کوثر ولایت
مدرسه علمیه کوثر اصفهان
 
  خانه آخرین مطالب لینک دوستان تماس با ما  

   




جستجو





 << < آبان 1397 > >>
شن یک دو سه چهار پنج جم
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29 30    




کاربران آنلاین

  • مدرسه علميه الزهرا(سلام الله علیها) یزد
  • مدرسه علميه حضرت فاطمه الزهراء سلام الله عليها آمل
  • رحیمی
  • طلبگي ام مرا افتخار است
  • توازئی
  • مدرسه علمیه زینب کبری س اردستان
  • نرجس دولت آباد
  • زارع
  • امور اجرایی کوثر بلاگ
  • رستمي
  • پینــــــــــــــــــــار
  • ماه بانو جان
  • مدرسه حضرت زینب امیدیه
  • سین بانو
  • ترنم
  • خديجه نورعلي
  • سعيده رجبي
  • نرگس بختياري
  • حرمان هور
  • somayye java
  • پاییز
  • طاهره كاظمي
  • سيده كبري ميرزايي
  • پروانه معظمي
  • سیده زهرا روزی
  • یا زهرا ادرکنی
  • زهرا عبدالهي تبار
  • عطر ظهور
  • زهرا عزيزي
  • زهرا محمودي



  •   سلمان محمدی   ...

    نوشته شده توسط نویسنده وبلاگ:

    ریحانه علی عسکری 

    زندگی سلمان فارسی را که می خواندم پیش خودم فکر کردم که چطور فردی که غیرمسلمان متولد شده و چند خیابان آن طرف تر، درست در شهر محل اقامت من، زندگی میکرده توانسته به مقامی برسد که مهاجرین و انصار بر سر انتصاب او به گروه خودشان تلاش کنند و در نهایت هم منا اهل بیت شود; 

    پیامبر به او لقب سلمان محمدی دهد و او را به گروه اهل بیت نسبت دهد؛ آن هم اهل بیتی که آیه تطهیر درباره آن ها نازل شده و اراده خدا بر آن تعلق گرفته که پلیدی و ناپاکی را از آن ها دور کند; 

    شاید توجیه خیلی از افرادی که در زندگیشان برای رسیدن به موفقیت و عاقبت بخیری قدمی برنداشته اند و نهایتا به جایی نرسیده اند، شرایط فرهنگی خانواده و جامعه ای باشد که در آن زندگی می کنند.

     جالب این جاست که سلمان فردی زرتشتی بود آن هم در زمانی که دین زرتشت دین اصلی در جامعه ایران بوده است. 

    او از عقل خدادادی که به همه بندگانش می دهد استفاده کرده و دین مسیح را ترجیح داد.

     استدلال سلمان برای این انتخاب این بود که آن ها خدا را عبادت می کنند؛ در حالی که ما آتشی را مقدس می دانیم که خود آن را روشن نگه می داریم؛ که این نیاز خالق به مخلوقش را می رساند.

    سلمان برای عقایدش زندانی و تهدید به مرگ شد؛ این در حالی بود که نه خانواده و نه جامعه آن زمان، نه تنها مدافع او نبودند بلکه به شدت جلوی عقایدش ایستادند.

    او از زندان به شهر شام فرار کرد؛ پیش اسقف، رئیس کنیسه رفت و نزد او ماندگار شد؛ آن اسقف آدم درستی نبود و صدقه های جمع آوری کرده از مردم را برای خود ذخیره می کرد.

    اما نادرستی اولین فرد مورد اعتقادش، باعث نشد که تقصیر ها را بر سر دین بیندازد و او را از اعتقادش باز دارد؛ چون می دانست مشکل از دین نیست از دین داری افراد است. 

    پس خداوند این اسقف را به دیار باقی فرستاد و دیگری را جایگذین او کرد که سلمان بسیار او را دوست داشت; فردی راغب به امور آخرت و کوشا در عبادت خداوند.

