کوثر ولایت
 
 




جستجو



 << < آذر 1396 > >>
شن یک دو سه چهار پنج جم
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  


کاربران آنلاین
  • عابدي
  • سین بانو
  • بهاره شیرخانی
 



اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: اخلاقی وتربیتی  لینک ثابت
[چهارشنبه 1395-02-22] [ 01:18:00 ب.ظ ]


...


اگر بعد از هر لبخندی خدا را سپاس نگویید


روا نیست بعد از هر اشکی


از او گلایه کنید…

 

                                                                                             

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: اخلاقی وتربیتی  لینک ثابت
[سه شنبه 1394-11-27] [ 01:31:00 ب.ظ ]




اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: اخلاقی وتربیتی  لینک ثابت
[شنبه 1394-11-10] [ 01:12:00 ب.ظ ]




اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: اخلاقی وتربیتی  لینک ثابت
[یکشنبه 1394-08-17] [ 10:17:00 ق.ظ ]





مادر، پدر یا فرزند سالاری؟!


بدون تردید خانواده و چگونگی روابط میان اعضای خانواده و کیفیت ارتباط والدین با فرزندان، در شکل گیری شخصیت و رشد اجتماعی، عاطفی و عقلانی فرزندان نقش و اهمیت فراوانی دارد. روان شناسان معتقدند محیط خانه اولین و بادوام ترین عامل در رشد شخصیت افراد یک خانواده است.
رابطه اعضای یک خانواده ممکن است به سه صورت: محدودیت مطلق، آزادی مطلق و عدم دخالت افراد خانواده در کار یکدیگر و نهایتاً آزادی مشروط ظاهر شود.

۱- محدودیت مطلق:


در چنین خانواده هایی

معمولاً یک نفر بر تمام اعمال و رفتار دیگران ناظر است. این فرد غالباً پدر( پدرسالاری) و در بعضی موارد مادر خانواده( مادرسالاری) است و گاهی نیز برادر یا خواهر بزرگ تر نسبت به دیگر اعضای خانواده، با چنین روشی رفتار می کند. در این خانواده فقط یک نفر تصمیم می گیرد و هدف را تعیین می کند، همه باید مطابق میل او رفتار کنند، او فقط حق اظهار نظر دارد و دستورش باید بدون چون و چرا از طرف دیگران اجرا گردد.

اشتراک گذاری این مطلب!

صفحات: 1 · 2 · 3

موضوعات: اخلاقی وتربیتی  لینک ثابت
[دوشنبه 1394-03-04] [ 12:30:00 ب.ظ ]




شیخ بهایی
آدمی اگر پيامبر هم باشد از زبان مردم آسوده نيست، زيرا

اشتراک گذاری این مطلب!

صفحات: 1 · 2

موضوعات: اخلاقی وتربیتی  لینک ثابت
[چهارشنبه 1393-10-03] [ 10:21:00 ب.ظ ]




 

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: اخلاقی وتربیتی, فرهنگی, فضای مجازی  لینک ثابت
[چهارشنبه 1393-09-26] [ 12:47:00 ب.ظ ]




25.jpg

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: اخلاقی وتربیتی  لینک ثابت
[یکشنبه 1393-09-16] [ 11:44:00 ق.ظ ]




شوهرداری

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: اخلاقی وتربیتی, فرهنگی  لینک ثابت
 [ 11:21:00 ق.ظ ]




معامله دین با….

 

در یکی از مراکز اسلامی لندن عمرش را گذاشته بود روی این کار تعریف می کرد که یک روز سوار تاکسی می شود و کرایه را می پردازد . راننده بقیه پول را که برمی گرداند ۲۰ سنت اضافه تر می دهد

می گفت :چند دقیقه ای با خودم کلنجار رفتم که بیست سنت اضافه را برگردانم یا نه !

آخر سر بر خودم پیروز شدم و بیست سنت را پس دادم و گفتم آقا این را زیاد دادی

گذشت و به مقصد رسیدیم

موقع پیاده شدن راننده سرش را بیرون آورد و گفت آقا از شما ممنونم

پرسیدم بابت چی ؟

گفت می خواستم فردا بیایم مرکز شما و مسلمان شوم اما هنوز کمی مردد بودم

وقتی دیدم سوار ماشینم شدید خواستم شما را امتحان کنم

با خودم شرط کردم اگر بیست سنت را پس دادید بیایم،

فردا خدمت برسم

تعریف می کرد : تمام وجودم دگرگون شد حالی شبیه غش به من دست داد

…من مشغول خودم بودم در حالی که داشتم تمام اسلام را به بیست سنت می فروختم

منبع : جام نیوز-doosti-ba-khoda.blogfa.com

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: اخلاقی وتربیتی  لینک ثابت
[دوشنبه 1393-09-10] [ 07:02:00 ب.ظ ]




 

دلدادگی حضرت فاطمه سلام الله علیها به حضرت رسول صلی الله علیهاعلیه وآله ازواضح ترین صفحات زندگی آن بزرگواراست.زمانی که مسلمان ازمحاصره اقتصادی رهایی یافتند،یک روزپیامبراکرم صلی الله علیه وآله سربه سجده نهاده بودوباپروروردگارخویش رازونیازمی کردکه درهمین حال،افرادی ازقریش به وی نزدیک شدندوشکمبه شتررابرسروروی مبارک حضرتش انداختند.فاطمه سلام الله علیهاکه نظاره گراین صحنه دردناک بود،پیش آمدو سر و صورت پدرگرامی اش راپاک کرد،ولی اندوهی عمیق قلب فاطمه سلام الله علیهارافراگرفت .به همین جهت ،رسول خداصلی الله علیه وآله می فرمود:فاطمه ،انسانی فرشته خوست .هرگاه دلم می خواهد عطرهای بهشتی راببویم ،دخترم فاطمه رامی بویم.

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: اخلاقی وتربیتی  لینک ثابت
[شنبه 1393-09-01] [ 11:25:00 ق.ظ ]




غیبت کردن ازشخصی که شیعه 12امامی است حرام وازگناهان کبیره است ،وفرقی نمی کندکه بگویی فلانی کوراست،یاقدکوتاه ،یاقیافه اومثل معتادان است،آدم بخیلی است،ریاست طلب است،پرخوراست،خانه یاماشینش کثیف است،بداخلاق است،کوسه است،احمق است،پرحرف است،دیروقت به خانه مردم می رود،ماشین یاموتوردرب وداغونی دارد،لاغریاچاق است،آشپزی بلدنیست متکبراست،تنبل یاپرخواب است،عمامه ی اومثل گنبدبزرگ یامثل گردوکوچک است،ولازم به ذکراست که این گونه اموراگردراوباشدچه زبانی بگوید،یابااشاره ،یابنویسیدیابه هرصورتی که اگرغیبت شونده بفهمدوناراحت شودغیبت محسوب می شودواگراین صفات دراونباشدتهمت است وگناهش شدیدتراست،وگناه شنونده مانندغیبت کننده استمگراین که درمقام دفاع برآیدوسخن اوراقطع کندیاازمجلس برخیزد،واگرقدرت براین هارانداشت ،بایددردل ناراحت شود.ولی بااین وجوددر14موردجایزاست که غیبت شود.

1-درموردنصیحت کردن:اگرانسان خوبی ،بافردی خلاف کاروفاسقی دوست شودوازاحوال اومطلع نباشد.

2-تظاهربه فسق :کسی که کارخلاف وگناهی راعلناانجام دهدمثل شرابخواری که درخیابان هاباحالت مستی ترددکند.

3-مشورت کردن:وقتی که باتودرباره ی ازدواج ،معامله ،شراکت ،رفاقت وماننداین هامشورت کنند.

4-شکایت کردن:جهت گرفتن حق وجلوگیری ازظلم وماننداین ها

5-رعایت امربه معروف ونهی ازمنکر:عیب کسی رابرای رضای خدادرنزدکسی یاجایی بگوئیدکه فایده ای دررفع منکرداشته باشد.

6-مواردپزشکی :عیب های مخفی مریض رابه پزشک جهت معالجه بازگوکردن

7-راویان حدیث :گفتن عیوب راویان حدیث برای اهلش

8-شهادت دادن :درجائی که نیازبه شهادت دادن باشدماننددادگاه هاوقضاتو…

9-اهل بدعت وگمراهی :کسانی که اعمالی انجام می دهندکه باعث گمراهی افراد می شوند.

10-مخالفان مذهب شیعه:مانندکفارونواصب

11-غیبت شخص یاگروه غیرمعین:ماننداینکه گفته شودامروزگرفتار احمقی یافاسقی یادیوانه ای شدم .

12-کسی که خودرابه دیگری نسبت بدهد:درحالی که چنین نباشدمثلابگویدمن فرزندفلان عالم یافلان شخصیت معروف هستم.

13-نفی کمال کردن:اگرکسی ادعای علم ودانش یاتخصص دررشته ای بکندکه مردم درکارهابه اورجوع کنندواوحکم به خلاف بدهد،بدون قصدکوچک نمودن او می توان نفی کمال کرد.مثلاکسی ادعاکندکه پزشک است یامجتهداست.

14-کسی که مشهوربه لقبی باشد:به طوری که برای معرفی کردن اوبه غیرآن لقب ممکن نباشدواگرشنونده ناراحت نشودماننداین که بگوئیدحسن کچل یاپادرازیاکله یاشکم گنده ،ولی اگرشناساندن اوبه عبارت دیگری ممکن باشدیااگرالقاب رابشنودناراحت شودحرام است.

منبع:آداب الطلاب،شاکربرخوردارفرید

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: اخلاقی وتربیتی  لینک ثابت
[جمعه 1393-07-25] [ 12:34:00 ب.ظ ]




Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4 yles DefLockedState="false” DefUnhideWhenUsed="true” DefSemiHidden="true” DefQFormat="false” DefPriority="99″ LatentStyleCount="267″> ideWhenUsed="false” QFormat="true” Name="heading 1″ />

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: اخلاقی وتربیتی  لینک ثابت
[پنجشنبه 1392-12-22] [ 11:57:00 ق.ظ ]




 

 خدای بزرگ است . زن وقتی شوهر کرد ، زینت او مربوط به شوهرش است ، نه این که در معرض عموم قراردهد .

