کوثر ولایت
مدرسه علمیه کوثر اصفهان
 
  خانه آخرین مطالب لینک دوستان تماس با ما  

   




جستجو





 << < مهر 1397 > >>
شن یک دو سه چهار پنج جم
  1 2 3 4 5 6
7 8 9 10 11 12 13
14 15 16 17 18 19 20
21 22 23 24 25 26 27
28 29 30        




کاربران آنلاین

  • somayye java


  •   بغض آسمان   ...

    امروز ناگهان آسمان درهم شد؛ باد شدیدی وزید و باران باریدن گرفت. 

    پیش خودم فکر کردم شاید بی حکمت نیست این غرش و بهم ریختگیه آسمان.

    سراغ اینترنت رفتم و جستجو کردم:

    نه فقط آسمان، همه کسانی را که در عزای این امام بزرگ گریه می کنند و عزاداری به پا می دارند.

    سایت تبیان پیش رویم باز شد؛ در مورد گریه جنیان و در راس آن جعفر جنی و داستان هایی که علما نقل کرده بودند.

    در مورد عزاداری حیوانات و وحوش

    و بلاخره در مورد عزاداریه آسمان, این طور آمده بود:

    «و جلت و عظمت مصیبتك فى السموات على جمیع اهل السموات»؛ و بزرگ و عظیم شد بلاها و صدمات شما در آسمان ها و بر همه اهل آسمان ها.

    در ادامه  شرح زیارت عاشورا، شرح داده بود که چگونه اهل آسمان ها بر مصیبت امام حسین (علیه‎السلام) گریستند؟

    در فرازی دیگر از زیارت فرموده : و جلت المصیبة بك علینا و على جمیع اهل الاسلام .

    یعنى مصیبت ها شما نه فقط براى ما دشوار است بلكه براى همه مسلمین سخت است اگر چه شیعه نباشد. 

    در جمله فوق می‎فرماید: نه فقط مصیبت شما بر اهل اسلام و ایمان سخت است بلكه براى آسمان ها و اهل آن سخت است كه آنها را گریان و ناراحت نموده است.

    در فرازی دیگر از زیارت عاشورا می‎فرماید: “و اعظم رزیتها فى الاسلام على جمیع اهل السموات و الارض.”

    پس در این عبارت اهل زمین اضافه شده از این چند عبارت نتیجه می‎گیریم كه مصیبت شما بر اهل زمین و آسمان سخت و مشكل بوده كه آن ها را به حالت تاثر و سوگوارى در آورده است.

    در مورد حیوانات هم، روایت‌ است‌ که‌ وحوش‌ می‌آمدند و دور آن‌ بدن‌ حلقه‌ می زدند، روی‌ پا ایستاده‌ و دستها را بلند می کردند و قطره‌ قطره‌ اشک‌ می ریختند.

     و مرغان‌ آسمان‌ گرداگرد آن‌ ابدان‌ طیبه‌ به‌ پرواز در می‌آمدند، و بال های‌ خود را روی‌ بدن‌ مطهر سید الشهداء (ع) پهن‌ می کردند که‌ آفتاب‌ بر آن‌ نتابد.

    در روایتی دیگر آمده است که برخی از جنیان که در واقعه بئر ذات العلم توسط امیرالمومنین مسلمان شده بودند برای یاری امام حسین(علیه‎السلام) به کربلا رفتند، اما امام اجازه‎ی جنگیدن به ایشان ندادند و ایشان پس از شهادت حضرت، مجلس عزا و ماتم برپا نمودند.

    نمی دانم آسمان چگونه گریه می کند; اما شاید غرش امروز آسمان، نشانی از عزاداری آسمان باشد.

    موضوعات: نویسنده: ریحانه علی عسکری  لینک ثابت



    [پنجشنبه 1397-06-29] [ 09:08:00 ب.ظ ]





      درس یا بازی   ...

    بحث در مورد رشته تحصیلی داغ بود.به دوستم گفتم:

    _ من می خواهم بلافاصله بعد از این که درسم تمام شد رشته روان شناسی دانشگاه امام خمینی (ره) شرکت کنم, غیرحضوری هم می توانم بروم, امتحانش هم همین جاست, حتی منتظر پایان نامه هم نمی شوم. 

    می توانم  هم درسم را بخوانم هم پایان نامه ام را  بنویسم.

     لبخند زد و همین طور که سرش توی گوشی بود و دنبال چیزی می گشت گفت:

    _ تا مجردی هر چه کلاس می خواهی برو. وقتی بچه دار شوی باید وقتت را حداقل تا سه سالگی اش به او اختصاص دهی.

    گفتم: درس غیر حضوری که این حرف ها را ندارد.