    بعد از مرگ او نزد چند نفر دیگر هم زندگانی گذرانید که هر کدام قبل از مرگشان دیگری را معرفی می کردند.

    آخرین نفری که نزدش روزگار گذرانید

    به او گفت:

    _ كسى را سراغ ندارم كه عينا مثل ما باشد تا به تو معرفى كنم ولى تو در عصرى زندگى می‌‌كنى كه نزديك است پيامبرى مبعوث شود كه آئين او بر اساس آئين حق حضرت ابراهیم استوار است و به سرزمينى كه داراى نخلستان و بين دو حره واقع شده است، هجرت می‌‌كند.

    اگر توانستى خود را به او برسانى غفلت نكن، او داراى علائم و نشانه هائى است كه پنهان نمی‌‌ماند: او صدقه نمی‌‌خورد ولى هديه را قبول می‌‌كند، ميان دو كتف او نشانه نبوت نقش بسته است، اگر او را ببينى حتما می‌‌شناسى.

    سلمان با شنیدن نشانی های این سرزمین، خود را به آن جا رساند و در این راه مال و آزادیش را فدا کرد و برده فردی یهودی شد.

    روزی در حال کار بود که از فردی ادعای پیامبری حضرت محمد (صلی الله علیه وآله وسلم) را شنید.

     سر از پا نشناخته به سمت مقصد شتافت.

    وقتی به آنجا رسید هم بی گدار به آب نزد و با زیرکی خواست نشانه هایی که درباره پیامبر آخر، شنیده و در انجیل خوانده بود را در فرد مدعی پیدا کند تا از صحت ادعایش اطمینان یابد.

    پس وقتی خواست به خدمت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) برسد؛ ظرفی خرما به همراه برد و گفت: من مقدارى غذا همراه دارم نذر كرده ام آن را صدقه بدهم، بعد خوراكى را كه همراه داشتم زمين گذاشت.

    پيامبر به اصحاب خود گفت:

     بخوريد به نام خدا، ولى خودش خوددارى كرد و اصلا دست به سوى آن دراز نكرد.

      سلمان با خود گفت: اولین نشانه: او صدقه نمی‌‌خورد!

    فردا دوباره نزد پيامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) رفت و مقدارى غذا برد به او گفت: این هدیه است. پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) به اصحاب خود گفت: بخوريد به نام خدا و خودش نيز با آن ها ميل فرمود، با خود گفت دومین نشانه: ‌‌او هديه می‌‌خورد!

    پس از چندى او را در بقيع يافت كه دنبال جنازه اى آمده بود، دو عبا همراه داشت يكى را پوشيده و ديگرى را به شانه انداخته بود، پشت سرش قرار گرفت تا قسمت بالاى پشتش را ببيند پیامبر مقصودش را فهمید.

     عبا را از پشت خود بلند كرد، سلمان علامت و مهر نبوت را، همان طور که آن شخص برایش توصيف كرده بود، ميان دو كتفش دید.

    وبدین ترتیب سومین نشانه پیامبر خاتم براو آشکارشد.

    پس خود را به قدم هاي پیامبر (صلی الله علیه وآله و سلم) انداخت؛ بر پاهايش بوسه زد و گريه كرد، سپس اسلام اختيار كرد و پیامبر او را از بردگی آزاد کرد.

    موضوعات: اخلاقی وتربیتی, فرهنگی, روایت تولیدی, روایت تولیدی  لینک ثابت



    [پنجشنبه 1397-08-03] [ 01:46:00 ق.ظ ]





      تکلیف زندانی که دیوانه یا دچار جنون شود چیست؟   ...

    نوشته شده توسط حقوقدان:

    جناب حجت الاسلام دکتر رسول مظاهری

    ماده 37 قانون مجازات اسلامی می‌گوید: «هر گاه محکوم به حبس که در حال تحمل کیفر است قبل از اتمام مدت حبس مبتلا به جنون شود،

     با استعلام از پزشک قانونی در صورت تایید جنون، محکوم‌علیه به بیمارستان روانی منتقل می‌شود و مدت اقامت او در بیمارستان جزو مدت محکومیت او محسوب خواهد شد. 

