خوشبختي يعني… خدا رو صفحه ي زندگيت is typing  باشه

   دوشنبه 14 خرداد 1397نظر دهید »

(((تو)))         رمضانِ دلِ مني….                                         بايد روزه ي سكوتِ نبودت را بگيرم (اللهم عجل لوليك الفرج)

   شنبه 29 اردیبهشت 13971 نظر »

صداي پاي سپيده دم مي آيد…

ساعت شهر به وقت توست..!!!

 گلدسته ها اذان تورا مي گويند!!!

و فرشته ها

تورا تسبيح مي كنند…

بيا تا همه نمازمان را به نيت آمدن #تو اقامه كنيم…

بيا تا با تو #رستگار شويم

#اللهم_عجل_لوليك_الفرج

 

نويسنده:رستگار.م

   چهارشنبه 12 اردیبهشت 1397نظر دهید »

کلیدواژه ها: عکس, نیمه شعبان, چراغانی
   سه شنبه 11 اردیبهشت 1397نظر دهید »

١٨ ،٢٢ ،٢٥ ،١٦ و حتي ١٤

با خود مي گويي اين عددها ديگر چيست؟ نه؟!

اين عدد ها را امروز حين قدم زدن ميان قبور شهدا مي ديدم…

 روي عكس ها يشان نوشته بود…

 آري سنشان بود… سن!!!

… تعداد گردششان به دور خورشيد!

اما گردش حقيقي آن ها به دور خورشيد يك بار اتفاق افتاد،

روزي كه به دور اباعبدلله گرديدند

آري خورشيد حقيقي آن ها حسين (عليه السلام)بود.

چه قدر بوي كربلا مي آمد!!!

سكوت كرده بودم و نگاه مي كردم، 

زبانم توان خواندن فاتحه اي هم نداشت.

…..

جوان

استوار

نوراني

رعنا

و حتي خوش تيپ

تك تكشان با تو حرف مي زدند

اما درست نمي شنيدم!!

  حس مي كردم گوش من ظرفيت شنيدنشان را ندارد 

سعي كردم بيشتر دقت كنم، 

انگار نگاهشان طنابي شده بود كه پاي مرا براي رفتن بسته بود.

نمي توانستم از ميانشان عبور كنم….

با خود گفتم:

_ (تا نفهمم اين تصاوير چه مي گويند نمي رونم)

يك لحظه انگار بانگ صداي تصويري ميان وجودم پيچيد 

كه با صلابت فرياد زد:

_ من از تبار علي اكبر حسينم!!!!

من از تبار علي اكبرم!!

علي اكبر حسين!!!

همان لحظه گمشده ام پيدا شد

نامي كه به دنبالش مي گشتم 

خودش بود! علي اكبر!

چه زيبا گفتيد جوانان شيعه!!!

حقا كه اين نام برازنده ي شماست

شما اكبريد، 

مقامتان اكبر است

علي اكبران ايران من 

شما به نام جوان آبرو داديد

اكبر شدنتان مبارك ما و خودتان.

   شنبه 8 اردیبهشت 1397نظر دهید »

سلام هموطن 

سال ٩٦ نفس هاي آخرش را ميكشد اما آخرين تاثير نفس هايش را نه!!!

 

هنوز عزادار هم وطنمان در كرمانشاه،كشتي سانچي،هواپيماي تهران/ياسوج وَ..وَ..وَ..  هستيم و خواهيم ماند.

 

يادت مي آيد؟

زماني كه پشت سر هم اين خبرهارا مي شنيديم،سيل تسليت در فضاي مجازي روانه مي شد!همه با غم و اندوه پست هاي همدرديمان را منتشر ميكرديم و دل هايمان داغدار بود.

 

اما امروز برايت تسليتي فرهنگي سياسي دارم!

تسليتي از نوع لُوُر يا لوبْر

آري!تسليت دارد،انتخاب هاي اشتباهمان تسليت دارد!

تسليت بگو هم وطن! دابسمش و طنز و متن كمدي بس نيست؟

 

شايد با خود بگويي يك اشتباه لفظي كوچك بود،تمام شد رفت!

انسان جايز الخطاست!

نه  دوست خوبم

مدتي است كه حال كشورمان ايران با همين اشتباه هاي لفظي و عملي خوب نيست!

حال ايرانمان،ايران سبز و سفيد و سرخمان خوب نيست!

 

تلفظ اشتباه موزه ي مشهور و جهاني لوور يك اشتباهي ظاهري بود و شايد به قول تو كوچك!

اما اين را بدان

انتخاب هاي اشتباه من و تو ايرانمان را بيمار كرده است.

اين بود جامعه اي كه شهدا خونشان را در قالب گلي لاله به من و تو تقديم ميكردند و همه با هم آروزي مهدوي شدنش را داشتيم؟؟؟؟

هدف اصلي پدران و مادرانمان چه شد؟ آينده ي فرزندانمان چه خواهد شد؟

 

…بار ديگر چرخش زمين به دور خورشيد رخ مي دهد!!!

