کوثر ولایت
مدرسه علمیه کوثر اصفهان
 
  خانه آخرین مطالب لینک دوستان تماس با ما  

   




جستجو





 << < مهر 1397 > >>
شن یک دو سه چهار پنج جم
  1 2 3 4 5 6
7 8 9 10 11 12 13
14 15 16 17 18 19 20
21 22 23 24 25 26 27
28 29 30        




کاربران آنلاین



  غم آسمانی   ...

این حسین کیست که عالم همه دیوانه ی اوست….

این چه شمعی است که جان ها

همه پروانه ی اوست…

کل شهر سیاه پوش شده

کوچه به کوچه

جاده به جاده

منزل به منزل

وتمام اهل عالم عزادار اویند

کوچک و بزرگ

پیر و جوان

مذهبی و غیرمذهبی

به راستی این حسین کیست؟

همه ی عالم سیاه پوش شده است…

و در سوگ شهادتش می گریند

چه بگویم حسین جانم

که به حقیقت

 جنس غمت فرق دارد…

چرا جنس غمت آسمانی است؟

و بی انتها

آخر باگریستن هم این غم پایان ندارد

چه کنم شفاعتت نصیبم شود؟

سید العطشان…

سیدناالمظلوم…

در همه چیز هم که بالاتر بودی

از غم گرفته که غم های عالم را داشتی

تا مظلومیت که سید مظلومان بودی

تا بزرگ مردی ات که چطور ناجوانمردانه سر از تن ات جدا کردند…

مگر می شود بالاترین دردها را کشید و خوب بود؟

مگر می شود سر از تنت جدا کنند و باز خوب باشی…

مگر می شود اهل بیتت را به اسیری ببرند و…

بله می شود

فقط حسین…

می تواند…

فدای قداست اسمت شوم….

الحق که سالار زینب بودی…..

 

موضوعات: مناسبتها  لینک ثابت



[پنجشنبه 1397-06-29] [ 11:50:00 ق.ظ ]





  دریایی باعطرحسین   ...

اولین باری بودکه دریا می رفتم و دهه ی محرم بود

امروز روز اول محرم بود من درکنار دریا روی یه آلاچیق که سطح ش از زمین خیلی بالاتر بود نشسته بودم.

رادیو، مجموعه از امام حسین می خواند:

حسین جااااان….

دوباره مرغ روحم هوای کربلا کرده

دل شکسته ام را اسیر و مبتلا کرده

حسین عزیززهرااااا

به به عجب حال و هوای معنوی…

در کنار دریای پاکی ها

از حسین پاکی ها بخوانند

حسین عزیز زهرا…

لطف حسین من را تنها نمی گذارد…

زهرابه نوکرانش قول ببخشش داده

و اینک بنده ی گنه کارش دست نیاز به سویش دراز کرده است.

موضوعات: متفرقه, مناسبتها  لینک ثابت



[سه شنبه 1397-06-20] [ 09:25:00 ب.ظ ]





  مراسم شهادت حضرت زهرا(س)   ...

سر ظهر بود که به مدرسه رسیدم. خانم دانشی را دیدم گفت : برو پایین قرار است برای

شهادت حضرت فاطمه(س) مراسمی بگیریم. سریع جلسه را آماده کردیم. یکی از  خانم

ها که صدای زیبایی داشت حدیث کساء را خواند و بعد مرثیه ای برای حضرت زهرا

(س) خواند.

موضوعات: مناسبتها  لینک ثابت



[سه شنبه 1395-12-03] [ 08:40:00 ق.ظ ]





  جشن انقلاب   ...

به مناسبت دهه فجرانقلاب اسلامی,روز سه شنبه 19بهمن 95 جشنواره غذا درمدرسه علمیه کوثر برگذار شد. وطلاب هنرمند چهار نوع غذای ساده رابا تزئینات بسیار زیبا ارائه کردند.در پایان قرار شد به بهترین آنها جوایزی اعطا شود.

موضوعات: مناسبتها  لینک ثابت



[چهارشنبه 1395-11-20] [ 12:52:00 ب.ظ ]





  نیش عقرب   ...

