کوثر ولایت
مدرسه علمیه کوثر اصفهان
 
  خانه آخرین مطالب لینک دوستان تماس با ما  

   




جستجو





 << < مهر 1397 > >>
شن یک دو سه چهار پنج جم
  1 2 3 4 5 6
7 8 9 10 11 12 13
14 15 16 17 18 19 20
21 22 23 24 25 26 27
28 29 30        




کاربران آنلاین



  شوق وصال   ...

با درونم چه کنم؛ حس پرواز عجب شوق نگاری دارد

دل دیوانه عجب حال و هوایی دارد

من دل خسته گریزان درین قفس

عاقبت ره به کدام منزل نو دارد

نور چشمان تو و فکر دلم در بر تو 

ساقیا می بده بر من که چه حالی دارد

من از هجر لبش سوزم و هر دم بروم 

مثل تشنه که بر لب عطشی باز دارد

 پاکی دریا تویی بر دم گیسوی کمند

دل دیوانه عجب راه به جایی دارد

گرد خاک قدمش سرمه چشمم دارم

بر در معرفتش جای به جانان دارد

آن قدر لطف نمایم ز در حکمت او

جای نیش نوش کشانم زلبش دارد

موضوعات: نویسنده: لیلا باباربیع  لینک ثابت



[شنبه 1397-06-31] [ 07:51:00 ب.ظ ]





  رفیق    ...

رفیق فقط پول توی جیب است. حرفی که مادربزرگ خدا بیامرزم همیشه می گفت.

اما من به این حرف اعتقادی ندارم. رفیق فقط چند دستمال کاغذی و تسبیح و یک مفاتیح.

رفاقت های من و این چند قلم کالای ساده خیلی بیش تر از رفاقت های پول و جیب برایم معنا پیداکرده.

شده وقت هایی که پولی در جیبم نبوده اما تسبیح مرا رها نکرده و وقتی چشم هایم به ناگواری های روزگار تَر می شود، فقط دستمال کاغذی های سفید یاورم می شوند و تنهایم نمی گذارند، یا حتی وقت هایی که آشفته از احوال دلم می شدم؛ قایقی به نام مفاتیح الجنان به یاری ام می شتافته و آرامم می کرده. 

رفقا هرکدام روز و روزگار و دلیلی برای رفاقت دارند و انقضای دلیل و روزگارشان که فرا می رسد، سهم دل ما دوباره تنهایی و بی کسی می شود اما! 

رفقای من هیچ گاه مرا تنها نگذاشته اند و هیچ گاه از من گِله ای نکردند که چرا زود رفتم و چرا دیر آمدم؟هرگاه به دامانشان پناه بُردم مرا در آغوش گرمشان گرفتند و پناهم دادند.

موضوعات: نویسنده: فریبا حقیقی  لینک ثابت



[جمعه 1397-06-30] [ 08:14:00 ب.ظ ]





  بغض آسمان   ...

امروز ناگهان آسمان درهم شد؛ باد شدیدی وزید و باران باریدن گرفت. 

پیش خودم فکر کردم شاید بی حکمت نیست این غرش و بهم ریختگیه آسمان.

سراغ اینترنت رفتم و جستجو کردم:

نه فقط آسمان، همه کسانی را که در عزای این امام بزرگ گریه می کنند و عزاداری به پا می دارند.

سایت تبیان پیش رویم باز شد؛ در مورد گریه جنیان و در راس آن جعفر جنی و داستان هایی که علما نقل کرده بودند.

در مورد عزاداری حیوانات و وحوش

و بلاخره در مورد عزاداریه آسمان, این طور آمده بود:

«و جلت و عظمت مصیبتك فى السموات على جمیع اهل السموات»؛ و بزرگ و عظیم شد بلاها و صدمات شما در آسمان ها و بر همه اهل آسمان ها.

در ادامه  شرح زیارت عاشورا، شرح داده بود که چگونه اهل آسمان ها بر مصیبت امام حسین (علیه‎السلام) گریستند؟

در فرازی دیگر از زیارت فرموده : و جلت المصیبة بك علینا و على جمیع اهل الاسلام .

