« ظرف خالی بود.عشق من »

داخل اتوبوس نشسته بودم که خانمی سوار شد و کنارم نشست. هر از گاهی برمی گشت و نگاهی به من می انداخت. از نگاه گاه بی گاه او تعجب کردم. متوجه تعجبم شد و گفت:

خدا را شکر که هنوز دختر باحجاب هست, خنده دار بود او از دیدن دختر با حجاب تعجب می کرد. به یاد حرف استادم افتادم که می گفت: اگر خبرنگاران پیرمرد 120ساله پیدا کنند مانند یک عتیقه با او برخورد می کنند و با او مصاحبه می کنند, انگار چیزی عجیب دیده اند.

از او می پرسند راز زنده ماندن شما چیست در حالیکه باید دنبال علت مرگ و میر زودرس بگردند نه راز ماندگاری. یعنی از او می پرسند چرا تا حالا نمردی؟ آنقدر که مرگ جوانان زیاد شده متعجب می شوند که چرا هنوز مردم مسن وجود دارند.

حالا هم این خانم, آنقدر بی حجاب دیده بود که اینطور با تعجب به من نگاه می کرد فکر کردم که شاید تقصیر ماست که داریم عتیقه می شویم.

شاید من آن گونه که باید نبوده ام که اطرافیانم نخواستند شبیه من شوند.

کلیدواژه ها: تقلید, حجاب, مسولیت
   سه شنبه 22 اسفند 1396


فرم در حال بارگذاری ...

 
مسابقه وبلاگ نویسی حمایت از کالای ایرانی