تيك؛ تيك؛ تيك،

خبر ساعات پايانيه سال ٩٦ را نويد مي دهد

 صداي عقربه هاي زمان

و چه ساده سال به سالمان را بايگاني مي كند، اين گردش روزگار،

نمي دانم؛ ميداني يا نه؛

اي دوست، كه شايد دلخوشي هايي كه من و تو ساده از كنارش مي گذريم آرزو و حسرتي باشد براي ديگران، آرزو باشد. همين خانه گرم، دل خوش، ذهن آرام، همين خنده ي از سر دل؛ 

چشمت را باز كن، داشته هايت را بهتر ببين ؛ 

بشمارنعمت هاي بي حد و حسابي را كه خداوندگارت به تو ارزاني داشته،

گرامي بدار آغوش مادرت را،

بوسه بزن دستان پدر را؛

از گرماي وجود خواهر، برادر، همسر و فرزندت گرما بگير

 و همين دلخوشيهاي ساده را زندگي كن،

زندگي كن بودنت را؛ 

زندگي كن نفس كشيدنت را؛

زندگي كن تك تك آرزوهايت را

و استشمام كن هواي عشق را؛

هواي مست بهاري را 

زندگي را خودت براي خودت لعاب بده ؛رنگ بزن؛

خودت طرحي نو بينداز بر

 روزمرگي هايت كه خدا هميشه بي هوا ؛هوايت را دارد

هفت سين امسالت را با دستان خدا بچين.

 با نواي عشق، با عطر جان 

امسال دل بده به دل روزگارت.

امسال قدم بردار پا به پاي آرزوهايت

و بخند به تمام سختي هاي اين دوران ؛آري بخند اي دوست من؛

هميشه بخند؛ لبخند تو زيباترين نقشي است كه خداوند بر بوم اين جهان زده ؛

سالهايت را در ذهنت نگه دار؛ 

مي دانم روزي خاطره ها را با آن نقل خواهي كرد. 

و من برايت آرزو مي كنم آن زمان نقل كني از سالهايي سرشار از خوشي؛ زيبايي؛

سالهاي ناب از عشق؛

سالهاي خدايي 

اميدوارم؛ اميدوارم و اميدوار

اشتراک گذاری این مطلب!
   پنجشنبه 2 فروردین 1397نظر دهید »

صدايم که مي زند، گويي خوش آواترين آهنگ دوران را مي شنوم؛

 كنار او مي روم، همين طور كه با من صحبت مي كند محو تماشايش مي شوم،

زمان زندگي ام را خاموش مي كنم ديگر برايم گذر وقت اهميت ندارد؛ 

فقط او را نظاره مي كنم .

در نگاهم عشق نقش مي بندد و افكارم تنها سوي گذشت و فداكاري 

مي رود؛

من، ققنوس افسانه اي را اينجا، در دل واقعيت يافته ام؛

آري من سوختن براي ساخته شدن را در حضور او تجربه كردم؛

ابديت همين جاست، درحضور او

؛در دل صبورش، در لابه لاي تك تك انگشتانش ، درست در همين نقطه دنيا .

دلواپسي هايت را چگونه جبران كنم ، چگونه جبران كنم آن همه گذشت و فداكاريت را، من حتي در دنياي بدون زمانم هم، باز شرمنده ات مي شوم ؛

آه نمي توانم هيچ واژه اي را در وصف تو بيابم؛ مگر مي شود دنيايي را در كلمه اي توصيف نمود؟

 مگر مي شود شگفتي حضورت را با كلام به رخ كشيد؟ 

نه، نمي توان هيچ چيزي را براي تو جبران كرد، و من در هياهوي واژه هاي عاشقانه واژه اي را زيباتر از نامت نيافتم

 اي مادر…

اشتراک گذاری این مطلب!
کلیدواژه ها: مادر
   جمعه 18 اسفند 13961 نظر »
جستجو
 << < اردیبهشت 1397 > >>
شن یک دو سه چهار پنج جم
1 2 3 4 5 6 7
8 9 10 11 12 13 14
15 16 17 18 19 20 21
22 23 24 25 26 27 28
29 30 31        
کاربران آنلاین
  • مدرسه علمیه فاطمه الزهرا س اراک
  • سکینه بنت الحسین
  • ریحانه
  • پژوهش مدرسه علمیه حضرت زینب (س) میناب
 
مسابقه وبلاگ نویسی حمایت از کالای ایرانی