کوثر ولایت
 
 




جستجو



 << < آذر 1396 > >>
شن یک دو سه چهار پنج جم
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  


کاربران آنلاین
  • عابدي
  • سین بانو
  • بهاره شیرخانی
 

...


از مسافرت یک روزه از شهرکرد برمی گشتیم, که به ترافیک سنگینی برخوردیم. من با ماشین شوهر خواهرم آمده بودم. شوهر خواهرم شلوغی را که دید توی یک فرعی پیچید ,تا راه میان بری پیداکند. چند تا ماشین هم به خیال اینکه ما بلدِ راه هستیم و مال آنطرف هاییم, دنبال ما آمدند. هر چه بیشتر می چرخیدیم کمتر پیدا می کردیم . بعد از یک ربع بی راهه رفتن هم  به بن بست خوردیم و عزم برگشتن کردیم , وقتی دور زدیم تازه متوجه سیل ماشین هایی که به دنبال ما قطار شده بودند, شدیم. تعدادشان بیش تر از آن چیزی بود که فکر می کردیم. شوهر خواهرم لبخندی زد و با صدای بلندی به آن ها گفت: کجا آمدید؟ این جاکه راه ندارد. این را گفت و دور زد. خواهرم می خندید و می گفت امروز هم خاطره ای شد برای خودش. اما من فکر کردم ماشین هایی که به یک امید واهی به دنبال کسی ر اه افتاده اند که نمی دانند راه را بلد است یا نه, حالا که به بن بست رسیده اند چه حالی دارند؟مثل آدم هایی که به یک امید واهی, کورکورانه وبدون تحقیق دنبال رو بقیه هستند دریغ از اینکه عاقبت آن سراب است.

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: مناسبتها, روایت های آندو  لینک ثابت
[یکشنبه 1396-08-07] [ 08:55:00 ق.ظ ]




سر کلاس استاد بودیم ,بحث از قضایایی شد که قبلا ثابت شده و نیازی به اثبات ندارد. استاد هم مثال زد: مثلا مجموعه زوایای مثلث که180  درجه است, بلافاصله هم اضافه کرد حتما می دانید که این قضیه اشتباه است ولی از بچه گی توی ذهن ما فرو کرده اند.با تعجب پرسیدم استاد من متوجه نمی شوم یعنی مجموعه زوایای مثلث 180درجه نیست .استاد دو تا مثلث روی تابلو کشید  که یکی اظلاع تو رفته و یکی اضلاع برآمده داشت, به تبع ظلع ها, زاویه هایش بزرگتر  از 60 درجه یا کوچکتر از60  درجه می شد که مجموعه آن 180 درجه کمتر یا بیشتر می شد و اضافه کرد که ما اصلا مثلث با اضلاع صاف نداریم این اشتباهی است که آنقدر تکرار شده که در ذهن ما جا افتاده است تا حدی که احتمال خطا هم نمی دهیم.  دقیقا مثل وقتی است که یک نفر عطسه می کند و همگی بخاطرش یک لحظه درنگ می کنند یا خیاطی که حتی اگر اعتقاد نداشته باشد که چادر را اگر چهارشنبه بِبُری می سوزد, باز هم احتیاط می کند و چهارشبه چادرش رانمی بُرد.

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: مناسبتها, روایت های آندو  لینک ثابت
 [ 08:45:00 ق.ظ ]




قبر عمویم که تقریبا ده سالی می شود که فوت کرده اند وسط قبرستان است برای رفتن سر مزارش باید از کنار امام زاده بگذری همیشه وقتی سر مزارش می روم از کنار یک سنگ قبرمرمر سبز رد می شوم که دور تادور آن را شیشه کشیده اندهمیشه عاشق این سنگ بودم می دانستم که قیمتشم هم نیست اما درست چند قدم آن طرف تر سنگ قبری ساده که دور تا دورش را میله های آهنی زنگ زده ای گرفته می بینم همیشه برایم سوال بود که چرا این دو با بقیه فرق می کنند یک فرق اساسی که بین این دو قبر بود این بود که همیشه سر قبر میله ای شلوغ بود ولی قبر مرمر سبز یکه و تنها افتاده بود. به یاد ندارم که کسی را بالای آن دیده باشم تا روزی که عمه ام بلاخره مدرک تحصیلی اش را که چندسالی درآن مشکل پیش آمده بود گرفت . با خوشحالی بسته ای خرما خرید و مرا هم همراه خود سر قبر میله ای که حالا فهمیدم متعلق به شخص متدینی به اسم سید مرتضی بوده برد و خیرات کرد و گفت:  نذر کرده بودم اگر مشکلم حل شود برایش خیرات بدهم.

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: مناسبتها, روایت های آندو  لینک ثابت
 [ 08:43:00 ق.ظ ]




خانم قدوسی صدایم زد و گفت بیا این برگه را بگیر, مربوط به امتحانی است که باید نخبگان علمی و پژوهشی بدهند درس هایی را باید بخوانند. فردا که می روی به فاطمه دوستت بده و امتحان را یادآوری کن برگه را از دستش گرفتم و روی کیفم گذاشتم چقدر دلم می خواست من هم در این امتحان شرکت کنم ولی این مال کسانی بود که معدل کارشناسیشان بالا بود  و جزء نخبگان و استعدادهای برتر بودند. توی همین فکرها بودم که خانم عبدلی کنار میزم آمد و گفت این برگه مال کیست ؟برایش توضیح دادم شروع کرد به خواندن اسم های روی آن . علاوه بر فاطمه اسم چند نفر دیگر از دوستانم هم روی برگه بود. وقتی به اسم یکی از دوستانم رسید گفت بنده خدا ,او که نمی تواند با این وضعیتش امتحان بدهد. نجمه را می گفت چشمانش خیلی ضعیف بود تازگی ندیده بودمش ولی خانم عبدلی که به تازگی دیده بودش می گفت از قبل خیلی بدتر شده , می گفت تقریبا نمی بیند. دختر خیلی با استعدادی بود, نمراتش همیشه بالا بود, یادم می آید یک بار می گفت گاهی شب های امتحان چشمانم به سوزش می افتد و آبریزش دارد, اینطور مواقع مادرم بالای سرم می نشیند و از روی کتاب برایم می خوند و من درس  ها را حفظ می کنم. حافظه اش عالی بود دوست داشت درسش را ادامه دهد اما به خاطر وضعیت چشمانش نتوانست . می ترسید همین مقدار بینایی اش را هم از دست بدهد دکتر که رفته بود گفته بودند نباید بچه دار شود و گرنه شاید بینایی اش را از دست بدهد.

حالا که فکر می کنم می بینم چیزهای مهمتری هم در زندگی هست شاید نخبه شدن خیلی هم مهم نباشد.

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: مناسبتها, روایت های آندو  لینک ثابت
[سه شنبه 1396-08-02] [ 09:36:00 ق.ظ ]


...


داخل مغازه شدم سایزم راگفتم و از فروشنده خواستم شلواری برایم بیاورد وقتی از پرو بیرون آمدم فروشنده شروع به تعریف از کالایش کرد در آخر هم گفت این شلوار کار ترکیه است .شلوار را روی میز گذاشتم و گفتم پس یک کار ایرانی بیاورید .چشمانش گرد شد و خندید و با شرمندگی گفت کار وطنی است از تهران آوردیم, جنس آن از خارجی اش خیلی بهتر است ولی تا زمانی که نگوییم خارجی است کسی از ما نمی خرد ما هم مجبور می شویم مارک خارجی روی آن بزنیم.

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: مناسبتها, روایت های آندو  لینک ثابت
[سه شنبه 1396-07-25] [ 08:30:00 ق.ظ ]




داشتيم با مادر از روضه برمی‌گشتیم. از کناره خیابان حرکت می‌کردیم، مادرم جلو و من پشت سر او راه می‌رفتم، یک‌دفعه متوجه شدم مادرم با شدت زمین خورد. اصلا نفهمیدم چه شد. سریع به سمش دویدم. زانو و کف دو دستش روی زمین بود. به سختی بلندش کردم و همین طور که نگران به دست و پاهایش نگاه می‌کردم علت را پرسیدم. مثل اینکه ماشین کنار خیابان که می‌خواسته از پارک بیرون بیاید به مادرم تنه زده بود. البته كه سرعت ماشين خیلی کم بود اما باعث شد تعادل مادرم به هم بخورد و به زمین بيفتد. نگاهی به دستانش انداختم. پوست دست‌ها خراش‌های ریزی برداشته بود ولی مشکلی برای صورتش پیش نیامده بود. خدا را شکر کردم. آرام آرام حرکت کردیم. مادرم جریان را برای خواهرانم که از ما عقب‌تر بودند تعریف می‌کرد ولی من فکرم درگیر بود. در گیر زمین خوردن ها، درگیر زمین خوردن مادرم، درگیر زمین خوردن عباس (ع). درگیر روضه سخنران که آن شب وصف زمین خوردن عباس را می‌کرد، راستی اگر مادرم دست نداشت چطور روی زمین فرود مي‌آمد؟ حتی فکرش هم اعصابم را به هم می ریخت، وقتی دستی نباشد که موقع زمین خوردن ستون بدنت شود و نگذارد با صورت روی زمین بیایی، وقتی در دل لشگر دشمن باشی، روی اسب نشسته باشی و بدون دست از روی اسب زمین بخوری. حتی تصورش هم سخت است. يعني فقط باید عباس (ع) باشی که بتوانی.

 

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: مناسبتها  لینک ثابت
 [ 08:23:00 ق.ظ ]


...


مسیر برگشت خیلی دور بود فاطمه دوستم یک تیبا مدل 94داشت که تایک مسیری مرا می رساند. وقت هایی که نمی توانست بیاید یا زودتر باید می رفت از ساعت اول عزا می گرفتم , باید یک مسیری را پیاده روی می کردم, بعد سوار یک اتوبوس فوق العاده شلوغ می شدم که از یک خیابان خیلی شلوغ عبور می کرد, اگر پیاده می رفتم زودتر می رسیدم ولی مسیر کوتاهی نبود که پیاده بروم , تازه می رسیدم به جایی که فاطمه مرا می رساند. بعد از آن سوار اتوبوس دومی می شدم که حداقل سه ربع در راه بود و بعد هم نزدیک به نیم ساعت پیاده روی داشتم با این احوال فاطمه رگ حیاتم بود و به خودم حق می دادم که وقت هایی که نیست برای خودم غربزنم .

آنروز هم یکی از آن روزها بود, قرار بود امتحان متن خوانی بدهم. فاطمه گفت :کنار ماشین منتظرت می مانم تا بیایی. امتحانم خیلی طول کشید, وقتی بیرون آمدم فاطمه رفته بود. می دانستم پسرش در خانه منتظرش است, حق را به او می دادم, اما اینبار بر خلاف همیشه غر نزدم] با خودم گفتم حتما حکمتی در کار بوده , با آرامش به سمت ایستگاه اتوبوس حرکت کردم. دومین اتوبوس را که سوار شدم یکی از دوستانم را دیدم. آن روز ,روز میلاد حضرت ابوالفضل (ع) بود, می دانستم که دوشنبه ها نذری دارند,  با این که خیلی دوست داشتم در جلساتشان شرکت کنم ولی هیچوقت نتوانسته بودم بروم. دوستم بعد از سلام و علیکی که با هم داشتیم یک ظرف از غذای نذری اش را به من داد و گفت : رزق تو بوده,  اول قبول نمی کردم ولی بعد گفتم شاید امروز دیرتر شد تاخدا حاجتم را بدهد , آخر خیلی دلم غذای نذری می خواست این شد که ظرف غذا را قبول کردم.

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: مناسبتها, روایت های آندو  لینک ثابت
[پنجشنبه 1396-07-20] [ 11:59:00 ق.ظ ]




خيلي وقت‌ها با فامیل برسرکاندیدای انتخاباتی اختلاف نظر داشتیم‌. اماسعی می کردیم این اختلافات روی رفت وآمد خانوادگي ما ما اثر نگذارد. بخاطر همین وقتی جاروجنجال انتخابات ۸۸فروکش کرد و محرم آمد به همه زنگ زدیم تا دور هم جمع شویم. برادرم که صدای خوبی داشت زیارت عاشورا را خواند وقتی تمام شد سفره شام را انداختیم. شوهرعمه ام تلویزیون را روشن کرد تا اخبار را ببیند شروع خبر با حمله جمعی به عزاداران امام حسین( ع) شروع شد. همه بادهان بازمانده از تعجب وچشمانی بارانی تلویزیون رانگاه می کردند. برادرم گفت این دیگر دعوای انتخابات نیست این‌ها می‌خواهند دین را نابود کنند. سفره شام جمع شد، بدون این که چیزی ازآن خورده شود. قرار شد علیه این اقدام راهپیمایی برگزارشود. روز راهپیمایی به حوزه رفتم می دانستم که آنروز کلاس هاتشکیل نمی شود. مدیر حوزه دنبال اتوبوسی بود تا ما را راهی کند امادر آن زمان اتوبوسی نبود تا ما را به محل راهپيمايي و تجمع برساند. به هرحال با چند نفر از دوستان سوار ماشین عبوری شدیم. وقتی مقصدمان را به راننده گفتیم از خوشحالی اشک در چشمانش جمع شد و گفت: ” اینکه برای امام حسین می روید خیلی ارزش دارد” آخرسر هم با وجود اصرارهای مکرر ما حاضر نشد از ما كرايه بگيرد. وقتی رسیدیم با سیل جمعیتی از زنان ومردان روبرو شدیم و من فقط نگران این بودم که نکند جمعیت زن و مرد با هم مختلط شوند. نگرانی من بعد از بازگشت از راهپیمایی و با چند برابر شدن جمعیت دوچندان شد. مردها داخل خیابان و خانم‌ها پیاده رو را گرفته بودند. ولی وقتی به پیاده رو رسیدم متوجه شدم که به اندازه یک نفر بین جمعیت زن و مرد فضای خالی فاصله انداخته است. فشاری که در جمعیت خانم‌ها و آقایان بود تا به نامحرم نخورند ستودنی بود. تا مسیر زیادی به خاطر سیل جمعیت خبري از هيچ اتوبوسي نبود و ما مجبور شدیم تاخیابان طیب را پیاده طي کنیم. کم کم دوستان سوار اتوبوس های‌شان شدند و رفتند و من ماندم و خودم. در آن جمعیت به دنبال آشنایی می گشتم. تا این که چشمم به یکی از افراد فامیل‌مان افتاد. از دیدنش خیلی تعجب کردم. او یکی از همان کسانی بود که سنگ تقلب در انتخابات را به سینه میزد. به طرفش رفتم و علت آمدنش به راهپيمايي را پرسیدم. جواب داد:” من فکرمی کردم این یک دعوای انتخاباتی است ولی وقتی پای امام حسین و دین وسط بیاید من هم هستم و ابایی ندارم از این که از راه اشتباهی که رفته بودم برگردم”

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: مناسبتها  لینک ثابت
[سه شنبه 1396-07-11] [ 09:10:00 ق.ظ ]


...


همیشه از پله برقی می ترسید, مادرم را می گویم , می گفتم مادر من, پله برقی را برای امثال شما ساخته اند ما که می توانیم از پله های معمولی هم بالا برویم .چندبار هم با اصرار من سوار شده بود .آنروز هم یکی از آن روزها بود از خرید برمی گشتیم به جایی رسیدیم که باید از پله بالا می رفتیم مادرم طبق معمول می ترسید ولی با اصرار من وخواهرم سوارپله برقی شد. مقداری که پله بالارفت یکدفعه مادرم برگشت من هم که به فاصله چند پله از او  پایین تر بودم وقتی صحنه رادیدم, فراموش کردم که پله برقیست سریع دویدم که مادرم رابگیرم دویدن همانا و افتادن من همانا, پله بالا  می رفت و من و مادرم را می چرخاند. احساس می کردم داخل چرخ گوشت افتادم, آنقدر چرخیدم تا سرم به طرف پایین قرار گرفت هم خیلی ترسیده بودم وهم خیلی نگران مادرم بودم بلاخره پله برقی راخاموش کردند وقتی با درد بدن از جایم بلند شدم بیش تر از این که نگران ضربه هایی که به بدنم خوده بود باشم نگران بودم که نکند گوشی بدستی مرا سوژه کانالش کند.

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: مناسبتها  لینک ثابت
[یکشنبه 1396-01-20] [ 11:10:00 ق.ظ ]




از روزی که استادمان به عنوان تحقیق کلاسی, خواندن کتاب انسان کامل شهید مطهری را به ماتکلیف کردند,تصمیم داشتم سیر کتب ایشان مطالعه کنم که امروز داخل آسانسور با این اعلامیه مواجه شدم:

سیر مطالعاتی از کتب شهید مطهری با موضوع بندی وزمان بندی ذیل در مدرسه با تدریس سرکار خانم شاهسنایی برگزار می گردد.

مرحله موضوع تاریخ شروع تاریخ اتمام
اول تقوا وایمان 1395/7/3 1395/7/24
دوم نبوت 1395/8/1 1395/8/29
سوم توحید 1395/9/6 1395/9/29
چهارم آشنایی با فروق اسلامی 1395/11/9 1395/12/7
پنجم امامت 1395/12/21 1396/1/28
ششم معاد متعاقبا اعلام می گردد متعاقبا اعلام می گردد
هفتم عفاف وحجاب متعاقبا اعلام می گردد متعاقبا اعلام می گردد
هشتم تعلیم وتربیت متعاقبا اعلام می گردد متعاقبا اعلام می گردد
نهم سیاست وتبلیغات متعاقبا اعلام می گردد متعاقبا اعلام می گردد

زمان کلاس بعدازاذان روزهای چهاشنبه برگزار می شدکه فکرکردم اگر بلافاصله بعداز کلاسم بتوانم از مدرسه حرکت کنم بتوانم به کلاس برسم.

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: مناسبتها, پژوهش  لینک ثابت
[سه شنبه 1395-12-03] [ 11:13:00 ق.ظ ]




سر ظهر بود که به مدرسه رسیدم. خانم دانشی را دیدم گفت : برو پایین قرار است برای

شهادت حضرت فاطمه(س) مراسمی بگیریم. سریع جلسه را آماده کردیم. یکی از  خانم

ها که صدای زیبایی داشت حدیث کساء را خواند و بعد مرثیه ای برای حضرت زهرا

(س) خواند.