اشتراک گذاری این مطلب!

صفحات: 1 · 2

موضوعات: اخلاقی وتربیتی  لینک ثابت
[دوشنبه 1392-12-19] [ 01:00:00 ب.ظ ]




حقوق پدر و مادربر فرزندان از روایات اهل بیت(ع)

این امر بر کسی پوشیده نیست که اسلام نهایت احترام و ارزش را برای والدین در نظر گرفته است و حتی نگاه خشم آلود به آنان باعث عدم قبول شدن نماز به درگاه خداوند متعال می شود و هر کس بر حسب ایمان و اعتقاد و شخصیت خود سعی می کند شأن پدر و مادر را بشناسد و حقوقشان را ادا کند . اما در این بین این پرسش مطرح می شود که : حقوق فرزندان چه می شود؟ آیا پدر و مادر تنها به دلیل نقش واسطه بودن و وسیله بوجود آمدن فرزندی که در بوجود امدن خود هیچ نقشی نداشته هیچ مسئولیت دیگری ندارند ؟ آیا قرآن کریم در میان ان همه سفارش که به فرزندان نسبت به والدین دارد آیا حقوقی را هم برای فرزندان قائل میشود که بر عهده والدین خود باشد ؟


آیات متعددی از قرآن کریم، حقوق فرزندان بر والدین را به صراحت و اشاره بیان کرده و ما در حد مجال، برخی از آیات را بیان میکنیم:

1. همة فرزندان، هدیه خدا هستند و باید خدای رزاق را بدین جهت شاکر بود:

“یَهَبُ لِمَن یَشَأُ إِنَاثاً وَیَهَبُ لِمَن یَشَأُ الذُّکُورَ؛ (شوری، 49) خداوند به هر کس بخواهد دختر هدیه می دهد و به هرکس بخواهد پسر می بخشد.”

2. وظیفه مادر در شیر دادن به نوزاد تا دو سال:

“وَالْوَالِدَاتُ یُرْضِعْنَ أَوْلاَدَهُنَّ حَوْلَیْنِ کَامِلَیْنِ؛ (بقره، 233) مادران، فرزندان خود را تا دو سال تمام شیر بدهند.”

3. وجوب حفظ جان فرزند و حرمت کشتن او به خصوص به علت فقر:

“وَلاَ تَقْتُلُوا أَوْلاَدَکُمْ خَشْیَةَ إِمْلاَقٍ نَّحْنُ نَرْزُقُهُمْ وَإِیَّاکُمْ إِنَّ قَتْلَهُمْ کَانَ خِطْئاً کَبِیراً؛ (اسرأ، 31) از بیم تنگدستی فرزند خود را نکشید؛ ماییم که به آنها و شما روزی می بخشیم؛ آری کشتن آنها خطا و گناهی بزرگ است.”

4. تلاش برای نجات فرزندان از خطرهای جانی و اخلاقی:

“وَنَادَیَ نوحٌ ابْنَهُ وَکَانَ فِی مَعْزِلٍ یَا بُنَیَّ ارْکَبْ مَعَنَا وَلاَ تُکُن مَعَ الْکَافِرِینَ؛ (هود، 42) آن کشتی ایشان را در میان موجی کوه آسا میبرد و نوح پسرش را که در کناری بود بانگ زد ای!پسرک من با من سوار شو و با کافران مباش.”

در حالی که سیل همه جا را فرا گرفته حضرت نوح در کشتی نجات بود، یک لحظه از وضعیت فرزندش غافل نشد و برای نجات جسم او از غرق شدن و جان او از کفر خطاب به او آیه ذکر شده را بیان فرمود.

5. مراقبت بر نماز خواندن فرزندان:

“وَأْمُرْ أَهْلَکَ بِالصَّلاَةِ وَاصْطَبِرْ عَلَیْهَا؛ (طه، 132) خانواده (زن و فرزندان) خود را به نماز فرمان ده  و خود برآن شکیبا باش.”

“یَا بُنَیَّ أَقِمِ الصَّلاَةَ؛ (لقمان، 17) حضرت لقمان به فرزندش گفت:پسرم نماز را به پادار.”


6. اصلاح و رشد گرایش های اعتقادی فرزند با پند و اندرز:

حضرت لقمان برای انجام دادن وظایف اعتقادی خود در برابر فرزندش نکات مهمی درباره توحید الهی و معاد برای او بیان میکند؛ از جمله میفرماید:

“وَإِذْ قَالَ لُقْمَانُ لاِ بْنِهِ وَهُوَ یَعِظُهُ یَابُنَیَّ لاَ تُشْرِکْ بِاللَّهِ؛ (لقمان، 13) هنگامیکه لقمان به پسر خویش در حالی که او را اندرز میداد گفت:ای پسرک من، به خدا شرک میاور که به راستی شرک ستمی بزرگ است.”

والدین وظیفه دارند که اصول اعتقادی را به درستی بیاموزند و به فرزندانشان آموزش دهند و برای تربیت فرزندان خود بهتر است از زبان عمل بهره گیرند که فصیح ترین زبان زبان عمل است نه اینکه خود به هر کار ناشایستی دست بزنند و بعد فرزند خود را از  آن بر حذر دارند مثلا : پدر که سیگار می کشد هر چقدر فرزندش را از این امر باز دارد تأثیری نخواهد داشت.

همچنین آیه 16 همین سوره درباره مسئله معاد و بازگشت انسان ها و اعمالشان به سوی خداست.

دعای پدر و مادر بیش از هر کس دیگر در حق فرزندان مستجاب میشود. بنابر روایات متعدد، خداوند متعال با دعای پدر و مادر، گناهان بسیاری را از فرزندان میبخشد؛ از این رو والدین موظفند که در صورت مشاهده آثار پشیمانی و توبه در رفتار و گفتار فرزندان برای آنان استغفار کرده، بخشش گناهان آنان را از خداوند متعال بخواهند

اشتراک گذاری این مطلب!

صفحات: 1 · 2

موضوعات: اخلاقی وتربیتی  لینک ثابت
[یکشنبه 1392-12-04] [ 11:46:00 ق.ظ ]




عباس (شهید عباس بابایی)

حرفهایی میزد که تا قبل از آن این قدر رک و صریح

آنها راجلوی من نمی زد.

قبلا هم در مورد مرگ و قیامت و آخرت با هم زیاد حرف می زدیم

ولی تا حالا این جور یک باره چنین سوالی از من نپرسیده بود،

 

گفت:اگه یه روز تابوت منو ببینی چی کار می کنی؟

گفتم:عباس تو رو خدا از این حرفا نزن.عوض اینکه دو نفری نشستیم

یه چیز خوبی بگی…

 

گفت:نه جدی میگم.

دست زد رو شانه ام و گفت:باید مرد باشی.من باید زودتر از اینها می رفتم ولی

چون تو تحمل نداشتی خدا مرا نبرد اما حالا احساس می کنم دیگه وقتش شده

گفتم:یعنی چی؟این چه صحبتاییه ؟یعنی می خوای دل بکنی؟

گفت:آره

گیج بودم نباید قبول میکردم گفتم:اگه خودت جای من بودی شنیدن این حرفا برات

راحت بود؟

<کتاب سیره ی شهدای دفاع مقدس شماره هشت از زبان همسرشهید>

 

 

خدایا آن را عطای ما کن که به ببندگان دوست داشتنی ات بخشیدی،خیر دو عالم را

آمین

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: اخلاقی وتربیتی  لینک ثابت
[چهارشنبه 1392-11-30] [ 03:30:00 ب.ظ ]




«فتنه آخرالزمان» از زبان مرحوم آیت‌الله بهجت

بارها شنیده‌ایم که بزرگان دین به ما فرموده‌اند برای در امان ماندن از فتنه‌های آخرالزمان دعا کنید. مگر در آخرالزمان چه فتنه‌ای سراغ مؤمنان خواهد آمد؟ آیت‌الله العظمی بهجت(ره) به این سؤال پاسخ داده است.

خبرگزاری فارس: «فتنه آخرالزمان» از زبان مرحوم آیت‌الله بهجت

  • حضرت آیت‌الله العظمی بهجت(ره) در کتاب «پرسش‌های شما، پاسخ‌های آیت‌الله بهجت» به پرسش‌هایی از قبیل چرایی غیبت امام زمان علیه‌السلام، فتنه آخرالزمان و نحوه مقابله با آن پاسخ گفته‌اند که مشروح آن در پی می‌آید:

1- چرا امام زمان عجل‌الله تعالی فرجه غایب هستند و ما از فیض حضورشان محرومیم؟

- سبب غیبت امام زمان (عج) خود ما هستیم! وگرنه اگر ظاهر شود چه کسی او را می‌کشد؟ آیا جن آن حضرت را می‌کشد؟ یا قاتل او انسان است؟!

ما از پیش، امتحان خود را پس داده‌ایم که چگونه از امام تحفظ و یا اطاعت می‌کنیم، و یا این که او را به قتل می‌رسانیم! انحطاط و پستی انسان به قدری است که قوم حضرت صالح (ع) ناقه صالح را با اینکه وسیله ارتزاق و نعمت آن‌ها بود، پی کردند، چنان که قرآن کریم درباره آن می‌فرماید: «وَلَکُمْ شِرْبُ یَوْمٍ مَّعْلُومٍ» یعنی یک روز، آب سهم شما باشد و روز دیگر سهم آن، و روزی که آب چاه را می‌خورد در عوض به آنها شیر می‌داد!