اما بينش من و تو چه؟

آيا به فكر خانه تكاني انديشه ها و انتخاب هايمان هستيم؟

 

بيا تا با هم عيدي از نوع جمهوري واقعي اسلامي ايران را تبريك بگوييم

 

هم وطن!

حال كشورمان خوب نيست!

   دوشنبه 28 اسفند 1396نظر دهید »

 چه كنم؟نمي توانم دست به قلم نشوم
اين بار جوهر قلم من،عطري است،عطري اشنا!

اري عطر ياس است!

عطرش به مشامت مي رسد
استشمام كه كردي آسمان وجودت ابري ميشود

 كم كم

قطره هاي باران از چشمانت جاري ميشود

بگذار خوب ببارد!!!
حال خوب نگاه كن
بذر محبت او در دلت در حال جوانه زدن است

حواست را جمع كن
بايد پرورشش بدهي
بگذار انقدر چشمانت ببارد در اين مصيبت
تا همان جوانه ي كوچك، گلي شود شكفته!

حال به حصاري براي مراقبت از آن احتياج داري

حصاري را  انتخاب كن تا هر نگاه ناپاكي به گلت نيفتد،
انتخاب خوبي است!
بلندتر بگووو اري فرياد بزن چادرت را
فرياد بزن بانوي مسلمان
دور گلت را بگير

و اما

حال نياز داري گلت را جاودانه كني
مبادا كه پژمرده شود

نياز به يك نور داري
نوري كه خود جاودانه باشد تا گلت را نيز جادوانه كند
به آسمان نگاه كن نامش در حال درخشيدن است! زهرا!!!

راستي؟كِي گل تو انقدر رشد كرد؟


فائزه محمدي، ٢٩بهمن ٩٦

   سه شنبه 1 اسفند 1396نظر دهید »

فاطمه؟ فاطمه؟؟!!!؟ چه سري درون اين كلمه نهفته است كه عرش را به لرزه در مي اورد؟

 

به راستي تو كه بودي فاطمه؟

نه!بهتر است بگويم كه هستي فاطمه؟

 

 اين روز ها نامت بر زبان ها جاري است.

سخن از تو و چادر به خاك و خون كشيده ات به ميان است.

 

 تو و چادر خاكي؟

 

تو مگر دختر رحمت للعالمين،پيام اور صلح و زيبايي جهانيان نيستي؟

 

 تو و چادرِخوني؟

 

 مگر همسر علي،ايينه ي عدالت و حق نيستي؟

 

 

مگر ميشود اين تناقض ها عرش را به لرزه در نياورند؟

و

 صداي  شيون دختر رسول خدا،همسر علي

ميان در و ديوار،اسمان و زمين را عزادار نكند؟

 

واي بر عالميان 

بوي عطر ياس به مشاممان ميرسد!

 

چادرت را خاك و خون گرفت

چشم مارا نيز…

 

فاطمه جان

اين روز ها همچنان بوي خوني شدن و صداي قدم هاي نامحرمان بر روي چادرت مي ايد و ادامه پيدا كرده است

 

خبر ميرسد عده اي از دختران سرزمينم،عروسك خيمه شب بازي عمر ها و ابوبكر ها شده اند

 

فاطمه جان تاريخ در حال تكرار شدن است

اما…

اما در همان سرزمين دختران و زناني هستند كه تا پاي جان حرمت چادرت را نگاه داشته و هروز خون غيرت دفاع از يادگارت(چادر)بيش از پيش در رگ هايشان ميجوشد تا شايد بتوانند

كمي 

فقط و فقط كمي ,مرهمي بر زخم هاي به دل مهدي ات نشسته باشند 

 

اين دختران و زنانِ مدافع يادگارت

 

ارام نخواهند نشست اي مادر حسين

 

ايستاده اند چون كوه اي مادر زينب

 

باشد كه لبخندت،جاودانشان كند اي مادر حسن

 

صلي الله عليك يا فاطمة الزهرا

تا اخر پاي مادرمان ميمانيم

   جمعه 27 بهمن 13961 نظر »

1 2

جستجو
 << < مرداد 1397 > >>
شن یک دو سه چهار پنج جم
    1 2 3 4 5
6 7 8 9 10 11 12
13 14 15 16 17 18 19
20 21 22 23 24 25 26
27 28 29 30 31    
کاربران آنلاین
  • مولا
  • مدرسه علميه فاطميه كرمان
  • محمدی
  • حدیث عشق
  • مدیریت استان مازندران
  • الزهرا واوان
  • عابدي
  • ميرزايي
  • پشتیبانی کوثر بلاگ
  • عشق در هر گوشه ای افسانه ای خواند زمن
  • فاطمه درويشي بيا ضي
  • زينب جعفريان دهنوي
  • سمیه کتابی
  • معاونت پژوهش مدرسه علمیه کوثر قزوین
  • مصطفوی
  • پژوهش مدرسه علمیه حضرت زینب (س) میناب
  • یار مهـــدی
  • مدرسه علمیه ریحانه الرسول شلمزار
  • سمانه راسخيان
  • حرَه
 
ولادت امام رضا (ع)