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: مناسبتها  لینک ثابت
 [ 08:40:00 ق.ظ ]




به مناسبت دهه فجرانقلاب اسلامی,روز سه شنبه 19بهمن 95 جشنواره غذا درمدرسه علمیه کوثر برگذار شد. وطلاب هنرمند چهار نوع غذای ساده رابا تزئینات بسیار زیبا ارائه کردند.در پایان قرار شد به بهترین آنها جوایزی اعطا شود.

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: مناسبتها  لینک ثابت
[چهارشنبه 1395-11-20] [ 12:52:00 ب.ظ ]




جلو تلویزیون نشسته بودم واخبار رادنبال می کردم تا به قسمت اخبار سیاسی رسید.ترامپ رانشان دادکه هنوز نرسیده چه دستوراتی صادر کرده بود ورفتارش با مسلمانان وایرانیان رانشان می داد.آمریکادوباره چهره منحوسش را نشان داده بود.حالا می فهمیدم که امام(ره) چرا در مورد آمریکا می گفتند:( همه گرفتاری هایی که ما داریم از دست آمریکاست). بد قولی ها ودشمنی های آمریکارادرتلویزیون لیست کرده بود واین کارترامپ را هم اضافه کرده وپانویس صفحه تلویزیون کرده بود. ناخودآگاه به یاد داستان لاکپشت وعقرب افتادم می گویند :
لاک پشتي بود که با عقربي در نزديکي همديگر زندگي مي کردند . آن دو به هم عادت کرده بودند . روزي از روزها در محل زندگي آنها اتفاقي افتاد و زندگي آنها را به خطر انداخت . آنها مجبور شدند به محل ديگري کوچ کنند . لاک پشت و عقرب با هم حرکت کردند و بعد از طي مسافتي طولاني به رودخانه‌اي رسيدند . تا چشم عقرب به رودخانه افتاد ، در جاي خود آرام ايستاد و به لاک پشت گفت :  مي بيني که چقدر بد شانس هستم ؟  لاک پشت گفت :  مگر چه شده ؟ موضوع چيست ؟  عقرب گفت :  من الآن نه راه پيش دارم و نه راه پس اگر جلو بروم ، در رودخانه غرق مي‌شوم ، اگر هم برگردم از تو جدا مي‌شوم.
لاک پشت گفت :  ناراحت نباش . ما با هم دوست هستيم ، پس بايد در غم و شادي به يکديگر کمک کنيم . من مي‌توانم به آساني از رودخانه عبور کنم . بنابراين تو مي‌تواني بر پشت من سوار شوي و با هم از رودخانه عبور کنيم . مگر نمي‌داني که بزرگان گفته‌اند:
دوست آن باشد که گيرد دست دوست
در پريشان حالي و درماندگي
عقرب گفت :  خدا خيرت دهد دوست وفادارم . بايد بتوانم روزي محبت تو را جبران کنم.
سپس عقرب بر پشت لاک پشت سوار شد و لاک پشت شنا کنان حرکت کرد . پعد از چند لحظه لاک پشت احساس کرد که چيزي دارد پشتش را خراش مي‌دهد . لاک پشت از عقرب پرسيد :  آن بالا چه کار مي کني ؟ اين سر و صداها از چيست ؟
عقرب پاسخ داد :  چيز مهمي نيست . سعي مي کنم جاي مناسبي پيدا کنم تا بتوانم تو را نيش بزنم.

لاک پشت که متعجب شده بود، با ناراحتي گفت : « اي موجود بي‌رحم و بي‌انصاف ! من زندگي‌ام را براي نجات تو به خطر انداخته‌ام و تو را بر پشتم سوار کردم تا جانت را نجات دهم، با اين وجود، تو مي‌خواهي مرا نيش بزني ؟ هرچند که نيش تو بر پشت من هيچ اثري ندارد . نه به آنکه دم از دوستي مي‌زني و نه به آنکه مي‌خواهي جان مرا بگيري . دليل اين همه خيانت و بدخواهي‌ات چيست ؟
عقرب گفت از تو انتظار اين حرفها را نداشتم . من در حق تو هيچ خيانتي نکردم و بدخواه تو نيستم . حقيقت اين است که طبيعت آتش ، سوزاندن است . آتش همه چيز را حتي نزديکترين دوستانش را مي‌سوزاند . طبيعت من هم نيش زدن است، وگرنه من با تو دشمن نيستم، بلکه با تو دوست هستم و خواهم بود . نشنيده‌اي که گفته‌اند:
نيش عقرب نه از ره کين است اقتضاي طبيعتش اين است
لاک پشت حرفهاي عقرب را تأييد کرد و گفت:  تو راست مي‌گويي . تقصير من است که از بين اين همه حيوان، تو را به عنوان دوست انتخاب کرده‌ام . هر چقدر به تو خوبي کنم ، باز هم طبيعت تو وحشيانه است. من نمي‌خواهم با تو دوست باشم . تنها بودن بهتر از آن است که دوستي مانند تو داشته باشم.
لاک پشت اين حرفها را گفت و عقرب را از پشتش به داخل رودخانه انداخت و به راه خود ادامه داد.

داشتم فکر می کردم که آیا هنوز وقت آن نشده که عقرب زمانه را داخل رود خانه غرق کنیم؟

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: مناسبتها, روایت های آندو  لینک ثابت
[یکشنبه 1395-11-17] [ 01:09:00 ب.ظ ]




منتظر دوستم نشسته بودم.به بدقولی هایش عادت داشتم.باید حدود ده تا بیست دقیقه منتظر می ماندم تا برسد.

خانمی کنار من نشسته بود که چادری بود.ناگهان دختری از جلوی ما رد شد چادر  نداشت و آرایشی ساده کرده بود و موهایش کمی بیرون بود.

خانم چادری به من اشاره ای کرد وگفت عجب زمانه ای شده با چه وضعی در خیابان می گردند چرا پدر مادرشان چیزی به آن ها نمی گویند.

چندلحظه ای گذشت ناگهان دختری با آرایش غلیظ با یک مانتوی کوتاه و چسبان و موهایی رنگ شده که کاملا بیرون بود نزدیک شد.گفتم حتما این یکی را امربه معروف می کند اما وقتی نزدیک شد سلام واحوالپرسی گرمی با هم کردند و آن خانم به من گفت ایشان دخترعموی من هستند که منتظرشان بودم و خداحافظی کردند و رفتند.

با خودم فکر کردم چرا ما هیچموقه عیب های خودمان و نزدیکانمان را نمی بینیم.همیشه دوست داریم کار دیگران را خراب جلوه دهیم.چرا آن خانم نسبت به دخترعمویش بی تفاوت بود و حتی می خواست با او به گردش به گردش یا خرید یا هرجای دیگری برود اما چنان حرفهایی نسبت به آن دختر غریبه زد.

یاد آن خانم هییتی افتادم که دختر کوچکی که هنوز به سن تکلیف بود را دعوا کرد وگفت چرا روسری سرت نکرده ای نامحرم اینجاست وکاری کرد که که آن دخترک گریه افتاد و شاید برای مدتی یا حتی همیشه از مجلس امام حسین علیه السلام خاطره بدی در ذهنش ماند اما دختر خود آن خانم با چه وضع فجیعی در کوچه و خیابان می رفت وخانم به دخترش افتخار هم می کرد.

چرا ما ساختن جامعه را از خودمان شروع نکنیم؟

خودسازی وساختن جامعه مقدمه ای می شود برای الگو گیری دیگران از ما و اینکه تا نتوانیم خود و خانواده را بسازیم نمی توانیم قدمی برای ساختن جامعه آن هم جامعه دینی برداریم.

در همین فکرها بودم که دوستم رسید و رشته افکارم پاره شد اما غصه بزرگی بر دلم نشست و اینکه آیا خودم تا به حال چندبار عیب های خودم را ندیده گرفتم و به طعنه زنی و ایراد گرفتن به دیگران پرداختم…

نوشته شده توسط {ر.الف}

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: مناسبتها, روایت های آندو  لینک ثابت
[یکشنبه 1395-08-16] [ 11:00:00 ق.ظ ]




اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: مناسبتها  لینک ثابت
[شنبه 1395-07-24] [ 01:44:00 ب.ظ ]




اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: مناسبتها  لینک ثابت
[یکشنبه 1395-07-18] [ 11:31:00 ق.ظ ]




اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: مناسبتها  لینک ثابت
 [ 11:28:00 ق.ظ ]





روز هفتم محرم
در این روز عبدالله بن زیاد نامه‏اى به نزد عمربن سعد فرستاد و به او دستور داد تا با سپاهیان خود بین امام حسین و اصحابش و آب فرات فاصله ایجاد كرده و اجازه نوشیدن حتى قطره‏اى آب را به امام ندهد، همانگونه كه از دادن آب به عثمان بن عفان خوددارى شد!!(

اشتراک گذاری این مطلب!

صفحات: 1 · 2

موضوعات: مناسبتها  لینک ثابت
[شنبه 1395-07-17] [ 01:23:00 ب.ظ ]




در آن شب،بعد از آن اتمام حجت‏ها وقتى كه همه يكجا و صريحا اعلام وفادارى كردند و گفتند:ما هرگز از تو جدا نخواهيم شد،يكدفعه صحنه عوض شد.امام عليه السلام فرمود:حالا كه اين طور است،بدانيد كه ما كشته خواهيم شد.همه گفتند:الحمد لله،خدا را شكر مى‏كنيم براى چنين توفيقى كه به ما عنايت كرد،اين براى ما مژده است، شادمانى است.

اشتراک گذاری این مطلب!

صفحات: 1 · 2

موضوعات: مناسبتها  لینک ثابت
 [ 01:18:00 ب.ظ ]




شب های عاشقی

شب عاشقی…روایت کوتاهی از ده شب محرم…


(در این روایت نام هرشب محرم که به هرشهید اختصاص داده شده معین گردیده…)


آفتاب محرم برمی اید و کربلای دل را در پرتو خود می سوزاند. سرخی بیرق ایستادگی از گلدستة دست ها بالا می رود و در باد به حرکت در می اید.
عطر شهادت مشام را می نوازد و چشم ها در انتظار طراوت اشک به تماشا می نشیند. عقربه زمان روی نقطة پنجم عشق قفل می شود. خواب ها از چشم های خسته می گریزد و حسینیة سینه ها سیاه پوش می شود. آری محرم شده و انتظار لباس های مشکی به سر آمده است. این شب ها باید به سوگ نشست. هر شب به سوگ ستاره ای از آسمان حسین(ع) .
هر یک از شب های محرم به نام یکی از شهدا یا شخصیت ها یا وقایعی مرتبط با جریان کربلا نام گذاری شده است. نام گذاری این شب ها با گذشت زمان صورت گرفته و واضع خاصی ندارد. این کار از طرف مداحان و ذاکران اهل بیت و بر اساس جایگاه شهیدان کربلا، نزدیکی هر یک از آنها به نقطه وحدت بخش کربلا یعنی امام حسین(ع) و هم آهنگی شور و التهاب مراسم و روضة آنان با مرکز شورآفرین شب عاشورا صورت گرفته است.

اشتراک گذاری این مطلب!

صفحات: 1 · 2

موضوعات: مناسبتها  لینک ثابت
[چهارشنبه 1395-07-14] [ 12:51:00 ب.ظ ]


...


سر کلاس نشسته بودم که فاطمه نماینده کلاس با هیجان داخل شد و گفت : دوشنبه قبل از تاسوعا برنامه عزاداری مدرسه با ماست . دوست دارم برنامه از نظر نظم و معنویت زبانزد باشد . با خودم فکر کردم چقدر زود محرم شد. بحث همچنان در کلاس برپا بود هرکس وظیفه  ای را بر عهده       می گرفت ولی من دیگر آنجا نبودم. دوباره محرم آمده بود. محرم همیشه برای من با یک سوال همراه بود اگر من هم آن زمان بودم چه می کردم ؟شنیده بودم هر دوره و زمانه ای شمری دارد گاهی می ترسم,  فکر می کنم جای من در عصر و زمانه خودم کجاست؟  امامم را شناخته ام ؟ شمر زمانه ام را چطور ؟قرار است مثل حر پشیمان بشوم؟ نکند مثل توابین دیر از خواب غفلت بیدار شوم و به من بگویند : کاروان رفت و تو در راه و بیابان در پیش , نکند حسرت بخورم ؟ برای کارهایی که کردم و نباید می کردم و کارهایی که نباید می کردم و باید می کردم .

 در همین فکرها بودم که فاطمه صدایم زد : همه وظایف تقسیم شده تو می خواهی چه کاری انجام دهی ؟ فکری کردم و گفتم : می خواهم به عزاداران امام حسین آب بدهم.

یا حسین سقایت می شوم هر چند تو سقایی چون ابوالفضل (ع) داری و با وجود سقایی چون او چه نیازی به من . سقایی ام را بپذیر که هر چند تو را به سقایی من نیازی نیست , من محتاجم. 

محتاجم که سقایی ات را بکنم نکند روزی شمر زمانه ات باشم.

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: مناسبتها  لینک ثابت
[سه شنبه 1395-07-13] [ 09:16:00 ق.ظ ]


...


دنبال کتابم روی کشوها می گشتم که دو کتاب درباره ی ازدواج نظرم را جلب کرد. پرسیدم کتاب ها مال کیست :گفتند مشاور مدرسه, اتفاقا مشاور آن جا بود. کتاب ها را از او به امانت گرفتم وبه کتابخانه رفتم .

ادامه »

موضوعات: مناسبتها, خانواده  لینک ثابت
[شنبه 1395-06-13] [ 01:36:00 ب.ظ ]




 

بسیاری از بزرگان, استفاده انسان را معلول وجود روحیه حیا در انسان می دانند.

از مجموع تحقیقاتی که به عمل آمده, مسلم شده که لباس, دست کم پاسخ گوی سه نیاز آدمی است:

اشتراک گذاری این مطلب!

صفحات: 1 · 2

موضوعات: فرهنگی, مناسبتها  لینک ثابت
[شنبه 1395-04-19] [ 11:56:00 ق.ظ ]




مهم این است که ما روزه بگیریم,

اشتراک گذاری این مطلب!

صفحات: 1 · 2

موضوعات: مناسبتها  لینک ثابت
[سه شنبه 1395-03-18] [ 12:19:00 ب.ظ ]




    بیا بیا  

 

              که سوختم



                             ز هجر روی ماه تو


 

 

 

 

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: مناسبتها  لینک ثابت
[شنبه 1395-03-01] [ 01:54:00 ب.ظ ]




در یکی از روزهای بارداری حضرت زهرا (س)  پیامبرخدا (ص) به دخترش اطلاع داد که

اشتراک گذاری این مطلب!

صفحات: 1 · 2

موضوعات: فرهنگی, مناسبتها  لینک ثابت
[سه شنبه 1395-02-21] [ 10:54:00 ق.ظ ]




اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: مناسبتها  لینک ثابت
[یکشنبه 1395-02-19] [ 12:46:00 ب.ظ ]




بعثت یعنی انتخاب شدن، به همین علت می گوییم که حضرت محمد (ص) به پیامبری مبعوث شدند.

مبعث به روزی می گویند که حضرت محمد (ص) در 27 رجب سال 13 پیش از هجرت ( یعنی زمانی که پیامبر (ص) در مکه بودند و هنوز به مدینه نرفته بودند) در مکه برای پیامبری مردم انتخاب شدند.

اشتراک گذاری این مطلب!

صفحات: 1 · 2

موضوعات: مناسبتها  لینک ثابت
[چهارشنبه 1395-02-15] [ 02:22:00 ب.ظ ]




روزی یکی از مشرکین, پیامبراکرم(ص)را در کوچه دید,  مقداری خاکروبه برسر و صورت پیامبر (ص) پاشید.

اشتراک گذاری این مطلب!

صفحات: 1 · 2

موضوعات: مناسبتها  لینک ثابت
[یکشنبه 1395-02-12] [ 12:45:00 ب.ظ ]




 در مورد محل دفن حضرت زينب(س) سه قول هست:

1. حضرت زينب(س) به مدينه آمد و پس از ورود به مدينه پيوسته عزادار و گريان بود تا اين كه پس از يك سال و نيم در همان مدينه از دنيا رفت و در همان جا دفن شد. اكنون از قبر آن بانوي محترمه، اثري در دست نيست. اين قول را علامه سيد محسن امين اختيار كرده و از اقوال ديگر معتبرتر مي داند.
2. حضرت زينب(س) پس از ورود به مدينه، در مجالس و محافل سخن مي گفت و مظالم و جنايات يزيديان را بازگو مي كرد. فرماندار مدينه ماجرا را به يزيد نوشت و او دستور داد زينب را مخير سازند تا هر شهري كه مي خواهد (غير از مكه و مدينه) برود. حضرت زينب به شام رفت و در آن جا اقامت كرد و پس از چندي در همان جا از دنيا رفت. البته برخي احتمال داده اند قبري كه در شام است، قبر زينب صغري (ام كلثوم) است، نه قبر زينب كبري.

