کوثر ولایت
مدرسه علمیه کوثر اصفهان
 
  خانه آخرین مطالب لینک دوستان تماس با ما  

   




جستجو





 << < آبان 1397 > >>
شن یک دو سه چهار پنج جم
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29 30    




کاربران آنلاین

  • مدرسه علميه الزهرا(سلام الله علیها) یزد
  • رضوانی
  • مظلومی
  • طلبگي ام مرا افتخار است
  • حوزه علمیه الزهرا(س) گلدشت
  • نرجس دولت آباد
  • الزهرا اراک
  • زارع
  • حضرت زهرا سلام الله علیها-نرجسیه سابق
  • ماه بانو جان
  • مدرسه حضرت زینب امیدیه
  • خديجه نورعلي
  • سعيده رجبي
  • نرگس بختياري
  • حرمان هور
  • somayye java
  • پاییز
  • طاهره كاظمي
  • vaporl
  • درنا
  • پروانه معظمي
  • یا زهرا ادرکنی
  • زهرا محمودی



  •   چگونه خسارت افت قیمت خودرو بدلیل تصادف را مطالبه کنیم؟   ...

    نوشته شده توسط حقوق دان
    حجت الاسلام دکتر رسول مظاهری

    ✍ بیمه، فقط خسارات مربوط به تعمیر و صافکاری خودرو را پرداخت می کند؛ در حالی که در عرف جامعه ما، خودروی تصادفی با غیر تصادفی، تفاوت قیمت دارد.

    👈 طبق ماده ۱ و ۲ قانون مسئولیت مدنی هر کس به دیگری چه عمد یا غیر عمد خواه مباشرتاً یا به تسبیب خسارتی وارد کند مسئول جبران خسارت می‌باشد.

    در این راستا هم شخص متضرر می‌بایستی برای تامین دلیل برآورد خسارت ناشی از افت قیمت به شورای حل اختلاف مراجعه کند. پس از ثبت دادخواست، کارشناس مربوط به تصادفات تعیین می‌شود که ایشان با ملاحظه خودرو و یا در مواردی عکس‌های آن، خسارت افت قیمت را محاسبه و برآورد می‌کند.

    👈 بعد از برآورد خسارت با توجه به مبلغ خسارت تعیین شده توسط کارشناس، دادخواست مطالبه خسارت به طرفیت مالک خودروی مقصر تقدیم دادگاه یا شورای حل اختلاف می‌شود با این توضیح که اگر خسارت بیش از ۲۰ میلیون تومان باشد رسیدگی به دادخواست مطالبه خسارت در صلاحیت دادگاه و اگر کمتر از آن باشد در صلاحیت شورای حل اختلاف می‌باشد.

    موضوعات: مباحث حقوقی  لینک ثابت



    [یکشنبه 1397-08-27] [ 11:40:00 ب.ظ ]





      از خدیجه بیاموز   ...

    نوشته شده توسط نویسنده وبلاگ

    ریحانه علی عسکری

    خدیجه تو که بودی؟

    کسی که ملاکش برای انتخاب شریک زندگی، امانت داری و صداقت بود؛
    نه ثروت.

    کسی که بعد از ازدواج، همه ثروتش را در اختیار شوهرش گذاشت؛
    بدون منت.

    کسی که وقتی به پیامبر ایمان آورد که مردم او را نفی می‌کردند.

    کسی که همه ثروتش را در راه ترویج دینی که به آن اعتقاد‌ داشت خرج کرد.

    کسی که از نظر کمالات و کمک به فقرا، حتی قبل از اسلامش، شهره خاص و عام بود

    کسی که وقتی همسرش به خانه می آمد برایش بهترین همسر بود.

    و وقتی که پیامبرش از نامردمیِ مردمِ روزگارش، در حالی که روحی و جسمی مجروح و زخمی بود مرهمی برای او بود.

    کسی که با وجود ثروت فراوان و داشتن شغل تجارت، ساده زندگی کرد و دل بسته به آن نشد.

    کسی که در سال های سخت شعب ابی طالب، همه ثروتش را خرج پیش برد اهداف اسلام کرد.

    کسی که پا به پای پیامبرش برای اسلام سختی کشید و تلاش کرد.

    کسی که خدا به پاس خدماتش، فاطمه سلام الله علیها را به او داد.
    و علی علیه السلام را در دامان او تربیت کرد
    چه سعادتی بزرگ تر از این.

    در طول گذشت سالیان طولانی از درگذشت آن حضرت، دشمنان نگذاشتند شخصیت والای ایشان رونمایی شود،
    و زن جوان امروزی از یکی از الگوهای والای تاریخ بی خبر مانده

    زن امروز بخاطر داشتن اندکی ثروت و مکنت، سر از پا نمی شناسد

    با داشتن مشاغلی که حتی در خور شان او نیستند به عالم و آدم فخر می فروشد.

    ثروت و موقعیت اجتماعی اش را چماقی بر سر همسرش می کند.

    برای انتخاب شریک زندگیش نیز، به ظواهر و زینت دنیا اکتفا می کند.
    و چون رفاه طلبی و مصرف گرایی را پیشه خود ساخته، با اندکی سختی در زندگی جا می زند.