یعنى مصیبت ها شما نه فقط براى ما دشوار است بلكه براى همه مسلمین سخت است اگر چه شیعه نباشد. 

در جمله فوق می‎فرماید: نه فقط مصیبت شما بر اهل اسلام و ایمان سخت است بلكه براى آسمان ها و اهل آن سخت است كه آنها را گریان و ناراحت نموده است.

در فرازی دیگر از زیارت عاشورا می‎فرماید: “و اعظم رزیتها فى الاسلام على جمیع اهل السموات و الارض.”

پس در این عبارت اهل زمین اضافه شده از این چند عبارت نتیجه می‎گیریم كه مصیبت شما بر اهل زمین و آسمان سخت و مشكل بوده كه آن ها را به حالت تاثر و سوگوارى در آورده است.

در مورد حیوانات هم، روایت‌ است‌ که‌ وحوش‌ می‌آمدند و دور آن‌ بدن‌ حلقه‌ می زدند، روی‌ پا ایستاده‌ و دستها را بلند می کردند و قطره‌ قطره‌ اشک‌ می ریختند.

 و مرغان‌ آسمان‌ گرداگرد آن‌ ابدان‌ طیبه‌ به‌ پرواز در می‌آمدند، و بال های‌ خود را روی‌ بدن‌ مطهر سید الشهداء (ع) پهن‌ می کردند که‌ آفتاب‌ بر آن‌ نتابد.

در روایتی دیگر آمده است که برخی از جنیان که در واقعه بئر ذات العلم توسط امیرالمومنین مسلمان شده بودند برای یاری امام حسین(علیه‎السلام) به کربلا رفتند، اما امام اجازه‎ی جنگیدن به ایشان ندادند و ایشان پس از شهادت حضرت، مجلس عزا و ماتم برپا نمودند.

نمی دانم آسمان چگونه گریه می کند; اما شاید غرش امروز آسمان، نشانی از عزاداری آسمان باشد.

موضوعات: نویسنده: ریحانه علی عسکری  لینک ثابت



[پنجشنبه 1397-06-29] [ 09:08:00 ب.ظ ]





  غم آسمانی   ...

این حسین کیست که عالم همه دیوانه ی اوست….

این چه شمعی است که جان ها

همه پروانه ی اوست…

کل شهر سیاه پوش شده

کوچه به کوچه

جاده به جاده

منزل به منزل

وتمام اهل عالم عزادار اویند

کوچک و بزرگ

پیر و جوان

مذهبی و غیرمذهبی

به راستی این حسین کیست؟

همه ی عالم سیاه پوش شده است…

و در سوگ شهادتش می گریند

چه بگویم حسین جانم

که به حقیقت

 جنس غمت فرق دارد…

چرا جنس غمت آسمانی است؟

و بی انتها

آخر باگریستن هم این غم پایان ندارد

چه کنم شفاعتت نصیبم شود؟

سید العطشان…

سیدناالمظلوم…

در همه چیز هم که بالاتر بودی

از غم گرفته که غم های عالم را داشتی

تا مظلومیت که سید مظلومان بودی

تا بزرگ مردی ات که چطور ناجوانمردانه سر از تن ات جدا کردند…

مگر می شود بالاترین دردها را کشید و خوب بود؟

مگر می شود سر از تنت جدا کنند و باز خوب باشی…

مگر می شود اهل بیتت را به اسیری ببرند و…

بله می شود

فقط حسین…

می تواند…

فدای قداست اسمت شوم….

الحق که سالار زینب بودی…..

 

موضوعات: مناسبتها  لینک ثابت



 [ 11:50:00 ق.ظ ]





  جانبازی که جانی شد   ...

 نام اصلی او شرحبیل بن عمرو بن معاویه و کنیه اش ابوالسابغه بود.

 وی از طائفه بنی کلاب، از اشراف کوفه و از روسای قبیله هوازن و مردی شجاع بود که در جنگ صفین هم در کنار یاران امام علی (علیه السلام) حضور داشت و در آن جنگ مجروح شد سپس ساکن کوفه شد و به روایت حدیث پرداخت.

