کوثر ولایت
مدرسه علمیه کوثر اصفهان
 
  خانه آخرین مطالب لینک دوستان تماس با ما  

   




جستجو





 << < مهر 1397 > >>
شن یک دو سه چهار پنج جم
  1 2 3 4 5 6
7 8 9 10 11 12 13
14 15 16 17 18 19 20
21 22 23 24 25 26 27
28 29 30        




کاربران آنلاین



  نامه لاله ناله    ...

نامه هایی که نوشته شدند لاله هایی که سربریده شدند ناله هایی که روان شدند.

به وقت کوفه و موعد دعوت شده،ـعهدهایی که بسته شد به مُهر بی وفایی و انسان هایی به حزب باد.

آنان که که هر سو بر مُرادشان تاخته شود، دلشان آن سو بافته می شود.

این سوتر و در پسِ دلواپسی های شبانه روز، باغبانی به تیمار لاله هایش مشغول است. لاله هایی که قرار بر مدار عاشقی گذاشته اند و برگِرد ماهی می تابند که آسمان و زمین در اشتیاقش به رقابت نشسته اند.

لاله هایی به استواری کوه و به لطافت شبنم.

و ناله هایی که به زودی کران تاکران را در می گیرد و تند بادی از پشیمانی جاری می کند. 

ناله هایی از جنس گمراهی نیمه شب های بدون مهتاب و خالی از سوسوی ستارگان.

این روزها همه از لاله هامی گویند و از نامه ها و شرمساری کوفیان و مظلومیت اسیران و بازماندگان کربلا.

عجبا از سنگینی و وقار هزار و چندساله صحنه های عاشقی و دلدادگی، کارستانی می کند رجوع به لاله های سر بریده و اسیران برخاک نشسته اش.

السلام علیک ای باغبان عاشق و ای ناخدای کشتی نجات.

موضوعات: نویسنده: فریبا حقیقی  لینک ثابت



[دوشنبه 1397-06-19] [ 11:24:00 ب.ظ ]





  بوی یوسف   ...

مادری با قد خمیده همان طور که چادر خاکی اش را روی صورت کشیده بود، سلانه سلانه به سمت جای همیشگی اش روانه می شود .

همان طور که دست روی زانوانش می گذاشت تند تند و یا علی گویان روی زمین می نشیند.

با صورت خیس و گلفامش دست رو قبر می کشد، قبر شهید گمنام…

با دستان ضعیف و چروکیده اش روی قبر را می شوید آرام آرام با خود زمزمه می کند؛

“الهی مادر به قربون بی کسیت، چرا تو مادر نداری!؟‌پنجشنبه ها سر روی زانوی کی می گذاری؟

حرف بزن با من عزیزم، مرا جای مادرت بدان 

به چهره مریضمم نگاه نکن؛ توام مثل علی اکبرم بی نام و نشانی".

همان طور که اشک هایش از صورتش روان بود عکس تک پسرش را بیرون آورد و روی سرش گذاشت.

گفت:

” روز آخر نتوانستم بدرقه راهش باشم چون با عجز و ناله به من می گفت به پیش پدر مریضش بروم روی ماهش را بوسیدم “

ولی دلم تاب نیاورد برگشتم که دوباره چهره ی پسرکم را ببینم که در پیچ و خم کوچه گم شده بود.

چه شب ها که به یادش اشک ریختم و پدرش با لبخند های زورکی بغضش را فرو می برد .

 چشمانش به در سفید شد ،نمیدانست پسرش اسیر شده یا شهید؟

آخرش هم طاقت نیاور و سکته کرد، تنها مرد خانه ام هم پر کشید.

سرت را درد آوردم عزیزکم؟ الهی که مادر بمیره چرا سنگ قبرت شکسته ؟!

غصه نخور عزیز جانم خودم برایت یک سنگ قبر می خرم ؛

آخر بوی علی اکبرم را می دهی….

مادر از جایش بلند شد.

نمی دانست این شهید سری روی، تن ندارد.

دستان آن شهید بدرقه مادرش بود.

آخه مادر نفهمیده بود آن قبر علی اکبرش بود…

برگرفته از شعر «مادر مفقودالاثر» از ابوالفضل سپهر

موضوعات: نویسنده: فاطمه سلیمیان  لینک ثابت



[یکشنبه 1397-06-18] [ 09:00:00 ق.ظ ]





  مناجات با تو   ...

سرورم، سلطانم، نور چشمم، مایه آرامشم!

 با نگاهت دنیا را شناختم 

 با صدایت به زنگار قلبم جلا بخشیدی و دین و عقلم را ربودی

 عنان اختیار را راندی و من کبوتر آواره را راهی بارگاه چشمانت کردی

 هردم دور کعبه مقصود می گردم 

به امید زیارت لبخند تو بارها پر گشودم و ملتمس درگاه ایزدی ات شدم

 تندیس جام بلور لبت هردم ز من راه نجات می پوید شاهزاده خیال من!