ادامه »

موضوعات: مناسبتها  لینک ثابت
[شنبه 1395-02-04] [ 11:55:00 ق.ظ ]




شهادت مادرم زهرا (سلام الله علیها) افسانه نیست

{نگاهی به مظلومیت‌های حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) در منابع معتبر اهل سنت}

ادامه »

موضوعات: مناسبتها  لینک ثابت
[دوشنبه 1394-12-24] [ 09:14:00 ق.ظ ]




سخت ترین قسمت خانه تکانی
پاک کردن عکس میوه دلته..
که دیگه پیشت نیست…

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: مناسبتها  لینک ثابت
[شنبه 1394-12-22] [ 09:24:00 ق.ظ ]




اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: فرهنگی, مناسبتها  لینک ثابت
 [ 09:23:00 ق.ظ ]




اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: فرهنگی, مناسبتها  لینک ثابت
 [ 09:17:00 ق.ظ ]




چادر بین در و دیوار سوخت ولی از سر مادر نیفتاد…

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: فرهنگی, مناسبتها  لینک ثابت
 [ 09:13:00 ق.ظ ]




اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: فرهنگی, مناسبتها  لینک ثابت
 [ 08:49:00 ق.ظ ]




اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: مناسبتها  لینک ثابت
 [ 08:46:00 ق.ظ ]




اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: مناسبتها  لینک ثابت
[شنبه 1394-12-08] [ 08:29:00 ق.ظ ]




اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: مناسبتها, سیاسی  لینک ثابت
 [ 08:25:00 ق.ظ ]




اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: مناسبتها  لینک ثابت
[سه شنبه 1394-12-04] [ 09:37:00 ق.ظ ]




پیروزی انقلاب اسلامی در ایران تنها یک حادثه داخلی برای تغییر یک رژیم سیاسی نبود. بلکه همان‌گونه که بسیاری از دولتمردان آمریکائی، اسرائیلی و اروپائی در خاطرات خود از آن روزها تعبیر کرده‌‌اند، انقلاب از دیدگاه آنان زلزله‌ای ویرانگر برای جهان غرب بود.
گذشته از آنکه آمریکا مطلوبترین شرائط جغرافیائی، اقتصادی و نظامی را در یکی از حساسترین مناطق جهان که مرزهای طولانی با رقیب (دولت شوروی) داشت، از دستمی‌‌داد امواج این انفجار بزرگ رژیمهای وابسته به غرب را در ممالک اسلامی و بلاد عربی متزلزل و بیمناک کرده بود. پیام اصلی انقلاب اسلامی ماهیتی فرهنگی داشت و مبتنی بر اندیشه دینی و ارزشهای معنوی بود. پیروزی انقلاب به معنای صدور پیام و ارزشهای آن و به حرکت در آمدن موجی از خیزشهای رهایی بخش در کشورهای اسلامی و جهان سوم بود. همزمان با ایران، رژیم وابسته به آمریکا در نیکاراگوئه نیز سرنگون شد. در افغانستان دولت شوروی ناگریز از کودتای خونین و سپس لشکرکشی و اشغال این کشور شد تا حرکت اسلامی را مهار کند.1 در عراق، کودتای صدام با همین هدف شکل گرفت. 2 مردم لبنان و فلسطین پیروزی انقلاب ایران را جشن گرفتند و جهاد خویش را در شکلی نوین و ملهم از انقلاب اسلامی آغاز کردند. جنبشهای اسلامی در مصر، تونس، الجزایر، سودان، عربستان و ترکیه احیا شدند.
پس از جنگ جهانی دوم نظمی ظالمانه بر جهان حکمفرما بود. مناطق مختلف جهان بین دو قدرت غالب شرق و غرب تقسیم شده بود و سازمان‌های نظامی ورشو و ناتو نگهبانان این نظم ناعادلانه بودند. هیچ حرکت و تحولی در جهان سوم خارج از این چارچوب و بدون وابستگی به یکی از دو قطب حاکم امکان موفقیت نمی‌یافت. اینک انقلابی در جهان معاصر و در منطقه امن غربیها پیروز شده بود که شعار اصلی آن «نه شرقی نه غربی» بود. نهضت امام در ایران مستقیماً با امپریالیسم آمریکا درافتاده بود و شکست را بر او تحمیل کرده بود. این واقعیت کمونیست‌ها را در ادعای مبارزات ضدامپریالیستی شان خلع سلاح می‌کرد و برای نخستین بار در عصر حاضر، دین را به عنوان عاملی حرکت‌زا در پهنه مبارزات ملتها مطرح می‌ساخت.
با وجود همه ناباوریها و تمامی تلاشهایی که در سطح بین‌‌المللی برای حفظ رژیم شاه و جلوگیری از موفقیت امام‌خمینی بعمل آمد، انقلاب اسلامی در مرحله نخست مبارزات خویش پیروز گردید و از این جهت پیروزی آن بیشتر به یک معجزه شبیه بود تا تحولی عادی. به جز امام‌خمینی و توده‌‌های بیشماری که خارج از تحلیل‌های معمول، به گفته‌‌ها و وعده‌های امام باور قلبی داشتند، عموم تحلیل‌گران سیاسی و همه کسانی که در رخدادها و حوادث ایران دخیل بودند وقوع چنین پیروزی را، حتی تا روزهای واپسین عمر رژیم شاه ناممکن می‌دانستند.
چنین بود که از صبحدم 22 بهمن 1357 خصومت با نظام نوپای اسلامی در پهنه‌ای گسترده آغاز شد.

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: مناسبتها  لینک ثابت
[سه شنبه 1394-11-20] [ 10:36:00 ق.ظ ]




اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: مناسبتها  لینک ثابت
 [ 10:29:00 ق.ظ ]




 

 

جمهوری ما نشانگر اسلام است
افکار پلید فتنه‏ جویان خام است
جمهوری اسلامی ما جاوید است
دشمن زحیات خویشتن نومید است

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: مناسبتها, سیاسی  لینک ثابت
[شنبه 1394-11-10] [ 01:10:00 ب.ظ ]






حضرت آیت الله خامنه ای
****

در نشست اندیشه های راهبردی ؛ نقش و سهم بانوان را در نظام اسلامی ممتاز و بی بدیل دانستند و خاطر نشان کردند : ” نقش بانوان در دوران مبارزه پیروزی انقلاب اسلامی ، بعداز انقلاب بویژه دوره بسیار سخت دفاع مقدس و در عرصه های مختلف ، نقش مؤثر ، ممتاز و بی جایگزینی است که با هیچ معیاری قابل اندازه گیری نیست .” از نگاه رهبر انقلاب اسلامی ، اولین کسی که نقش و جایگاه ممتاز بانوان را درک کرد وزمینه ساز نقش افرینی برجسته زنان در عرصه های مختلف شد ، امام خمینی (ره) بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران بود.

تاريخ : چهارشنبه شانزدهم بهمن 1392 | 9:45 | نويسنده : حمیده کاووسی

 

 

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: مناسبتها  لینک ثابت
 [ 08:34:00 ق.ظ ]




اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: متفرقه, مناسبتها  لینک ثابت
[پنجشنبه 1394-09-05] [ 01:09:00 ب.ظ ]




اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: فرهنگی, مناسبتها  لینک ثابت
 [ 01:09:00 ب.ظ ]






اهمیت و جایگاه کتاب و کتابخوانی از منظر مقام معظم رهبری انس با کتاب

اهمیت و جایگاه کتاب و کتابخوانی از منظر مقام معظم رهبری انس با کتابیکی از شاخصه های ارزیابی رشد، توسعه و پیشرفت فرهنگی هر کشوری در عصر حاضر میزان مطالعه و کتاب خوانی مردم آن مرز و بوم است و کشور تاریخی ما ایران اسلامی نیز از قدیم الایام تاکنون با داشتن تمدنی چندهزارساله و مراکز متعدد علمی، فرهنگی و کتابخانه های معتبر و علما و دانشمندان بزرگ با آثار ارزشمند تاریخی سرآمد دول و ملل دیگر بوده و در عرصه فرهنگ و تمدن جهانی بسان خورشیدی تابناک همچنان می درخشد و با فرزندان نیک نهاد خویش هنرنمایی می کند.
چه کسی است که در دنیا با دانشمندان فرزانه و نام آور ایرانی همچون ابوعلی سینا، ابوریحان بیرونی، فارابی، خوارزمی و… و شاعران برجسته نظیر سعدی، حافظ، فردوسی، مولوی و… آشنا نباشد و در مقابل عظمت آنها سر تعظیم فرود نیاورد؟ آیا وجود این بزرگان، مایه فخر و مباهات هر ایرانی نیست؟!

اشتراک گذاری این مطلب!

صفحات: 1 · 2

موضوعات: مناسبتها  لینک ثابت
[شنبه 1394-08-30] [ 01:47:00 ب.ظ ]




اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: مناسبتها  لینک ثابت
[دوشنبه 1394-08-18] [ 10:56:00 ق.ظ ]




شهادت جانگداز چهارمین پیشوای شیعیان جهان ؛


سید الساجدین ، سید الباکین ، سید الصابرین


روای حکایت عشق در نینوا ،‌داغدار لاله های کربلا،


امام کاروان اسراء ، تسلای دل غمبار زینب کبری


آقا علی بن الحسین حضرت زین العابدین علیه السلام

تسلیت باد


اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: مناسبتها  لینک ثابت
[یکشنبه 1394-08-17] [ 11:33:00 ق.ظ ]




اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: مناسبتها  لینک ثابت
 [ 11:29:00 ق.ظ ]




اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: مناسبتها  لینک ثابت
 [ 10:35:00 ق.ظ ]




برای دیدن مطلب از سایت خود به اینجا مراجعه کنید.


مقدمه


فرهنگ تعیین کننده چگونگی تفکر و احساس اعضای جامعه است. فرهنگ راهنمای اعمال انسانها و معرف جهان بینی‌های آنها در زندگی است. فرهنگ عمومی به معنای فرهنگ غالب و گسترده‌ای است که در میان عموم جامعه رواج و رسوخ دارد و حوزه‌ای از عقاید،‌ارزشها، جلوه‌های احساسی و هنجارهاست که اجبار اجتماعی غیر رسمی از آن حمایت می‌کند و فراتر از گروهها و اقشار خاص در کلیت جامعه مورد قبول است. بر این اساس فرهنگ عمومی از سه حوزه اصلی ارزشها، عقاید، باورها و هنجارها تشکیل یافته است. در کشور ایران به دلیل اهمیت خاصی که به این موضوع داده می‌شود روز ۱۴آبان به نام روز فرهنگ عمومی نام گذاری شده است و این امز ضرورت توجه و بررسی به این مفهوم را بیان می‌کند. در مقاله حاضر ضمن تعریف فرهنگ و فرهنگ عمومی، ضرورت توجه به آن در کشور ایران و فرهنگ عمومی جامعه اسلامی از منظر جامعه شناختی مورد بررسی قرار می‌گیرد.

اشتراک گذاری این مطلب!

صفحات: 1 · 2

موضوعات: مناسبتها  لینک ثابت
[پنجشنبه 1394-08-14] [ 12:39:00 ب.ظ ]




اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: مناسبتها  لینک ثابت
[سه شنبه 1394-08-12] [ 12:47:00 ب.ظ ]


...


اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: مناسبتها  لینک ثابت
 [ 12:42:00 ب.ظ ]




روز ملّی مبارزه با استکبار
روز 13 آبان، یادآور حوادث مهمی است که در شکل گیری انقلاب اسلامی و بیرون راندن مظهر استکبار یعنی آمریکا از ایران نقش اساسی داشتند.

اشتراک گذاری این مطلب!

صفحات: 1 · 2

موضوعات: مناسبتها  لینک ثابت
 [ 10:13:00 ق.ظ ]




 سخنان آیت حضرت آیت الله خامنه ای(مد ظله العالی ) درمورد13آبان

تا ذهن مردم از شعار مرگ بر آمریکا پر است تسلط دوباره آمریکا بر این کشور ممکن نیست .
ملت و دولت ایران در کنار یکدیگر از هیچ‌یک از قدرتهای استکباری واهمه ندارد.

اشتراک گذاری این مطلب!

صفحات: 1 · 2

موضوعات: مناسبتها, سیاسی  لینک ثابت
 [ 09:22:00 ق.ظ ]


...


اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: مناسبتها  لینک ثابت
 [ 08:33:00 ق.ظ ]




 

امام خمینی(ره):


رهبر ما آن طفل دوازده ساله‌اي است


كه با قلب كوچك خود ،كه ارزشش از


صدها زبان و قلم ما بزرگتر است


خود را زير تانك دشمن انداخت و


آن را منهدم و خود نيز شربت شهادت


نوشيد.

 

 

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: مناسبتها  لینک ثابت
[شنبه 1394-08-09] [ 09:51:00 ق.ظ ]




بسم الله الرحمن الرحیم
3) : تبعات بهداشتی و روانی قمه زنی

اشتراک گذاری این مطلب!

صفحات: 1 · 2

موضوعات: مناسبتها  لینک ثابت
[سه شنبه 1394-07-28] [ 01:35:00 ب.ظ ]




بسم الله الرحمن الرحیم
نظر مراجع تقلید در مورد قمه زنی

اشتراک گذاری این مطلب!

صفحات: 1 · 2

موضوعات: مناسبتها  لینک ثابت
 [ 01:34:00 ب.ظ ]





» راههاي مبارزه با مشكل وسواس چيست؟

» نتيجه بخش بودن درمان بيمارى وسواس مانند درمان بسيارى از بيماريهاى روانى ديگر تا حد زيادى به همكارى و هميارى فرد بيمار و نزديكان او با شخص درمانگر بستگى دارد.
بر خلاف ديدگاه برخى از متخصصان علوم روانى كه درمان وسواس را بسيار مشكل و حتى در برخى موارد ناممكن دانسته‏اند، اميدهاى فراوانى براى درمان بيمارى مزبور در صورت رعايت تذكر فوق و رعايت اصول درمان وجود دارد.

ادامه »

موضوعات: مناسبتها  لینک ثابت
[شنبه 1394-07-18] [ 09:01:00 ق.ظ ]








به گزارش نوید شاهد به نقل از مشرق ،سیدمجتبی برای اولین بار در عملیات كربلای یك شركت كرد و مدتی پس از آن وارد گردان مسلم بن عقیل در لشكر 25 كربلا شد و تا پایان جنگ در آنجا ماند. او در عملیات كربلای 4و 5 نیز حضور داشت. در كربلای 8مجروح شد و مدتی بعد به جبهه بازگشت و در عملیات كربلای 10 در جبهه شمالی محور سلیمانیه- ماووت شركت نمود.
سیدمجتبی علمدار در سال 1366مسئولیت فرماندهی گروهان سلمان از گردان مسلم ابن عقیل- از گردان های خط شكن لشكر 25 كربلا- را برعهده گرفت و در عملیات والفجر10 نقش آفرینی مؤثری داشت.
شهید علمدار در سه راهی خرمال، سیدصادق و دجیله در منطقه كردستان عراق رشادت های فراوانی را از خود نشان داد و از ناحیه پهلو مورد اصابت گلوله قرار گرفت و به شدت مجروح شد. سیدمجتبی در دی ماه 1364، در عملیات والفجر8، به شدت شیمیایی شد.
شهید علمدار بعد از اتمام جنگ در واحد طرح و عملیات لشكر 25 كربلا در ساری مشغول خدمت شد و علاوه بر این مسئولیت در واحد تربیت بدنی لشكر بعنوان عضو اصلی هیئت رهروان حضرت امام(ره) هم انتخاب شد.
حاج سیدمجتبی علمدار كه مداح اهل بیت هم بود سرانجام در اوایل دی سال 1375 به دلیل جراحت شیمیایی روانه بیمارستان شد و بعد از یك هفته بی هوشی كامل هنگام اذان مغرب روز 11 دی به شهادت رسید.
آنچه خواهید خواند قوانینی است كه سیدمجتبی علمدار برای خود وضع كرد تا با تربیت نفس و روح خویش در مقابل معبودش سربلند و سرافراز حاضر شود.

قانون اول:

بارالها، اعتراف می كنم از اینكه قرآن را نشناختم و به قرآن عمل نكردم. حداقل روزی ده آیه قرآن را باید بخوانم. اگر روزی كوتاهی كردم و به هر دلیلی نتوانستم این ده آیه را بخوانم روز بعد باید حتماً یك جزء كامل بخوانم. (تاریخ اجراء4/5/69)

قانون دوم:

پروردگارا! اعتراف می كنم از اینكه نمازم را بی معنی خواندم و حواسم جای دیگری بود، در نتیجه دچار شك در نماز شدم. حداقل روزی دو ركعت نماز قضا باید بخوانم. اگر روزی به هر دلیلی نتوانستم این دو ركعت نماز را بخوانم، روز بعد باید نماز قضای یك 24 ساعت (17 ركعت) بخوانم. (تاریخ اجراء

قانون سوم:

خدایا! اعتراف می كنم از اینكه مرگ را فراموش كردم و تعهد كردم مواظب اعمالم باشم ولی نشدم. حداقل هر شب قبل از خواب باید دو ركعت نماز تقرب بخوانم. اگر به هر دلیلی نتوانستم این دو ركعت را بجا بیاورم روز بعد باید 20ریال صدقه و 8ركعت نماز قضا بجا بیاورم. (تاریخ اجراء 26/5/69)

قانون چهارم:

خدایا! اعتراف می كنم از اینكه شب با یاد تو نخوابیدم و بهر نماز شب هم بیدار نشدم. حداقل در هر هفته باید دو شب نماز شب بخوانم و بهتر است شب های پنجشنبه و شب جمعه باشد. اگر به هر دلیلی نتوانستم شبی را بجا بیاورم باید بجای هر شب 50ریال صدقه و 11ركعت تمام را به جا بیاورم. (تاریخ اجراء 16/6/69)

قانون پنجم:

خدایا اعتراف می كنم از اینكه «خدا می بیند» را در همه كارهایم دخالت ندادم و برای عزیز كردن خودم كار كردم. حداقل در هر هفته باید دو صبح زیارت عاشورا و صبح جمعه باید سوره الرحمن را بخوانم. اگر به هر دلیلی نتوانستم زیارت عاشورا را بخوانم باید هفته بعد 4صبح زیارت عاشورا و یك جزء قرآن بخوانم و اگر صبح جمعه ای نتوانستم سوره الرحمن بخوانم باید قضای آن را در اولین فرصت به اضافه 2حزب قرآن بخوانم. (تاریخ اجراء

قانون ششم:

حداقل باید در آخرین ركوع و در كلیه سجده های نمازهای واجب صلوات بفرستم. اگر به هر دلیلی نتوانستم این عمل را انجام دهم، باید به ازای هر صلوات 10 ریال صدقه بدهم و 100صلوات بفرستم. (تاریخ اجراء 18/8/69)

قانون هفتم:

حداقل باید در هر 24 ساعت 70بار استغفار كنم. اگر به هر دلیلی نتوانستم این عمل را بجا آورم، در 24 ساعت بعدی باید 300 بار استغفار كنم و باز هم 300 به 600 تبدیل می شود. (تاریخ اجراء

قانون هشتم:

هر كجا كه نماز را تمام می خوانم باید در هفته 2روز را روزه بگیرم، بهتر است كه دوشنبه و پنج شنبه باشد. اگر به هر دلیلی نتوانستم این عمل را بجا بیاورم در هفته بعد به ازای دو روز 3 روز و به ازای هر روز 100 ریال صدقه باید بپردازم. (تاریخ اجراء

قانون نهم:

در هر روز باید 5مسئله از احكام حضرت امام(ره) را بخوانم. اگر به هر دلیلی نتوانستم این عمل را بجا بیاورم روز بعد باید 15مسئله بخوانم. (تاریخ اجراء 14/1/70)

قانون دهم:

در هر 24 ساعت باید 5 بار تسبیح حضرت زهرا(س) برای نماز یومیه و 2بار هم برای نماز قضا بگویم. اگر به هر دلیلی نتوانستم این فریضه الهی را انجام دهم باید به ازای هر یك بار، 3مرتبه این عمل را تكرار كنم. (تاریخ اجراء 15/3/70)

منبع : وبلاگ دل نوشته های دو دختر شهید

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: مناسبتها  لینک ثابت
[چهارشنبه 1393-09-12] [ 12:10:00 ب.ظ ]





خاطرات مادر از خبر شهادت حسین فهمیده

مادر شهیدان فهمیده گفت: به دلم افتاد این بچه 13 ساله حسین من بود. همسرم گفت «خانم این چه حرفی است؟ این جوان در خرمشهر شهید شده، حسین آنجا نیست. من اگر چنین پسری داشتم خدا را شکر می‌کردم».به گزارش مشرق به نقل از فارس، مادر شهیدان «داود و محمدحسین فهمیده»  در مراسم جشن میلاد حضرت زهرا سلام‌الله علیها و بزرگداشت مقام زن اظهار داشت: اگر شهدا نبودند ما اکنون چنین مملکتی نداشتیم.

