• تماس
  • ورود
 
« وصال یارشرمنده ایم »

در ساعتی که خورشید گیسوانش را به سمت غروب می بافت و به خوابگاه ارغوانی اش می شتافت، دلم هوایی جز هوای رهایی نمی یافت

 و سراسر وجودم در پی دم و بازدم های پایانی روز، رو به قبله نشسته بود.

به قبرستان نظری انداختم، و آواز بلند خاموشِ ساکنانش را، خط به خط بر لوح وجودم حک کردم.

چه ساکنانی و چه منزلگاهی!

گل ها و درختان در گوشه گوشه اش نما می کنند

 اما ساکنانی که هیچ نمی پندارند از این سنگ های سرد و رنگ های سبز؛

خفتگانی که فقط با طنین روح بخش فاتحه ای، سر از پای نمی شناسند؛

آنانی که روزی جلال و جبروت دنیایی را با هیچ برابر نمی دانستند،

امروز فقط تمنایی جز صلوات و چند آیه از قرآن ندارند.

چه زود دیر می شود و چه دیر زود!جایگاهی که ما هم به آن محتاجیم و طنینی که به آن، شوریده حال.

پروردگارا، بیامرز بندگانت را، 

و ببخش این آفریده های مغرورت را.

اشتراک گذاری این مطلب!
کلیدواژه ها: اعمال صالح, غرور, فاتحه, مرگ
   جمعه 24 فروردین 1397

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است


فرم در حال بارگذاری ...

جستجو
 << < اردیبهشت 1397 > >>
شن یک دو سه چهار پنج جم
1 2 3 4 5 6 7
8 9 10 11 12 13 14
15 16 17 18 19 20 21
22 23 24 25 26 27 28
29 30 31        
کاربران آنلاین
  • مدرسه علمیه کوثر اصفهان
  • حاجی اسماعیلی
  • مدرسه علمیه کوثر ورامین
  • نوروزی
  • حوزه علمیه الزهرا(س) گلدشت
  • رضوی
  • رمضاني
  • کارشناس فرهنگی مرکز آموزشهای غیرحضوری
  • کوچکی
  • گل نرگس
  • ميرزايي
  • پشتیبانی کوثر بلاگ
  • مرکز تخصصی فقه و اصول قبای تهران
  • لیلا سادات میرعزیزی
  • خدیجه گلشادی
  • مدرسه حوزه علمیه بنت الرسول (س)
  • سميرا خدائي شاهيوندي