جلو تلویزیون نشسته بودم واخبار رادنبال می کردم تا به قسمت اخبار سیاسی رسید.ترامپ رانشان دادکه هنوز نرسیده چه دستوراتی صادر کرده بود ورفتارش با مسلمانان وایرانیان رانشان می داد.آمریکادوباره چهره منحوسش را نشان داده بود.حالا می فهمیدم که امام(ره) چرا در مورد آمریکا می گفتند:( همه گرفتاری هایی که ما داریم از دست آمریکاست). بد قولی ها ودشمنی های آمریکارادرتلویزیون لیست کرده بود واین کارترامپ را هم اضافه کرده وپانویس صفحه تلویزیون کرده بود. ناخودآگاه به یاد داستان لاکپشت وعقرب افتادم می گویند :
لاک پشتي بود که با عقربي در نزديکي همديگر زندگي مي کردند . آن دو به هم عادت کرده بودند . روزي از روزها در محل زندگي آنها اتفاقي افتاد و زندگي آنها را به خطر انداخت . آنها مجبور شدند به محل ديگري کوچ کنند . لاک پشت و عقرب با هم حرکت کردند و بعد از طي مسافتي طولاني به رودخانه‌اي رسيدند . تا چشم عقرب به رودخانه افتاد ، در جاي خود آرام ايستاد و به لاک پشت گفت :  مي بيني که چقدر بد شانس هستم ؟  لاک پشت گفت :  مگر چه شده ؟ موضوع چيست ؟  عقرب گفت :  من الآن نه راه پيش دارم و نه راه پس اگر جلو بروم ، در رودخانه غرق مي‌شوم ، اگر هم برگردم از تو جدا مي‌شوم.
لاک پشت گفت :  ناراحت نباش . ما با هم دوست هستيم ، پس بايد در غم و شادي به يکديگر کمک کنيم . من مي‌توانم به آساني از رودخانه عبور کنم . بنابراين تو مي‌تواني بر پشت من سوار شوي و با هم از رودخانه عبور کنيم . مگر نمي‌داني که بزرگان گفته‌اند:
دوست آن باشد که گيرد دست دوست
در پريشان حالي و درماندگي
عقرب گفت :  خدا خيرت دهد دوست وفادارم . بايد بتوانم روزي محبت تو را جبران کنم.
سپس عقرب بر پشت لاک پشت سوار شد و لاک پشت شنا کنان حرکت کرد . پعد از چند لحظه لاک پشت احساس کرد که چيزي دارد پشتش را خراش مي‌دهد . لاک پشت از عقرب پرسيد :  آن بالا چه کار مي کني ؟ اين سر و صداها از چيست ؟
عقرب پاسخ داد :  چيز مهمي نيست . سعي مي کنم جاي مناسبي پيدا کنم تا بتوانم تو را نيش بزنم.

لاک پشت که متعجب شده بود، با ناراحتي گفت : « اي موجود بي‌رحم و بي‌انصاف ! من زندگي‌ام را براي نجات تو به خطر انداخته‌ام و تو را بر پشتم سوار کردم تا جانت را نجات دهم، با اين وجود، تو مي‌خواهي مرا نيش بزني ؟ هرچند که نيش تو بر پشت من هيچ اثري ندارد . نه به آنکه دم از دوستي مي‌زني و نه به آنکه مي‌خواهي جان مرا بگيري . دليل اين همه خيانت و بدخواهي‌ات چيست ؟
عقرب گفت از تو انتظار اين حرفها را نداشتم . من در حق تو هيچ خيانتي نکردم و بدخواه تو نيستم . حقيقت اين است که طبيعت آتش ، سوزاندن است . آتش همه چيز را حتي نزديکترين دوستانش را مي‌سوزاند . طبيعت من هم نيش زدن است، وگرنه من با تو دشمن نيستم، بلکه با تو دوست هستم و خواهم بود . نشنيده‌اي که گفته‌اند:
نيش عقرب نه از ره کين است اقتضاي طبيعتش اين است
لاک پشت حرفهاي عقرب را تأييد کرد و گفت:  تو راست مي‌گويي . تقصير من است که از بين اين همه حيوان، تو را به عنوان دوست انتخاب کرده‌ام . هر چقدر به تو خوبي کنم ، باز هم طبيعت تو وحشيانه است. من نمي‌خواهم با تو دوست باشم . تنها بودن بهتر از آن است که دوستي مانند تو داشته باشم.
لاک پشت اين حرفها را گفت و عقرب را از پشتش به داخل رودخانه انداخت و به راه خود ادامه داد.

داشتم فکر می کردم که آیا هنوز وقت آن نشده که عقرب زمانه را داخل رود خانه غرق کنیم؟

موضوعات: مناسبتها  لینک ثابت



[یکشنبه 1395-11-17] [ 01:09:00 ب.ظ ]






  خانه آخرین مطالب لینک دوستان تماس با ما  

 
 
اللهم اجعلنا من المتمسكين بولایه اميرالمومنين و ائمه المعصومین علیهم السلام هدف ما در این فضا, تولید محتوای دینی و علمی و آموزشی می باشد. مطالب وبلاگ ما همه تولید اند و حاصل دسترنج گروهی از طلاب مدرسه علمیه کوثر می باشند.
 
 
چرا امام حسین (ع) تنها ماند؟