    در صورت عدم دسترسی به بیمارستان روانی به تشخیص دادستان در محل مناسبی نگهداری می‌شود.

    نظریه 400/ 7- 29/ 2/ 1381 اداره کل امور حقوقی قوه قضاییه: جنون مذکور در ماده 37 قانون مجازات اسلامی که موجب می‌شود محکوم در بیمارستان روانی یا محل مناسب دیگری نگهداری شود و از سایر زندانیان جدا شود و در عین حال آزاد نشود، همان است که در آن قانون ذکر شده و عبارتست از زوال عقل و قوه تمییز که رافع مسئولیت و تکلیف است.

     ولی چنانچه شخصی دچار بدبینی شده و به اصطلاح به جنون بدبینی یا اسکیزوفرنیا مبتلا شده باشد، این بیماری از این جهت که مربوط به اعصاب و روان است ممکن است از نظر پزشکی شاخه‏‌ای از جنون باشد؛

     ولی جنون رافع تکلیف و مسقط مجازات و مسئولیت نیست و با چنین کسی باید طبق مقررات مربوط به مریض رفتار کرد و باید از پزشک قانونی استعلام شود که آیا بیماری این شخص همان جنون رافع مسئولیت است یا خیر و در صورت اول طبق ماده 37 قانون مجازات اسلامی و در صورت دوم مطابق مقررات مربوط به محکومان مریض عمل می‌شود.

    موضوعات: مباحث حقوقی  لینک ثابت



    [چهارشنبه 1397-08-02] [ 10:51:00 ب.ظ ]





      کارگاه آموزش داستان نویسی (جلسه چهارم)   ...

    نوشته شده توسط نویسنده وبلاگ:

    ریحانه علی عسکری

    تا به حال عنصر تلخیص در روایت یا داستان به گوشتان خورده است؟
    از دیروز تا ظهر امروز، باران می بارید. ظهر امروز بود که داشتم می رفتم نان بخرم دیدم از ارتفاعات شهرک سیل سرازیر شد و ….

    لطفا چند بار بخوانیدش.

    از دیروز تا ظهر امروز باران می بارید. ظهر امروز بود که داشتم می رفتم نان بخرم دیدم از ارتفاعات شهرک سیل سرازیر شد و …
    از دیروز تا امروز زمان زیادیست درسته؟
    از دیروز تا امروز ظهر کارها و اتفاقات زیادی رخ داده
    ولی راوی به هیچ کدام از آنها توجه نکرد؛
    فقط گفته باران باریده
    چرا؟
    چون بقیه برای داستان راوی فایده ای ندارد. موضوع داستان سیل است که عاملش باران بوده
    نویسنده با یک با هوشی کار را خلاصه کرده و تلخیص صورت گرفته
    داستان داش آکل یادتان هست؟
    شروعش این طور است:

     همه اهل شیراز می دانستند که داش آکل و کاکا رسم سایه هم را با تیر می زنند.
    مردم شیراز خیلی چیزهای دیگه هم می دانستند.
    ولی آن ها مهم نیستند؛ چون موضوع داستان درگیری و تقابل داش آکل و کاکا رستم بود و این را فقط نویسنده اش آورد. این مهم بود و بقیه هیچ.

    در تلخیص ما آن چه برای داستان مهم است را می آوریم؛  ولی به جا.
    این مورد فقط با خواندن زیاد داستان ها و رمان ها به دست می آید.
    توضیح بیش از اندازه در باره این بحث فایده ای نداره شما با خواندن رمان و داستان می توانید به آن برسید و البته با زیاد و خیلی زیاد نوشتن ببینید.