آن آقا گفت: چرا برای تعجیل فرج دعا می‌‌کنید؟ آیا می‌خواهید بیاید و او را هم بکشید؟ برای اینکه مزاحم خط، مردم، حکومت و حاکمیت شما خواهد بود! آنان که سایر ائمه را کشتند، دیوانه که نبودند! بلکه سبب آن بی‌دینی بود! آیا الان دیگر آن طور نیست؟!…

2- این «فتنه آخر الزمان» که می‌شنویم چگونه فتنه‌ای است؟

- خدا کند ولو با تقیه کردن از طریقه اهل حق و اهل بیت (ع) مخذول نشویم. گرفته شدن ایمان از اهل ایمان، از کشته شدن آنها بدتر است. در روایت است که فتنه‌هایی بر اهل ایمان می‌آید «فتن کقطع اللیل المظلم» فتنه‌هایی همانند پاره‌های شب تاریک!

ما این همه ابتلائات را می‌بینم و می‌گویید آیا «فتن کقطع اللیل المظلم» است یا نه؟! و آیا - نعوذ بالله - طریقه حقه اهل بیت(ع) حق است یا باطل؟! با این همه رخدادها که می‌بینیم و برای ما پیش‌بینی و پیشگویی کرده‌اند، باز شک و تردید داریم!

3- این ابتلائات و گرفتاری‌ها تا چه اندازه است لطفا بیشتر توضیح دهید؟

- ائمه ما (ع) هزار سال پیش خبر داده‌اند که گرفتاری و ابتلائات برای اهل ایمان به حدی خواهد بود که عده کثیری از آنان از ایمان خارج می‌شوند!

4- در عصر غیبت مسلمانان با گرفتاری‌ها و بلاهای زیادی دست و پنجه نرم می‌کنند شما فکر می‌کنید که باید چه کار کنند و چه چاره‌ای بیندیشند؟

- خدا می‌داند که چه بلاهایی بدتر از این در زمان غیبت آن حضرت بر سر مسلمان‌ها آمد و می‌آید! آلمان در مدت کوتاه، چهارده کشور اروپایی را شکست داد که بزرگترین آن‌ها یونان بود و سقوط آن بیست و پنج روز طول کشید!

بنابراین، ممالک اسلامیه در نزد آن‌ها، هر کدام یک لقمه است! ولی پیشرفت به سرعت، لازمه‌اش غفلت از دشمن پشت‌سر است که خداوند هر کدام از قدرت‌های شرق و غرب را معذب و رقیب دشمن مقابل خود قرار داده است و ظاهر این است که تا قیام حضرت حجت (عج) اسم اسلام باقی است:

«لا یبقی من الاسلام الا اسمه» از اسلام به جز نام آن باقی نمی‌ماند.

اگر دو گروه در برابر هم قرار گرفته و با یکدیگر در حال جنگ باشند و یک فرد از این دو گروه را پیدا می‌کرد و رئیس گروه دیگر را می‌ربود، گروه بی‌رئیس یکی از دو راه را دارند: یا باید تسلیم شوند و یا بدون رهبر با دشمن مخالف بجنگند. حال ما مسلمانان با کفار تقریبا همین طور است…

آیا نباید مواظبت و محافظت کنیم؟

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: اخلاقی وتربیتی  لینک ثابت
[یکشنبه 1392-09-17] [ 11:49:00 ق.ظ ]




§ در محضر استاد/ یک حرف بس است!

آنچه را که دانستیم، عمل نماییم و آنچه را که ندانستیم، توقف و احتیاط نماییم

بعضی اوقات به محض دیدن بزرگی از اهل تقوا از او می خواهیم که نصیحتی کنند. بسیاری از کسانی که به محضر حضرت آیت الله بهجت می‌رسیدند از ایشان می‌حواستند نصیحتی کنند.



این عارف وارسته در کمال سادگی، پاسخی بلیغ داده و می‌فرمودند:


«کوچک و بزرگ باید بدانیم: راه یگانه برای سعادت دنیا و آخرت، بندگی خدای بزرگ است؛ و بندگی، در ترک معصیت است.چه در اعمال و چه در اعتقادات. آنچه را که دانستیم، عمل نماییم و آنچه را که ندانستیم، توقف و احتیاط نماییم تا برایمان معلوم شود، این عزم اگر در بنده، ثابت و راسخ باشد، هرگز پشیمانی و خسارت، در ما راه نخواهد داشت و خدای بزرگ، اولی به توفیق و یاری خواهد بود.


ایشان چنین تذکر می‌دادند که:
«در خانه اگر کس است، یک حرف بس است.


بارها گفته ام و بار دگر می‌گویم کسی که بداند هر که خدا را یاد کند، خدا همنشین اوست، احتیاج به هیچ وعظی ندارد، می‌داند چه باید بکند و چه باید نکند؛ می‌داند که آنچه را که می‌داند، باید انجام دهد و در آنچه که نمی‌داند، باید احتیاط کند.


اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: اخلاقی وتربیتی  لینک ثابت
[چهارشنبه 1392-09-13] [ 12:10:00 ب.ظ ]





از ديدگاه قرآن کريم، زندگي حقيقي در سراي آخرت تحقق مي‌يابد و زندگي دنيا جز سرگرمي و بازيچه نيست، اما تأثير زندگي دنيوي بر چگونگي حيات جاويد سراي آخرت حتمي است. بر اين اساس، يکي از مهم ترين رسالت‌هاي اسلام، کمک به انسان در فراگيري اخلاق و آيين زندگي و تعامل صحيح با خدا، خود و ديگران است؛ به عبارت ديگر يکي از اهداف دين اسلام، به هنجار نمودن رفتار و درمان بيمارهاي نفساني انسان و در نتيجه ايجاد جامعه¬ي مطلوب و برخوردار از موازين صحيح اخلاقي است. در اين ميان، پاي بندي به موازين اخلاقي در خانواده، در مقام کوچک ترين نهاد جامعه از اهميتي ويژه برخوردار است. اين نوشتار پس از مفهوم شناسي اخلاق و حقوق، و بررسي پيوند قواعد حقوقي و اخلاقي، به برخي موارد تأثير اخلاق در حقوق خانواده اشاره مي¬كند.


1. مفهوم شناسي اخلاق و حقوق


الف. اخلاق؛ از نظر لغوي جمع خُلق و خُلُق است و در معاني سرشت، طبيعت، عادت، خوي و … به کار مي‌رود. قرآن کريم نيز واژه‌ي خُلُق را به همين معنا به کار برده است: )وَ إِنّكَ لَعَليٰ‏ خُلُقٍ عَظيمٍ( ؛ <به راستي که تو را خويي والاست>. البته خوي و سرشت، گاه مانند شجاعت، پسنديده و گاه مانند ترسويي، بد و نکوهيده است.
عالمان اخلاق، معاني اصطلاحي گوناگون براي آن بيان کرده¬اند. يکي از رايج¬ترين آن‌ها <صفات نفساني> است، که در نفس رسوخ کرده و پايدار شده باشد. بنابراين هر گاه فردي گرايش اساسي وجود خود؛ يعني کمال طلبي را فعال سازد و بدون احتياج به عامل بيروني از بدي‌ها کنار رفته و نيکي‌ها را انجام دهد، چنين فردي در حوزه‌ي اخلاق و بهره مند از آن است. برخي، اخلاق را شامل صفات نفساني غير پايدار نيز دانسته¬اند.

ادامه »

موضوعات: اخلاقی وتربیتی  لینک ثابت
 [ 11:10:00 ق.ظ ]





سفارشات علامه اميني

پس از گذشت چهار سال از فوت مرحوم پدر بزرگوارم علامه اميني نجفي يعني سال 1394 هجري قمري ، شب جمعه اي قبل از اذان فجر ايشان را در خواب ديدم. او را شاداب و خرسند يافتم.

جلو رفته و پس از سلام و دست بوسي عرض کردم:
پدر جان! در آنجا چه علمي باعث سعادت و نجات شما گرديد؟
گفتند: چه مي گويي؟
مجددا” عرض کردم: 
آقا جان! در آنجا که اقامت داريد، کدام عمل موجب نجات شما شد؟
کتاب الغدير … يا ساير تأليفات …. يا تأسيس و بنياد کتابخانه اميرالمؤمنين عليه السلام؟

پاسخ دادند: نمي دانم چه مي گويي. قدري واضح تر و روشن تر بگو!

گفتم: آقا جان! شما اکنون از ميان ما رخت بر بسته ايد و به جهان ديگر منتقل شده ايد. در آنجا که هستيد کدامين عمل باعث نجات شما گرديد از ميان صدها خدمت و کارهاي بزرگ علمي و ديني و مذهبي؟

مرحوم علامه اميني درنگ و تأملي نمودند. سپس فرمودند:
فقط زيارت ابي عبدالله الحسين عليه السلام. 

عرض کردم: شما مي دانيد اکنون روابط بين ايران و عراق تيره و تار است و راه کربلا بسته ، چه کنم؟
فرمود: در مجالس و محافلي که جهت عزاداري امام حسين عليه السلام برپا مي شود شرکت کن. ثواب زيارت امام حسين عليه السلام را به تو مي دهند. 

سپس فرمودند: پسر جان! در گذشته بارها تو را يادآور شدم و اکنون به تو توصيه مي کنم که زيارت عاشورا را هيچ وقت و به هيچ عنوان ترک و فراموش نکن.
مرتبا” زيارت عاشورا را بخوان و بر خودت وظيفه بدان. اين زيارت داراي آثار و برکات و فوائد بسياري است که موجب نجات و سعادتمندي در دنيا و آخرت تو مي باشد … و اميد دعا دارم. 
آري! علامه اميني با کثرت مشاغل و تأليف و مطالعه و تنظيم و رسيدگي به ساختمان کتابخانه اميرالمؤمنين عليه السلام در نجف اشرف  مواظبت کامل به خواندن زيارت عاشورا داشتند و سفارش به زيارت عاشورا مي نمودند و به اين جهت ( خودم ) حدود سي سال است مداوم به زيارت عاشورا مي باشم.

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: اخلاقی وتربیتی  لینک ثابت
[سه شنبه 1392-09-12] [ 12:27:00 ب.ظ ]




در رسيدن به كمالات عالى انسانى بين زن و مرد فرقى نمي ‏باشد.