    گفت: بلاخره حواست به درس است نمی توانی با بچه ات بازی کنی؛ استرس امتحان هم سر جای خود.

    مثل اینکه بلاخره چیزی را که می خواست پیدا کرد صفحه گوشی را به طرف من گرفت و گفت: 

    _نگاه کن. فیلم گرفته شده از پسرش بود که به شدت گریه می کرد و حرف های نامفهومی می زد گفت : 

    _ وقتی فهمید دارم از او فیلم می گیرم گریه اش کمتر شد؛ آن وقت حرف هایش را هم بهتر می فهمیدم.

    می گفت: تو هیچوقت با من بازی نکردی همیشه درس داشتی, همیشه امتحان داشتی  اگر بدانی وقتی این حرف ها را می زد چقدر پشیمان شدم که بیشتر برایش وقت نگذاشتم. 

    فکر می کردم چون همیشه پیشش هستم دیگر مشکلی نیست. بخاطر همین درسم را غیر حضوری کردم, اما درگیر درس هایم شدم; فکر می کردم چیزی نیست اما حالا خیلی دلم می سوزد.

    موضوعات: اخلاقی وتربیتی, نویسنده: ریحانه علی عسکری  لینک ثابت



    [جمعه 1397-06-16] [ 06:09:00 ب.ظ ]





      کارگاه آموزش داستان نویسی (جلسه سوم) قسمت اول   ...

    وقتی طرح و نقشه داستان کامل شد و شخصیت هایش  معلوم شدند باید شروع به تعریف داستان بکنیم.

    داستان باید تعریف شود یا نوشته شود.

    بحث این جلسه: داستان چه جور باید تعریف شود

    یا بهتر است بگوییم داستان از زبان چه کسی تعریف شود?

    اولا عنوان بحث این جلسه زاویه دید است.

     می خواهیم بگوییم که بهتر است داستان با چه زوایای دیدی روایت شوند و کدام بهتر است؟

     سه زاویه دید مهم داریم:

     اول شخص یا من راوی

    مثلا: گفتم: مامان شیر داریم؟ مادر نگاهم کرد و گفت: پدرت نخرید.

    این نوع زاویه دید محدودیتش چیست؟ می دانید؟

    فقط از دیدگاه و درونیات خودش می تواند حرف بزند.

    از ذهن شخصیت های دیگر نمی تواند حرف بزند؛

    از گذشته آن ها خبری ندارد مگر اینکه از یک نفر شنیده باشد.

    وقتی داستان ها و رمان هایی  می خوانید دقت کنید کدامشان با این زاویه دید بودند؟

    اگر توجه کنید خیلی از کتاب هایی که با این زاویه می بینید خاطرات هستند.

    مثل کتاب پایی که جا ماند. من زنده ام. دختر شینا.

    اساسا بهترین زاویه دید برای خاطرات یا حتی زاویه دید خاطرات، من راوی هستند.

    ویژگی مثبت این زاویه دید این ست که راوی اتفاقات داستان را برای مخاطب باور پذیر جلوه می دهد.

    از آن جایی که راوی سهیم در ماجرا است آن را خوب روایت می کند.

    معمولا نویسندگانی که ماجرای داستان برای خودشان تجربه شده باشد در روایت آن در داستان از زاویه دید من راوی به عنوان یکی از شخصیت های داستان یا حتی قهرمان داستان استفاده می کنند و در بیان احساسات و هیجانات خوب عمل می کنند.

    برای مثال رمان وداع با اسلحه همینگوی. او خودش در جنگ اسپانیا حضور داشت و اساسا خودش را روایت می کند.

    از این رو خوب روایت می کند

    جلال هم چون معمولا خودش را روایت می کند در اول شخص و من راوی خوب ظاهر می شود.

    از این رو همان طور که در این نوع زاویه دید شخص ماجرا، احساسات و عقاید خودش را می تواند منتقل کند به همین اندازه در بیان عقاید و احساسات و … دیگر شخصیت های داستان دچار مشکل می شود.

    از این رو باید بسیار سنجیده و درست عمل کند.

    وقتی شخص نمی تواند وارد ذهنیات شخصیتی غیر از خودش بشود پس پرداختن به او کمی سخت خواهد بود 

    همیشه اینجوری نیست؛ زوایای دید دیگر مشکلات خاص خودشان را نیز دارند.

    بستگی به نوع داستان دارد هر ماجرا و قصه ای فراخور ویژگی هایش، نوع زاویه دیدش، باید انتخاب شود.

     راوی من راوی نمی تواند از ویژگی های مثبت و منفی خود صراحتا بگوید، بلکه باید در طول داستان آن ها را نشان دهد.

