شده توسط حقوقدان:
    حجت الاسلام دکتر رسول ظاهری

    ماده سیزدهم:

    کار، حقی است که باید دولت و جامعه برای هر کسی که قادر به انجام آن است، تضمین کند.
    هر انسانی آزادی انتخاب کار شایسته را دارد به گونه ای که هم مصلحت خود و هم مصلحت جامعه بر آورده شود.
    هر کارگری حق دارد از امنیت و سلامت و دیگر تأمین های اجتماعی برخوردار باشد و نباید او را به کاری که توانش را ندارد واداشت یا او را به کاری اکراه نمود یا از او بهره کشی کرد یا به او زیان رساند؛
    هر کارگری بدون فرق میان مرد و زن، حق دارد که مزد عادلانه در مقابل کاری که ارائه می کند سریعا دریافت نماید و نیز حق استفاده از مرخصی ها و پاداشها و ترفیعات استحقاقی را دارد و در عین حال موظف است که در کار خود اخلاص و درستکاری داشته باشد و اگر کارگران با کارفرمایان اختلاف پیدا کردند دولت موظف است برای حل این اختلاف و از بین بردن ظلم و اعاده حق و پایبندی به عدل بدون این که به نفع طرفی عدول کند، دخالت نماید.

    ماده چهاردهم:

    انسان، حق دارد کسب مشروع بکند، بدون احتکار و فریب یا زیان رساندن به خود یا دیگران. و ربا شدیدا ممنوع می باشد.

    ماده پانزدهم:

    الف) هر انسانی حق مالک شدن از راههای شرعی را دارد و می تواند از حقوق مالکیت به گونه ای که به خود و یا دیگران و یا جامعه ضرر نرساند، برخوردار باشد و نمی توان مالکیت را از کسی سلب کرد مگر بنابر ضرورت حفظ منافع عمومی و در مقابل پرداخت غرامت فوری و عادلانه.

    ب) مصادره اموال و ضبط آنها ممنوع است مگر بر طبق شرع.

    موضوعات: مباحث حقوقی  لینک ثابت



    [یکشنبه 1397-08-13] [ 12:29:00 ق.ظ ]





      ساخت جدول نوشته دار با استفاده از  ورد و اکسل   ...

    این محیط اکسل هست محیطی که بصورت مشبک و شماره بندی شده است.

    وقتی می خواهید جدولی در این محیط رسم کنید از رنگ ها باید استفاده کنید.

    وقتی روی یکی از این سلول های جدول کلیک کنید دایره کوچکی که در عکس مشاهده می کنید پیدا می شود، موس یا دست خود را روی آن گذاشته و بکشید تا به حالت انتخاب درآید.

    وقتی به تعداد خانه هایی که مورد نظرتان است رسید؛ از روی نوار ابزار عکس سطل رنگ را کلیک کرده و رنگ جدول را انتخاب کنید

    تعداد را از شماره بندی سمت راست می توانید متوجه شوید.

    مثلا در این حالت الف را رسم کرده اید 

    اگر خواستید ستون های جدولتان باریک تر شود روی قسمت بالای جدولتان کلیک کنید و آنرا با کشیدن جابجا کنید تا به عرض دلخواهتان برسد.

    مثل c در عکس

    راه دیگری هم برای انتخاب عرض و ارتفاع وجود دارد

    می توانید در جدول زیر شماره ها را وارد کنید تا جدول به دلخواه شما برسد.

    نکته: در این جدول فقط می توان سطر و ستون رسم کرد و قابلیت رسم منحنی را ندارد.

    به همین دلیل قبل از رسم جدول حروف جدولی را که می خواهید رسم کنید روی کاغذ بوسیله یک کاغذ مشبک رسم کنید تا وقتی با محیط اکسل کار می کنید سر در گم نشوید.

    به این ترتیب حروف را به همین روش رسم کنید. تا به پایان برسد

     

    سپس کل نوشته کامل شده را انتخاب کنید ودکمه پررنگ کردن خط رابزنید تا خطوط مشخص شود.جدول را ذخیره کنید.

    حالا به محیط ورد بروید فایل اکسلتان را که ساخته اید کپی کنید ودر محیط ورد پیست رابزنید.جدولتان در ورد ظاهر می شود

    بعد با استفاده از نوار ابزارهای ورد، شکل فلش را انتخاب کنید و جهت های آنرا مشخص کنید

    موضوعات: عقیق نویسان کوثر  لینک ثابت



    [شنبه 1397-08-12] [ 05:10:00 ب.ظ ]





      لطف خدا   ...

