• تماس
  • ورود
 
« آواز بلند خاموششهدا زنده اند »

آرام آرام شکوفه های رسیده از سفری دور، به دست نسیمی به دشت لاله های خونین می رسند.

شکوفه ها’ سفره ی دل خود را برای لاله باز می کنند از خستگی راه خود 

می گویند.

اما!

کمی آن طرف تر من به پهنای آسمان 

می گریم، چندین مرد تابوتی را با خود حمل می کنند.

 با اینکه تابوت ها خالی است ولی عجیب سنگینی می کنند .

صاحبان آن تابوت ها’ همان شکوفه ها هستند که به سمت خدا پرواز کرده اند.

اما چرا آن طرف تر صدای گریستن می آید ؟!

آن همه ناله برای چیست؟

انگار هر کس نجوایی در گوش تابوت می کند و روی آن چیزی می نویسند.

آرزوها و امید ها را می نویسند؟

از دلتنگی خود و غم دوری مهدی فاطمه (س) می نویسند؟

از جوان هایی می نویسند که چادر حضرت فاطمه زهرا (س) را لگد مال کرده اند؟

از……

تو فرزند کدام مادری؟

تو از کدامین شهر و دیاری؟

کدام ناجوانمردی خون پاک تو را ریخته؟

و کجاست آن قد رشیدت که هم اکنون به چند پاره استخوان تبدیل شده؟

خوشا به حال آسمانی که تو را در آغوش گرفته….

آری’ درست است مغز من را با خون شهدا شست شو داده اند .

و ما باز هم شرمنده ایم.

اشتراک گذاری این مطلب!
کلیدواژه ها: شهادت, شهدا
   پنجشنبه 23 فروردین 1397

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است


فرم در حال بارگذاری ...

جستجو
 << < اردیبهشت 1397 > >>
شن یک دو سه چهار پنج جم
1 2 3 4 5 6 7
8 9 10 11 12 13 14
15 16 17 18 19 20 21
22 23 24 25 26 27 28
29 30 31        
کاربران آنلاین
  • مدرسه علمیه کوثر اصفهان
  • حاجی اسماعیلی
  • مدرسه علمیه کوثر ورامین
  • نوروزی
  • حوزه علمیه الزهرا(س) گلدشت
  • ریحانه
  • رضوی
  • رمضاني
  • کارشناس فرهنگی مرکز آموزشهای غیرحضوری
  • کوچکی
  • گل نرگس
  • ميرزايي
  • پشتیبانی کوثر بلاگ
  • مرکز تخصصی فقه و اصول قبای تهران
  • لیلا سادات میرعزیزی
  • خدیجه گلشادی
  • مدرسه حوزه علمیه بنت الرسول (س)
  • سميرا خدائي شاهيوندي