وی با بیان خاطراتی از فرزندانش گفت: یک بار که محمدحسین کوچک‌تر بود، برای کاری هرچه صدایش زدم، پاسخی نداد! بعد از مدتی از آشپزخانه بیرون آمد. گفتم «کجا بودی؟ چرا جواب ندادی؟» به شوخی گفت «سر قبرم بودم!» گفتم «یعنی چه؟ مگر می‌شود قبرت در آشپزخانه باشد؟» گفت «نه مامان، قبر من در بهشت زهرا قطعه 24 است» گفتم «محمدحسین تو هنوز بچه‌ای، زمان شهادتت نیست که قبرت را مشخص می‌کنی!» گفت «نه مادر، اینطور می‌شود».

مادر شهیدان فهمیده ادامه داد: اوایل جنگ پاوه بود که محمدحسین گفت «می‌خواهم برای عروسی خواهر دوستم به خرمشهر بروم» او حتی ناهار نخورد. سریع آماده شد و یک پیراهن و جوراب برداشت و با دوستش رفت. ما هم با خیال راحت 2 روز بعد از آن با بچه‌ها به مهمانی رفتیم.

وی ادامه داد: آن روز که مهمان بودیم، چند پاسدار دنبال من آمدند. چادر دختر بچه‌ها را روی سرم انداختم و جلوی در رفتم، دیدم در اتومبیلی حسین جلو نشسته و گویا چند پاسدار در عقب مراقب او هستند! به من گفتند «خانم، ما باید شما را به کمیته امام ببریم» خیلی ترسیدم، سریع چادرم را عوض کردم و برگشتم. پرسیدم «محمدحسین! اتفاقی افتاده؟» سریع گفت «نترس مامان چیزی نیست، این پاسدارها دوستانم هستند». 

مادر شهیدان فهمیده گفت: در کمیته به او گفتند که باید امضا کنی از کرج خارج نشوی. گویا به او گفته بودند باید از حضور در جبهه منصرف شود. او هم گفته بود شما برادرهای من هستید و من نمی‌خواهم شما را فریب دهم اما امضا نمی‌دهم که از کرج خارج نشوم. هر وقت رهبر اعلام کند به بسیجی نیاز است من نفر اول می‌روم. اما از بنده امضا گرفتند.

وی ادامه داد: وقتی از کمیته خارج شدیم به محمدحسین گفتم «مادر چه کرده‌ای؟ من خجالت کشیدم که مرا با پاسدارها از خانه بردند». گفت «مامان خجالت چرا؟ خدا می‌داند من کجا می‌روم»؛ در کمیته هم به من گفتند مراقب فرزندتان باشید و ببینید کجا می‌رود.

مادر شهیدان فهمیده اظهار داشت: بعد از مدتی برنامه‌ریزی کرد و وقتی همه آماده اعزام به خرمشهر بودند، با یکی از دوستانش خودشان را لای چادرها پنهان کردند و همراه آنها رفتند. وقتی از شهر رفتند به رزمنده‌ها گفته بودند ما می خواهیم به شما کمک کنیم و برایتان آب و نان آماده کنیم.  

وی یادآور شد: بعد از مدتی که محمدحسین رفت، یک شب وقت شام رادیو اعلام کرد یک نوجوان سیزده ساله به خودش نارنجک بسته و زیر تانک رفته و شهید شده است. به دلم افتاد این بچه 13 ساله حسین من بود. همسرم گفت «خانم این چه حرفی است؟ این جوان در خرمشهر شهید شده، حسین آنجا نیست. من اگر چنین پسری داشتم خدا را شکر می‌کردم». 

مادر شهیدان فهمیده ادامه داد: آن قدر نگران بودم که پسر بزرگم گفت من می‌روم و او را پیدا می‌کنم که خیال شما راحت شود. بعد از چهار روز چند پاسدار آمدند. پرسیدم «از حسین خبر آوردید؟» شناسنامه حسین را نشان داد و گفت «این بچه شماست؟» گفتم «بله» گفت «مطمئن هستید؟» گفتم «چه حرفی می‌زنی؟ خب مشخص است که پسر من است» گفتند شهید شده و من دیگر چیزی نفهمیدم.

وی اظهار داشت: مدتی بعد از شهادت محمدحسین، پسر بزرگم گفت «مادر محمد حسین راه خوبی را رفته، من هم می‌خواهم به جبهه بروم». به او گفتم «من دیگر طاقت ندارم» گفت «نترس اتفاقی برایم نمی‌افتد؛ من نه شهید می‌شوم و نه زخمی، برمی‌گردم» سه ماه بعد جنازه او را هم برایم آوردند.

وی در پاسخ به سؤالی که اگر باز هم نیاز شود اجازه می‌دهید فرزندانتان راهی جبهه شوند، گفت: بله من رضایت دارم، اما بچه‌ها دیگر به رضایت من کاری ندارند؛ آنها راه خودشان را پیدا کرده‌اند.

مادر شهیدان فهمیده در پاسخ به نوع تربیت فرزندانش گفت: زمانی که باردار بودم، غذای هیچ‌کس رانمی‌خوردم و اگر هوس غذایی داشتم به خانه می‌رفتم و آن را تهیه می‌کردم.

وی خاطرنشان کرد: در جنگ سفره‌ای پهن شد، شاید ما هم کارت دعوتی داشتیم که توانستیم سر آن سفره بنشینیم و خدا را شکر می‌کنم.

منبع : سایت مشرق

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: مناسبتها  لینک ثابت
[چهارشنبه 1393-08-07] [ 01:32:00 ب.ظ ]




محرم آمدی؟….

صدای پایت می آید…

محرم با من سخن بگو…

بگو از عشق…

از یار…

از همراه…

از دشمن…                                                    

از نفرت …

از جان بگو ……

راستی حال  جان جانانمان چطور است؟

به چه می اندیشد؟

چه می خواهد؟

بگو…

قول می دهم این بار بشنوم…قول می دهم مَحرمت باشم …

آخر در آب زلال غدیر گوشهایم را شسته ام…

گوش هایم آماده اند…

بگو محرم…

.

.

.

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: مناسبتها  لینک ثابت
[یکشنبه 1393-08-04] [ 12:12:00 ب.ظ ]






یاعلی ای اسدالله الغالب، ای زاده کعبه، ای تو کفو زهرای اطهر، پیروز بر خصم کافر؛ بَرکَنی از بُن به هنگام خیبر بساطِ ستم گر. و در آن هنگام که در صحرای عطش گرفته؛ در جحفه ندای رسول الله- صلی الله علیه و آله و سلم- بلند شد که: ایها الناس اُجیبوا داعی الله أنا رسول الله- صلی الله علیه و آله و سلم- و در غدیر خم مرکب ها و زنان و مردان متوقف شدند و فرمان داد آن چهار نفر سلمان، مقداد، ابوذر و عمار( که یاران مهدی اند) سایه ساری بسازند و منبری آماده کنند.رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم دستش را بالا گرفت و فرمود: من کنت مولاه فهذا علی مولاه. و خدایا دوست بدار هر که علی رادوست دارد، و دشمن بدار هر که علی را دشمن بدارد. و آن امین وحی دو گوهر نایاب کتاب و عترتش را به مردم سپرد.
آن کور دِلان بد نیّت با رنگ نیرنگ تهنیت گفتند. امّا از همان اوان بخل و کینه ورزیدند و در آن گاه که از کردار پلیدان کافر، آسمان می خروشید و زمین بناله وفغان افتاد که همسرت دخت نبی به میان شقاوت؛ و تو یکتا امیر به سکوت؛ در احاطه دون صفتان! و در آن زمان که بغضِ گلویت به چاه منعکس می شد. و به وقت ماه خدا و تو در محراب نمار؛ یکی از منفورترینان عرش خدا، مدار وجود را لرزاند. تنها تو امیر بودی، هستی و خواهی بود .
مرضیه سهرابی
منبع:         http://www.ghadirekhom.com

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: مناسبتها  لینک ثابت
[دوشنبه 1393-07-21] [ 12:13:00 ب.ظ ]




Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4 yles DefLockedState="false” DefUnhideWhenUsed="true” DefSemiHidden="true” DefQFormat="false” DefPriority="99″ LatentStyleCount="267″> ideWhenUsed="false” QFormat="true” Name="heading 1″ /> Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4 yles DefLockedState="false” DefUnhideWhenUsed="true” DefSemiHidden="true” DefQFormat="false” DefPriority="99″ LatentStyleCount="267″> ideWhenUsed="false” QFormat="true” Name="heading 1″ /> ] Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4 yles DefLockedState="false” DefUnhideWhenUsed="true” DefSemiHidden="true” DefQFormat="false” DefPriority="99″ LatentStyleCount="267″> ideWhenUsed="false” QFormat="true” Name="heading 1″ />

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: متفرقه, مناسبتها  لینک ثابت
[سه شنبه 1392-08-21] [ 12:20:00 ب.ظ ]


...


nt> Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA yles DefLockedState="false” DefUnhideWhenUsed="true” DefSemiHidden="true” DefQFormat="false” DefPriority="99″ LatentStyleCount="267″> UnhideWhenUsed="false” QFormat="true” Name="heading 1″ />

>

در حماسه حسینی آن کسی که بیش از همه این درس را آموخت و بیش از همه این پرتو حسینی بر روح مقدس او تابید، خواهر بزرگوارش زینب سلام الله علیها بود. راستی که موضوع عجیبی است، زینب با آن عظمتی که از اول داشته است و آن عظمت را در دامن حضرت زهرا علیهاسلام و از تربیت علی علیه السلام بدست آورده بود، در عین حال زینب بعد از کربلا، با زینب قبل از کربلا متفاوت است، یعنی زینب بعد از کربلا یک شخصیت و عظمت بیشتری دارد.

ما می بینیم در شب عاشورا، زینب یکی دو نوبت حتی نمی تواند جلوی گریه اش را بگیرد، یکبار آنقدر گریه می کند که بر روی دامن حسین بیهوش می شود و حسین علیه السلام با صحبتهای خود زینب را آرام می کند. «لا یذهبن حلمک الشیطان؛ خواهر عزیزم! مبادا هوس شیطانی بر تو مسلط بشود و حلم را از تو برباید، صبر و تحمل را از تو برباید» (بحارالانوار، ج 45، صفحه 2 و ارشاد شیخ مفید، صفحه 232 و اعلام الوری ، صفحه 236).

وقتی حسین (ع) به زینب (س) می فرماید که چرا این طور می کنی، مگر تو شاهد و ناظر وفات جدم نبودی؟ جد من از من بهتر بود، پدر ما از ما بهتر بود، برادر همین طور، مادر همین طور، زینب با حسین (ع) این چنین صحبت می کند: برادر جان! همه آنها اگر رفتند بالاخره من پناهگاهی غیر از تو داشتم، ولی با رفتن تو برای من پناهگاهی باقی نمی ماند. اما همینکه ایام عاشورا سپری می شود و زینب، حسین علیه السلام را با آن روحیه قوی و نیرومند و با آن دستورالعملها می بیند، زینب (س) دیگری می شود که دیگر احدی در مقابل او کوچکترین شخصیتی ندارد.

ادامه »

موضوعات: مناسبتها  لینک ثابت
 [ 10:31:00 ق.ظ ]





صلی الله علیک یا بنت الحسین(ع) یا رقیه

آن هنگام که خورشید وجودت در گودی قتلگاه به خون نشست و لحظاتی بعد در افق کربلا طلوع کرد، آسمان تیره و تار شد.

صدای برادرم علی بن الحسین(علیه السلام) را می‌شنیدم که به عمّه‌ام زینب کبری(سلام‌الله‌علیها) فرمود : این همان لحظه‌ای است که همه ارکان هستی، از زمان هبوط آدم(علیه السلام) تا قیامت کبری بر آن گریسته‌اند.

زمین و زمان ناله می‌کرد و کودکان می‌دویدند. نبودی ببینی که دامنهایشان آتش گرفته بود و از گوشهایشان خون می‌چکید و من در آن میان مأمن و مأوایی جز دامن عمّه‌ام نداشتم. زمان به سختی می‌گذشت.قرار بر رفتن نداشتم. دوست داشتم که بیشتر نزدت می‌ماندم. اماّ مگر داغ تازیانه ها‌ بر جان کوچکم امان داده بود؟ کربلا جهنّم دشمنان تو شده بود و بهشت تو و یارانت. نمی‌توانستم چشم از چشمان به خون نشسته‌ات بردارم.

مرا به زور می‌کشیدند. چقدر سخت بود جدا شدن از پاره‌پاره‌های وحی.

کاش مانده بودم و غبار از چهره‌ات برمی‌گرفتم. کاش پروانه وار دور شمع وجودت می‌گشتم و در پرتو عشق تو می‌سوختم. قرار بر رفتن نبود. از پا‌های آبله دارم بپرس که در این مسیر چقدر دویدم و الآن که سر زیبای تو در دامنم به میهمانی آمده؛ در گوشه‌ی این خرابه، در شهری که مردمانش بویی از مردانگی  نبرده‌اند، به برکت آمدنت آرام گرفته ام.

من بهشت را در آغوش گرفتم، من به وصال محبوبم رسیدم.

اماّ ای کاش زودتر می‌آمدی چون رقیّه‌ات دیگر توانی در جان خسته و رنجورش ندارد.

دختر سه‌ساله‌ای که گرمی چشمانت او را متعالی می‌کرد.

می‌گویند من رقیّه‌ام1،کسی که جهتش به سوی تعالی است. آری، از آن زمان که در تقدیر تو متولد شدم؛ من دختر تو شدم و تو بابای من، رفعت گرفتم و بال‌و پر برای پرواز در آوردم و برای عروج آماده شدم.

من در کربلا دیدم که ملائکه به تو و اهل بیتت غبطه می‌خوردند. خودم صدای شیون آن‌ها را هنگامی که بر سرنیزه بودی شنیدم.

خودم دیدم که دسته‌دسته جنیان و ملائکه از برای یاری تو آمدند و در برابرت زانو زدند.

خودم دیدم که از مقتل تو آیه والشّمس‌وضحِها تفسیر شد، خودم دیدم که خداوند تأویل آیه‌ی «یا ایها النفس المطمئنّه اِرجِعی اِلی رَبِّكِ راضیه مَرضیّه فَادخُلی فی عِبادی وَادخُلی جَنَّتی»2 را در قیام تو و یارانت به ظهور رسانید.

چه لذّتی دارد هم کلام شدن با تو. چه شیرین است لحظه‌ی وصال. جانم دیگر طاقت ماندن ندارد. دستان کوچکم را بگیر و با خودت ببر تا در محضر تو، باب‌الحوائجیم امضا شود.

می‌خواهم مانند علی‎اصغر و علی‌اکبر(علیهمالسلام)، نزد جدّمان رسول خدا حاضر شوم و بگویم دشمنانت با تو و فرزندانت چه کرده‌اند.


اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: مناسبتها  لینک ثابت
[یکشنبه 1392-08-19] [ 10:58:00 ق.ظ ]




زندگاني حضرت عباس بن علي تا قبل از واقعه عاشورا کمتر مورد توجه مورخان قرار گرفته است. مطلبي هم که برخي نظير مورخ الدوله سپهر در ناسخ التواريخ و به تبع او ديگران در باب شجاعت عباس در جنگ صفين نقل کرده اند، کاملاً بي پايه و اساس است؛ چرا که وي هنگام جنگ صفين نوجواني چهارده ساله بود و در جنگ حضور نداشت. از سال 40 هجري يعني سال شهادت امام علي(ع) تا واقعه عاشورا هم در سال 61 هجري رويداد برجسته يي که حضور جنگاوري مثل عباس را ضروري کند، رخ نداد و دوران جواني عباس در صلح تحميلي طي شد.

تقريباً کليه مقاتل معتبر متقدم، بر اين نکته اتفاق دارند که امام حسين(ع) پس از تصميم به هجرت از مدينه به سوي مکه، همراه فرزندان، برادران، برادرزادگان و همه خاندانش به جز محمد بن حنيفه از مدينه بيرون آمد. عبدالله، جعفر و عثمان ديگر برادران کوچک تر عباس از نسل علي و ام البنين، او را در اين سفر همراهي مي کردند. از اين چهار برادر فقط عباس متاهل بود و دو فرزند به نام هاي فضل و عبيدالله داشت به همين دليل کنيه او «ابوالفضل» نام گرفت. اگر چه فضل در نوجواني درگذشت و عبيدالله تنها وارث عباس بود.

