کوثر ولایت
مدرسه علمیه کوثر اصفهان
 
  خانه آخرین مطالب لینک دوستان تماس با ما  

   




جستجو





 << < آذر 1397 > >>
شن یک دو سه چهار پنج جم
          1 2
3 4 5 6 7 8 9
10 11 12 13 14 15 16
17 18 19 20 21 22 23
24 25 26 27 28 29 30




کاربران آنلاین

  • رضوانی
  • حدیث عشق
  • زكي زاده
  • جمشيديان
  • صبا ملکوتی
  • حضرت مادر (س)
  • رها
  • امید
  • یگانه خانوم گل
  • مهدی اصغری



  •   سخنی با قحطی زده گان ۱۳آبان   ...

    #به قلم خودم

    سلام بر دوستان عزیز یه سوال دارم از شماهایی که می گفتین قراره ۱۳ آبان قحطی بیاد و همه بمیرن. به لطف شما هرچی خوار و بار مونده و تاریخ مصرف گذشته بود از تو فروشگاه ها و انبارا جمع شد و با بالاترین قیمت ممکن فروخته شد. دیروزم ۱۳ آبان اومد و تموم شد و رفت.  حالا سوالم اینه: الان قحطی شد؟؟؟ جنس تو بازار کم شد؟؟؟ ما که هیچی ذخیره نکردیم از گرسنگی مردیم؟؟؟ زیاد فکرشو نکنید کاریه که شده  دفعه بعد بجای حرف چهار تا مغرض، حرف خدا را گوش کنین و به هرخبری که از هر منبعی به دستتون می رسه اعتماد نکنید تا اینجوری ضرر ندید. (آیه ۶سوره حجرات)۱ وبدونید آیات قرآن را خدا برای هدایت و راهنمایی همه بنده هاش فرستاده  که گوش کردن به آیاتش، هم تو کارای دنیایی کمکتون  می کنه هم کارای آخرتی. حالاهم یه پیشنهاد دارم براتون این دفعه حرف خدا را گوش کنین: تا برنجاتون  خراب نشده و تاریخ مصرف ماکارونی و سویاتون نگذشته و نون خشکه هاتون مونده نشده ببرین مناطق محروم بدین به چهار تا آدم نیازمند، پولتون برنمی گرده  اعتمادی که به بی بی سی وشبکه های منافق اونور آبی کردین هم برنمی گرده  اما عوضش، می تونین به خودتون امید بدین که یه کار ثواب کردین ذخیره آخرتیتون می شه انشاالله(آیه 274 سوره بقره)۲ اون حرف خدا را که گوش نکردین ضررشم دادین  حداقل این یکی را گوش بدین. دست به دست کنین تا برسه به دست همه. ۱. أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِن جَاءَكُمْ فَاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَیَّنُوا أَن تُصِیبُوا قَوْمًا بِجَهَالَةٍ فَتُصْبِحُوا عَلَیٰ مَا فَعَلْتُمْ نَادِمِینَ (آیه۶) ای کسانی که ایمان آورده‌اید، اگر فاسقی برایتان خبری آورد، نیک وارسی کنید، مبادا به نادانی گروهی را آسیب برسانید و [بعد،] از آنچه کرده‌اید پشیمان شوید.(سوره احزاب آیه ۶) ۲. الّذينَ ينفِقونَ أَمولَهُم بِالّيلِ والنَّهارِ سِرًّا و عَلانِيةً فَلَهم أَجرُهُم عِندَ رَبّهم ولَاخَوفٌ عَليهِم و لَاهُم يحزَنون» کسانی که نان که اموال خویش را در شب و روز در پنهان و آشکار انفاق می کنند، اجرشان با پروردگارشان است. نه بیمناک می شوند و نه غمگین(آیه 274سوره بقره)

    موضوعات: اخلاقی وتربیتی, فرهنگی, روایت تولیدی, فضای مجازی, روایت تولیدی  لینک ثابت



    [دوشنبه 1397-08-14] [ 01:23:00 ق.ظ ]





      سلفیتیس   ...

    تمایل به عکس گرفتن از خود یا همان «عکس سلفی» به‌عنوان اختلال روانی تایید شده و آن را «سلفیتیس» نامیده‌اند.