همان گونه كه مردان مى‏توانند به كمالات عاليه ي انساني دست يابند، زنان هم مى‏توانند به اين رتبه برسند. آيات و روايات زيادى تساوى سالكان وصول به كمالات معنوي و حيات روحانى را در زن و مرد به اثبات مى‏رساند؛ «من عمل صالحا من ذكر او انثى و هو مؤمن، فلنحيينه حيوة طيبه…» هر كس عمل صالحى انجام دهد مرد باشد يا زن در حالى كه مؤمن هم باشد حتما او را با حيات پاكيزه احياء و زنده مى‏كنيم (نحل، آيه97).
همچنانكه ملاحظه مي كنيد آيه شريفه تصريح دارد كه در اين باب بين زن و مرد هيچ فرقى نيست و در واصل گشتن به حيات معنوى مورد اشاره در آيه، هيچ فرقى بين مرد و زن گذاشته نشده است.
خداوند تعالى در قسمتى از حديث معراج مى‏فرمايد: «فمن عمل برضاى الزمه ثلاث خصال… فاذا احبنى احببته و حببته الى خلقى وافتح عين قلبه الى جلالى وعظمتى، فلا اخفى عليه علم خاصة خلقى؛ هر كس به رضاى من عمل كند سه خصلت را برايش حتم مى‏شمرم… (تا اين كه در ادامه مى‏فرمايد) هرگاه به من محبت ورزد من هم به او محبت مى‏ورزم و محبوب مخلوقاتم قرارش مى‏دهم و چشم قلبش را به روى جلال و عظمت خود مى‏گشايم و علم ويژه خلق خود (و سر باطنى مخلوقاتم) را از او پنهان نمى‏دارم (و به باطن افراد آگاهش مى‏سازم» (حديث معراج، ارشادالقلوب ديلمى، به نقل از الوافى، ملا محسن فيض كاشانى).

ادامه »

موضوعات: اخلاقی وتربیتی  لینک ثابت
[یکشنبه 1392-09-10] [ 09:50:00 ق.ظ ]





بخشی از سخنان حجت الاسلام پناهیان را می خوانیم:

ارتباط اخلاق و سبک زندگی

اشتراک گذاری این مطلب!

صفحات: 1 · 2

موضوعات: اخلاقی وتربیتی  لینک ثابت
[شنبه 1392-09-09] [ 10:54:00 ق.ظ ]




اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: اخلاقی وتربیتی  لینک ثابت
[سه شنبه 1392-09-05] [ 01:02:00 ب.ظ ]




 

فروزان‌ترین بعد اعجاز بیانی قرآن، همسازی با نغمه‌ای دلنشین، و آهنگ‌های وزین صوتی است، آن گاه كه با صدایی گرم و زیبا، و آوایی نرم و فریبا، دمساز گردد، آتشی بر خرمن دل‌ها افكند كه شعله‌های تابناكش جهانیان را به سوز و گداز وا دارد.

در دستور تلاوت آمده: قرآن را با آهنگی حزین و نغمه دلنشین، تلاوت كنید.

همان روزهای نخست، با همین شیوه‌ی شیوا، سنگدلان عرب را شیفته و شیدای خود نمود، و اندیشه مقاومت و ایستادگی را از آنان ربود.

اعراب، شگفت‌زده، در برابر قرآن،‌ زانوی تسلیم بر زمین زده و به عجز و ناتوانی خود اعتراف، و اعجاب و تحسین خود را در مقابل قرآن صریحاً ابراز داشتند.

این یك جاذبه و كشش روحانی بود، كه این مردم سخت دل و مغرور را به نرمی و گرایش واداشت. گو اینكه برخی آن را شعر، و پاره‌ای سحرش می‌پنداشتند، ولی خود نیك می‌دانستند كه قرآن نه شعر است و نه سحر، گر چه همچون شعر نافذ است و همچون سحر، افسونگر.

ان من البیان لسحرا….

قرآن و سخنوران عصر پیامبر

اصولاً، عبارت و جمله‌بندی‌های قرآن به گونه‌ای تنظیم شده كه روان، یكنواخت،‌ هماهنگ و همساز است. حروف و كلمات آن متناسب و هم آوا و پیوسته به یكدیگر پیوند خورده‌اند.

با اینكه قرآن كلام منثور است، ‌به كلام منظوم بیشتر می‌ماند . بدین وصف، سبك نوینی در لغت‌نامه عرب به ارمغان آورد، و نظم و تالیف جدیدی به جهانیان ارائه نمود،‌ اعراب و جهانیان را به حیرت و شگفتی واداشت.

ادامه »

صفحات: 1 · 2

موضوعات: متفرقه, اخلاقی وتربیتی  لینک ثابت
[یکشنبه 1392-09-03] [ 09:10:00 ق.ظ ]




وصيت مرده
روزى جوانى گريه كنان نزد امام حسين عليه السلام آمد و گفت :
مادرم بدون وصيت از دنيا رفت و با اينكه اموالى دارد، مرا دستور داد كه قبل از اطلاع  شما دست به آن نزنيم .
در اينحال حضرت بپا خاست و با جوان نزد مادرش رفت و دعايى نمود تا خداوند متعال او را جهت تعيين وصيتش زنده كند؛ ناگهان مادر آن جوان نشست و شهادت خود را به زبان آورد و به امام حسين عليه السلام نگاه كرد و گفت :
اى مولاى من ! داخل شو و مرا به آنچه مربوط به خودت مى باشد، دستور ده .
امام حسين عليه السلام وارد شد و از او خواست تا وصيتش را بيان كند و او گفت :
يا بن رسول الله ! يك سوم اموالم را (اموالش را يك به يك شمرد.) به تو مى دهم تا هر جا بخواهى به مصرف رسانى و اگر مى دانى كه فرزندانم از دوستان تو مى باشند، دو سوم بقيه را به ايشان مى دهم و اگر مخالف شما باشند، همه اموالم را بردار؛ زيرا حقى براى مخالفين شما در اموال مؤ منين نيست .
سپس حضرت خواست تا كفن و دفن و نمازش را به عهده گيرد و بعد مرد.  
لو راءيتم المعروف رجلا، راءيتموه حسنا جميلا تسر الناظرين .  
اگر خوبى و نيكى مجسم مى شد، به صورت شخصى زيبا كه بيننده را شادمان و مبهوت خود مى ساخت ، آشكار مى شد.

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: اخلاقی وتربیتی  لینک ثابت
[یکشنبه 1392-08-19] [ 10:44:00 ق.ظ ]




1- فرزندم هیچ كس و هیچ چیز را با خداوند شریك مكن!

2- با پدر و مادرت بهترین رفتار را داشته باش!

3- بدان كه هیچ چیز از خداوند پنهان نمی ماند!

4- نماز را آنگونه كه شایسته است بپادار!

5- اندرز و نصیحت دیگران را فراموش مكن!

6- در مقابل پیشامدها شكیبا باش !

ادامه »

موضوعات: اخلاقی وتربیتی  لینک ثابت
[پنجشنبه 1392-08-16] [ 09:19:00 ق.ظ ]





یک روایت بسیار تکان دهنده عاقبت شیعه .. ..

یک روز، مرحوم آیت الله میرزا احمد مجتهدی تهرانی که خدا ایشان را غریق رحمت واسعه ی خویش نماید ؛ با حالی خاص به بیان یک روایتی پرداختند که احساس کردم جگرم جلا و صفا پیدا کرد .

ایشان فرمودند :روزی فردی آمد خدمت امام معصوم ( امام باقر و یا امام صادق علیهما السلام که تردید از بنده می باشد ) و به ایشان عرض کرد :
اگر روزی یکی از دوستان شما گناهی کند ، عاقبتش چگونه خواهد بود ؟
امام در پاسخ به وی فرمودند :
خداوند به او یک بیماری عطا می نماید تا سختی های آن بیماری کفاره ی گناهانش شود.
آن مرد دو مرتبه پرسید : اگر مریض نشد چه ؟

ادامه »

موضوعات: اخلاقی وتربیتی  لینک ثابت
[یکشنبه 1392-08-12] [ 12:11:00 ب.ظ ]




برای این صفت فضایل بسیار در آیات وروایات ذکر شده است .قرآن یکی از صفات متقین ومحسنین را اینگونه بیان میفرمایند:از مردم عفو میکنند، وعلی علیه السلام میفرمایند عفو نیکو ترین نیکی هاست یعنی اگر انسان بخواهد به کسی که به اوبدی کرده است نیکی کنددر مرحله  اول باید ازلغزشش چشم پوشی کند.

ونیز میفرمایند:عفو سرسبدمکارم اخلاقی است .زیرا حکایت از سعه روحی صاحبش میکند واین صفت از هر کسی که ظهور کند مطلوب است و حکایت از بزرگواری او میکند واین این صفت از هرکسی که ظهور کند مطلوب است وحکایت از بزرگواری او میکند ؛لذا آن حضرت میفرمایند : «پیشی گرفتن به عفو ،از  اخلاق انسانهای بزرگوار است »  علاوه بر این عفو یکی از صفات حق تعالی است که انسان بخشنده باید خود را مظهر این صفت کمالیه گرداند؛لذا علی علیه السلام میفرمایند:عارف ترین مردم به خداوند کسی است که عذر مردم را پذیرا باشداگرچه برای ایشان جایی برای پذیرش عذر نمی یابد و ایشان را مستحق عقوبت میداند.

آن حضرت نیز میفرمایند:مرا به تعجب می اندازد که شخصی ،کسی را که به او ظلم کرده عفو کند ،وبا کسی که از او ارتباطش را قطع کرده وصل کند ،به کسی که او را محروم کرده عطا کند وبدی را با نیکی مقابله کند همه این امور را خداوند متعال به طو توصیف نشدنی ،با بندگانش ظهور میدهد با اینکه قدرت کامل بر انتقام دارد ،اما دوست دارد که بندگانش به ویژه  مومنان با یکدیگر اینگونه باشد خصوصا کسی که دارا ی قدرتی است .