ادامه »

موضوعات: متفرقه, مناسبتها  لینک ثابت
[شنبه 1392-08-18] [ 10:07:00 ق.ظ ]




پرسش :

شهادت امام حسین(ع) عمل اختیاری بود یا مقدّر شده بود؟

پاسخ :

قبل از پاسخ، ابتدا لازم است معنای قضا و قدر را بیان کن یم. قََدَر یعنی اندازه و اندازه گیری و تعیین حدّ و حدود چیزی. تقدیر در اصطلاح به این معنا است که خداوند برای هر چیزی اندازه ای قرار داده، آن را بر اساس اندازه گیری و محاسبه و سنجش قرار داده است.

ادامه »

موضوعات: مناسبتها  لینک ثابت
[پنجشنبه 1392-08-16] [ 08:44:00 ق.ظ ]




 

محرم ماه سید و سالار شهیدان،ماه عبرت آموزی و عبرت اندوزی است.محرم ماه غلبه خون بر شمشیر است. ماه حق و حقیقت. ماه رسوا شدن ظلم و سیاهی و حاکم شدن نور و سپیدی.

درباره محرم و ویژگی های قیام عاشورا تاکنون حرفهای مختلفی مطرح شده که هر کدام در جای خود قابل تامل است. بهتر دیدم در این جا و از طریق سایت داریون نما دیدگاه های رهبر معظم انقلاب را درباره محرم نقل کنم. با این امید و آرزو که ما بتوانیم پیروان راستین برای سید و سرورو سالار شهیدان باشیم.

در مطلب زیر حضرت آیت الله خامنه ای به زیبایی و شیوایی درباره محرم و عاشورا صحبت کرده اند که توجه شما را به بخشی از بیانات ایشان در این باره جلب می کنم.

ادامه »

موضوعات: مناسبتها  لینک ثابت
[چهارشنبه 1392-08-15] [ 11:04:00 ق.ظ ]





سخنان امام حسین علیه السلام

ای مردم، اگر تقوای الهی پیشه کنید و حق را برای صاحبانش بشناسید، خدا از شما بیشتر راضی خواهد بود.

بدانید که شیرینی و تلخی دنیا، خواب است و بیداری در آخرت است. رستگار کسی است که به فلاح آخرت برسد و بدبخت کسی است که به شقاوت آخرت گرفتار آید.

هرگاه بدعت ها آشکار شود، دانا باید دانش خویش را آشکار کند.

شما را به کتاب خدا و سنّت پیامبرش دعوت می کنم. همانا سنّت مرده، بدعت زنده شده است.

مرگ با عزّت بهتر از زندگی با خواری است.

اگر شما دین ندارید و از آخرت نمی ترسید، دست کم آزاده باشید.

مرگ جز یک پلی نیست که شما را از سختی و رنج عبور داده، به بهشت پهناور و نعمت های همیشگی آن می رساند.

تسلیت

فرا رسیدن روزهای غم بار تاسوعا و عاشورا و شهادت مظلومانه سالار شهیدان و سرور آزادگان حضرت امام حسین علیه السلام و یاران باوفایش را به مسلمانان، آزادی خواهان و شیفتگان آن حضرت تسلیت می گوییم.

ادامه »

موضوعات: مناسبتها  لینک ثابت
[سه شنبه 1392-08-14] [ 12:06:00 ب.ظ ]




محرم آمد و ماه عزا شد محرم آمد و ماه عزا شد

مه جانبازی خون خدا شد

جوانمردان عالم را بگویید

دوباره شور عاشوار به پا شد

حسین میا به کوفه‌، کوفه وفا ندارد …

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: فرهنگی, مناسبتها  لینک ثابت
[شنبه 1392-08-11] [ 12:13:00 ب.ظ ]




پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در روز 24 ذی  الحجه سال دهم هجری طی نامه ای ساکنان مسیحی نجران را به آیین اسلام دعوت کرد و مردم نجران که حاضر به پذیرفتن اسلام نبودند نمایندگان خود را به مدینه فرستادند و پیامبر آنان را به امر خدا به مباهله دعوت کرد . …

مباهله در اصل از «بَهل» به معنی رها کردن و برداشتن قید و بند از چیزی است. اما مباهله به معنای لعنت کردن یکدیگر و نفرین کردن است.

کیفیت مباهله به این گونه است که افرادی که درباره مسئله مذهبی مهمی گفتگو دارند در یک جا جمع شوند و به درگاه خدا تضرّع کنند و از او بخواهند که دروغ گو را رسوا سازد و مجازات کند.

شرح مختصر واقعه مباهله

مباهله پیامبر با صلی الله علیه و آله و سلممسیحیان نجران، در روز بیست وچهارم ذی الحجّه سال دهم هجری اتفاق افتاد. پیامبر صلی الله علیه و آله و سلمطی نامه ای ساکنان مسیحی نجران را به آیین اسلام دعوت کرد. مردم نجران که حاضر به پذیرفتن اسلام نبودند نمایندگان خود را به مدینه فرستادند و پیامبر صلی الله علیه و آله و سلمآنان را به امر خدا به مباهله دعوت کرد.

وقتی هیئت نمایندگان نجران، وارستگی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم را مشاهده کردند، از مباهله خودداری کردند. ایشان خواستند تا پیامبر صلی الله علیه و آله و سلماجازه دهد تحت حکومت اسلامی در آیین خود باقی بمانند.

موقعیت جغرافیایی

بخش با صفای نجران، با هفتاد دهکده تابع خود، در نقطه مرزی حجاز و یمن قرار گرفته است. در آغاز طلوع اسلام این نقطه، تنها نقطه مسیحی نشین حجاز بود که مردم آن به عللی از بت پرستی دست کشیده و به آیین مسیح علیه السلام گرویده بودند.

دعوت به اسلام

پیامبر اکرم، حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله و سلمبرای گزاردن رسالت خویش و ابلاغ پیام الهی، به بسیاری از ممالک و کشورها نامه نوشت یا نماینده فرستاد تا ندای حق پرستی و یکتاپرستی را به گوش جهانیان برساند. هم چنین نامه ای به اسقف نجران، «ابوحارثه»، نوشت و طی آن نامه ساکنان نجران را به آیین اسلام دعوت فرمود.

نامه حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلمبه اسقف نجران

مشروح نامه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلمبه اسقف نجران چنین بود: «به نام خدای ابراهیم و اسحاق و یعقوب ((علیهم السلام)). [این نامه ایست] از محمد ((صلی الله علیه و آله وسلم))، پیامبر خدا، به اسقف نجران. خدای ابراهیم و اسحاق و یعقوب ((علیهم السلام)) را ستایش می کنم و شما را از پرستش بندگان به پرستش خدا فرا می خوانم. شما را دعوت می کنم که از ولایت بندگان خدا خارج شوید و در ولایت خداوند درآیید و اگر دعوت مرا نپذیرفتید باید به حکومت اسلامی مالیات (جزیه) بپردازید تا در برابر این مبلغ، از جان و مال شما دفاع کند] و در غیر این صورت به شما اعلام خطر می شود».

ادامه »

موضوعات: مناسبتها  لینک ثابت
[سه شنبه 1392-08-07] [ 11:22:00 ق.ظ ]




اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: متفرقه, مناسبتها  لینک ثابت
[سه شنبه 1392-07-30] [ 09:53:00 ق.ظ ]


...


عیدغدیر آداب ومستحبات بسیاری دارد.دراینجا به بخشی از آن ها اشاره می شود

1_غسل کردن روز غید غدیر مستحب موکد است.وبهتر است اول روز انجام گیرد.

2_پوشیدن لباس پاکیزه ونو.

3_تبریک وتهنیت گفتن به یکدیگر.

4-تبسم کردن.

امام رضا علیه السلام فرمودند:

روزغدیر روز تبسم به روی مومنین است کسی که در این روزبه روی

برادر مومن تبسم کندخداوند در روز قیامت نظر رحمت به او می افکند.

5_صلوات فرستادن.

6_در روز عید غدیر چهره زندگی باید عوض شود همه باید بکوشند برنامه عادی زندگی را بارفتارسخاوتمندانه بیارایند.تاهمگان طعم شیرین عید را بچشند.

7_عقد برادری یکی از آداب غدیر است.

8_دی وبازدید.

9_زیارت حضرت علی علیه السلام.

10_روزه گرفتن در روز غدیر بسیار مستحب است.

11_شادی کردن

امام صادق علیه السلام فرمودند:روز غدیر روز خوشحالی وشادی است.

12_عطر زدن.

13_طعام دادن

امام صادق علیه السلام فرمودند:در روز غدیر برادران دینی ات را اطعام کن.

14_صدقه دادن در روز غدیر یکی از مستحبات موکد است.

امام علی علیه السلام فرمودند:فضیلت یک درهم که در روز غدیر داده شود برتر است ازدویست هزار درهم در زمان دیگر.

15-زینت کردن

امام رضا علیه السلام فرمودند:روز غدیر روز زینت است کسی که برای روز غدیر زینت کند خداوند هم گناهان کوچک وبزرگش را می آمرزد.

16-چشم پوشی از گناه برادران وبرقراری ارتباط دوستانه از دیگر مستحبات روز غدیر شمرده شده است.

17_قضای حوائج مومنان

امام صادق علیه السلام فرمودند:در روز غدیر حاجتهای برادرانت را برآور.

18_مهربانی وعطوفت کردن

امام علی علیه السلام فرمودند:عطوفت ومهربانی کردن در روز غدیر موجب رحمت وعطوفت خدای متعال خواهد شد.

19_امام علی علیه السلام فرمودند:روز غدیر یکدیگر را ملاقات کنید به هم دست بدهید وسلام کنید.

منبع:احکام مناسبتها محمود اکبری


اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: مناسبتها  لینک ثابت
[دوشنبه 1392-07-29] [ 10:47:00 ق.ظ ]




حذف برده‌‌داری از خدمات بزرگ پیامبر اعظم(ص)

اعتمادی در ابتدای این گفت‌وگو با اشاره به خدمات ارزنده‌ای که پیامبر اعظم(ص) ارائه کردند، بیان داشت: پیامبر اکرم(ص) با یک برنامه‌ریزی دقیق اجتماعی، بردگی را از صحنه روزگار ریشه‌کن کرد. یک دسته از انسان‌ها در این فرآیند دائماً در حال زر اندوزی بودند و اجتماعی را به وجود می‌آورند و یک دسته هم همیشه ذلیل و زیر پای چکمه‌پوشان بودند. پیامبر اکرم نقشه‌ای را عملیاتی کردند که در مدت بیست سال بخش اعظمی از بردگی از بین رفت، بدون اینکه صدمه‌ای به مشاغل اجتماعی وارد شود.

وی گفت: اگر صاحبان برده‌ها، یکباره آن‌ها را رها می‌ساختند جامعه با شمار زیادی افراد بیکار و بی‌خانمان مواجه می‌شد و نیز دارایی‌های صاحبان برده، به طور کلی از دست می‌رفت و این یک ضربه بزرگ اقتصادی برای سرزمین وسیع عربستان بود که آن زمان مرکز مبادلات اقتصادی بزرگ به شمار می‌رفت.

اعتمادی تاکید کرد: اگر این کار امروزه توسط یک فرد نخبه صورت می‌گرفت، ما همه ساله برای او بزرگداشت و کنگره برگزار می‌کردیم؛ زیرا این کار خدمت بزرگی برای جهان بشریت است و نمی‌توان به راحتی از کنار آن گذشت.

احیای جایگاه دختران و زنان

استاد حوزه علمیه قم گفت: زنده به گور کردن دختران یک اصل خدشه‌ناپذیر در روزگاران قبل از بعثت بود. پیامبر اکرم(ص) با طرحی نو، علاوه بر اینکه این سنت زشت را از بین برد، با اکرام و عزیز دانستن دختر بزرگوارشان حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها خط بطلانی بر همه آن تفکرات پوچ و باطل کشیدند.

وی با اشاره به روایتی درباره زنده به گور کردن دختران ادامه داد: شخصی نزد پیامبر(ص) آمد و عرض کرد یا رسول‌الله! در زمان جاهلیت گناه بزرگی مرتکب شده‌ام که امید بخشش ندارم. پیامبر فرمودند: خداوند گناه تو را می‌بخشد. شخص عرض کرد که گناه من خیلی بزرگ است. پیامبر از او درباره گناهش سؤال فرمودند: آن مرد عرض کرد که خداوند به من دختر بچه‌ای عطا کرده بود بسیار زیبا. مادرش از ترس من او را مخفی کرده بود، بعد از چند سال به خیال اینکه حس پدری من باعث می‌شود که به آن کودک کاری نداشته باشم، خبر وجود آن دختر را به من داد. از همسرم خواستم تا آن کودک را نزد من بیاورد تا من او را ببینم، وقتی دختر بچه را دیدم، به دروغ به همسرم گفتم که لباس‌های کودک را بپوشان تا با خود به میهمانی ببرم، اما دخترک را به دامنه کوهی بردم و در آنجا گودالی حفر و او را زنده به گور کردم.

اعتمادی افزود: پیامبر از شنیدن این خبر چنان ناراحت شدند که در بعضی از کتاب‌های تاریخی آمده است که فرمودند: ای مرد! از من دور شو که می‌ترسم گناه تو مرا هم در برگیرد، چه‌قدر قساوت دل داری!

حل مشکل جنگ‌های چندین ساله بین قبایل عرب

استاد فلسفه و کلام حوزه علمیه قم گفت: اعراب با کوچکترین مسئله‌ای جنگ‌های چندین ساله به راه می‌انداختند و بالتبع انسان‌های زیادی از بین می‌رفت. مهمترین آنها جنگ بین دو قبیله اوس و خزرج بود که تقریباً 200سال به طول انجامید.

وی ادامه داد: روزی نماینده یکی از این دو قبیله نزد ابوجهل آمد و گفت که ما با شما پیمان داریم، هر وقت قبیله ما به خطر افتاد شما باید به ما کمک کنید و هرگاه که قبیله شما به خطر افتاد ما به حمایت از شما برخیزیم. ابوجهل به او گفت: امسال ما نمی‌توانیم به شما کمک کنیم به دلیل اینکه امسال شخصی به نام «محمد» از قبیله خودمان ادعای پیامبری می‌کند و ما فعلاً درگیر این مسئله و جنگ داخلی هستیم.

اعتمادی اضافه کرد: فرستاده قبیله با خود گفت حالا که ما تا اینجا آمده‌ایم، برویم ببینیم که این محمد کیست؟ نزد پیامبر رفت و دید که پیامبر با عده‌ای از افراد در حال صحبت کردن هستند؛ چند کلامی را شنید و با خود گفت: عجب کلام زیبایی! حل کننده مشکل ما اینجاست.

وی گفت: او چنان تحت تأثیر قرار گرفت که مسلمان شد، سپس به سوی قبیله خود رفت و آن‌ها را نیز به اسلام دعوت کرد. قبیله دیگر هم که دیدند رقیبشان روحیه جنگ‌افروزی ندارد علت را جویا شدند و وقتی که شنیدند این قبیله مسلمان شده است آنها هم مسلمان شدند، و این جنگ طولانی به برکت اسلام و پیامبر صلی الله علیه و آله به کلی از بین رفت.

اعتمادی با اشاره به خطبه 192 نهج‌البلاغه امیرالمؤمنین(ع) که به خطبه «قاصعه» مشهور است، از یادآوری این موضوع در آن خبر داد.

حذف سنت‌های باطل و هدایت هنرها به سوی تعالی

اعتمادی در بخش دیگری از گفت‌گوی خود با فارس به برخی سنت‌های باطل اعراب جاهلی اشاره کرد و گفت: یکی از این کارها آنها سرودن شعرهای به ظاهر عاشقانه و به واقع جاهلانه بود تا جایی که تمام همت و هزینه خودشان را صرف سرودن شعرهای باطل می‌کردند.

وی افزود: با نزول کلام آسمانی قرآن که معجزه پیامبر(ص) به شمار می‌رود، این شعرها از صحنه خارج شد. پیامبر با حذف سنت‌های باطل، بیهوده و مضر و پویایی و هدایت هنرهای موجود به سوی تعالی و تکامل گام برداشتند.

حذف مرزهای جغرافیایی و ملیتی

مدیر تربیتی مجتمع آموزش عالی فقه گفت: پیامبر اعظم(ص) انسان‌ها را تحت لوای کلمه «لا اله الا الله» جمع کردند. ایشان نه تنها تمام اختلافات قومی و قبیله‌ای را برداشتند بلکه محبت و عاطفه و دوستی را جایگزین آن کردند. سلمان فارسی از ایران، بلال حبشی از آفریقا، اویس قرنی از یمن و ابوذر غفاری از عربستان و همه را کنار هم جمع کردند و از قید بندگی اعتباریات بدون ثمر، به فطرت انسانی بازگرداندند که همان پرستش خداوند تبارک و تعالی است.

القای ریشه‌های اخلاقی در کالبد جامعه انسانی

این پژوهشگر علوم اسلامی گفت: یکی از مهمترین برنامه های پیامبر(ص) القای ریشه‌های اخلاقی در کالبد جامعه انسانی بوده است. .

وی افزود: پیامبر با اخلاق حسنه وصف‌ناپذیر، صفاتی به جهان انسانی آموخت که حضرت عیسی(ع) آرزوی آن را داشت، به طوری که تمام ادیان و مذاهب با تمام اختلافاتشان درباره اسلام، نحوه معاشرت و زندگی را از اسلام یاد گرفتند و مبعث باعث شد بسیاری از مذاهب اشکالاتشان را اصلاح کنند.

وی گفت: اگر مبعث نبود حیات مسیحیت هم به خطر می‌افتاد زیرا چنان از روح اخلاقیات و فرامین الهی فاصله گرفته بودند که روز به روز به انحطاط و نابودی نزدیک‌تر می‌شدند.

اعتمادی یادآور شد: اخلاق حسنه پیامبر(ص) در معاندان و دشمنان سرسخت رسول الله نیز تأثیر به سزایی داشت تا جایی که میان فرزندان و خانواده آنها تمایل به اسلام به وجود آمد.