    نوشته شده توسط نویسنده وبلاگ:
    سرکارخانم فریبا حقیقی

    صدایش می لرزید و می گفت:
    _ بالاخره ویزا را گرفتم؛ دارم کارامو  انجام می دهم برای رفتن.
    با خوشحالی گفتم: 

    _خوش به حالت، برو از جانب من هم زیارت انجام بده.
    چند سالی بود حسرتِ زیارت امام حسین(ع) در اربعین، برای من و دوستم به دلمان مانده بود.
    مشکلات مالی و خانوادگی، گاهی با هم و گاهی جدا از هم، مانعِ تحقق آرزوی ما می شد.
    امسال از اولین روزهای سال، شروع به برنامه ریزی کردیم و تک به تک مشکلات را پیش بینی و راه حل برای رفع آن ها ارائه می دادیم.
    اما باز هم غول مشکلات بر من پیروز شد و دستم از‌ گرفتن بلیط اربعین کوتاه ماند.
    برخلاف من دوستم با حرارت و کوشش بیش تر پیگیر کارهای دریافت ویزا شد.

    کار پس انداز پول و رسیدن به معشوق را انجام داد و خود را قدم به قدم به وصال نزدیک تر کرد.
    اما! چند روز مانده به سفر وقتی به دوستم زنگ زدم و خواستم ببینم کارهایش تا کجا پیش رفته، جوابش را شنیدم که گفت:
    _احتمالا سفر کنسل می شود.
    با تعجب پرسیدم:
    _چرا؟ دوباره چی شده؟
    جواب داد: بیا خونه ام تا برات توضیح بدهم.
    چایی را برداشتم و گفتم:
    _ زود باش بگو.
    نشست و گفت:
    _نمی دونم چه حکمتیه که امسالم نمی تونم برم، شاید لایق نیستم؛ شاید قراره یه کار خیر بزرگ تر انجام بدهم و ادامه داد:
    _عید نوروز به سرای سالمندان رفته بودم.
    توجهم به یک خانم مسن که گوشه تخت با بغض به همه نگاه می کرد، جلب شد.
    وقتی پیشش رفتم با التماس به من گفت:
    _ اگه تلفن داری این شمارهء دختر من است برو یک زنگ بهش بزن و بگو من سلام می رسونم و دلم براش تنگ شده.
    وقتی شماره روی کاغذ مچاله شده را خواندم متوجه شدم مربوط به کشور دیگری است.
    از پرستارها که جویای احوال خانم مسن شدم، گفتند:
    _او یک معلم بازنشسته است و دچار آلزایمر شده؛ پسرش او را به سرای سالمندان آورده و گویا دخترش آلمان زندگی می کند.
    خلاصه با یک شماره تلفن در دست، یک قیافه مغموم در ذهن، و صدایی ملتمس در گوش به خانه برگشتم.
    برای تماس با آن شماره دودل بودم.
    بالاخره با تردید شماره را گرفتم و با دختر آن خانم صحبت کردم.
    خوشحالی دختر از شنیدن سلامتی مادر، شوق من را برانگیخت.

     به دختر قول دادم مادرش را به خانه بیاورم و دوباره زنگ بزنم.
    روز بعد به بیمارستان رفتم و اجازه خروج خانم معلم را گرفتم.
    بعد که به دخترش زنگ زدم و اتصال صدای بین مادر و دختر را دیدم و رفع دل تنگی های آن دو را تا حدی شاهد بودم، در پوستم نمی گنجیدم.
    دوستم ادامه داد:
    بعد از چند ماه دخترِ خانم معلم، به خانه من زنگ زده و گفت که می خواهد برای دیدن مادرش به ایران بیاید.
    من استقبال کردم اما مشکل اینجاست که دخترِ خانم معلم بچه کوچک دارد و گناه دارد به مسافرخانه برود.
    اگر به خانه من بباید، دقیقا همان روزی است که باید راهی شوم.
    آب دهانم را قورت دادم و گفتم:
    _عجب حکایتی!
    من هم نمی تونم ببرمشون خونه خودم وگرنه چه کاری بهتر از این.
    دوستم گفت:
    _رسیدن مادر و دختر به هم بعد از چند سال خیلی برام مهمه؛ کربلا را هم خیلی دوست دارم اما امید به خدا و توسل به خود امام حسین(ع) میهمان هایم را پذیرایی می کنم.

    تائید من و التماس دعایم دنباله صحبت های او بود.
    دو روز مانده به اربعین تلفنم زنگ خورد و دوستم دوباره با شوق و ذوق با لحنی که بیش تر شبیه داد زدن بود، گفت:
    _مهمان داری ام را کردم و الان هم راهی کربلا شدم. خدا همه کارامو جفت و جور کرده؛ خواستم حلالیت بطلبم و برم به آرزوی چندساله ام برسم.
    من مبهوت از حکمت و لطف خدا به جامانده های اربعین فکر می کردم.

