کوثر ولایت
مدرسه علمیه کوثر اصفهان
 
  خانه آخرین مطالب لینک دوستان تماس با ما  

   




جستجو





 << < مهر 1397 > >>
شن یک دو سه چهار پنج جم
  1 2 3 4 5 6
7 8 9 10 11 12 13
14 15 16 17 18 19 20
21 22 23 24 25 26 27
28 29 30        




کاربران آنلاین



  سقیفه را اینگونه   ...

بعد از غدیر در زمان حیات رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم توطئه‌ها آغاز شد.  ابوبکر, عمر، سالم مولای حذیفه، ابوعبید جراح و عثمان نقشه طرح کردند.  اصحاب صحیفه طی قراردادی هم قسم شدند بعد از پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) به ترتیب خلیفه شوند.

 دوشنبه ۲۸صفر از سال یازدهم هجرت آخرین رسول حق عالم خاکی را وداع گفت.  حضرت امیر (علیه‌السلام) و بنی هاشم سرگرم مراسم غسل و تدفین حضرت رسول (صلی الله علیه و آله و سلم) بودند.  بعضی از سران انصار از جمله سعد بن عباده، رئیس خزرج در محلی به نام سقیفه بنی ساعده به شور نشستند.

یکی از انصار به عمر اطلاع داد; عمر و ابوبکر و ابوعبیده جراح خود را به سقیفه رساندند.  مهاجران می‌خواستند خلیفه را از میان خود از قبیله قریش انتخاب کنند.  برخی انصار راضی شدند مهاجر و انصار در حکومت شرکت کنند ابوبکر پیشنهاد داد امیر از مهاجران و وزیر از انصار باشد.  

یکی از بزرگان خزرج تایید کرد و زمامداری قریش مسلم گردید.  عمر و عبیده جراح ابوبکر را انتخاب کردند; با او بیعت کردند.  البته بشیر بن سعد خزرجی به قصد پیش دستی بر دیگران قبل از آن دو بیعت کرد.  رئیس قبیله اوس نیز بیعت کرد، همراه وی قبیله اوس بیعت کردند.  سعد بن عباده که خلافت را حق انصار می دانست هیچگاه با ابوبکر و عمر بیعت نکرد.

 روز بعد، صبح سه‌شنبه ابوبکر برای اعلام رسمی خلافتش به مسجد رفت.  عمر طی خطبه ای، فضایل ابوبکر را برشمرد.  سبقت در اسلام و همراهی پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) از مکه به مدینه.

 مردم جز برخی شهروندان پیامبر، با ابوبکر بیعت کردند. ابوبکر در ضمن خطبه همان روز مسجد گفت :

- من بهترین شما نیستم من در اداره امور به کتاب خدا و سنت رسول عمل خواهم کرد.  بیعت کنندگان خیلی زود پشیمان شدند و اجتماعات اعتراض‌آمیز تشکیل دادند.

 حضرت علی (علیه السلام) بارها در حقانیت خود احتجاج کردند و به یاری حضرت زهرا (سلام الله علیها) با مردم اتمام حجت کردند.  انصار گفتند: اگر قبل از بیعت با ابوبکر بود هیچ کس با تو مخالفت نمی‌کرد ولی چه می شود که بیعت کرده ایم.

موضوعات: عقیق نویسان کوثر  لینک ثابت



[چهارشنبه 1397-06-14] [ 06:53:00 ق.ظ ]





  کارگاه آموزش داستان نویسی (جلسه سوم) قسمت اول   ...

وقتی طرح و نقشه داستان کامل شد و شخصیت هایش  معلوم شدند باید شروع به تعریف داستان بکنیم.

داستان باید تعریف شود یا نوشته شود.

بحث این جلسه: داستان چه جور باید تعریف شود

یا بهتر است بگوییم داستان از زبان چه کسی تعریف شود?

اولا عنوان بحث این جلسه زاویه دید است.

 می خواهیم بگوییم که بهتر است داستان با چه زوایای دیدی روایت شوند و کدام بهتر است؟

 سه زاویه دید مهم داریم:

 اول شخص یا من راوی

مثلا: گفتم: مامان شیر داریم؟ مادر نگاهم کرد و گفت: پدرت نخرید.

این نوع زاویه دید محدودیتش چیست؟ می دانید؟

فقط از دیدگاه و درونیات خودش می تواند حرف بزند.

از ذهن شخصیت های دیگر نمی تواند حرف بزند؛

از گذشته آن ها خبری ندارد مگر اینکه از یک نفر شنیده باشد.

وقتی داستان ها و رمان هایی  می خوانید دقت کنید کدامشان با این زاویه دید بودند؟

اگر توجه کنید خیلی از کتاب هایی که با این زاویه می بینید خاطرات هستند.