معرفی الگوهای کامل انسانی

اعتمادی به یکی دیگر از خدمات بزرگ پیامبر اعظم(ص) اشاره کرد و گفت: پیامبر به معرفی الگوهای انسان کامل برای نسل‌های بعد از خود پرداختند. هدیه مهم پیامبر برای بشریت بعد از خود، معرفی اولیاء الهی یعنی ایثارگران عرصه انسانیت بود. ایشان کار خود را ابتدا نگذاشتند؛ بلکه برای صحنه انسانی افرادی را معرفی کردند که این افراد همیشه خودشان را فدای احیای اصول اخلاقی می‌کردند، زیرا زنده ماندن سنت‌های حسنه همیشه تاوان می‌خواهد.

فرد مسیحی چگونه مسلمان شد

مدیر تربیتی مجتمع آموزش عالی فقه جامعة المصطفی(ص) العالمیه گفت: انسان ذاتاً زیبایی طلب است، وقتی زیبایی‌های کلام و اخلاق پیامبر را می‌دیدند ایمان می‌آوردند. اخلاق حسنه هم جزو زیبایی‌های مورد نظر همه انسان‌هاست.

اعتمادی افزود: روزی یک فرد مسیحی به مدینة النّبی آمد و میان مردم درخواست کمک و غذا کرد. عده‌ای صلیب او را دیدند و از او دوری کردند، ولی پیامبر(ص) او را به خانه خویش بردند؛ مقداری شیر تهیه کردند و برای فرد مسیحی آوردند. فرد مسیحی گفت: ای مرد این غذا مرا سیر نمی‌کند. پیامبر(ص) فرمودند: برای تو غذای دیگری فراهم می‌کنم. فرد مسیحی شب میهمان پیامبر شدند. هنگام سحر، پیامبر برای ادای فریضه نماز صبح و عبادت به مسجد رفتند، زمانی که به منزل بازگشتند، متوجه شدند، میهمان از آنجا رفته است ولی صلیب خود را در خانه پیامبر جا گذاشته است.

وی ادامه داد: حضرت متأثر شدند و به دنبال فرد مسیحی می‌گشتند تا صلیب او را پس دهند. چند روز بعد پیامبر، فرد مسیحی را به طور اتفاقی در کوچه‌های مدینه دیدند، پیامبر فرمودند: کجا رفتی؟ من در فکر غذای بهتری برای تو بودم! چرا صلیب را هم در خانه من جا گذاشتی؟

این استاد حوزه ادامه داد: فرد مسیحی سؤال کرد یا محمد! تو این سجایای اخلاقی را از کجا آموختی؟ من یک شب میهمان تو بودم نه تنها صلیب بلکه قلبم را هم در خانه تو جا گذاشتم. هر چقدر خواستم از خانه تو فاصله بگیرم، دیدم، جانم نمی‌رود. حضرت فرمودند: اینها، دستورات الهی است. انسان باید میهمان را گرامی بدارد. فرد مسیحی عرض کرد: چگونه می‌توانم مسلمان شوم؟ پیامبر شهادتین را به او آموختند و او مسلمان شد.

برگرفته از وب گردي 20:30

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: متفرقه, مناسبتها  لینک ثابت
[دوشنبه 1391-03-29] [ 04:45:02 ب.ظ ]




یا باب الحوائج یا موسی بن جعفر

یا ابالحسن یا موسی بن جعفر ایها الکاظم یا بن رسول الله یا حجة الله علی خلقه یا سیدنا و مولینا انا توجهنا واستشفعنا و توسلنا بک الی الله و قدمناک بین یدی حاجاتنا یا وجیها عند الله اشفع لنا عند الله

التماس دعا.

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: متفرقه, مناسبتها  لینک ثابت
[پنجشنبه 1391-03-25] [ 07:54:25 ب.ظ ]




پیشوای هفتم شیعیان، حضرت موسی بن جعفر علیه السلام که در هفتم صفر 128 هـ.ق در روستای ابواء، میان مدینه و مکه متولد شده بود، همانند دیگر امامان معصوم علیهم السلام برای احیای فرهنگ اسلام و گسترش ارزش های الهی درطول امامت سی و پنج ساله خویش (148 تا 183 هـ.ق) که با چهار تن از خلفای ستمگر عباسی (منصور، مهدی، هادی و هارون الرشید) همزمان بود، تمام مشکلات و سختی ها را به جان خرید و به فرهنگ صبر و مقاومت در راه اسلام معنای حقیقی بخشید.


بیست و پنجم ماه رجب، شاهد جانبازی آن رادمرد عالم اسلام و اسطوره صبر و پایداری در راه حق می باشد. آن حضرت بعد از تحمل بی رحمانه ترین آزارهای طاقت فرسای خلفا، به ویژه هارون الرشید، استوار و مقاوم در برابر طاغوت و طاغوتیان به ملاقات پروردگارش شتافت. در صلوات خاصه آن حضرت آمده است: «اللهم صل علی موسی بن جعفر وصیِّ الابرار و امام الاخیار… و مألف البلوی و الصبر و المضطهد بالظلم و المقبور بالجور و المعذَّب فی قعر السجون و ظلَم المطامیر ذی السّاق المرضوض به حلق القُیود؛ (الانوار البهیة، ص 205) خداوندا! بر موسی بن جعفر علیه السلام درود فرست. او که جانشین نیکان و پیشوای خوبان بود…آن آقای آشنا با بلاها و بردباری، در معرض ظلم و ستم، شکنجه شده در قعر زندان ها و ظلمت سلول های تنگ و تاریک، با پاهای ورم کرده و مجروح، و به بندکشیده شده با حلقه های زنجیر».
حضرت کاظم علیه السلام با پیروی از این رهنمود و در مقابل نیروهای باطل، از صبر و بردباری و نماز و عبادت یاری می جست؛ «کان یحیی اللیل بالسهر الی السّحر بمواصلة الاستغفار حلیف السجدة الطویلة و الدموع الغزیرة و المناجات الکثیرة و الضّراعات المتّصلة؛ (الانوار البهیة، ص 205) آن حضرت شب ها را تا سحر بیدار بود و شب زنده داری هایش همواره با استغفار بود، همراه با سجده های طولانی، اشکهای ریزان، مناجات بسیار و ناله ها و زاری های مداوم در حال عبادت».
پیشوای هفتم نمونه بارزی از این اولیای الهی است.
نمونه: سخن امام به مهدی عباسی
مهدی، سومین خلیفه عباسی در یک اقدام عوام فریبانه اعلام کرد که هر کسی که حقوقی بر گردن نظام حکومتی دارد، می تواند برای رسیدن به حق خود اقدام نماید. او در یک حرکت ظاهری مشغول ادای حقوق مردم شد. امام کاظم علیه السلام نیز خواستار اعاده حقوق خود شد. در آنجا گفتگوی ذیل میان خلیفه و پیشوای هفتم علیه السلام به وقوع پیوست:
- حقوق شما چیست؟ فدک.
- محدوده فدک را مشخص کن تا به شما بازگردانم.
- حدّ اول آن، کوه احد، حدّ دوم، عریش مصر، حدّ سوم، سیف البحر (دریای خزر) و حدّ چهارم دومة الجندل (سرزمین عراق) است.
- همه این ها!/ آری!
خلیفه آنچنان ناراحت شد که آثار غضب در چهره اش پدیدار گشت و با ناراحتی شدید گفت که مقدار زیادی است، باید بیندیشیم. امام کاظم علیه السلام با این سخن به او فهماند که حکومت، حق امام کاظم علیه السلام است و زمام حکومت بر دنیای اسلام باید در دست اهل بیت علیهم السلام باشد. (رجوع شود به اصول کافی، کتاب الحجة، باب الفیء و الانفال)
برگرفته شده از سالنمای تبلیغ

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: متفرقه, فرهنگی, مناسبتها  لینک ثابت
 [ 02:40:50 ب.ظ ]




از امام علی النقی علیه السلام چند یادگار برای ما رسیده است که متاسفانه در بین شیعیان نیز غریب می باشند.

1 زیارت جامعه کبیره

درباره زیارت جامعه کبیره که اقیانوسی مواج از معارف الهی و مضامین عالی مشتمل بر معرفی مقام ائمه علیهم السلام است در این مختصر نمی گنجد اما به همین میزان می توان اشاره کرد که زیارت جامعه به تعبیر علامه مجلسی (ره) از نظر سند و روایت، از صحیح ترین و قوی ترین زیارات ائمه علیهم السلام است، یادگاری عظیم که در حرم هر یک از ائمه معصومین آن را می خوانیم.

2. زیارت غدیریه

نیز سندی بسیار معتبر دارد و مربوط به روز عید غدیری است که امام هادی علیه السلام در سفری، به اجبار متوکل از مدینه به سامرا داشته اند و در نجف اشرف این زیارت را خطاب به قبر مطهر جد بزرگوارشان امام علی علیه السلام قرائت کردند.

دوستداران اهل بیت از این نکته غافل نباشند که این زیارت نیز مخصوص عید غدیر نیست و در کتاب شریف مفاتیح الجنان آمده و هر روز می توان این زیارت را قرائت کرد و مرحوم شیخ عباس قمی نیز بر این نکته تصریح کرده اند.

3. دعای کوتاه در کنار قبر مبارک آن حضرت

امام هادی علیه السلام آن قدر مهربان است و آن قدر برای زائران و دوستداران و شیعیان خیر می خواهند که فرمودند: از خدا خواسته ام هر کس این دعا را در کنار قبر من بخواند ناامید برنگردد.

یا عُدتی عند العُدَد و یا رجائی و المُعتمَد و یا کَهفی و السند یا واحد یا احد ویا قل هو الله احد اسئلک اللهم بحق من خلقتَ من خلقک و لم تجعل فی خلقک مثلهم احداً صل علی جماعتهم و افعل بی کذا و کذا

4. نماز بالای سر در حرم امام رضا علیه السلام

ایشان فرمودند هر کس از خداوند حاجتی دارد پس قبر مطهر جدم امام رضا علیه السلام را در طوس زیارت کند و دو رکعت نماز نزد قبر او بگذارد و در قنوت نماز حاجتش را طلب کند خداوند دعایش را اجابت می کند مگر اینکه در مورد گناه یا قطع رحم باشد.

5. تعقیب نماز

از علی بن مهزیار روایت شده که محمد بن ابراهیم به حضرت امام هادی نامه ای نوشت که اگر مصلحت می دانید به من دعایی تعلیم دهید که بعد از هر نماز بخوانم تا خداوند به سبب آن خیر دنیا و آخرت را به من عنایت فرماید.

امام هادی علیه السلام این دعا را آموزش دادند:

اعوذ بوجهک الکریم و عزتک التی لا تُرام و قدرتک التی لا یمتنع منها شیءٌ من شر الدنیا و الاخره و من شر الاوجاع کلها و لا حولَ و لا قوةَ الا بالله العلی العظیم.

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: متفرقه, فرهنگی, مناسبتها  لینک ثابت
[جمعه 1391-03-05] [ 11:25:42 ق.ظ ]




امام هادی علیه السلام فرمودند
مردم در دنیا به وسیله ثروت و تجملات شهرت می یاند و در آخرت به وسیله  اعمال محاسبه و جزا داده خواهند شد.

کتاب چهل داستان و چهل حدیث از امام هادی علیه السلام

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: متفرقه, فرهنگی, مناسبتها  لینک ثابت
 [ 11:09:59 ق.ظ ]




امام هادی علیه السلام:

از کسی که آزرده اش کرده ای صفا و یکرنگی مجوی، و از کسی که تیر بد گمانت را به او نشانه رفته ای خیرخواهی و صداقت مطلب، زیرا دل دیگران با تو همچون دل توست با دیگران.

امام هادی علیه السلام به لطف الهام خداوند زبانهای گوناگون را می دانست و دراین باره روایات، به حد استفاضه رسیده است. از جمله آنکه علی بن مهزیار روایت کرده که : خدمتکار مقلابی خود را نزد امام هادی علیه السلام  فرستادم. خدمتکار شگفت زده  بازگشت. از او پرسیدم فرزندم تو را چه می شود؟ پاسخ داد چگونه شگفت زده نشوم که او (امام هادی علیه السلام) پیوسته با من به زبان ما تکلم فرمود آن چنان که گویی یکی از ماست. من خیال کردم که او بین مقلابیها زیسته است.

در این باره روایت های دیگری نیز وارد شده است مبنی بر این که امامان علیهم السلام به زبانهای دیگری نظیر فارسی و ترکی و همانند آن سخن می گفته اند و مردم را از حوادثی که در آینده انتظارش را می کشیدند خبر می دادند چنانکه در ارتباط با مرگ واثق، خلیفه عباسی، این امر به ثبوت رسید.

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: متفرقه, فرهنگی, مناسبتها  لینک ثابت
 [ 11:07:41 ق.ظ ]




امام هادی علیه السلام فرمودند: همانا ولایت ما اهل بیت برای شیعیان و دوستان، پناهگاه امنی می باشد که چنانچه در همه امور به آن تمسک جویند بر تمام مشکلات (مادی و معنوی) فایق آیند.

انّ لشیعتنا بولایتنا لعصمة لو سلکوا بها فی لجة البحار الغامرة

شهادت این امام همام و مظلوم را به همه شیعیان تسلیت عرض می نماییم.

 

 

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: متفرقه, فرهنگی, مناسبتها  لینک ثابت
 [ 11:07:20 ق.ظ ]




با عرض سلام و تبريك به مناسبت روز زن و ولادت حضرت زهرا سلام الله عليها

درباره امام علي عليه السلام مي خواستم چند نكته اي از كتاب ارزشمند «امير گلها» بنويسم كه

با توجه به اين كه در برخي از سايت ها به طور پراكنده در اين باره نوشته شده است،‌ در اين جا

آدرس آن صفحات را براي شما مي گذارم تا حداقل پيوندي با اين وبلاگ ها برقرار كرده باشم.

براي مطالعه قسمتي از امير گلها از لينك هاي زير استفاده كنيد:

1.

2.

3.

4.

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: متفرقه, فرهنگی, مناسبتها  لینک ثابت
[جمعه 1391-02-22] [ 03:47:59 ب.ظ ]





پرسش و پاسخ از آیت الله مظاهری مد ظله العالی

 

سخن نبی اکرم که می فرمایند: «وقتی مشتاق بوی بهشت می شوم فاطمه را می بویم» به چه معنایی است؟

اگرچه همه اهل بیت علیهم السلام رایحه طیبه سبحانی دارند و منور به نور مقدس الهی هستند، لکن حضرت زهرا علیها السلام مظهر لطافت تام و نور اتم الهی هستند و منشأ و سرچشمه وجودی آن حضرت، بنا بر روایات اهل بیت (ع) از بهشت خداوند تعالی بوده است، و آن حضرت یک موجود قدسی و ملکوتی بوده اند که به شکل انسان در این عالم ظاهر و بارز شده است.

فدک چه بوده است و حضرت زهرا سلام الله علیها چگونه مالک آن شده بودند؟

فدک، منطقه ای واگذار شده از سوی خداوند متعال به حضرت رسول (ص) بوده است که در قرآن و روایات به این گونه موارد، «فیء» (هر مال و زمینی که بدون قهر و غلبه و لشکرکشی به دست آید) گفته شده و در تحت مالکیت نبیّ مکرّم (ص) بوده است و آن حضرت به امر خداوند سبحان، آن را به حضرت زهرا سلام الله علیها واگذار فرمودند و چنانکه از روایات استفاده می شود، این واگذاری به خاطر حقّی بوده است که حضرت خدیجه علیها السلام به اسلام عزیز داشته اند.

 

تظلم خواهی اهل بیت در مورد فدک به چه خاطر بود؟ آیا دفاع از مال شخصی بوده یا دفاع از مال امت؟

اول دفاع از مال واجب است، به ویژه آن که قصد تقویت اسلام را با آن مال داشته باشد، لکن آنچه را باید توجه داشت نکته دوم است و آن این که غصب فدک به عنوان این که بیت المال است و یا به بهانه این که پیامبر (ص) از خود ارث باقی نمی گذارد، یک بدعت تاریخی و یک ظلم بزرگ بود که ایستادگی در مقابل بدعت و ظلم، از واجبات بزرگ در اسلام است و اهل بیت (ع) در مقابل این بدعت و ظلم، ایستادگی فرمودند.


برگرفته شده از کتاب اندیشه های ناب


 

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: متفرقه, فرهنگی, مناسبتها  لینک ثابت
[دوشنبه 1391-02-11] [ 09:56:42 ب.ظ ]





پرسش و پاسخ از آیت الله مظاهری مد ظله العالی

 

چرا به حضرت زهرا سلام الله علیها «بضعة النبی» (پاره تن رسول خدا (ص)) می گویند؟

این مطلب، اخذ شده از روایاتی است که از نبی مکرم (ص) نقل شده است و حکایت از شدت تعلق آن حضرت به وجود مقدس حضرت زهرا سلام الله علیها دارد، زیرا نسل مبارک پیامبر اکرم (ص) یعنی وجود مبارک ائمه اطهار سلام الله علیها از ناحیه مقدسه حضرت زهرا است.

معنای حقیقی کلام نبی اکرم صلی الله علیه و آله که خطاب به حضرت زهرا (س) می فرمودند: «فداها ابوها» چیست؟

این گونه عبارت ها که در زیارات مختلف نیز نسبت به حضرات معصومین علیهم السلام به طور مکرر آمده است، مانند «بأبی انت و امی» یا «بأبی انتم و امی و نفسی و اهلی و مالی و اسرتی» که در زیارت عاشورا و زیارت جامعه کبیره وارد شده است، کنایه از شدت محبتی است که معلول شناخت حقیقت و درک شأن و شخصیت آن حضرات بوده است و کنایه از این که اگر همه چیز فدای آن حقایق قدسی و آن عظمت های معنوی و آن شخصیت های الهی گردد، به جا و شایسته است؛ بنابراین تعبیر «فداها ابوها» که پیامبر اکرم (ص) خطاب به حضرت زهرا (س) می فرمودند معلول شناخت ایشان از مقام رفیع و قدسی حضرت فاطمه زهرا علیها السلام بوده است.