علی علیه السلام میفرمایند :«نیکو ترین کارهای انسان قدرتمند،عفو است ».و آن را شکر برای قدرت ودستیابی به دشمن دانسته است امام رضا علیه السلام امر خداوند را به اظهار چشم پوشی زیبا به عفو بدون عتاب وتندی تفسیر فرموده است.

عروج عقل/محمد باقر تحریری

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: اخلاقی وتربیتی  لینک ثابت
[چهارشنبه 1392-08-08] [ 12:29:00 ب.ظ ]




 

زندگی نامه شهید ثانی

در میان دانشمندان و فقهای بزرگ و عالیقدر ما شهید ثانی؛ زین الدین بن علی بن احمد عاملی، همشهری شهید اول، مقامی عالی و امتیازی مخصوص دارد. زیرا گذشته از مقام بزرگ علمی و شخصیت نافذ و مؤثر معنوی كه آن بزرگمرد علم و دین دارا بوده، از نظر جزئیات زندگانی و حیات پرافتخارش نیز، موجب خرسندی است كه خود و شاگردش “ابن العودی” به تفصیل و با دقت در آن باره سخن گفته اند، به طوری كه امروز ما به خوبی می توانیم زندگانی درخشان او را در مدت پنجاه و پنج سالی كه در جهان زیسته است، از نظر بگذرانیم، و از این لحاظ نیز نسبت به اغلب دانشمندان كه تاریخ حیاتشان كم و بیش مجهول مانده است، ممتاز می باشد.

ادامه »

موضوعات: اخلاقی وتربیتی  لینک ثابت
[دوشنبه 1392-08-06] [ 12:44:00 ب.ظ ]




آقای رضوی بازنشسته نیروی هوایی نقل کردند که همسرم سالیان سال دچار یکی از بیماری های زنانه بود و نمی توانست باردار شود.در زمان شاه برای مداوا ،ایشان را به آلمان بردیم ، اما هیچ افاقه ای نکرد.اوضاع بسیار بحرانی شده بود تا انکه سفر حج وزیارت خانه خدا نصیبمان شد و به همراهی همسرم به زیارت بیت الله رفتم . در طول زمانی که در مکه بودیم ، برای حل مشکلاتمان متوسل به بقیه الله شدمواز ایشان خواستم که همسرم را شفا دهند.

چند شب توسلاتمان طول کشید و در یکی از همان شب ها، قلبم شکست وخیلی اشک ریختم . در همان عین ودر اوج گریه وتضرع به درگاه اما م زمان «عجل الله تعالی» کنار خانه خدا ، پیر مردی قد کوتاه با صورتی سوخته پیش من آمد ونگاهی به سر وروی من انداخته وبالهجه اصفهانی غلیظی فرمودند:«شما فلانی هستید!»

گفتم :بله در خدمتم ودر همان حین ،اشک می ریختم ؛ واز اینکه شخصی با آمدنش حال معنوی مرا خراب کرده ،ناراحت بودم .پیرمرد در حالی که ریشهایش را میخاراند،با همان بیان شیرینش گفت:«آدم عاقل که به خاطر یک بچه اینقدر گریه نمیکند!اگر برای سلامتی امام زمان«عجل الله تعالی»یک خانواده فقیر را دائما آذوقه بدی بعدشم قول بدی که برای من یه زن بگیری خدا حاجتت رو میده!»من با تعجب به این پیرمرد عجیب نگاه کردموایشان هم چشم در چشم من انداخته وباز فرمودند(حالیت شد یا دوباره بگم؟)من  هم مات ومبهوت گفتم:بله ،چشم !وایشان هم رفتند این مسئله من را ساعتها حیرت زده کرده بودوواله مانده بودم که چه بگویم! وقتی به هتل برگشتم ،قصه را با همسرم مطرح کردم وایشان هم به شدت به گریه افتاد وهر دو در تعجب بودیم. ازطرفی ما با کسی این قصه را در میان نگذاشتیم وفقط این مسئله نازایی همسرم بین خودمون بود.از طرف دیگر حضور این پیرمرد اصفهانی با آن قیافه با نمک وژولیده ، بسیار ما را شگفت زده کرده بود وحیرت اصلی ما از این بود که این شخص که یقینا فرستاده امام زمان است چرا برای استجابت دعا دو شرط می گذارد  یکی تکفل خانواده یتیم و دیگری ازدواج خودش !

از آن واقعه گذشت و ما آن پیرمرد را پیدا نکردیم ،تااینکه وقتی به تهران رسیدیم ، نذر اول را ادا کردیم ولی چون پیرمرد رانشناختیم نذردوم بلاتکلیف مانده بوددرست بعد ازچندماه ،علایم حاملگی همسرم پدیدارشدوصاحب پسرشدیم ولی همیشه خاطره آن پیرمرددرذهن ماجاودانه بود تاوقتی پسرم شش ماهه شدبه اتفاق همسرم سفری به اصفهان کردیم .درحین گشت وگذاردراطراف شهرناگهان باناباوری دیدم که همان پیرمردالبته باعمامه ای سبزرنگ وسواربراسب کنارخیابان حرکت می کردبادیدن ایشان انگار دنیارابه داده بودندوبغض گلویم شکست بی اختیاربه سمت اودودیم .ان قدرسراسیمه وهیجان زده بودم که بایک ماشین هم برخوردکردم .دویدم به سوی پیرمردوافساراسبش راگرفتم وزدم زیرگریه شروع کردم به التماس وخواهش وازپیرمردتقاضامی کردم که به عنایتی کند آن پیرمردهم که چهره اش بسیارجاافتاده ودرهم کشیده بودباهمان لهجه ی اصفهانی گفت:امدی برام زن بستونی ؟ دیرشده قراره من بادختراعلیحضرت ازدواج کنم امشب قراره بیان داماد کشون .باخنده یک حرف تندی به من زد ورفت . من دنبال ایشان رفتم وبه خیال خودم می خواستم ایشان را به حرف بیاورم اماپیرمردغیرازشوخی وبذله چیزی تحویل من نمی دادودرآخرفرمود:«اسب حضرت صمصام امشب میخواهدپیش اسب اعلیحضرت قدم بزند برایش بایدجوبخرم .پولش رابده که می خوام برم  »وباچهره ی قاطع  به من نگاه کردوگفتند : یا الله ، بده که دیرم شد!من هم هر چه در جیبم داشتم به او دادم و ایشان گفتند :«اگر این دفعه نری دنبال زن وبچه ات می گم اسبم نفرینت کنه!» وبدون هیچ انعطافی رفت . من با خودم گلاویز شدم که این چه حکایتی است وچه بر سر من آمده وواقعا منگ شده بودم . از یکی از مغازه های انجا پرسیدم که آیا این شخص را می شناسند آن مرد هم با حالتی متغیر ومعنا دار گفت : ایشان آقای صمصام است . یک وقت فکر نکنی دیوانه است . اندازه صدتا ارسطو می فهمد خودش را به خلی می زند ! اگر نذرش کنی حاجت روامی شمی! ومن از آن موقع بود که جناب  صمصام را شناختم.

ای خوش آنان که قدم در ره میخانه زدند                                                                       بوسه دادند لب شاهد وپیمانه زدند

به حقارت منگر باده کشان را کاین قوم                                                                        پشت پا بر فلک از همت مردانه زدند

از کتاب غبار رویی از چهره صمصام  به کوشش:مجید هوشنگی

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: متفرقه, اخلاقی وتربیتی  لینک ثابت
[یکشنبه 1392-08-05] [ 12:11:00 ب.ظ ]




رسول اکرم (صلی الله علیه و آله):آیا شما را از چیزی خبر ندهم که اگر به آن عمل کنید شیطان از شما دور شود،چندان که مشرق از مغرب دور است؟

عرض کردند :چرا.

فرمودند :روزه روی شیطان را سیاه میکند و صدقه پشت او را میشکند، و استغفار شاهرگش را میزند.

آسمان و جهان(ترجمه ی کتاب السماء و العالم بحارالانوار )ج7.ص202.

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: متفرقه, اخلاقی وتربیتی  لینک ثابت
[شنبه 1392-08-04] [ 12:11:00 ب.ظ ]




رسول اکرم (صلی الله علیه و آله):شیطان تا آن گاه که بنده ، مراقب نمازهای پنج گانه اش می باشد از او میترسد و چون نمازهایش را تباه کرد بر او جرات پیدا میکند و او را در گناهان بزرگ فرو میبرد.

صحیفه  الرضا.ترجمه حجازی .ص 28.

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: متفرقه, اخلاقی وتربیتی  لینک ثابت
 [ 12:11:00 ب.ظ ]




ازحکیمی پرسیدند:مازیادگناه می کنیم ،چه کنیم ؟

اشتراک گذاری این مطلب!

صفحات: 1 · 2

موضوعات: اخلاقی وتربیتی  لینک ثابت
[سه شنبه 1392-07-09] [ 12:38:00 ب.ظ ]




پسر کوچکي وارد مغازه اي شد،

اشتراک گذاری این مطلب!

صفحات: 1 · 2

موضوعات: اخلاقی وتربیتی  لینک ثابت
[یکشنبه 1392-06-10] [ 11:47:00 ق.ظ ]




خیلی ها دل های آکنده ازغم وخاطرات تلخ ومشکلات ونابسامانیهایی دارندکه آنان رادرفشارروحی قرارمی دهد.درپی دوگوش شنوایندکه باآن هادرددل کنندوبابازگویی دردمندیهایشان سبک شوند.آنکه عاطفه نشان می دهدوبه شکوه هاوغمنامه های یک دردمندگوش می سپاردوخودراعلاقه مندبه شنیدن نشان می دهدبااونوعی همدردی کرده است این روحیه ی خوب وبزرگ ستودنی است .علی علیه السلام فرموده است :«ازبزرگواری وآقایی است که انسان برای گوش سپردن به شکوی وناله ی دردمند،تحمل وصبر داشته باشد.»روحیه ی گرم ومردم دوستی وداشتن عواطف بشردوستانه زندگی هاراگرم تروبارسنگین غم های گرفتاران راسبکترمی سازد.