    موضوعات: اخلاقی وتربیتی, فرهنگی, مناسبتها, روایت تولیدی, روایت تولیدی  لینک ثابت



     [ 07:32:00 ق.ظ ]





      داستانی از شهید ابراهیم هادی   ...

    عصر یک روز خواهر و شوهر خواهر ابراهیم به منزلشان آمده بودند، هنوز دقایقی نگذشته بود که از داخل کوچه سر و صدایی شنیده شد.

    ابراهیم سریع از پنجره طبقه ی دوم نگاه کرد و دید شخصی موتور شوهر خواهرش را برداشته و در حال فرار است.

    سریع به سمت درب خانه آمد و دنبال دزد دوید و هنوز چند قدمی نرفته بود که یکی از بچه محل ها، لگدی به موتور زد و دزد با موتور به زمین خورد.

    تکه آهنی که روی زمین بود دست دزد را برید و از محل بریدگی خون جاری شد.
    ابراهیم به محض رسیدن، نگاهی به چهره پر از ترس و دل هره دزد انداخت و بعد موتور را بلند کرد و گفت:
    _سوار شو!
    همان لحظه دزد را به درمان گاه برد و دستش را پانسمان کرد.

    کارهای ابراهیم خیلی عجیب بود؛ شب هم با هم به مسجد رفتند و بعد از نماز ابراهیم با دزد صحبت کرد.
    فهمید که آدم بیچاره ای است و از زور بیکاری از شهرستان به تهران آمده و دزدی کرده است.
    ابراهیم با چند تا از رفقا و نمازگزاران صحبت کرد و شغل مناسبی برای آن آقا فراهم کرد.

    مقداری هم پول از خودش به آن شخص داد.
    شب هم شام خوردند و استراحت کردند.
    صبح فردا خیلی از بچه ها به این کار ابراهیم اعتراض کردند ولی او جواب داده بود:

    _ مطمئن باشید اون آقا این برخورد را فراموش نمی کنه و شک نکنید برخورد صحیح، همیشه کار سازه.

    برگرفته از کتاب سلام بر ابراهیم جلد ۱

    موضوعات: اخلاقی وتربیتی, فرهنگی, شهدا  لینک ثابت



    [جمعه 1397-08-11] [ 04:11:00 ب.ظ ]





      متن کامل «اعلامیه اسلامی حقوق بشر»(ماده ۱۰ و ۱۱ و۱۲)   ...

    نوشته شده توسط حقوقدان:
    حجت الاسلام دکتر رسول ظاهری

    ماده دهم:

    اسلام دین فطرت است، و بکار گرفتن هر گونه اکراه نسبت به انسان یا بهره برداری از فقر یا جهل انسان جهت تغییر این دین به دینی دیگر یا به الحاد، جایز نمی باشد.

    ماده یازدهم:

    الف ) انسان آزاد متولد می شود و هیچ احدی حق به بردگی کشیدن یا ذلیل کردن یا مقهور کردن یا بهره کشیدن یا به بندگی کشیدن او را ندارد، مگر خدای تعالی.

    ب) استعمار به انواع گوناگونش و به اعتبار این که بدترین نوع بردگی است، شدیدا تحریم می شود و ملت هایی که از آن رنج می کشند حق دارند از آن رهایی یافته و سرنوشت خویش را تعیین کنند. همه دول و ملل نیز موظف اند از این گروه در مبارزه علیه نابودی هر استعمار و اشغال یاری نمایند. همه ملت ها نیز حق حفظ شخصیت مستقل و سلطه خود بر منابع و ثروت های طبیعی را دارند.

    ماده دوازدهم:

    هر انسانی بر طبق شریعت حق انتقال و انتخاب مکان برای اقامت در داخل یا خارج کشورش را دارد و در صورت تحت ظلم قرار گرفتن می تواند به کشور دیگری پناهنده شود و بر آن کشور پناه دهنده واجب است که با او مدارا کند، تا این که پناهگاهی برایش فراهم شود. با این شرط که علت پناهندگی به خاطر ارتکاب جرم طبق نظر شرع نباشد

    موضوعات: مباحث حقوقی  لینک ثابت



     [ 03:08:00 ب.ظ ]






      خانه آخرین مطالب لینک دوستان تماس با ما  

     
     
    اللهم اجعلنا من المتمسكين بولایه اميرالمومنين و ائمه المعصومین علیهم السلام هدف ما در این فضا, تولید محتوای دینی و علمی و آموزشی می باشد. مطالب وبلاگ ما همه تولید اند و حاصل دسترنج گروهی از طلاب مدرسه علمیه کوثر می باشند.