    به گزارش سلامت نیوز به نقل از باشگاه خبرنگاران پویا، اخیراً انجمن روانپزشکی آمریکا، تمایل به عکس گرفتن از خود یا همان “عکس سلفی” را به عنوان اختلال روانی تایید کرده است که آن را با اصطلاح «سلفیتیس» یا selfitis نامیده‌اند.

    تعریف «سلفیتیس»:

     «تمایل وسواسی ـ اجباری برای گرفتن عکس از خود و فرستادن آن در شبکه‌های اجتماعی تا بتوانند کمبود عزت نفس و شکاف حاصل از فقدان صمیمیت را جبران کنند و در سه سطح رده‌بندی می‌شود؛ لب مرزی، حاد و مزمن.»

    1- اگر روزی سه عکس سلفی از خود می‌گیرید اما آن ها را در شبکه‌های اجتماعی به اشتراک نمی‌گذارید، در رده‌ سلفیتیس لب مرزی قرار می‌گیرید.

    2- اگر روزی حداقل سه عکس از خودتان را به این شبکه‌ها ارسال می‌کنید، دچار اختلال سلفیتیس حاد هستید.

    3- اگر اشتیاق غیرقابل کنترلی برای گرفتن روزانه شش عکس از خود و ارسال آنها را تجربه می‌کنید، شما دچار اختلال سلفیتیس مزمن هستید.

    افرادی با مشخصه‌های «توجه‌طلب با اعتماد به‌ نفس پایین»، «خودشیفته‌ها»، «افراد دوری‌گزین»، «افرادی که به دنبال آخرین مد هستند»، «وابستگی ایجاد شده به دنبال انتشار عکس و دریافت لایک» بیشتر درگیر این حالت هستند.

    این پدیده می‌تواند اختلال “خودشیفتگی ـ دیجیتالی” به همراه داشته باشد.

    سلامت نیوز: "عکس سلفی” گرفتن به عنوان اختلال روانی تایید شد.

    موضوعات: فرهنگی, طب, وبلاگ علمی, فضای مجازی  لینک ثابت



    [دوشنبه 1397-07-30] [ 11:04:00 ق.ظ ]





      بازى بدون زندگى   ...

    چند سال پيش همه چيز واقعى تر بود، حتى بازيهاى كودكانمان.  دور هم جمع مى شديم و در حياط خانه مادر بزرگ ، هر كداممان در قالبى فرو مى رفتيم، يكى مادر بود و ديگرى پدر و بقيه هم فرزندان خانواده؛ 

    يكى هم نقش زن همسايه يا خاله را بازى مى كرد و به اين ترتيب مهمانى بازى و خاله بازى شروع مى شد.  پدر به سر كار مى رفت و مادر مشغول آشپزى مى شد. يادم هست حتى سبزى فروش هم داشتيم كه علف هاى باغچه را به جاى تره و شاهى به ما مى فروخت. 

    گاهى هيجان بيشترى به بازيمان مى داديم و نقش دزد و پليس را بازى مى كرديم و يا به بازيمان جنبه علمى داده و دكتر و يا معلم مى شديم.  براى بازى هم اگر نياز به وسايلى داشتيم، با خلاقيت خاصى يا خودمان آن را درست مى كرديم يا وسايل خانه را تغيير كاربرى داده و كارمان را راه مى انداختيم.

    چادر مادرانمان، وسايل آشپزخانه و خياطى و حتى بالش و متكا وسايلى بود كه در همه خانه ها وجود داشت و به بازيمان رونق مى داد.  چند سال پيش اگر كودكى يك وسيله بازى ساده يا عروسكى كهنه در دست داشت، همه كودكان را دور خود جمع مى كرد ، اما امروز هر كودكى گوشى يا تبلت داشته باشد كانون توجه ديگر كودكان است.

    متاسفانه كودكان امروز دغدغه اى براى تمرين نقشهاى بزرگسالى ندارند. جذابيت بازى هاى مجازى آنقدر برايشان زياد است كه حتى حاضر نمى شوند لحظه اى سر از روى دستگاه برداشته و نگاهى به دنياى اطراف خود بيندازند و با آن ارتباط برقرار كنند.  بايد قبول كنيم فرمان كنترل بازى هاى كودكان امروز، دست پدر و مادرها نيست. 