 ای تک سوار احساس من!

 فقط تو را می خوانم و جز تو ملتمس هیچ درگه دیگری نیستم

 دوستت دارم ای قلب پا گرفته

 درید ایزدی عالم عملم، استادم، معلم اخلاقم، مربی طنین دل گسارم و دریای محبت و نجابتم

 نفس پاک و روحانی من، دل دار بی آلایشم

 من می نخورده مست دو چشمان زیباتر از آهو شدم ای شه خوبانم!

 دلم نمی خواهد چشمانم را باز کنم چون تو در خواب و بیداری کنار منی 

به هر سمت که رو اندازم تو را می بینم فقط تو،

همه عمر و دنیای چشمانم

موضوعات: نویسنده: لیلا باباربیع  لینک ثابت



[شنبه 1397-06-17] [ 10:33:00 ب.ظ ]





  درس یا بازی   ...

بحث در مورد رشته تحصیلی داغ بود.به دوستم گفتم:

_ من می خواهم بلافاصله بعد از این که درسم تمام شد رشته روان شناسی دانشگاه امام خمینی (ره) شرکت کنم, غیرحضوری هم می توانم بروم, امتحانش هم همین جاست, حتی منتظر پایان نامه هم نمی شوم. 

می توانم  هم درسم را بخوانم هم پایان نامه ام را  بنویسم.

 لبخند زد و همین طور که سرش توی گوشی بود و دنبال چیزی می گشت گفت:

_ تا مجردی هر چه کلاس می خواهی برو. وقتی بچه دار شوی باید وقتت را حداقل تا سه سالگی اش به او اختصاص دهی.

گفتم: درس غیر حضوری که این حرف ها را ندارد.

گفت: بلاخره حواست به درس است نمی توانی با بچه ات بازی کنی؛ استرس امتحان هم سر جای خود.

مثل اینکه بلاخره چیزی را که می خواست پیدا کرد صفحه گوشی را به طرف من گرفت و گفت: 

_نگاه کن. فیلم گرفته شده از پسرش بود که به شدت گریه می کرد و حرف های نامفهومی می زد گفت : 

_ وقتی فهمید دارم از او فیلم می گیرم گریه اش کمتر شد؛ آن وقت حرف هایش را هم بهتر می فهمیدم.

می گفت: تو هیچوقت با من بازی نکردی همیشه درس داشتی, همیشه امتحان داشتی  اگر بدانی وقتی این حرف ها را می زد چقدر پشیمان شدم که بیشتر برایش وقت نگذاشتم. 

فکر می کردم چون همیشه پیشش هستم دیگر مشکلی نیست. بخاطر همین درسم را غیر حضوری کردم, اما درگیر درس هایم شدم; فکر می کردم چیزی نیست اما حالا خیلی دلم می سوزد.

موضوعات: اخلاقی وتربیتی, نویسنده: ریحانه علی عسکری  لینک ثابت



[جمعه 1397-06-16] [ 06:09:00 ب.ظ ]





  نور علی نور   ...

ای خدا می شود بر گنه کار روسیاه نگاه کنی؟

یا به سوی او نظر رحمتی عطا کنی؟
ای خدا می شود کمی آهسته تر، ندای لبیکان را

بر دل و روح این عمر سیه، نشان کنی؟
ای خدا گرچه دورم از نور علی نور تو، ولی

جز تو نیست بویی در این حوالی
ای خدا گرچه هستم غرق گناه ، ولی

جز تو کیست منجی و ماوای ازلی؟
ای خدا، مرا به خود وامگذار بیش ازین

که غم دوریت،چه ها کند با نفس ابدی
ای خدا خدا خدا، خدایی کن، همچو هربار

مرا بسپار این بار، به در خانه ی علی
به علی گو که او را نذر تو کردم ای علی

تو نیز او را نذر ولدت کن همان، همای علی
همو را گویم که دستش دست من است؛

و زبانش زبان تو ای علی
همو را گویم که زمان، بدنبال اوست

و او بدنبال مقتدای مرتضایش، علی
آری اوست منجی تو ای، سیه کار و سیه رو

همه ی جانت در دستان پسر زهرای علی
تو خود بخوان حدیث مفصل ازین مجمل

که چه ها برآید از پسر زهرا و علی؟
حسین هرچه دارد در پی امید اوست

در پی امید مولای حالت، صاحبت، مهدی

موضوعات: نویسنده: مهربان  لینک ثابت



[پنجشنبه 1397-06-15] [ 10:16:00 ب.ظ ]






  خانه آخرین مطالب لینک دوستان تماس با ما  

 
 
اللهم اجعلنا من المتمسكين بولایه اميرالمومنين و ائمه المعصومین علیهم السلام هدف ما در این فضا, تولید محتوای دینی و علمی و آموزشی می باشد. مطالب وبلاگ ما همه تولید اند و حاصل دسترنج گروهی از طلاب مدرسه علمیه کوثر می باشند.
 
 
مداحی های محرم