شمر بن ذی الجوشن از کسانی بود که به درخواست زیاد بن ابیه برضد حجربن عدی گواهی داد و معاویه به این بهانه حجر را به شهادت رساند.

 با آمدن ابن زیاد در کوفه از مقربان او شد و به همراهی جمعی از اشراف به دستور ابن زیاد نقش دور کردن مردم کوفه از مسلم ابن عقیل را ایفا کرد وی پرچمی را برای امان دادن به دست گرفت و مردم را به جدایی از مسلم فراخواند.

 در واقعه کربلا هنگامی که ابن سعد نامه ای برای ابن زیاد ارسال داشت و در آن از اصلاح امور و پذیرش امام حسین (علیه السلام) به بازگشت به مدینه و یا هر یک از مرزهای مسلمین خبر داد، شمر واکنش نشان داد و ابن زیاد را به عدم پذیرش این شرایط و کشتن امام حسین (علیه السلام) ترغیب کرد و گفت:

 _ الان او در چنگ تو قرار گرفته و در قلمرو تو و در کنارت مستقر شده،  اگر دستش را در دستت قرار ندهد و از دیارت  بیرون برود به زودی نیرومند و عزیز خواهد شد و در مقابل، تو به ناتوانی خواهی گرایید. ابن زیاد سخن شمر  را پذیرفت و نامه ای به نوشته عمرسعد نوشت و او  را از گره گشایی برحذر داشته و به کشتن امام دستور داد.

 همچنین ابن زیاد به او تاکید کرد که: اگر این کار را انجام ندهی و با حسین بن علی (علیه السلام) جنگ روا نداری با رسیدن نامه امیر به لشکر و امیر الامرایی را به شمر بده.

 ابن زیاد نامه را به شمر داد تا به اجرای مفاد آن نظارت کند. شمر با ۴۰۰۰ نفر برای جنگ با امام به کربلا آمد و به عمر سعد ملحق شد.

 عمر سعد با دیدن نامه به شمر تاکید کرد که خود متولی فرمان ابن زیاد خواهم بود تو فرمانده پیادگان باش و من  امیر لشکرم.

 شمر در اقدامی دیگر رو به روی اصحاب حسین (علیه السلام) ایستاد  و فرزندان ام البنین را به عنوان پسران خواهر خود خطاب کرد و آنان را از امان نامه ای که برایشان آورده بود خبر داد که فرزندان ام البنین او را لعن کردند.

روز عاشورا عمرسعد جناح چپ سپاه را به او سپرد او که از فرماندهان خشن و جنایتکار بود بارها به امام و یاران آن حضرت جسارت کرد و چندین بار به سمت ایشان حمله کرد او یک بار پیش از نماز ظهر دست به حمله برد و با نیزه اش به خیمه امام حسین(علیه السلام) ضربه ای  زد و درخواست آتش کرد  تا خیمه را آتش زند؛ زنان حرم فریاد کشیدند و ازخیمه  خارج شدند.

 امام با دیدن این صحنه فریاد زد:

_ ای پسر ذل جوشن!  تو آتش می خواهی تا خانه ام را بر خاندانم به آتش بکشانی؟

 خدا تو را به آتش بسوزاند. در آن حال زهیر با جمعی از اصحاب، شمر را از آنجا عقب راند.

شمر در اقدامی  دیگر، نافع بن هلال را که به شدت مجروح شده و به اسارت نزد ابن سعد آورده بودند را به شهادت رساند.

موضوعات: عقیق نویسان کوثر  لینک ثابت



[چهارشنبه 1397-06-28] [ 03:14:00 ق.ظ ]






  خانه آخرین مطالب لینک دوستان تماس با ما  

 
 
اللهم اجعلنا من المتمسكين بولایه اميرالمومنين و ائمه المعصومین علیهم السلام هدف ما در این فضا, تولید محتوای دینی و علمی و آموزشی می باشد. مطالب وبلاگ ما همه تولید اند و حاصل دسترنج گروهی از طلاب مدرسه علمیه کوثر می باشند.
 
 
مداحی های محرم