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: اخلاقی وتربیتی  لینک ثابت
[یکشنبه 1392-06-03] [ 08:53:00 ق.ظ ]




پیامبراکرم صل الله علیه وآله فرمودند:مردم ازنظراندیشه رزق وروزی برپنج مرتبه هستند:1-بعضی فکرمی کنندکه روزی به وسیله کسب وکاراست نه ازجانب خدا،پس این چنین فردی کافراست. 2-بعضی چنین فکرمی کنندکه روزی به واسطه کسب وکارخودشان وبه واسطه خدابه آن هامی رسدپس چنین فردی مشرک است. 3-بعضی فکرمی کنندکه روزی را خدامی دهدکه به سبب کاربه دست می آیدونمی داندکه به اوهم داده می شودیانه ،پس چنین شخصی منافق و تردید کننده (درروزی دهندگی خدا)است. 4- بعضی فکرمی کنندکه روزی اطرف خداست وبه سبب کسب وکار به دست می آید وحق واجب آن را(که خمس وزکات وصدقات است)نمی دهندو(می پندارندکه پرداخت وجوهات باعث کسری سرمایه است )خدا راازبابت کسب ودرآمدنافرمانی می کنندپس اوفاسق است. 5-بعضی تصورمی کنندکه رزق وروزی ازجانب است و کسب وکارواسطه (بدست آمدن رزق )است وحق واجب آن رامی پردازدوبه خاطر کسب ودرآمد، خدا را نافرمانی نمی کندپس چنین شخصی مومن وخوراکش خالص و پاکیزه است.

احادیث الطلاب

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: اخلاقی وتربیتی  لینک ثابت
[شنبه 1392-06-02] [ 11:35:00 ق.ظ ]




منظورازلذت زودگذردراینجا،کالای اندک واندوه طولانی است ومقصودازماندگارپایان خستگی وبدبختی وآغازراحتی وآسایش است .لذت زودگذر دقیقاً مانندمزه ی شیرین می ماندتازمانی که دردهان است وپس ازآن همه چیز به حالت قبلش برمی گرددوبرهمین اساس قرآن کریم ازآن به سرگرمی وبازی تعبیرمی کندواین رساترین وجامع ترین تعبیراست.لذت به خودی خودحرام نمی باشد.خداوند متعال می فرماید:کُلوامِن طیباتِ مَارَزَقناکُم ولاتطغوفیه :ازخوراکیهای پاکیزه ای که روزی شماکریدیم بخوریدودرآن زیاده می کند.طغیان درلذت به این است که درحالی به آن برسی که برتوحرام باشدیابخاطراینکه دراختیاردیگری است مانندزنای محصنه ،یابخاطراینکه ضررش ازنفعش بیشتراست مانندنوشیدن شراب .خداوندمتعال فرموده :اناجَعلنامَاعَلَی الازض زِینه لهالِنبلوهم أیّهم أحسن عملا:درحقیقت ماآنچه راکه برزمین است زیوری برای آن قراردادیم تاآنان رابیازماییم که کدام یک ازایشان نیکوکارترند.یعنی کاررابازینت خودش زیبامی کندوازمرزهای مشروع آن پارا فراترنمی گذارداین مسأله درقوانین جدیدبه زیاده روی دراستفاده ازحق نامیده می شود.

فلسفه اخلاق دراسلام/علامه شیخ محمدجوادمغنیه

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: اخلاقی وتربیتی  لینک ثابت
[یکشنبه 1392-05-27] [ 09:24:00 ق.ظ ]




ای هشام ! هرکه سه چیزرابرسه چیزمسلط سازدگویی که درنابودی خردخویش هوای نفسانی اش رایاری رسانده است:هرکه باآرزوی دراز،روشنی خردش راتاریک کندوباپرگویی ،نکات جالب حکمتش رامحونمایدوباشهوت های نفسانی روشنی عبرت راخاموش کنددرنتیجه هوای نفسانی اش رابرنابودی خردش یاری رسانده وآن کس که خردش رانابودکنددین ودنیای خویش راتباه کرده است.

تحف العقول /شیخ ابومحمدحرّانی

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: متفرقه, اخلاقی وتربیتی  لینک ثابت
[چهارشنبه 1392-04-12] [ 09:20:00 ق.ظ ]




پیامبرگرامی صلی الله علیه وآله فرمود:غیبت برچهاروجهه است:
1-غیبتی که موجب کفرمی شود.
2-غیبتی که موجب نفاق می شود
3-غیبتی که موجب گناه ومعصیت می شود
4-غیبتی که مباح است.
اما غیبتی که منجر به کفرمی شود،این است که غیبت مسلمانی راکند،به اوگفته شود:چراغیبت میکنی؟می گوید:این غیبت نیست.

اماغیبتی که منجربه نفاق ودرویی شود،این است که غیبت مسلمانی راکندونام اورانگوید،ولی

شنوندگان غیبت اورامی شناسند.

اماغیبتی که منجربه گناه می شود،این است که غیبت مسلمانی راکند که اگراوبشنود،ناراحت می شود.

اماغیبتی که مباح است این است که غیبت امیرظالم وفاسقی رابکند.

 

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: متفرقه, اخلاقی وتربیتی  لینک ثابت
[چهارشنبه 1391-07-19] [ 09:57:00 ق.ظ ]




مراقب لقمه هایمان باشیم
برادران وخواهران عزیز!مواظب خودتان باشید.آدمهای فاسدی که اسمهایشان راشنیده ایدیاتوصیفشان رامی شنوید،اینها ازاول که فاسدنبودند؛یک وقت یک لقمه ی چرب ونرمی،دهن شیرین کنی-دانسته یاندانسته-کسی توی دهن اینها گذاشته،به کامشان شیرین آمده،بعد لقمه بعدی و لقمه بعدی را خودشان برداشتن و شده¬اند فاسد. خیلی مراقب باشیداین چندسالی که مشغول خدمتید-حالا هرچه هست؛ده سال است ؛پانزده سال است ؛چهارسال است ؛پنج سال است-خیلی ازخودتان مراقبت کنید.تقوایعنی همین؛یعنی همین مراقبت.     

  بیانات رهبرمعظم انقلاب اسلامی   

1386/4/9

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: اخلاقی وتربیتی  لینک ثابت
[سه شنبه 1391-07-18] [ 10:45:00 ق.ظ ]




پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله رو به اصحاب کرد و فرمود: آیا می خواهید شما را به تنبل ترین و دزدترین و بخیل ترین و جفاکارترین و عاجزترین انسان ها آگاه سازم؟

عرض کردند: آری ای رسول خدا! حضرت فرمود:

الف) تنبل ترین انسان، بنده سالم و بیکاری است که در عین حال با زبان و لب، ذکر خدا نمی گوید.

ب) دزدترین انسان کسی است که از نمازش بدزدد، نمازش مثل کهنه کثیف به صورتش زده می شود.

ج) بخیل ترین انسان، کسی است که از نزد مسلمانی عبور کند و به او سلام نکند.

د) جفاکارترین و بی مهرترین انسان کسی است که در نزد او یادی از من بشود ولی صلوات نفرستد.

هـ) و عاجزترین انسان کسی است که از دعا کردن عاجز باشد.

بحارالانوار، ج 81، ص 275

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: متفرقه, اخلاقی وتربیتی  لینک ثابت
[پنجشنبه 1391-03-25] [ 03:25:52 ب.ظ ]




دلم لک زده بود یک بار بروم و التماس دعایی بگویم.

می دانستم لطفش همیشه شامل حال ماست اما طلب دعا از محضرش لطف دیگری دارد. توی این فکرها بودم که دیدمش.

-ای پسر رسول خدا(ص) درخواستی داشتم؛ در دعاهایتان یادی هم از ما بنمائید

-فکر کرده ای یادتان را فراموش می کنیم؟

_می دانم که نه، اما…

_هر وقت خواستی ببینی چقدر به یاد تو هستیم. ببین خودت چقدر یاد مائی

یادم باشد بیشتر یادش باشم. نباید یادم برود…

(اصول کافی/ ج 4/ ص469)

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: اخلاقی وتربیتی  لینک ثابت
[دوشنبه 1390-11-03] [ 09:43:43 ق.ظ ]




سه چیز ازگنج های نیکوکاری است :پنهانی صدقه دادن ومصیبت راکتمان کردن وشکایت خویش راازمردمان نهان ساختن.

خداوند می فرماید: «اگربنده ام رابیماری دهم وصبرکندونزدعیادت کنندگان ازمن شکوه نکند ،گوشتی بربدنش می نشانم بهتر ازگوشت خودش وخونی به پیکرش می بخشم بهتراز خون خودش .اگرشفایش دهم ،همه گناهانش می روند واگر جانش رابگیرم ،به زیر سایه رحمتم می آید.»

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: اخلاقی وتربیتی  لینک ثابت
[پنجشنبه 1390-10-22] [ 12:24:11 ب.ظ ]




درباره سه چیز سوگند می خورم :مال هیچ بنده ای باصدقه کم نمی شود ،

واگر کسی برستمی که براو رفته است ،صبرکند، خداوند  عزوجل برعزتش می افزاید،

وهرکس دست به پیش مردمان  دراز کند،خداوندفقیرش می کند.

وسخنی باشما دارم ،آن را به دلیل بسپارید:

دنیابرای چهارکس است :

یکی بنده ای که خداوندمال ودانش بدو داده استو در هزینه کردن مال خویش از خدا می­ترسدوخویشاوندان را یاری می­کندومی­داندکه خدا در مال او حقی داردو چنین کسی را نزدخدا والاترین جایگاه هست

دیگر یکی است که خداوندبه او دانش داده و مالش نداده است ؛ولی نیتی صادق دارد و می­گوید اگر مال می­داشتم؛مانند فلانی می­کردم چنین کسی به نیت خود ماجور است.این کس و آن اولی را یک اجر پاداش است

یکی دیگرراخداوندمال داده و دانش نداده و بی­دانش مال را خرج می­کندو ازپروردگار نمی­ترسدو دست خویشان را نمی­گیردو در مال خویش حقی برای خدا نمی­شناسد.چنین کسی نزدخدادارای پست­ترین جایگاه است

یکی دیگر را خدانه مال داده نه دانش و می­گوید اگر مال داشتم مانند فلانی خرج می­کردم.این کس نیز در گرو نیت خود است و گناهش مانند نفرپیش است.

