دوش خواب عاشقی دیدم پر از احساس بود

نقش رنگارنگ چشمانش مثال یاس بود

عطر عدلش از نفس های علی الهام داشت

وز درون صوت زیبایش غزل آغاز بود 

همچو جدش مصطفی شب زنده داری می نمود

دست پر مهرش به سوی مردمان هر زمانه باز بود 

مهدیا؛ ای تو همه راز و نیاز قلب من 

حاجت دلخستگانت با صدای ناله ها دمساز بود

من به یاد تو توانم بر قلم غالب شوم 

آنچه گفتم نکته ای از عشق مولا و حدیث راز بود 

 

 

موضوعات: نویسنده و شاعر: الهام ملمعی  لینک ثابت



[پنجشنبه 1396-11-12] [ 06:37:00 ب.ظ ]