برگرفته شده از کتاب اندیشه های ناب


 

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: متفرقه, فرهنگی, مناسبتها  لینک ثابت
 [ 09:53:56 ب.ظ ]





پرسش و پاسخ از آیت الله مظاهری مد ظله العالی

 

چرا به حضرت زهرا سلام الله علیها لقب «الحَوراء الانسیه» داده شده است؟

زیرا چنانکه حضرت ثامن الحجج علیه السلام از قول رسول خدا صلی الله علیه و آله فرموده اند، منشأ وجودی و ریشه اصلی وجود حضرت زهرا سلام الله علیها مائده بهشتی بوده است و لذا آن بانوی معظمه، گویی ملک و حوریه ای است که به شکل انسان است و از این حیث، آن حضرت «الحوراء الانسیه» می باشند و لذا استاد بزرگوار ما حضرت امام خمینی (ره) که در مسأله ولایت، دارای مراتب عالیه علمی و عملی بودند می فرمودند: همه جلوه ها و تجلیات الهی و همه جلوه ها و تجلیات ملکوتی و جبروتی و همه جلوه ها و تجلیات مُلکی و ناسوتی و همچنین تمام هویت های کمالی در وجود حضرت زهرا سلام الله علیها یکجا جمع شده است و بنابراین، آن حضرت یک انسان روحانی است و به عبارت دیگر، تمامِ حقیقت انسان و تمام نسخه انسانیت است.


برگرفته شده از کتاب اندیشه های ناب


 

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: متفرقه, فرهنگی, مناسبتها  لینک ثابت
 [ 09:51:26 ب.ظ ]




 

پرسش و پاسخ از آیت الله مظاهری مد ظله العالی

 

در وجه تسمیه حضرت زهرا سلام الله علیها به «طاهره» گفته اند: به این دلیل است که آن حضرت از عادت زنانه پاک و مطهر بوده اند. آیا این ویژگی به عنوان فضیلت و کرامت اختصاصی ایشان می باشد، یا علت طبیعی داشته است؟

 


این، یک کرامت ویژه و اعجاز برای حضرت زهرا سلام الله علیها بوده است که جریان طبیعی زنانه را خنثی نموده است. و از این جهت، بعد از سقط حضرت محسن، بلافاصله برای اداء آن خطبه غرّاء به مسجد مشرف شدند.

برگرفته شده از کتاب اندیشه های ناب


 

 

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: متفرقه, فرهنگی, مناسبتها  لینک ثابت
 [ 09:47:53 ب.ظ ]




 

پرسش و پاسخ از آیت الله مظاهری مد ظله العالی

منشأ اسماء و القابی که به حضرت زهرا (س) نسبت داده اند از کجاست؟

 

 

تفسیر هر یک و وجه تسمیه آن وجود مقدس، در روایات مربوطه آمده است که باید به محل آن مراجعه شود. چنانکه در تفسیر اسم مبارک ایشان هم مطالب عمیقی وارد شده و از جمله، آن که وجه تسمیه فاطمه، آن است که مردمان از درک شأن و حقیقت مقدسه آن حضرت «مفطوم» یعنی ناتوان هستند و ادراک حقیقت و شخصیت والای او، اختصاص به خدای سبحان و پدر و شوهر و فرزندان والاقدر او دارد.

کنیه «ام ابیها» از کنیه های حضرت زهرا به چه معناست؟

چون شخصیت پیامبر گرامی صلی الله علیه و آله، مرهون آن بانوی بزرگوار است، لذا حضرت زهرا علیها السلام برای شخصیت ایشان جزء العله می باشند، همان طور که شخص پیامبر گرامی مرهون مادرشان می باشند و لذا حضرت آمنه علیها السلام مادر نبی مکرم اسلام برای شخص آن وجود مقدس جزء العله هستند و این، معنای کنیه «ام ابیها» است.

برگرفته شده از کتاب اندیشه های ناب


 

 

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: متفرقه, فرهنگی, مناسبتها  لینک ثابت
 [ 09:45:15 ب.ظ ]




 

پرسش و پاسخ از آیت الله مظاهری مد ظله العالی

 









زمان تولد حضرت زهرا سلام الله علیها قبل از بعثت بوده است یا بعد از بعثت؟

بنا بر قول مشهور، پنج سال بعد از بعثت بوده است.



آیا حضرت زهرا دارای خواهر یا برادر بودند؟

آن حضرت، ظاهراً تنها فرزند پیامبر گرامی صلی الله علیه و آله و حضرت خدیجه علیها السلام هستند و حضرت خدیجه علیها السلام به غیر از حضرت زهرا سلام الله علیها از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرزند دیگری نداشتند.

 

در میان اسامی متعددی که برای حضرت فاطمه سلام الله علیها نقل شده، کدام یک اسم و کدام یک لقب ایشان است؟

اسم مشهور آن حضرت فاطمه سلام الله علیها است و القاب متعددی دارند که مشهورترین آن «زهرا» است.


 

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: متفرقه, فرهنگی, مناسبتها  لینک ثابت
 [ 09:42:39 ب.ظ ]




 

 

پرسش و پاسخ از آیت الله مظاهری مد ظله العالی

این گفته شده «در تولد حضرت زهرا سلام الله علیها زنان بهشتی به کمک خدیجه علیها السلام آمدند» یعنی چه؟

 

آن چه مسلم است این است که خداوند برای احترام حضرت خدیجه علیها السلام، از عالم غیب افرادی را فرستاده است، چنانکه برای حواریین حضرت عیسی علیه السلام از عالم غیب مائده فرستاده است، چنانکه برای قوم حضرت موسی علیه السلام مائده ای به نام «منّ و سلوی» فرستاده است، لکن خصوصیات این مسایل و موارد معلوم نیست.

برگرفته شده از کتاب اندیشه های ناب


 

 

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: متفرقه, فرهنگی, مناسبتها  لینک ثابت
 [ 09:37:49 ب.ظ ]




پرسش و پاسخ از آیت الله مظاهری مد ظله العالی

آیا صحبت نمودن حضرت زهرا سلام الله علیهااز درون رحم با مادرشان حضرت خدیجه سلام الله علیها صحیح است؟ چطور امکان دارد؟

 

این امر یک مسأله طبیعی نبوده بلکه کرامتی ویژه و معجزه بوده است و اختصاص به حضرت زهرا سلام الله علیها هم نداشته، بلکه درباره دیگر از ائمه طاهرین علیهم السلام نیز نقل شده است. و معجزه، هم امکان ذاتی و هم امکان وقوعی دارد.

برگرفته شده از کتاب اندیشه های ناب


 

 

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: متفرقه, فرهنگی, مناسبتها  لینک ثابت
 [ 09:32:42 ب.ظ ]




 

پرسش و پاسخ از آیت الله مظاهری مد ظله العالی

این مطلب که می فرمایند: «منشأ خلقت حضرت زهرا سلام الله علیها رُطب (خرما) و سیب بهشتی است» یعنی چه؟

این قضیه از خصوصیات و امتیازات حضرت زهرا سلام الله علیها است، که به پدر بزرگوار ایشان امر شد چهل روز از مردم کناره گیری کردند و در غار حراء به ریاضت دینی و عبادت مشغول شدند و پس از چهل روز، جبرئیل امین از عالم غیب برای آن حضرت، غذای بهشتی آورده و آن بزرگوار تناول فرمودند و نور حضرت زهرا سلام الله علیها از پیامبر صلی الله علیه و آله به حضرت خدیجه سلام الله علیها منتقل گردید.

برگرفته شده از کتاب اندیشه های ناب

 

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: متفرقه, فرهنگی, مناسبتها  لینک ثابت
 [ 09:29:10 ب.ظ ]




 

سخنان فاطمه

از فاطمه (علیها السلام) سخنان فراوانی بر جای مانده، که پاره‌ای از آنان مستقیماً از او نقل شده است و به نیکی می‌توان گوشه‌ای از علو مقام و ژرفای علم و معرفت او را در این کلمات دریافت و پاره‌ای دیگر نیز بواسطه او، از وجود پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) روایت گشته است که به نوبه خود بیانگر ارتباط نزدیک او با رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) و عمق درک و فهم فاطمه (علیها السلام) می‌باشد. در این مجال، جهت رعایت اختصار تنها به دو مورد از کلماتی که مستقیماً از فاطمه (علیها السلام) نقل شده اشاره می‌نماییم:

1- قال مولاتنا فاطمة الزهرا (علیها السلام): “من اصعد الی الله خالص عبادته، اهبط الله عزوجل الیه افضل مصلحته

فاطمه زهرا (سلام الله علیها) فرمود: “هر کس عبادت خالص خود را به سوی پروردگار بالا بفرستد، خداوند برترین مصلحت خود را به سوی او می‌فرستد.”

2- قال مولاتنا فاطمة الزهرا (علیها السلام) فی قسم من خطبة الفدکیة: “فجعل الله الایمان تطهیراً لکم من الشرک، و الصلوه تنزیها لکم عن الکبر، و الزکاه تزکیه للنفس و نماًء فی الرزق، و الصیام تثبیتاً للإ خلاص، و الحج تشییداً للدین، و العدل تنسیقاً للقلوب، و طاعتنا نظاماً للملة، و اما متنا اماناً من الفرقه، و الجهاد عزا للإسلام، و الصبر معونة علی استیجاب الأجر، و الأمر بالمعروف مصلحة للعامه، و بر الوالدین وقایه من السخط، وصلة الأرحام منماة للعدد، و القصاص حصناً للدماء، و الوفاء بالندر تعریضاً للمغفره، و توفیة المکائیل و الموازین تغییراً للبخس، و النهی عن شرب الخمر تنزیهاً عن الرجس، و اجتناب القذف حجاباً عن اللعنة، و ترک السرقة ایجاباً للعفة، و حرم الله الشرک اخلاصاً له بالربوبیه، فاتقوا الله حق تقاته و لا تموتن الا و انتم مسلمون و اطیعو الله فیما امرکم به و نهاکم عنه فانه” انما یخشی الله من عباده العلماء.

فاطمه زهرا (علیها السلام) در قسمتی از خطبه فدکیه می‌فرمایند: “پس خداوند ایمان را موجب پاکی شما از شرک، نماز را موجب تنزیه و پاکی شما از (آلودگی) تکبر، زکات را باعث تزکیه و طهارت روح و روان و رشد و فزونی در روزی، روزه را موجب پایداری اخلاص، حج را باعث استواری دین، دادگری و عدل را موجب انسجام و تقویت دلها، اطاعت و پیروی از ما را باعث نظم و آسایش ملت، رهبری و پیشوایی ما را موجب امان از جدایی و تفرقه، جهاد را موجب عزت و شکوه اسلام، صبر و پایداری را کمکی بر استحقاق و شایستگی پاداش، امر به معروف را به مصلحت عامه مردم، نیکی به پدر و مادر را سپری از خشم پروردگار، پیوند و پیوستگی با ارحام و خویشاوندان را موجب کثرت جمعیت، قصاص را موجب جلوگیری از خونریزیها، وفا به نذر را موجب قرار گرفتن در معرض آمرزش، پرهیز از کم فروشی را موجب عدم زیان و ورشکستگی، نهی از آشامیدن شراب را به خاطر پاک بودن از پلیدی، دوری جستن از قذف (تهمت ناروای جنسی) را انگیزه‌ای برای جلوگیری از لعن و نفرین، پرهیز از دزدی را موجب حفظ عفت و پاکدامنی قرار داد و خداوند شرک ورزیدن نسبت به خود را از آن جهت حرام فرمود که بندگان در بندگی خود نسبت به ربوبیت او اخلاص پیشه کنند، پس “از خداوند بدان گونه که شایسته است پرهیز داشته باشید و تقوا پیشه کنید و جز درحال مسلمانی از دنیا نروید.” و خدا را در آنچه که شما را بدان امر می‌کند و آنچه که نهی می‌کند فرمان برداری کنید. زیرا “تنها بندگان دانا از خداوند خوف و ترس دارند.”

 

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: متفرقه, فرهنگی, مناسبتها  لینک ثابت
[سه شنبه 1391-01-29] [ 08:52:06 ب.ظ ]




 

بیماری فاطمه (علیها السلام) و عیادت از او

سرانجام فاطمه بر اثر شدت ضربات و لطماتی که به او بر اثر هجوم به خانه‌اش و وقایع پس از آن وارد گشته بود، بیمار گشت و در بستر بیماری افتاد. گاه به زحمت از بستر برمی‌خاست و کارهای خانه را انجام می‌داد و گاه به سختی و با همراهی اطفال کوچکش، خود را کنار تربت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) می‌رساند و یا کنار مزار حمزه عموی پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و دیگر شهدای احد حاضر می‌گشت و غم و اندوه خود را بازگو می‌نمود.

در همین ایام بود که روزی زنان مهاجر و انصار که از بیماری او آگاهی یافته بودند، جهت عیادت به دیدارش آمدند. فاطمه (علیها السلام) در این دیدار بار دیگر اعتراض و نارضایتی خویش را از اقدام گروهی که خلافت را به ناحق از آن خویش نموده بودند، اعلام نمود و از آنان و عده‌ای که در مقابل آن سکوت نموده بودند، به علت عدم انجام وظیفه الهی و نادیده گرفتن فرمان نبوی درباره وصایت امام علی (علیه السلام) انتقاد کرد و نسبت به عواقب این اقدام و خروج اسلام از مجرای صحیح خود به آنان هشدار داد. همچنین برکاتی را که در اثر عمل به تکلیف الهی و اطاعت از جانشین پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) از جانب خداوند بر آنان نائل خواهد شد، خاطر نشان نمود.

در چنین روزهایی بود که ابابکر و عمر به عیادت حضرت آمدند. هر چند در ابتدا فاطمه (علیها السلام) از آنان رویگردان بود و به آنان اذن عیادت نمی‌داد، اما سرانجام آنان بر بستر فاطمه(علیها السلام) حاضر گشتند. فاطمه (علیها السلام) در این هنگام، این کلام پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) را که فرموده بود: “هر کس فاطمه را به غصب در آورد من را آزرده و هر که او را راضی نماید مرا راضی نموده“، به آنان یادآوری نمود. ابابکر و عمر نیز صدق این کلام و انتساب آن به پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) را تأیید نمودند. سرانجام فاطمه(علیها السلام)، خدا و ملائکه را شاهد گرفت فرمود: “شما من را به غضب آوردید و هرگز من را راضی ننمودید؛ در نزد پیامبر، شکایت شما دو نفر را خواهم نمود.

وصیت

در ایام بیماری، فاطمه (علیها السلام) روزی امام علی (علیه السلام) را فراخواند و آن حضرت را وصی خویش قرار داد و به آن حضرت وصیت نمود که پس از وفاتش، فاطمه (علیها السلام) را شبانه غسل دهد و شبانه کفن نماید و شبانه دفن کند و احدی از کسانی که در حق او ستم روا داشته‌اند، در مراسم تدفین و نماز خواندن بر جنازه او حاضر نباشند.

شهادت

سرانجام روز سوم جمادی الثانی سال یازدهم هجری فرا رسید. فاطمه (علیها السلام) آب طلب نموده و بوسیله آن بدن مطهر خویش را شستشو داد و غسل نمود. سپس جامه‌ای نو پوشید و در بستر خوابید و پارچه‌ای سفید به روی خود کشید؛ چیزی نگذشت که دخت پیامبر، بر اثر حوادث ناشی از هجوم به خانه ایشان، دنیا را ترک نموده و به شهادت رسید؛ در حالیکه از عمر مبارکش بنا بر مشهور، 18 سال بیشتر نمی‌گذشت و بنا بر مشهور تنها 95 روز پس از رسول خدا در این دنیا زندگی نمود.

فاطمه (علیها السلام) در حالی از این دنیا سفر نمود که بنا بر گفته معتبرترین کتب در نزد اهل تسنن و همچنین برترین کتب شیعیان، از ابابکر و عمر خشمگین بود و در اواخر عمر هرگز با آنان سخن نگفت؛ و طبیعی است که دیگر حتی تأسف ابی‌بکر در هنگام مرگ از تعرض به خانه فاطمه (علیها السلام) سودی نخواهد بخشید.

تغسیل و تدفین

مردم مدینه پس از آگاهی از شهادت فاطمه (علیها السلام)، در اطراف خانه آن بزرگوار جمع گشتند و منتظر تشییع و تدفین فاطمه (علیها السلام) بودند؛ اما اعلام شد که تدفین فاطمه(علیها السلام) به تأخیر افتاده است. لذا مردم پراکنده شدند. هنگامی که شب فرا رسید و چشمان مردم به خواب رفت، امام علی (علیه السلام) بنا بر وصیت فاطمه (علیها السلام) و بدور از حضور افراد، به غسل بدن مطهر و رنج دیده همسر خویش پرداخت و سپس او را کفن نمود. هنگامی که از غسل دادن او فارغ شد، به امام حسن و امام حسین (علیهما السلام) (در حالی که در زمان شهادت مادر هر دو کودک بودند.) امر فرمود: تا عده‌ای از صحابه راستین رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) را که البته مورد رضایت فاطمه (علیها السلام) بودند، خبر نمایند تا در مراسم تدفین آن بزرگوار شرکت کنند. (و اینان از 7 نفر تجاوز نمی‌کرده‌اند). پس از حضور آنان، امیر مؤمنان بر فاطمه (علیها السلام) نماز گزارد و سپس در میان حزن و اندوه کودکان خردسالش که مخفیانه در فراق مادر جوان خویش گریه می‌نمودند، به تدفین فاطمه (علیها السلام) پرداخت. هنگامی که تدفین فاطمه (علیها السلام) به پایان رسید، رو به سمت مزار رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) نمود و گفت:

“سلام بر تو ای رسول خدا، از جانب من و از دخترت؛ آن دختری که بر تو و در کنار تو آرمیده است و در زمانی اندک به تو ملحق شده. ای رسول خدا، صبر و شکیبایی‌ام از فراق حبیبه‌ات کم شده، خودداریم در فراق او از بین رفت… ما از خداییم و بسوی او باز می‌گردیم… به زودی دخترت، تو را خبر دهد که چه سان امتت فراهم گردیدند و بر او ستم ورزیدند. سرگذشت را از او بپرس و گزارش را از او بخواه که دیری نگذشته و یاد تو فراموش نگشته…”

امروزه پس از گذشت سالیان متمادی همچنان مزار سرور بانوان جهان مخفی است و کسی از محل آن آگاه نیست. مسلمانان و بخصوص شیعیان در انتظار ظهور امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) بزرگترین منجی الهی و یازدهمین فرزند از نسل فاطمه (علیها السلام) در میان ائمه می‌باشند تا او مزار مخفی شده مادر خویش را بر جهانیان آشکار سازد و به ظلم و بی عدالتی در سراسر گیتی، پایان دهد.