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: اخلاقی وتربیتی  لینک ثابت
[چهارشنبه 1390-10-21] [ 11:12:23 ق.ظ ]




سه چیز همواره باامت من است :

بدگمانی به مردمان و

حسودی و

بدگمانی به آینده .

پس چون گمان بد می بری ،به آن عمل مکن و

چون حسودی می کنی ،ازخداآمرزش بخواه

وچون به آینده بدگمان می شوی،اهمیت مده وبه راه خودبرو

«نهج الفصاحه»

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: اخلاقی وتربیتی  لینک ثابت
[سه شنبه 1390-10-20] [ 07:50:51 ق.ظ ]




یکی اززاهدان نزد خلیفه وقت شد.

خلیفه وی را گفت:

«ای مرد !مرا پندی ده!»

مردزاهدگفتش:

«به سفرچین رفته بودم .گوش ملک چین کرشده بود.

می گریست وگفت:

ازآن نمی گریم که شنوایی ازمن برفته است

ولیکن ازآن می گریم که مبادا مظلومی بردرم فریاد کندومن نشنوم !»

«نصیحة الملوک»

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: اخلاقی وتربیتی  لینک ثابت
[دوشنبه 1390-10-19] [ 11:37:48 ق.ظ ]




خداوند به حضرت موسی (ع)خطاب کرد :

ای موسی من مریض شدم ،چرابه عیادت من نیامدی ؟!

حضرت موسی(ع)عرض کرد :

پروردگارا مگر توهم مریض می شوی؟!

خطاب رسید:«آری،فلان بنده من،دوست من درفلان جا مریض شده است،به عیادتش نرفته ای ! یعنی درواقع به عیادت من نیامده ای.

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: اخلاقی وتربیتی  لینک ثابت
[یکشنبه 1390-10-18] [ 12:34:55 ب.ظ ]




شاگرد سقراط از او پرسید:

«حکمت من چه وقت به کمال می رسد؟»

گفت:«آن وقت که به ستایش خوشحال نشوی وبه مذمت غمگین نگردی»

شاگرد گفت:«این  حال مرا کی میسرگردد؟»

گفت:«هرگاه که چهار چیز حاصل آید،دوگوش که حکمت بشنود ودوگوش که کر باشد وسخنان بیهوده جاهلان را نشنود.»

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: اخلاقی وتربیتی  لینک ثابت
[شنبه 1390-10-17] [ 09:07:28 ق.ظ ]




به نقل از ضحاک،ازامام علی علیه السلام :پیامبر خدا صلی الله علیه وآله فرمود:«شعبان،ماه من است وماه رمضان،ماه خدااست.پس هر که ماه مراروزه بدارد،درروزقیامت،شفیع اوخواهم بود.وهرکس ماه خدا راروزه بدارد ،خداونددرگور،وحشت اورابه انس،تبدیل می کند؛تنهایی اورا[به انس خود] پیوندمی دهد؛واوازگورخویش سفیدروبیرون می آیدونامه عمل رابه دست راستش وجاودانگی [دربهشت]رادردست چپش می گیرد،تاآن که در پیشگاه پروردگارش می ایستد.

خداوند می فرماید:"بنده من!”

می گوید:لبیک ،سرورم!

می فرماید:برای من،روزه گرفتی؟”

می گوید:آری،سرورم!

خداوندمتعال می فرماید:"دست بنده ام رابگیریدونزدپیامبرم ببرید”

اورانزدمن می آورند.من به اومی گویم :ماه مراروزه گرفتی؟

می گوید :آری.

پس می گویم:من امروز،توراشفاعت می کنم.

پس خدای متعال می فرماید:"من از حقوق خودم به خاطربنده ام گذشتم؛امادرباره حقوق مردم:پس هرکه ازاودرگذرد،عوض آن برمن است تاآن که راضی شود"»

پیامبر( صلی الله علیه وآله)فرمودند:«پس،دست اورامی گیرم ووی رابه صراط می برم.صراط رالغزنده می یابم،به گونه ای که پای خطاکاران برآن استوار نمی ماند.[آن جا نیز]دست اورا می گیرم.

مأمور صراط به من می گوید:ای پیامبرخدا!این کیست؟

می گویم :فلانی است،ازامت من.دردنیابه خاطررسیدن به شفاعتم،ماه مراروزه گرفته است وبه خاطررسیدن به وعده الهی ،ماه خداراروزه داشته است.

پس باعفوالهی ازصراط می گذردتاآن که به دردوبهشت می رسد.

من می خواهم تابهشت رابرای اوبگشایند.رضوان(نگهبان بهشت) می گوید:مافرمان یافته ایم که بهشت رابرای تووبرای امت توبگشاییم».

[راوی گوید:سپس امیرمؤمنان علیه السلام فرمود:]ماه پیامبرراروزه بگیریدتاشفیع شماباشدوماه خداراروزه بگیرید تاازشراب ناب وسربه مهربهشتی بنوشید.

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: اخلاقی وتربیتی  لینک ثابت
[دوشنبه 1390-05-17] [ 10:36:37 ق.ظ ]




 

 

شراب فروش!

سرمایه­داری لا مذهب در نزدیکی مسجدی رستورانی ساخت که در آن شراب سرو می­کرد.ملای مسجد هر روز در پایان نماز دعا می­کرد تا خدا بلایی آسمانی بر این رستوران نازل کند.یک ماه از فعالیت رستوران نگذشته بود که رعد و برق شدید رستوران را به خاکستر تبدیل کرد.ملا روز بعد با غرور و افتخار خراب شدن آن خانه فساد را به مردم تبریک گفت.

اما خوشحالی مومنان و ملای مسجد دیری نپایید و صاحب رستوران به محکمه شکایت برد و از ملای مسجد خسارت خواست.از طرفی ملا و مومنان چنین ادعایی را نپذیرفتند.قاضی پس از شنیدن سخنان دو جانب دعوا،گلویی صاف کرد و گفت:

نمی­دانم چه بگویم،یک سو ملا و مومنانی هستند که بر تاثیر دعا ایمان ندارند و سوی دیگر مرد شراب فروشی است که به تاثیر دعا ایمان دارد!

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: اخلاقی وتربیتی  لینک ثابت
[چهارشنبه 1390-04-15] [ 08:47:00 ق.ظ ]




یاد خدا آرام بخش قلبهاست.

بن بست بی­ معناست!

دوستان من سلام

از دست دادن هم

بخشی از واقعیت زندگی است.مهم این است که چگونه با آن مواجه شوید.به عنوان مانعی برای در جا زدن،خشک و بی­روح شدن یا به عنوان چالشی که می­توان از آن در جهت تعالی و رشد روحی بهره برد.

پس به خاطر داشته باشیم برای انسانهای قدرتمند

بن بست معنا ندارد

زیرا یا راهی را خواهیم یافت یا راهی را خواهیم ساخت.

با ما باشید با پیام­های ابریشمی

دوستی از ابریشمی شنیده

که بی­ هیچ بهانه ­ای باید دل را به خدا سپرد . . .

چشمانت را ببند،تا نیتی حریر وار بر ذهن تو قرار گیرد

تکیه به مهر خدا در احاطه نور

بر پیام ما دیده بگشا و متبرک باد آن چه را که می­خوانی

بارالها!من به دیده مثبت به همه می­نگرم تا مصاحبت­های نیکویی داشته باشم و شکاف­ها را پیوند زده تا رشته الفت و دوستی پدید آید.

شاد باشید و قدرتمند

مریم نادری

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: اخلاقی وتربیتی  لینک ثابت
[سه شنبه 1390-04-14] [ 08:15:59 ق.ظ ]




محمد را همه دوست داشتند .توی کارخیلی جدی بود.موقع شوخی هم خیلی ازدست اومی خندیدیم .

آن روزکارهازیادبودوخسته شدیم .شب برای نگهبانی نوبت مابود.ماچهارنفرباهم رفتیم.

موقع نگهبانی همگی خوابمان برد!اس بخش هم آمدواسلحه های مارابرداشت ورفت!

صبح برگشتیم مقر.محمدهمه نیروهارابه خط کرد.بعددرمورداهمیت نگهبانی و…گفت.

سه نفرراآوردبیرون.سیدرحمان هاشمی یکی ازآنهابود.شروع کرد آنهاراتنبیه کردن.کلاغ پر،پامرغی و…..

همه می دانستند محمد باکسی شوخی ندارد.

رحمان خیلی ناراحت بود.بغض کرده بود.همه می دانستنداوبامحمدسالهاست رفیق ودوست هستند.

حسابی آنهاراتنبیه کرد.بعدهم بچه هارامرخص کرد.من هم سرپست خوابم برده بود.اما من راتنبیه نکرد!

وقتی همه رفتند به سمت آقای تورجی رفتم وباحالت خاصی گفتم:محمد آقا من هم با اینها بودم.

نگاهی به من کرد.منتظرجواب بودم.البته حدس می زدم که چرا من راتنبیه نکرده!من مدتی مربی عقاید وقرآن و….بودم.

محمد گفت:اینها نیروی عادی هستند.مسئولیت اینهاهم بامن است.اماشما سرباز امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف هستید.تکلیف اینها با من است.تکلیف شماهم باخود آقاست.شمافرمانده ات کسی دیگر است!

این راگفت ورفت.همان جا ایستادم.خیلی خجالت کشیدم .دوست داشتم من راهم تنبیه می کرد.امااین را نمی گفت.

زنده یادحجة الاسلام محرَبی

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: اخلاقی وتربیتی, فرهنگی  لینک ثابت
[دوشنبه 1390-04-13] [ 08:21:39 ق.ظ ]




مشکلات فرصت هایی هستند که به ما داده شده تا بتوانیم جوهروجود خودراآشکار کنیم.