     این موارد نقاط مثبت و منفی زاویه دید اول شخص هستند. پس اگر روایت های خود نوشت دارید مثل خاطره، یاد داشت های روزانه، سفرنامه و …. باید اول شخص روایت شوند.

    کتاب هنر داستان نویسی ابراهیم یونسی. عناصر داستان جمال میر صادقی. تاملی در باب داستان از لارنس پرین با ترجمه مرحوم محسن سلیمانی.

    فعلا این سه کتاب این مباحث را در بخش زاویه دید به طور مفصل نقل کردند

    نکته دیگه این که که در نقل داستان با زاویه دید من راوی باید مواظب بود که نویسنده از توصیف ظاهر و حرکات خودش غافل نماند.

    معمولا نویسنده ها چون خودشان را روایت می کنند از این مورد باز می مانند.

    این خیلی مهم است.

    بحث دیگر مربوط به زاویه دید، دانای کل محدود به یکی از شخصیت های داستان است.

    در این نوع زاویه دید نیز دوربین مثل اول شخص که همیشه همراه او بود همراه با یکی از شخصیت های داستان است منتها فردی از بیرون داستان را روایت می کند.

    مثلا: من به رضا که موهایش جو گندمی بود نگاه کردم. رضا دستش را توی جیب شلوار مشکلی گذاشت. من گفتم: میریم سینما؟

    در اینجا راوی چه تیپی است؟ لباسش چه رنگی است؟

    راوی خودش را باید البته حرفه ای توصیف کند می توانیم بگوییم در زاویه دید اول شخص، بیش تر از ضمیر من استفاده می شود و در دانای کل اسم یکی از شخصیت ها.

    بحثش زاویه دید مفصل است بقیه را برای هفته بعد ادامه می دهیم.

    موضوعات: نویسنده: ریحانه علی عسکری  لینک ثابت



    [سه شنبه 1397-06-13] [ 10:05:00 ق.ظ ]





      مایه کیسه   ...

    با گذشتن از ایام عید غدیر وعیدی گرفتن پول نو و تا نخورده، بسیاری از افراد به این فکر افتند که با این پول چه باید کرد.

    برخی اسکناس های تا نخوردشان را در کیف به عنوان مایه کیسه نگه می دارند که مسلما با گذشت زمان و کم شدن ارزش پول،،هرچند به میزان کم، ایده جالبی به نظر نمی رسد.

    برخی هم بی خیال عیدی بودن این پول شده و آن را به همراه بقیه پول هایشان خرج می کنند.

    این کار بهتر از ایده قبلی است اما،

    این تفکر که پول عید غدیر برکت و مایه زندگیشان تا سال بعد است را از بین می برد ودیگر ابهت اسمش را زیر سوال می برد.

    دنبال حکمت این اسم پرمسما برای این پول بودم که توجهم به سخنرانی جلب شد.

    درباره عیدی دادن روز غدیر بود و می گفت بهتر است همه به هم عیدی بدهند .

    در ادامه با تبسمی، بحث عیدی گرفته شده را اضافه کرد که در بین مردم به مایه کیسه معروف است و گفت:

    می دانید منظور از مایه کیسه چیست؟

    _ نکند فکر کرده اید که باید اسکناس ها را تو کیف پولتون زندانی کنید؟

    منظور از مایه کیسه، کیسه دنیایی یا کیف پولتان نیست.

    کیسه آخرتتان هست؛ یعنی نگهداری آن برای سرای باقی،

    دیگه خودتان می دانید؛ می توانید آن را انفاق کنید صدقه بدهید، یا اگر خیلی کم است مبلغی روی آن بگذارید 

    و آن پول را مایه کیسه آخرتیتان کنید.

    موضوعات: نویسنده: ریحانه علی عسکری  لینک ثابت



    [یکشنبه 1397-06-11] [ 10:15:00 ب.ظ ]





      کارگاه آموزش داستان نویسی (جلسه دوم) قسمت ششم   ...

    در مورد شخصیت که آخرین سرفصلی بود که بحثش گذشت چند نکته قابل اهمیت است:

     شخصیت مثلا دارای حالاتی درونی می شود که بروز بیرونی دارد:

    مثلا کسی دم در اتاق عمل است و پسر یا همسر یا دختر یا…. او زیر تیغ جراحی است و پزشک به او گفته احتمال زنده ماندن بیمار شما کم است.

     خوب این آدم دم در اتاق عمل با چه ژستی منتظر می ماند؟

    یک نفر شاید فقط قدم بزند و عرق کند.

    یک نفر مثلا ویژگی اش این است که در این مواقع پاهایش سست می شود و روی صندلی می نشیند و سرش را پایین می اندازد یا سرش را میان دو دستش می فشارد.