     شما حتما در زندگی روزمره روایت تلخیص شده دارید
    مثلا: از دیروز تا الان دائم سرم درد می کرد.
    از دیروز تا الان شما کارهای دیگری هم انجام دادید مثلا:

     ناهار خوردید. آشپزی کردید. دچار خواب شدید ولی این ها مهم نیست، سردرد فعلا مهم است. بقیه را هم روایت می کنید؟ نه؟
    پس یک متن روائی یا داستانی از سه جزء تشکیل می شود
    1-توصیف

    2-صحنه

    3-تلخیص
    معمولا تلخیص اول داستان وارد می شود؟
     
    توجه کنید: از دیروز تا به حال منتظر بود. توی هوای ابری روی بالکن نشسته بود. ناگهان ساختمان لرزید و او از بالکن پایین پرید.
    عناصر سه گانه را بیان کنید
    این بحث این سه عنصر خیلی مهم بودند. قدری نیاز به دقت دارد بعد از یاد گرفتن طرح و شخصیت این سه مورد خیلی اساسی هستند به نوعی تدوین داستان هستند.
    شاید یک نفر طرح خوبی داشته باشد و شخصیتش هم خوب باشد منتها در نوشتن این سه مورد را خوب به کار نگیرد آن وقت طرحش و شخصیتش قربانی می شود.
    درست مثل یک فیلم که اگر خوب تدوین نشود؛ هرچقدر فیلم نامه خوب داشته باشد بد از آب در می آید
    باید با زیاد خواندن و خواندن کارهای خوب این تکنیک را خوب یاد بگیرید
    بیشتر خواندن کار خوب توصیه می شود.

    موضوعات: آموزش نویسندگی  لینک ثابت



     [ 04:12:00 ب.ظ ]





      خاطرات_شهید از زبان همسر شهید:   ...

     بِسـم ِ ربـــــِّـ الشــُّـهـداءِ والصِّـدیقیــن 
    آقا سجاد علاقه زیادی به استاد احدی داشت آخر هفته ها توفیق داشت پای درس استاد حاضر شود و خیلی مواقع همراه استاد می شد تا تهران و مسولیت بردن استاد تا جلسه تهران رو به درخواست خودش قبول کرده بود.

     هر چند وقتی یک بار استاد مبلغی به ایشان می داد که بابت ایاب و ذهاب این مسیر باشد و ایشان این مبالغ رو در گوشه ای نگه داشته تا ایام فاطمیه می رسید و همه مبالغ جمع شده را به دفتر استاد می برد و از استاد می خواست این مبالغ را برای مراسم بی بی که هر ساله در دفتر برپا میشد هزینه مجالس بی بی کند .
    #

    موضوعات: شهدا  لینک ثابت



    [سه شنبه 1397-08-01] [ 10:27:00 ب.ظ ]





      شرایط جدید فرزندخواندگی   ...

    نوشته شده توسط حقوقدان:

    جناب حجت الاسلام دکتر رسول مظاهری

    سازمان بهزیستی:

    🔸تمام کودکان و نوجوانان نابالغ و افراد بالغ زیر ١٦‌سال که به تشخیص دادگاه، عدم‌ رشد و نیاز آن ها به سرپرستی احراز شود می‌توان به فرزندخواندگی سپرد.

    🔸اولویت در پذیرش سرپرستی به‌ ترتیب با زن و شوهر بدون فرزند،

     سپس زنان و دختران بدون‌ شوهر فاقد فرزند 

    و در نهایت زن و شوهر دارای فرزند است.

    🔸در قانون جدید فرزندخواندگی، شرط فرزنددار نشدن متقاضیان وجود ندارد و به‌تبع تولد نوزاد جدید در خانواده، حکم فرزندخواندگی فسخ نخواهد شد.

    موضوعات: مباحث حقوقی  لینک ثابت



     [ 01:51:00 ب.ظ ]






      خانه آخرین مطالب لینک دوستان تماس با ما  

     
     
    اللهم اجعلنا من المتمسكين بولایه اميرالمومنين و ائمه المعصومین علیهم السلام هدف ما در این فضا, تولید محتوای دینی و علمی و آموزشی می باشد. مطالب وبلاگ ما همه تولید اند و حاصل دسترنج گروهی از طلاب مدرسه علمیه کوثر می باشند.