زن جوانی پیش مادرخود  میرود وازمشکلات زندگی خود برای او می گویدو اینکه او از تلاش وجنگ مداوم برای حل کردن مشکلاتش خسته شده است.

مادرش اورا به آشپزخانه بردوبدون آنکه چیزی بگوید سه تاکتری را آب کردوگذاشت که بجوشد.سپس توی ا ولی ،هویج   ریخت دردومی،      تخم مرغ ودرسومی، دانه های قهوه.

بعدازبیست دقیقه که آب کاملاًجوشیده بودگازهاراخاموش کرد و اول هویج هارادرظرفی گذاشت ،سپس تخم مرغ هاراهم درظرفی گذاشت وقهوه راهم درظرفی ریخت وجلوی دخترش گذاشت.سپس ازدخترش پرسیدکه چه می بینی؟

اوپاسخ داد:هویج،تخم مرغ،قهوه.مادرازاوخواست که هویج هارالمس کندوبگویدکه چگونه اند؟اواین کارراکردوگفت نرمند.بعدازاوخواست تخم مرغهارابشکند،بعدازاین که پوسته آن راجداکرد،تخم مرغ سفت شده را دیدودرآخرازاوخواست که قهوه رابچشد.

دخترازمادرش پرسیدمفهوم اینها چیست؟

مادربه اوپاسخ داد:هرسه این مواددرشرایط سخت ویکسان بوده اند،آب جوشان،اماهرکدام عکس العمل متفاوتی نشان داده اند.هویج درابتدا بسیارسخت ومحکم به نظرمی آمداماوقتی درآب جوشان قرار گرفت به راحتی نرم و ضعیف شد.تخم مرغ که درابتداشکننده بودوپوستۀ بیرونی آن ازمایع درونی آن محافظت می کرد،وقتی درآب جوش قرار گرفت، مایه درونی آن سفت ومحکم شد.دانه های قهوه که یکتابودند،بعدازقرارگرفتن درآب جوشان، آب را تغییر دادند .

مادرازدخترش پرسید:توکدامیک ازاین موادهستی؟وقتی شرایط بد وسختی پیش می آیدتوچگونه عمل می کنی؟

توهویج،تخم مرغ یادانه های قهوه هستی؟

به این فکرکن که من چه هستم که به نظرمحکم می آیم،امادرسختی هاخم می شوم ومقاومت خودراازدست می دهم؟آیامن تخم مرغ هستم که باقلب نرم شروع می کند اماباحرارت محکم می شود؟

یامن دانه قهوه هستم که آب داغ راتغییر داد؟وقتی آب داغ شدآن دانه بوی خوش وطعم دلپذیری را آزادکرد.

اگرتوماننددانه های قهوه باشی هرچه شرایط بدترمی شوندتوبهترمی شوی وشرایط رابه نفع خودت تغییرمی دهی.

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: اخلاقی وتربیتی  لینک ثابت
[شنبه 1390-04-11] [ 07:41:09 ق.ظ ]




خداراشکر که تمام شب صدای خرخرشوهرم رامی شنوم،این یعنی اوزنده وسالم است.

خداراشکرکه دخترنوجوانم همیشه ازشستن ظرف هاشاکی است،این یعنی اودرخانه است ودرخیابان هاپرسه نمی زند.

خداراشکرکه مالیات می پردازم،این یعنی شغل ودرآمدی دارم.

خداراشکرکه بایدریخت وپاش های بعدازمیهمانی راجمع کنم،این یعنی درمیان دوستانم بوده ام.

خداراشکرکه لباس هایم کمی برایم تنگ شده اند،این یعنی غذای کافی برای خوردن دارم.

خداراشکرکه درپایان روز ز خستگی ازپامی افتم ،این یعنی توان سخت کارکردن رادارم.

خداراشکرکه بایدزمین رابشویم وپنجره هاراتمیزکنم،این یعنی خانه ای دارم.

خداراشکرکه درمکانی دورجای پارک پیداکرده ام،این یعنی هم توان راه رفتن رادارم وهم اتومبیلی برای سوارشدن.

خداراشکرکه سروصدای همسایه هارامی شنوم،این یعنی می توانم بشنوم.

خداراشکرکه این همه شستنی واتوکردنی دارم،این یعنی من لباس برای پوشیدن دارم.

خداراشکرکه هرروزصبح زودبایدبازنگ ساعت بیدارشوم،این یعنی من هنوززنده ام.

خداراشکرکه گاهی اوقات بیمار می شوم ،این یعنی به یادمی آورم که اغلب اوقات سالم هستم.

خداراشکرکه خریدهدایای سال نو،جیبم راخالی می کند،این یعنی عزیزانی دارم که می توانم برایشان هدیه بخرم.

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: اخلاقی وتربیتی  لینک ثابت
[سه شنبه 1390-04-07] [ 10:19:16 ق.ظ ]




«دوست یا دوشمن ؟»

هما ن غاری که ازوارد شدن به آن واهمه دارید می تواندسرچشمه آن گنجی باشد که بدنبالش می گشتید

پرنده کوچکی درزمستان به سمت جنوب درحال پرواز بود.آنقدر هوا سردبودکه پرنده یخ زدوداخل مزرعه ای بزرگ روی زمین افتاد.زمانی که آنجاافتاده بود،گاوی کنارش آمدومقداری ازمدفوع گاو روی پرنده ریخت.

چون داخل توده مدفوع خوابیده بود،کم کم گرم شد.اوباخوشحالی آنجاخوابیدوقتی بیدارشد،ازخوشحالی شروع به خواندن کرد.

گربه ای ازآن نزدیکی می گذشت ،صدای آوازپرنده راشنید.گربه با دنبال کردن صدا متوجه شدکه پرنده ای زیرتوده مدفوع است.

سریعاًاورابیرون آوردوبلعید.

نکته:هرکسی چیزی ناخوشایند به تومی دهددشمن تونیست وشرایط ناخوشایند می تواندنجات دهنده توباشدوهرکسی توراازوضع بدوناهنجار بیرون می آورددوست تونیست وشایدهلاک تودرآن است .حتماًتابه حال این ضرب المثل راشنیده اید:جوراستادبه زمهرپدر

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: اخلاقی وتربیتی  لینک ثابت
[دوشنبه 1390-04-06] [ 07:48:55 ق.ظ ]




تن به محنت ده اگرخواهی بگردی سربلند گرنیفتادی به آتش اوج نگرفتی سپن

“واعظ    قزوینی”

دریک موزه معروف که با سنگ های مرمرکف پوش شده بود،مجسمۀ بسیارزیبای مرمرینی به نمایش گذاشته بودندکه مردم از راه های دورونزدیک برای دیدنش به آنجامی رفتند.کسی نبودکه مجسمه زیباراببیندولب به تحسین بازنکند.

شبی سنگ مرمرینی که کف پوش سالن بودبامجسمه شروع به حرف زدن کرد:

«این منصفانه نیست،چراهمه پاروی من می گذارندتاتوراتحسین کنند؟مگریادت نیست ،ماهردودریک معدن بودیم؟این عادلانه نیست؟من خیلی شاکی ام!»

مجسمه لبخندزدوآرام گفت:

«یادت هست،روزی که مجسمه سازخواست رویت کارکند،چقدر سرسختی ومقاومت کردی؟».

سنگ پاسخ داد:

«آره،آخرابزارش به من آسیب می رساند،گمان کردم می خواهدآزارم دهد،من تحمل این همه دردورنج رانداشتم.»

ومجسمه باهمان آرامش ولبخندملیح ادامه داد:

«ولی من فکرکردم که به طور حتم می خواهدازمن چیزی بی نظیربسازد،قطعاً قراراست به یک شاهکار تبدیل شوم.به طوریقین درپی این رنج،گنجی نهفته هست.پس به اوگفتم هرچه می خواهی ضربه بزن،بتراش وصیقل بده!

لذادردکارهایش ولطمه هایی راکه ابزارش به من می زدندرا به جان خریدم وهرچه بیشترمی شدند،بیشترتاب می آوردم تازیباترشوم.

امروز نمی توانی دیگران راسرزنش کنی که چراروی توپامی گذارندوبی توجه عبور می کنند.»

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: اخلاقی وتربیتی  لینک ثابت
[یکشنبه 1390-04-05] [ 07:45:06 ق.ظ ]




 

 

صبح آغازی است دوباره ،برای کسانی که قصدشان تازه شدن است .صبح تعبیری زیباست ازعاشقانه ها،صبح مصداق بارز عشق به ذات جبروت اله است.

صبح ،آغازصبح رنگ بوی عرفان دارد صدای صبح زنگ ایمان دارد.قافلۀ فرصت هاست که هرصبح به سوی سرزمین تقدیر می آید وبارش رزق رزاق است که درآغاز صبح ازابرهای کرم به سفره های نورانی ایمان می بارد.

صبح ،نشان تازگی دارد.صبح کلیدی است برای راه یافتن به اوج ملکوت،باغچۀ صبح سرشارازغنچه های باصفای بندگی است کوههای صبح نشان بارزسخاوتمندی است.

کاروان زندگی هرانسان درآغازصبحتوقفی به آبشارعشق دارد.هرصبح ،نسیم لطافت بندگی رابه اوج می رساندودرصبح است که دانه های هیجان درتوجان می گیرد،هیجانی که دربهوجود آمدن درخت فرصت های تازه با توسهیم است.صبح زیباست.

زیبایی آن دلنوازترین پرغرورترین وتازه ترین زیبایی است.تازه گی هوای صبح نورامید بردلت زنده می کند.به صبح نگاه کن وبیاندیش که هرصبح آغازی است دوباره برای کسانی که قصدشان تازه شدن است.

 

عاطفه تولری

 

 

 

 

 

 

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: اخلاقی وتربیتی  لینک ثابت
[شنبه 1390-04-04] [ 09:14:00 ق.ظ ]
 
   
 
مسابقه راوی مهر