مثل کتاب پایی که جا ماند. من زنده ام. دختر شینا.

اساسا بهترین زاویه دید برای خاطرات یا حتی زاویه دید خاطرات، من راوی هستند.

ویژگی مثبت این زاویه دید این ست که راوی اتفاقات داستان را برای مخاطب باور پذیر جلوه می دهد.

از آن جایی که راوی سهیم در ماجرا است آن را خوب روایت می کند.

معمولا نویسندگانی که ماجرای داستان برای خودشان تجربه شده باشد در روایت آن در داستان از زاویه دید من راوی به عنوان یکی از شخصیت های داستان یا حتی قهرمان داستان استفاده می کنند و در بیان احساسات و هیجانات خوب عمل می کنند.

برای مثال رمان وداع با اسلحه همینگوی. او خودش در جنگ اسپانیا حضور داشت و اساسا خودش را روایت می کند.

از این رو خوب روایت می کند

جلال هم چون معمولا خودش را روایت می کند در اول شخص و من راوی خوب ظاهر می شود.

از این رو همان طور که در این نوع زاویه دید شخص ماجرا، احساسات و عقاید خودش را می تواند منتقل کند به همین اندازه در بیان عقاید و احساسات و … دیگر شخصیت های داستان دچار مشکل می شود.

از این رو باید بسیار سنجیده و درست عمل کند.

وقتی شخص نمی تواند وارد ذهنیات شخصیتی غیر از خودش بشود پس پرداختن به او کمی سخت خواهد بود 

همیشه اینجوری نیست؛ زوایای دید دیگر مشکلات خاص خودشان را نیز دارند.

بستگی به نوع داستان دارد هر ماجرا و قصه ای فراخور ویژگی هایش، نوع زاویه دیدش، باید انتخاب شود.

 راوی من راوی نمی تواند از ویژگی های مثبت و منفی خود صراحتا بگوید، بلکه باید در طول داستان آن ها را نشان دهد.

 این موارد نقاط مثبت و منفی زاویه دید اول شخص هستند. پس اگر روایت های خود نوشت دارید مثل خاطره، یاد داشت های روزانه، سفرنامه و …. باید اول شخص روایت شوند.

کتاب هنر داستان نویسی ابراهیم یونسی. عناصر داستان جمال میر صادقی. تاملی در باب داستان از لارنس پرین با ترجمه مرحوم محسن سلیمانی.

فعلا این سه کتاب این مباحث را در بخش زاویه دید به طور مفصل نقل کردند

نکته دیگه این که که در نقل داستان با زاویه دید من راوی باید مواظب بود که نویسنده از توصیف ظاهر و حرکات خودش غافل نماند.

معمولا نویسنده ها چون خودشان را روایت می کنند از این مورد باز می مانند.

این خیلی مهم است.

بحث دیگر مربوط به زاویه دید، دانای کل محدود به یکی از شخصیت های داستان است.

در این نوع زاویه دید نیز دوربین مثل اول شخص که همیشه همراه او بود همراه با یکی از شخصیت های داستان است منتها فردی از بیرون داستان را روایت می کند.

مثلا: من به رضا که موهایش جو گندمی بود نگاه کردم. رضا دستش را توی جیب شلوار مشکلی گذاشت. من گفتم: میریم سینما؟

در اینجا راوی چه تیپی است؟ لباسش چه رنگی است؟

راوی خودش را باید البته حرفه ای توصیف کند می توانیم بگوییم در زاویه دید اول شخص، بیش تر از ضمیر من استفاده می شود و در دانای کل اسم یکی از شخصیت ها.

بحثش زاویه دید مفصل است بقیه را برای هفته بعد ادامه می دهیم.

موضوعات: نویسنده: ریحانه علی عسکری  لینک ثابت



[سه شنبه 1397-06-13] [ 10:05:00 ق.ظ ]





  مناجات   ...

ای نور دیده 

ای مالک تمام احساسم، قلبم، قدرتم

 من از کبریا تو را خواستم و برداشتنت استعانت خواستم 

تمام من تو را فریاد می زند 

ای ناخدای دیدگانم

 ای همه بود و نبودم و ای بانی آرام بخش دقایقم 

تورا می خوانم فقط تو را، ای نگین انگشتر دستانم.

آن قدر در دریای محبتت غوطه ورم کردی هر لحظه از این حرمان می سوزم.

 کرمت را جود و بخششت را زمن مریض درگاهت دریغ مدار.

مدار عشق بر صدای تو می چرخد، باشد من خطا پوش مهرت، تو خطایم را بپذیر 

و من را از درگاه لطفت نران.