    احتمال زیاد افراد معتقد ذکر می گویند و دعا می کنند.

    عده ای هم اصلا نمی توانند توی بیمارستان بمانند.

     می روند بیرون توی امام زاده ای, جایی.

    آن شخصیت خاص هم معمولا تابع شرایط ویژه خاص می شود.

     مثلا یک نفر که بچه فلج دارد همیشه شاید توی فکر این بچه باشد.

     یا کسی که خودشیفتگی دارد هم شرایط خاص او را به این روحیه وا میدارد.

     هر کدام از این افراد با توجه به ویژگی های خاص خودشان توصیفات خاص دارند.

     مثلا کسی که بچه مریض دارد می تواند اینطور باشد که اغلب در جمع ساکت است یا به خاطر بچه نمی توند در هر جمعی شرکت کند. 

    همچنین کسی که دچار خود شیفتگی هست احتمالا از آینه زیاد و بیش از حد استفاده می کند یا اگر می خواهد به مهمانی برود بیش از اندازه برای درست کردن قیافه خود وقت صرف می کند. 

    من شخصیتی را می شناسم که وقتی می خواهد به مهمانی برود شاید بیش از یک ساعت طول می کشد که لباسش را ست کند و مویش را شانه بزند به گونه ای که خانمش می گفت این ویژگی او مهمانی رفتن را بر من تلخ می کند.

    نمی دانم با شخصیت ننه علی آشنا هستید یا نه؟

    مادر یکی از شهدای دفاع مقدس بود.

    بعد از شهادت پسرش هیچ وقت از سر قبر پسرش بر نگشت تا جایی که همانجا آلونکی ساخت و به زندگی اش ادامه داد

     یا بانوی سرخ پوش:

    خانمی که قبل از انقلاب از طریق یکی از مجلات با پسری آشنا می شود و تلفنی با او قرار می گذارد که در یکی از میدان های تهران با لباس قرمز هم دیگر را ببینند دختر لباس قرمز می پوشد و سر قرار می رود 

    ولی خبری از پسر نمی شود.

     دختر سال های سال با لباس قرمز منتظر پسر می ماند حتی لحاف و زیراندازی که آن جا پهن می کند هم قرمز است فکر کنم بعد از انقلاب از دنیا رفت.

    خوب این شخصیت ها فراخور این موقعیت ها خاص می شوند.

    البته داستان قرار و عشق بانوی سرخ پوش چیز قطعی نیست، منتها حضورش اتفاقی واقعیست که سال های سال او با لباس قرمز منتظر کسی بود.
    فکر کنم این بحث ( فکر کردن به شخصیت های خاص) برای داستان نویس خیلی مهم است.

    البته داستان از همه لحاظ باید جذاب باشه ولی مهمترینش شخصیت است.

    یک نکته مهم که شخصیت را جذاب می کند و باید مورد لحاظ نویسنده قرار بگیره اینست که نویسنده شخصیت را دچار کشمکش درونی با خودش کند.

    شخصیت اگر دچار کشمکش درونی شود خیل خوب می شود.

    مثال می زنم:

    پزشکی دارد بیماری را جراحی می کند

    حین عمل جراحی می فهمد که بیمار قاتل پسرش بوده است.

    او اینجا می تواند به سادگی و بدون اینکه کسی خبردار شود قاتل پسرش را بکشد.

    اما به یاد سوگندی که خورده بود می افتد که کار طبابت را بدون بی طرفی کامل انجام دهد و اتفاقا فردی است معتقد و پایبند به عهد و قسم.

    او اینجا هنگام جراحی با خودش کلنجار می رود که انقام پسرم را بگیرم یا به قسم وفادار باشم و برای درمان کامل بیمار تلاش کنم. 

    مخاطب به شدت منتظر است تا ببیند چه می شود.

    این نوع کشمکش ها باعث می شود که مخاطب نتواند حدس بزند که شخصیت چه کار می کند و تعلیق هم ایجاد می کند.

    تاهمین جا برای بحث شخصیت کافی است.

    موضوعات: نویسنده: ریحانه علی عسکری  لینک ثابت



    [چهارشنبه 1397-06-07] [ 09:20:00 ق.ظ ]






      خانه آخرین مطالب لینک دوستان تماس با ما  

     
     
    اللهم اجعلنا من المتمسكين بولایه اميرالمومنين و ائمه المعصومین علیهم السلام هدف ما در این فضا, تولید محتوای دینی و علمی و آموزشی می باشد. مطالب وبلاگ ما همه تولید اند و حاصل دسترنج گروهی از طلاب مدرسه علمیه کوثر می باشند.
     
     
    مداحی های محرم