 

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: متفرقه, فرهنگی, مناسبتها  لینک ثابت
 [ 08:49:56 ب.ظ ]




 

فاطمه (علیها السلام) و فدک

از دیگر ستمهایی که پس از ارتحال پیامبر در حق فاطمه (علیها السلام) روا داشته شد، مسأله فدک بود. فدک قریه‌ای است که تا مدینه حدود 165 کیلومتر فاصله دارد و دارای چشمه جوشان و نخلهای فراوان خرماست و خطه‌ای حاصلخیز می‌باشد. این قریه متعلق به یهودیان بود و آن را بدون هیچ جنگی به پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) بخشیدند؛ لذا مشمول اصطلاح انفال می‌گردد و بر طبق صریح قرآن، تنها اختصاص به خداوند و پیامبر اسلام دارد. پس از این جریان و با نزول آیه «و ات ذا القربی حقه»، پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) بر طبق دستور الهی آن را به فاطمه (علیها السلام) بخشید. فاطمه (علیها السلام) و امیر مومنان (علیه السلام) در فدک عاملانی داشتند که در آبادانی آن می‌کوشیدند و پس از برداشت محصول، درآمد آن را برای فاطمه (علیها السلام) می‌فرستادند. فاطمه (علیها السلام) نیز ابتدا حقوق عاملان خویش را می‌پرداخت و سپس مابقی را در میان فقرا تقسیم می‌نمود؛ و این در حالی بود که وضع معیشت آن حضرت و امام علی (علیه السلام) در ساده‌ترین وضع به سر می‌برد. گاه آنان قوت روز خویش را هم در راه خدا انفاق می‌نمودند و در نتیجه گرسنه سر به بالین می‌نهادند. اما در عین حال فقرا را بر خویش مقدم می‌داشتند و در این عمل خویش، تنها خدا را منظور نظر قرار می‌دادند. (چنانچه در آیات آغازین سوره دهر آمده است). پس از رحلت رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم)، ابابکر با منتسب نمودن حدیثی به پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) با این مضمون که ما انبیا از خویش ارثی باقی نمی‌گذاریم، ادعا نمود آنچه از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) باقی مانده، متعلق به تمامی مسلمین است.

فاطمه در مقام دفاع از حق مسلم خویش دو گونه عمل نمود. ابتدا افرادی را به عنوان شاهد معرفی نمود که گواهی دهند پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در زمان حیات خویش فدک را به او بخشیده است و در نتیجه فدک چیزی نبوده که به صورت ارث به او رسیده باشد. در مرحله بعد حضرت خطبه‌ای را در مسجد پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) ایراد نمود که همانگونه که قبلاً نیز ذکر شد، حاوی مطالب عمیق در توحید و رسالت و امامت است. در این خطبه که در نهایت فصاحت و بلاغت ایراد گردیده است، بطلان ادعای ابابکر را ثابت نمود.فاطمه به ابوبکر خطاب نمود که چگونه خلاف کتاب خدا سخن می‌گویی؟! سپس حضرت به شواهدی از آیات قرآن اشاره نمود که در آنها سلیمان، وارث داود ذکر گردیده و یا زکریا از خداوند تقاضای فرزندی را می‌نماید که وارث او و وارث آل یعقوب باشد. از استدلال فاطمه (علیها السلام) به نیکی اثبات می‌گردد بر فرض که فدک در زمان حیات پیامبر به فاطمه (علیها السلام) بخشیده نشده باشد، پس از پیامبر به او به ارث می‌رسد و در این صورت باز هم مالک آن فاطمه است و ادعای اینکه پیامبران از خویش ارث باقی نمی‌گذارند، ادعایی است خلاف حقیقت، و نسبت دادن این کلام به پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) امری است دروغ؛ چرا که محال است آن حضرت بر خلاف کلام الهی سخن بگوید و خداوند نیز بارها در قرآن کریم این امر را تایید نموده و بر آن تاکید کرده است. اما با تمام این وجود، همچنان غصب فدک ادامه یافت و به مالک حقیقی‌اش بازگردانده نشد.

باید توجه داشت صحت ادعای فاطمه (علیها السلام) چنان واضح و روشن بود و استدلالهای او آنچنان متین و استوار بیان گردید که دیگر برای کسی جای شک باقی نمی‌ماند و بسیاری از منکرین در درون خود به وضوح آن را پذیرفته بودند. دلیل این معنا، آنست که عمر خلیفه دوم هنگامی که فتوحات اسلامی گسترش یافت و نیاز دستگاه خلافت به در آمد حاصل از آن بر طرف گردید، فدک را به امیر مؤمنان (علیه السلام) و اولاد فاطمه (علیها السلام) باز گرداند. اما بار دیگر در زمان عثمان فدک غصب گردید.

 

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: متفرقه, فرهنگی, مناسبتها  لینک ثابت
 [ 08:42:11 ب.ظ ]




 

فاطمه (علیها السلام) پس از پیامبر

با وفات پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم)، فاطمه (علیها السلام) غرق در سوگ و ماتم شد. از یک طرف نه تنها پدر او بلکه آخرین فرستاده خداوند و ممتازترین مخلوق او، از میان بندگان به سوی خداوند، بار سفر بسته بود. هم او که در وجود خویش برترین مکارم اخلاقی را جمع نموده و با وصف صاحب خلق عظیم، توسط خداوند ستوده شده بود. هم او که با وفاتش باب وحی تشریعی بسته شد؛ از طرفی دیگر حق وصی او غصب گشته بود. و بدین ترتیب دین از مجرای صحیح خود، در حال انحراف بود. فاطمه (علیها السلام) هیچگاه غم و اندوه خویش را در این زمینه کتمان نمی‌نمود. گاه بر مزار پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) حاضر می‌شد و به سوگواری می‌پرداخت و گاه تربت شهیدان احد و مزار حمزه عموی پیامبر را برمی‌گزید و درد دل خویش را در آنجا بازگو می‌نمود. حتی آن هنگام که زنان مدینه علت غم و اندوه او را جویا شدند، در جواب آنان صراحتاً اعلام نمود که محزون فقدان رسول خدا و مغموم غصب حق وصی اوست.

هنوز چیزی از وفات رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) نگذشته بود که سفارش رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) و ابلاغ فرمان الهی توسط ایشان در روز غدیر، مبنی بر نصب امام علی (علیه السلام) به عنوان حاکم و ولی مسلمین پس از پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)، توسط عده ای نادیده گرفته شد و آنان در محلی به نام سقیفه جمع گشتند و از میان خود فردی را به عنوان حاکم برگزیدند و شروع به جمع‌آوری بیعت از سایرین برای او نمودند. به همین منظور بود که عده‌ای از مسلمانان به نشانه اعتراض به غصب حکومت و نادیده گرفتن فرمان الهی در نصب امام علی (علیه السلام) به عنوان ولی و حاکم اسلامی پس از پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در خانه فاطمه (علیها السلام) جمع گشتند. هنگامی که ابوبکر - منتخب سقیفه - که تنها توسط حاضرین در سقیفه انتخاب شده بود، از اجتماع آنان و عدم بیعت با وی مطلع شد؛ عمر را روانه خانه فاطمه (علیها السلام) نمود تا امام علی(علیه السلام) و سایرین را به زور برای بیعت در مسجد حاضر نماید. عمر نیز با عده‌ای به همراه پاره آتش، روانه خانه فاطمه (علیها السلام) شد. هنگامی که بر در خانه حاضر شد، فاطمه (علیها السلام) به پشت در آمد و علت حضور آنان را جویا شد. عمر علت را حاضر نمودن امام علی (علیه السلام) و دیگران در مسجد برای بیعت با ابوبکر عنوان نمود. فاطمه (علیها السلام) آنان را از این امر منع نمود و آنان را مورد توبیخ قرار داد. در نتیجه عده‌ای از همراهیان او متفرق گشتند. اما در این هنگام او که از عدم خروج معترضین آگاهی یافت، تهدید نمود در صورتی که امام علی (علیه السلام) و سایرین برای بیعت از خانه خارج نشوند، خانه را با اهلش به آتش خواهد کشید. و این در حالی بود که می‌دانست حضرت فاطمه (علیها السلام) در خانه حضور دارد. در این موقع عده‌ای از معترضین از خانه خارج شدند که مورد برخورد شدید عمر قرار گرفتند و شمشیر برخی از آنان نیز توسط او شکسته شد. اما همچنان امیر مومنان، فاطمه و کودکان آنان در خانه حضور داشتند. بدین ترتیب عمر دستور داد تا هیزم حاضر کنند و به وسیله هیزمهاي گردآوری شده و پاره آتشی که با خود همراه داشت، درب خانه را به آتش کشیدند و به زور وارد خانه شدند و به همراه عده‌ای از همراهانش خانه را مورد تفتیش قرار داده و امام علی را به زور و با اکراه به سمت مسجد کشان کشان بردند. در حین این عمل، فاطمه (علیها السلام) بسیار صدمه دید و لطمات فراوانی را تحمل نمود اما باز از پا ننشست و بنا بر احساس وظیفه و تکلیف الهی خویش در دفاع از ولی زمان و امام خود به مسجد آمد. عمر و ابوبکر و همراهان آنان را در مسجد رسول خدا مورد خطاب قرار داد و آنان را از غضب الهی و نزول عذاب بر حذر داشت. اما آنان اعمال خویش را ادامه دادند.

منبع:‌ سايت رشد

 

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: متفرقه, فرهنگی, مناسبتها  لینک ثابت
 [ 08:41:00 ب.ظ ]




 

بیان عظمت فاطمه از زبان پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)

رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم)، بارها و بارها فاطمه (علیها السلام) را ستود و از او تجلیل نمود. در مواقع بسیاری می‌فرمود: “پدرش به فدایش باد” و گاه خم می‌شد و دست او را می‌بوسید. به هنگام سفر از آخرین کسی که خداحافظی می‌نمود، فاطمه (علیها السلام) بود و به هنگام بازگشت به اولین محلی که وارد می‌شد، خانه او بود.

عامه محدثین و مسلمانان از هر مذهب و با هر عقیده‌ای، این کلام را نقل نموده‌اند که حضرت رسول می‌فرمود: “فاطمه پاره تن من است هر کس او را بیازارد مرا آزرده است.” از طرفی دیگر، قرآن کریم پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) را از هر سخنی که منشأ آن هوای نفسانی باشد، بدور دانسته و صراحتاً بیان می‌دارد که هر چه پیامبر می‌فرماید، سخن وحی است. پس می‌توان دریافت که این همه تجلیل و ستایش از فاطمه (علیها السلام)، علتی ماورای روابط عاطفی مابین پدر و فرزند دارد. پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) نیز خود به این مطلب اشاره می‌فرمود. گاه در جواب خرده‌گیران، لب به سخن می‌گشود که خداوند مرا به این کار امر نموده و یا می‌فرمود: “من بوی بهشت را از او استشمام می‌کنم.

اما اگر از زوایای دیگر به بحث بنگریم و حدیث نبوی را در کنار آیات شریفه قرآن کریم قرار دهیم، مشاهده می‌نماییم قرآن کریم عقوبت کسانی که رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم)را اذیت نمایند، عذابی دردناک ذکر می‌کند. و یا می‌فرماید کسانی که خدا و رسول را اذیت نمایند، خدا آنان را در دنیا از رحمت خویش دور می‌دارد و برای آنان عذابی خوار کننده آماده می‌نماید. پس به نیکی مشخص می‌شود که رضا و خشنودی فاطمه (علیها السلام)، رضا و خشنودی خداوند است و غضب او نیز باعث غضب خداست. به بیانی دقیق‌تر، او مظهر رضا و غضب الهی است. چرا که نمی‌توان فرض نمود، شخصی عملی را انجام دهد و بدان وسیله فاطمه (علیها السلام) را بیازارد و موجب آزردگی پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) گردد و بدین سبب مستوجب عقوبت الهی شود، اما خداوند از آن شخص راضی و به عمل او خشنود باشد و در عین رضایت، او را مورد عقوبتی سنگین قرار دهد.

نکته‌ای دیگر که از قرار دادن این حدیث در کنار آیات قرآن کریم بدست می‌آید، آنست که رضای فاطمه (علیها السلام)، تنها در مسیر حق بدست می‌آید و غضب او فقط در انحراف از حق و عدول از اوامر الهی حاصل می‌شود و در این امر حتی ذره‌ای تمایلات نفسانی و یا انگیزه‌های احساسی مؤثر نیست. چرا که از مقام عدل الهی، بدور است شخصی را به خاطر غضب دیگری که برخواسته از تمایل نفسانی و یا عوامل احساسی مؤثر بر اراده اوست، عقوبت نماید.

 

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: متفرقه, فرهنگی, مناسبتها  لینک ثابت
 [ 08:39:15 ب.ظ ]




 

فاطمه (علیها السلام) در خانه

فاطمه (علیها السلام) با آن همه فضیلت، همسری نیکو برای امیر مؤمنان بود. تا جایی که روایت شده هنگامی که علی (علیه السلام) به فاطمه (علیها السلام) می‌نگریست، غم و اندوهش زدوده می‌شد. فاطمه (علیها السلام) هیچگاه حتی اموری را که می‌پنداشت امام علی (علیه السلام) قادر به تدارک آنها نیست، از او طلب نمی نمود. اگر بخواهیم هر چه بهتر رابطه زناشویی آن دو نور آسمان فضیلت را بررسی نماییم، نیکوست از امام علی (علیه السلام) بشنویم؛ چه آن هنگام که در ذیل خطبه‌ای به فاطمه (علیها السلام) با عنوان بهترین بانوی جهانیان مباهات می‌نماید و او را از افتخارات خویش بر می‌شمرد و یا آن هنگام که می‌فرماید: “بخدا سوگند که او را به خشم در نیاوردم و تا هنگامی که زنده بود، او را وادار به کاری که خوشش نیاید ننمودم؛ او نیز مرا به خشم نیاورد و نافرمانی هم ننمود.

 

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: متفرقه, فرهنگی, مناسبتها  لینک ثابت
 [ 08:35:29 ب.ظ ]




 

ازدواج و فرزندان آن حضرت

صدیقه کبری خواستگاران فراوانی داشت. نقل است که عده‌ای از نامداران صحابه از او خواستگاری کردند. رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) به آنها فرمود که اختیار فاطمه در دست خداست. بنا بر آنچه که انس بن مالک نقل نموده است، عده‌ای دیگر از میان نامداران مهاجرین، برای خواستگاری فاطمه (علیها السلام) به نزد پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)رفتند و گفتند حاضریم برای این وصلت، مهر سنگینی را تقبل نماییم. رسول خدا همچنان مسأله را به نظر خداوند موکول می‌نمود تا سرانجام جبرئیل بر پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) نازل شد و گفت: “ای محمد! خدا بر تو سلام می‌رساند و می‌فرماید فاطمه را به عقد علی درآور، خداوند علی را برای فاطمه و فاطمه را برای علی پسندیده است.” امام علی (علیه السلام) نیز از خواستگاران فاطمه (علیها السلام) بود و حضرت رسول بنا بر آنچه که ذکر گردید، به امر الهی با این وصلت موافقت نمود. در روایات متعددی نقل گشته است که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: اگر علی نبود، فاطمه همتایی نداشت. بدین ترتیب بود که مقدمات زفاف فراهم شد. حضرت فاطمه (علیها السلام) با مهری اندک (بر خلاف رسوم جاهلی که مهر بزرگان بسیار بود) به خانه امام علی (علیه السلام) قدم گذارد.(3) ثمره این ازدواج مبارک، 5 فرزند به نامهای حسن، حسین، زینب، ام کلثوم و محسن (که در جریان وقایع پس از پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) سقط شد)، بود. امام حسن و امام حسین (علیهما السلام) از امامان 12 گانه می‌باشند که در دامان چنین مادری تربیت یافته‌اند و 9 امام دیگر (به غیر از امام علی (علیه السلام) و امام حسن (علیه السلام)) از ذریه امام حسین (علیه السلام) می‌باشند و بدین ترتیب و از طریق فاطمه (علیها السلام) به رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) منتسب می‌گردند و از ذریه ایشان به شمار می‌روند.(4) و به خاطر منسوب بودن ائمه طاهرین (به غیر از امیر مؤمنان (علیه السلام)) به آن حضرت، فاطمه (علیها السلام) را “ام الائمه” (مادر امامان) گویند.

زینب (سلام الله علیها) که بزرگترین دختر فاطمه (علیها السلام) به شمار می‌آید، بانویی عابد و پاکدامن و عالم بود. او پس از واقعه عاشورا، و در امتداد حرکت امام حسین (علیه السلام)، آن چنان قیام حسینی را نیکو تبیین نمود، که پایه‌های حکومت فاسق اموی به لرزه افتاد و صدای اعتراض مردم نسبت به ظلم و جور یزید بارها و بارها بلند شد. تا جایی که حرکتهای گسترده‌ای بر ضد ظلم و ستم او سازمان گرفت. آنچه از جای جای تاریخ درباره عبادت زینب کبری (علیها السلام) بدست می‌آید، آنست که حتی در سخت‌ترین شرایط و طاقت‌فرساترین لحظات نیز راز و نیاز خویش با پروردگار خود را ترک ننمود و این عبادت و راز و نیاز او نیز ریشه در شناخت و معرفت او نسبت به ذات مقدس ربوبی داشت.

ام کلثوم نیز که در دامان چنین مادری پرورش یافته بود، بانویی جلیل القدر و خردمند و سخنور بود که او نیز پس از عاشورا به همراه زینب (سلام الله علیها) حضور داشت و نقشی عمده در آگاهی دادن به مردم ایفا نمود.

 

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: متفرقه, فرهنگی, مناسبتها  لینک ثابت
 [ 08:33:50 ب.ظ ]
1 2
 
   
 
مسابقه راوی مهر