 به پاس مهربانیت لیلای آوار در شهر محبت را مورد عنایتت قرارده

 تا ابد به انتظارت می نشینم 

ای همه دار و ندارم 

ای قربانگاه عشق

 ای معنی نو ظهور عرفان 

من به تمنای تو درگیرم و به خاطرت حاضرم حتی جانم را فدا کنم.

موضوعات: نویسنده: لیلا باباربیع  لینک ثابت



[دوشنبه 1397-06-12] [ 10:03:00 ب.ظ ]





  مایه کیسه   ...

با گذشتن از ایام عید غدیر وعیدی گرفتن پول نو و تا نخورده، بسیاری از افراد به این فکر افتند که با این پول چه باید کرد.

برخی اسکناس های تا نخوردشان را در کیف به عنوان مایه کیسه نگه می دارند که مسلما با گذشت زمان و کم شدن ارزش پول،،هرچند به میزان کم، ایده جالبی به نظر نمی رسد.

برخی هم بی خیال عیدی بودن این پول شده و آن را به همراه بقیه پول هایشان خرج می کنند.

این کار بهتر از ایده قبلی است اما،

این تفکر که پول عید غدیر برکت و مایه زندگیشان تا سال بعد است را از بین می برد ودیگر ابهت اسمش را زیر سوال می برد.

دنبال حکمت این اسم پرمسما برای این پول بودم که توجهم به سخنرانی جلب شد.

درباره عیدی دادن روز غدیر بود و می گفت بهتر است همه به هم عیدی بدهند .

در ادامه با تبسمی، بحث عیدی گرفته شده را اضافه کرد که در بین مردم به مایه کیسه معروف است و گفت:

می دانید منظور از مایه کیسه چیست؟

_ نکند فکر کرده اید که باید اسکناس ها را تو کیف پولتون زندانی کنید؟

منظور از مایه کیسه، کیسه دنیایی یا کیف پولتان نیست.

کیسه آخرتتان هست؛ یعنی نگهداری آن برای سرای باقی،

دیگه خودتان می دانید؛ می توانید آن را انفاق کنید صدقه بدهید، یا اگر خیلی کم است مبلغی روی آن بگذارید 

و آن پول را مایه کیسه آخرتیتان کنید.

موضوعات: نویسنده: ریحانه علی عسکری  لینک ثابت



[یکشنبه 1397-06-11] [ 10:15:00 ب.ظ ]





  غصه مدرن   ...

به لب هایش نگاه می کردم و کلمات را تک به تک معنا می کردم، چشمانش را که کمی ریز ولی پُر از نور و جلا بود، از نظر می گذراندم.
چون چند سالی می شد بدون آرایش صورتش را ندیده بودم و هربار که می دیدمش و می خواستم دست و روبوسی کنم می ترسیدم رژهایش به صورتم بمالد یا این که آرایشش را خراب کنم.
وقتی که با هم حرف می زدیم بیش تر حواسم به خط چشم و خط لب و خلاصه آرایشش بود که چرا با جوانی و صورت زیبا این بلاها را سر صورتش می آورد.
صورت بدون کِرِم و آرایشش ملیح تر به نظر می آمد. غصه گوشی دو میلیونی اش را نمی خورد یا کارت ملی یا اصلا یازده تا کارت بانکی اش که دزد برده بود، فقط فقط از وسایل آرایش گران قیمت و برندش می گفت و این که با وضعیت تحریم ها نمی توان مثل آن ها پیدا کرد.

یادم از شش هفت سال پیش می آمد که دغدغه اش فقط ادامه دادن بیمه اش بود و ساختن خانه شان ، اما بعد از پیداکردن کار در شرکت و پشت میز نشینی و رفت و آمد با جامعه مدرن به یک باره تغییر رویه داد. چهره آرایش کرده و ناخن های لاک زده و شبانه روز شدن کارش و…حالا هم پیش من نشسته و غصه کیف دزدیده شده و مهم تر از همه لوازم آرایش از دست رفته اش را می خورد.  نمی دانستم چه چیزی بگویم که متهم به فرقه گرایی و اُمُل بودن نشوم.

موضوعات: نویسنده: فریبا حقیقی  لینک ثابت



[شنبه 1397-06-10] [ 10:16:00 ق.ظ ]






  خانه آخرین مطالب لینک دوستان تماس با ما  

 
 
اللهم اجعلنا من المتمسكين بولایه اميرالمومنين و ائمه المعصومین علیهم السلام هدف ما در این فضا, تولید محتوای دینی و علمی و آموزشی می باشد. مطالب وبلاگ ما همه تولید اند و حاصل دسترنج گروهی از طلاب مدرسه علمیه کوثر می باشند.
 
 
چرا امام حسین (ع) تنها ماند؟