    آن ها در بازى هاى مجازى با دنياىى روبرو مى شوند كه فرسنگ ها از دين و فرهنگ و دنياى واقعى اطرافشان فاصله دارد و افسوس كه هر روز بيشتر در اين دنياى ساخته دست غريبه ها غرق مى شوند، بدون اينكه هيچ چيزى براى زندگى آينده خود ياد بگيرند.

    موضوعات: خانواده, روایت تولیدی, فضای مجازی  لینک ثابت



    [دوشنبه 1397-04-18] [ 01:48:00 ق.ظ ]





      دختر آفتاب مهتاب نديده!   ...

    نوشته شده توسط نویسنده وبلاگ کوثر ولایت:

    سرکار خانم صفورا صیرفیان پور

    بي صدا وارد اتاق شد و بالاي سر تخت او ايستاد.  به چهره دوست داشتني دختر كه خوابيده بود، نگاهي انداخت و لبخندي حاكي از رضايت روي لبش نقش بست. چقدر معصومانه خوابيده بود. همانطور بي صدا برگشت و به تخت خواب خودش رفت. آنقدر به خوشبختي دخترش و آرزوهايي كه براي آينده آش داشت، فكر كرد تا خوابش برد. 

    هميشه دلش مي خواست دخترش، بهترين باشد. از لحظه تولد او دغدغه تربيت صحيحش را داشت و اكنون پس از گذشت ١٧ سال، فكر ميكرد بخوبي از عهده اين كار برآمده است. دختر هيچ مشكل اخلاقي و رفتاري نداشت، درسخوان و مؤدب بود و نماز و روزه اش هم بجا. با اينكه از خانه تا مدرسه او راه زيادي نبود، از همسرش خواسته بود برايش سرويس بگيرد تا هيچ آفتاب و مهتابي روي او را نبيند، غافل از اينكه آفتاب و مهتاب پايشان را داخل خانه و اتاق دخترش گذاشته اند!

    يك روز در آشپزخانه بود كه تلفن زنگ زد. دوست قديمي اش بود. از او مي خواست امروز عصر تنها به خانه آنها برود. چرا تنها؟ هميشه دختر را هم همراهش مي برد!…

    در خانه شان را كه زد، دوستش رنگ پريده جلوي در آمد و با اضطراب و دستپاچگي او را به درون خانه دعوت كرد. پس از خوش و بش هاي معمول، احساس كرد اوضاع عادي نيست. انگار دوستش مي خواست چيزي به او بگويد و نمي توانست. بد به دلش راه نداد، تا اينكه دوستش گوشي همراهي را آورد و با دستاني لرزان انگار دنبال چيزي در آن مي گشت. گيج شده بود، اصلا معني رفتار او را نمي فهميد. دوستش مرتب مي گفت چيز مهمي نيست، نگران نباش! 

    ديگر زمان و مكان برايش مفهومي نداشت، فقط روي صفحه گوشي دخترش را مي ديد كه بدون پوشش و با كمي آرايش و با ژست هاي جورواجور، جلوي چشمانش رژه مي رفت. باورش نمي شد اين دختر كه به او لبخند ميزند، همان دختر معصوم خودش است، دختري كه آفتاب و مهتاب رنگش را نديده بود. 

    آه! … به ياد تبلتي افتاد كه چند ماه پيش براي تولدش خريده بودند و از آن روز انگار دخترك ساكت و مرموز شده بود. 

    موضوعات: اخلاقی وتربیتی, روایت تولیدی, حجاب وعفاف, فضای مجازی  لینک ثابت



    [پنجشنبه 1396-11-19] [ 09:12:00 ق.ظ ]






      خانه آخرین مطالب لینک دوستان تماس با ما  

     
     
    اللهم اجعلنا من المتمسكين بولایه اميرالمومنين و ائمه المعصومین علیهم السلام هدف ما در این فضا, تولید محتوای دینی و علمی و آموزشی می باشد. مطالب وبلاگ ما همه تولید اند و حاصل دسترنج گروهی از طلاب مدرسه علمیه کوثر می باشند.