    وقتی  در معرفی این بانوی بزرگوار کوتاهی می کنیم؛

    نتایجش را در زندگی زن امروز مشاهده می کنیم.

    موضوعات: اخلاقی وتربیتی, فرهنگی, مناسبتها, خانواده, روایت تولیدی, روایت تولیدی, #به قلم خودم  لینک ثابت



     [ 08:40:00 ب.ظ ]





      کلاس روش سخنرانی با ندای خروپف   ...

    نوشته شده توسط نویسنده وبلاگ

    ریحانه علی عسکری

    آدمی نیستم که خروپف کنم اما وقت هایی که سرما می خورم بخاطر گریپ شدنم، صدای خروپفم بلند می شود.

    تا به حال مشکلی بخاطر خروپفم پیش نیامده بود تا آن روز که:

    به شدت سرما خورده و مریض بودم؛ با این حال نمی توانستم از کلاس روش سخنرانی که استاد خیلی خوبی نیز آن را تدریس می کرد بگذرم.

    پس صبح زود بلند شدم؛ داروهایم را برداشتم قرص سرماخوردگی و در نهایت شربت سینه خوردم.

    سر کلاس هم کنار استاد، رو به بقیه کنار شوفاژ نشستم.

    یکی از بچه ها، برای ارائه سخنرانیش آمد و کلاس غرق سکوت شد.

    کم کم سکوت و آرامش کلاس و خواب آور بودن شربت سینه اثر خود را گذاشت ؛  سرم را روی میز گذاشتم و دیگر نفهمیدم چه اتفاقی افتاد.

    با صدای دوستم به خودم آمدم:

    _ریحانه

    ریحانه پاشو

    چقدر می خوابی 

    سرم را از روی میزِ صندلی بلند کردم؛  کلاس تمام شده بود و بچه ها دور استاد حلقه زده سوال هایشان را می پرسیدند.

    پرسیدم:

    _کلاس تموم شد؟

    خندید و گفت:

    _ساعتِ خواب

    وای ریحانه جات خالی، یه خروپفی می کردی که نگو و نپرس

    صدات که بلند شد یکی می گفت :

    ویبره موبایله

    یکی می گفت:

    صدای کتری از آشپزخونه می آد.

    (کلاسمون به آشپزخانه پنجره مشترک داشت)

    آخرش فهمیدیم صدای خروپف توعه :)

    استاد نذاشت بیدارت کنیم.

    گفت حتما خسته ای 

    می دانستم استاد خیلی به این موارد حساس است پس با خجالت کنارش رفتم و گفتم:

    - ببخشید استادمریض بودم شربت خورده بودم نفهمیدم چی شد.

    خندید و گفت:

    متوجه شدم گفتم: صندلی نرم و شوفاژ گرم، خوابت برده

    از این همه بزرگواری غرق شرم شدم و بار دیگر معذرت خواهی کردم.

    پ.ن

    بچه ها یا وقتی مریضین نرین سر کلاس

    یا اگه رفتین شربت سینه نخورین،

    روی قرص و داروها و عوارضشونم بخونین 

    اینا را برای قشنگی ننوشتن برای آگاهی ما نوشتن

    والا

    موضوعات: عقیق نویسان کوثر  لینک ثابت



    [شنبه 1397-08-26] [ 12:03:00 ب.ظ ]





      الاغی که اسیر شد   ...

    عباس رحیمی رزمنده:

    در یک منطقه کوهستانی مستقر بودیم و برای جابجایی مهمات و غذا به هر یگان الاغی اختصاص داده بودند.

    از قضا الاغ یگان ما خیلی زحمت می کشید و اصلا اهل تنبلی نبود.

    یک روز که دشمن منطقه را زیر آتش توپ خانه قرار داده بود، الاغ بیچاره از ترس یا موج انفجار چنان هراسان شد که به یک باره به سمت دشمن رفت و اسیر شد.

    چند روزی گذشت و هر زمان که با دوربین نگاه می کردیم متوجه الاغ اسیر می شدیم که برای دشمن مهمات و سلاح جابجا می کرد و کلی افسوس می خوردیم.

    اما این قضیه زیاد طول نکشید و یک روز صبح در میان حیرت بچه ها، الاغ با وفا، در حالی صکه کلی آذوقه دشمن بارش بود نعره زنان وارد یگان شد.

    الاغ زرنگ با کلی سوغاتی از دست دشمن فرار کرده بود.

    بازم دم الاغه گرم تا فهمید اشتباه رفته برگشت اما بعضی از آدم ها چندین ساله که اشتباهی رفتن داخل جبهه دشمن و هنوز هم نفهمیدن که به کی سواری می دهند!

    موضوعات: عقیق نویسان کوثر  لینک ثابت



     [ 11:15:00 ق.ظ ]





      عکس نوشته تبریک عید   ...

    موضوعات: عکس نوشته  لینک ثابت



     [ 10:07:00 ق.ظ ]






      خانه آخرین مطالب لینک دوستان تماس با ما  

     
     
    اللهم اجعلنا من المتمسكين بولایه اميرالمومنين و ائمه المعصومین علیهم السلام هدف ما در این فضا, تولید محتوای دینی و علمی و آموزشی می باشد. مطالب وبلاگ ما همه تولید اند و حاصل دسترنج گروهی از طلاب مدرسه علمیه کوثر می باشند.